همه انسانهای روی زمین جدایی از نژاد ،مذهب،زبان ومرزهای جغرافیایی دارای نقاط مشترکی هستند و آن انسانیت است که این انسانیت در درون خود دارای دو ماهیت اصلی و متمایز کننده انسانها از یکدیگر می باشد ، یکی نور و دیگری ظلمت است ،که یکی موجب رستگاری و دیگری باعث ظلالت ، گمراهی و نابودی انسانها میشود.
این موضوع در مورد تمام دولتها و ملتها و در تمام اعصار تاریخ بشر از تشکیل اولین دولتها تا کنون صدق میکند و بشریت همواره در مبارزه بین این دو نیرو یعنی خیر و شر بوده است .خصوصا اینکه پیامبران و یاران آنها بعنوان نماد حق و نمایندگان رسل الهی در یکطرف قرار میگرفتند و دولتهای شرور اعوان و یاران و انصار ایشان نقطه مقابل آنها بودند.
در واقع این موضوع به وسعت تاریخ بشریت تا ظهور حضرت حجت عج و بازگشت و رجعت عیسی مسیح ع ادامه خواهد داشت تا حکومت عدل جهانی به امید خداوند پیاده شود.
اما انتخاب کلمات برای بیان این موضوع به منظور آنست که بدانیم ما در هر صورت و به هر جهت که حرکت کنیم چون جامعه جهانی حداقل پس از صنعتی شدن اروپا و جنگهای جهانی اول و دوم این را ثابت کرد که (تمام ملتها و دولتها )دنیا با سرعت شگفت انگیزی به خصوص از سال 2000 به بعد به سمت شر حرکت میکند نه رستگاری و حق طلبی (ما می توانیم این را حتی در فیلمهای اخرالزمانی هالیود ببینیم که صراحتا اذعان به حرکت انسانها به سمت شیطان پرستی دارندو....دارد )پس تمام ما (مردم دنیا بجز تعداد معدودی از اولیای الهی و مومنین و موقنین واقعی از تمام ادیان الهی ) انتخاب صحیحی نخواهیم داشت ،بنابراین اصول دینی و فرامین الهی را زیر پا گذاشته و خواهیم گذاشت ،کافی است به وضعیت جهان اسلام ، مسیحیت و یهودیت بنگریم معیار های اخلاقی در تمام این کشورها تقریبا مرده است و به بهانه پیشرفت تکنولوژی ما تا پرتگاه سقوط پیش رفته ایم و یادمان رفت که جایگاه انسان و انسانیت و اخلاق کجای این معادله مهم است .یک مثال ساده آن دروغگویی است که تقریبا در بین سیاستمداران و رسانه های جهانی و ملی به وضوح اعیان است و وقتی کذب باشد یعنی همه گناهان دیگر هم وجود دارد امروزه بخشهای عظیمی از سیستم بانکی ما به ربا آلوده شده است(علت ورشکستگی تمام بانکها از خصوصی تا دولتی هم اینست که ما به سمت ربا رفتیم ...آن شد که نمی بایست بشود ) و در طی این سالها بارها مراجع تقلید فرموده اند که آن را اصلاح کنیم سوال این است که بانک مرکزی و مجلس و دولتها چه کرده اند.یاو ضعیت تولید کنندگان مثل خودرو سازها و مقوله احتکار و گرانفروشی آنها و بیشتر بنگاههای تولیدی و....(باتوجه به قیمت بالای خودروی داخلی تا چند برابر قیمت تمام شده ولی بازهم همه انها ورشکسته شده اند علت آن گرانفروشی و احتکار و کم فروشی و نقض قوانین الهی یعنی خط قرمزهای قرآن مثل دروغ ،گرانفروشی و... است )و یا رانت و اختلاس و غیره بدلایل زیادی در جامعه گسترش پیدا کرده و حل آن همت بلندی می خواهد و اگر ما برای همه اینها با فرمان الهی حرکت میکردیم الان کجا بودیم اما واقع این است که حرکت نکردیم ،و تعداد زیادی از مردم این اتفاقات انجام شده مثل ریا ،ربا ، رانت ، اختلاس ،گرانفروشی و احتکار ،داعش ،طالبان،القاعده،حکام فاسد جهان اسلام و ..را به اسلام گره زدند و متوجه اسلام نماها نشدند ،و ندانستند دین به خودی خود پاک و مبرا از این حرفهاست این اشتباهات ماست که آنرا به دین گره میزنیم تا توجیه کارهای خودمان را کرده باشیم ،برویم زندگی حضرت علی ع و سایر ائمه اطهار ع و اولیای الهی را با دقت مطالعه نماییم .
اگر بخواهم واضح بگویم اینگونه میشود که ما از یک طرف با گرگ درنده ای مثل آمریکا روبرو هستیم و از طرف دیگر با روباه مکاری بعنوان اتحادیه اروپا که هیچکدام مزیتی نسبت به آن یکی ندارد و قطعا هم در طی این مدت یکسال و بهتر آنست که بگویم صد البته سالیان قبل متوجه شده ایم که چرا .
از آنجاییکه طرفهای دیگر ارتباط با ما دولتهایی است مثل دولت چین که تمام اقتصاد مارا به فرط نابودی کشیده (تعطیلی کارگاهها و اجناس بنجل و...)و با رفتار محافطه کارانه خود بارها مار ا در تنگنا گذاشته است دوستی داریم که تعدادی از مسئولین ما بارها از عهد شکنی آنها سخن گفته اند (زیرا آنها منافع اقتصادی و ملت خود را بر هرچیزی مقدم میدارند و یا رفتار وحشیانه دولت چین با مسلمانان بیگناه در ایغور و گرفتن فرزندان مسلمانان از خانواده یشان و پرورش آنان در کمپ های مخصوص یا حمایت او از کشتار مسلمانان بیگناه میانمار و طرفداری از دولت دیکتاتور میانمار و لی آخر قضیه )و از آنطرف با دولت روسیه خصوصا پوتین روبرو هستیم که نمی دانیم چند بار تا کنون به این ملت و دولت ضربه زده است .حال سوال اینجاست ما باید ببینیم به چه کسی و چه چیزی متکی باشیم تا بتوانیم از این موقعیتها عبور کنیم و در مسیر پیشرفت معنوی و مادی قرار بگیریم .(اگر بگویم دولتهای غرب بد هستند آنوقت دولتهای شرقی مثل چین و روسیه چه میشود ماباید بجای این که دنبال بدها و بدترها باشیم دنبال خوب و خوبترین باشیم که در این صورت باید با خود صادق باشیم چه کسی می میماند .بهترین دوست من خدای من و دوستان خدای من هستند )
حقیقت این است که بجای خدا به بندگان خدا اطمینان کردیم و بجای ملت خودمان به دولتهای دیگر چشم امید بستیم.
ما از منابع عظیم خدادادی خودمان نتوانستیم خوب محافظت و بهره برداری کنیم ،ما از استعدادهای نخبه و شایستگان سیاسی ،اقتصادی ،اجتماعی ،فرهنگی ،علمی و....نتوانستیم آنگونه که در خور و شایسته هر ملت و دولتی است بهره ای ببریم لذا بخش اعظمی از منابع مالی ما تحت عنوان رانت ،اختلاس،قاچاق کالا، ربا،ورشکستگی بعضی کارخانجات ،واگذاریها به بخش خصوصی و.....به باد رفت و بخشی از منابع انسانی ما هم بگونه دیگری به هدر رفت مثل فرار مغزها،فرار سرمایه و سرمایه گذاران لایق ، اعتیاد،بیکاری ،فقر اقتصادی،و توزیع نابرابر ثروت و.....
ما از گذشته هیچ درسی نگرفتیم و به آینده هم آنگونه که شایسته است نگاه نکردیم تا مثبت و منفی های تار نمای راهمان را بادقت بررسی و نگاه کنیم .(نوشتن چندین برنامه اقتصادی بدون آنکه خیلی مثمر ثمر باشد و...چین و شوروی و کره و مالزی و سنگاپور همه اینها با برنامه اقتصادی 10 ساله در صدد پویایی و شکوفایی اقتصادشان برآمدند ولی می بینیم که همه این کشورها بجز شوروی موفق شدند چون حمایت از سرمایه گذاری و جذب سرمایه را در اولویت کارهای زیر بنای اقتصادی خود در نظر گرفتند )
ما میخواهیم یک کشور مسلمان باشیم که بتواند آرمانهای اخلاقی و اسلامی خودش را منطبق بر اسلام و از طرفی با اصول قران کریم پیش ببرد ولی فاصله ما تا رسیدن به این اصول و پایه خیلی زیاد است .و خیلی همت بلند و از خود گذشتگی و مران و زنانی می خواهد که منافع بندگان خدا را بر خودشان مقدم بدارند نه اینکه در فکر منافع خود و اطرافیانشان باشند .
انتقاد کردن دلسوزانه موجب رشد و تعالی هر جامعه ای است و بستن و گوش نسپردن به معایب خودمان به معنای مرگ تدریجه ای محسوب میشود .اگر آنقدر که طی این سالها تعداد زیادی از ماها به این و آن دل بسته بودیم به استعداد و شایستگی ملت خودمان اهمیت میدادیم قطعا جایگاه رفیعی در نزد خداوند و بالطبع ملت و جهانیان داشتیم .امروز فرار مغزها،فرار سرمایه های مالی و....نبودیم یا حداقل آنرا شاهد بودیم .منابع ما محدود است و ما فرصت آزمون و خطاهای مکرر را نداریم .ما در قبال این نعمتهای الهی و منابع عظیم مثل نفت و گاز و... تا نیروی انسانی جوان و جویای کار و تلاش و حرکت برای پیشرفت پاسخگو هستیم .سوزندان فرصتها مهارت نیست بلکه ما بایست تهدید ها را هم به فرصت تبدیل کنیم .
این هم دعوا بین اصولگرا،اصلاح طلب،اعتدالگراو...برای چیست ؟آیاشوق خدمت و تقرب به خدا ،بگذاریم دیگران هم از این شوق خدمت بهره ای ببرند .جایگاه مدیران مجرب و نسبتا جوان و متخصص ،متفکرو متعهد در پستهای مهم کجاست؟جوهره وجودی هر حرکت رو به جلو تفکر است و ما باید ببنیم تا چه میزان از نیات و کارهایمان با این هدیه الهی می خواند.
بزرگترین ضعف استراتژیکی هر ملتی چه قوی و یا ضعیف باشند این است که بجای تفکر و تعقل با احساسات به موضوعات نگاه کند،در آنصورت چون از دایره تعقل خارج شده پر مسلم است که عکس العمل ما می تواند جوابی غیر منطقی و یا حتی بر علیه خودمان محسوب شود . عقل ما رسول باطنی ما است ما الگوهایی داریم که اتکاء به آنها رهگشای ماست .
ما باید برای کارها و اقدامات و آرمان های خودمان پاسخ شایسته داشته باشیم تا هم دوست و هم دشمن را بتوانیم منکوب فعل و انفعالات خودمان کنیم .قطعا همیشه و در هر جایی برخوردهای امنیتی پاسخگو نخواهد بود(ممکن است برای شبکه های جاسوسی یا مفسدین اقتصادی و...برخورهای امنیتی بهترین گزینه باشد ولی برای خواسته های اجتماعی و حرکتهای اندیش مند و حرکتهای سیاسی که به حق و دلسوز باشند این جوابگو نخواهد بود).
هر ایرانی بعنوان یک ایرانی و با هر گرایش از ادیان الهی دوست دارد رفیع ترین جایگاه را در بین تمام ملل جهان داشته باشد در عرصه های نظامی ،سیاسی،اقتصادی،تکنولوژی،فرهنگی و...اینها منتهی آرزوی هر ایرانی است و برایش شرافت ، آزادگی و دینداری بزرگترین دغدقه های اوست .
ولی اگر به همین تاریخ صدساله ایران بنگریم از خیانت دولتهای روس تا انگلیس واز خیانت آمریکایها تا فرانسویها ،آلمانها و ...می توانستیم همان ابتدای امر درس بزرگی بگیریم و حرکت کنیم آنوقت نه از گرگها ، روباه و کفتار آنقدر ضربه بخوریم ما بایستی هم چیز را بر بنای دوستی متقابل تواما با احترام تعیین نماییم ،با همه دولتها و ملتها دوستی بر اساس مراقبه و احترام به حاکمیت ملی یکدیگر را تنظیم کنیم و صد البته می بایست نقشه راه برای آینده مان را به اتکا و خود کفایی به معنای واقعی اختصاص میدادیم .مثل چین،هند،کره جنوبی ،سنگاپور ،مالزی،اندونزی،بنگلادش،سریلانکا و.....که امروز پنج مورد اول در بین 20 کشور اول اقتصاد جهان و چند مورد آخری هم به سرعت دارند رشد میکنند.
اگر امروز بخش عظیمی از آقازاده ها و ...... در آمریکا ،انگلیس ،استرالیا،امارات،ترکیه و...هستند و پولهای این ملت را برای عیش و نوش خود بردند تنها چیزی که می تواند تسکین دهنده درد این مردم باشد راستی ،درستی ، عدالت واقعی ،و همت برای پیشرفت است به شرط شایسته سالاری متخصیصن متعهد و بازگرداندن سرمایه های رفته توسط این خیانتکاران گرگ صفت در لباس میش است .(چندروز پیش بانک مرکزی اعلام کرد 4/5 میلیارد دلار ارز که می بایست توسط صادر کنندگان به کشور برگرداننده میشده و مشمول بخشنامه بودند تا کنون اقدامی نکرده اند .یا رئیس کمسیون اجتماعی مجلس اعلام داشت که 3/5 میلیارد دارو وارد کشور شده ولی در توزیع آن متاسفانه نظارت نشده و بخش زیادی به احتکار و یا سر از بازار آزاددر اورده است ،قطعا مردم از تمام دستگاهها و افراد متعهد و متخصص در نظام که الوده به هیچ فسادی نباشند اقدام جدی و شفاف در تمام زمینه های اقتصادی را دارند که یکی از این موارد موضوع برخورد دو گانه است مواردی مثل برخورد با احتکارگران ،گرانفروشان،آقازاده ها،رانت خواران و.....بخش دیگری از آرزو و خواسته ملت است ).
و در عرصه بین المللی و سیاسی در چنین شرایطی کم کردن تنش می تواند یک برگ برنده برای هر کدام از طرفین دعوا باشد .چرا که چین و روسیه منتظرند تا ایران از برجام خارج شوند تا عذری برای نامردیهای خود داشته باشند(مشابه دوره قبلی تحریمها ) و از آنطرف اتحادیه اروپا که مارا در هزار توی برجام فرو برده است قطعا بهترین بهانه برای بازگرداندن تحریمها را خواهد داشت .
نکنه مهم اینکه در صورت بازگشت تحریمها این تحریم بین همه مردم جامعه به صورت مساوی تقسیم نخواهد شد بنابر این فشار مضاعف وچند برابری به قشر ضعیف جامعه خواهد آمد که در بهترین حالت 60 درصد مردم را در بر خواهد گرفت ،ولی می توان با درایت ثابت کرد که میشود تمام بحرانها را مدیریت کرد که این امر قطعا نیازمند بکار گرفتن مدبرترین مدیران متخصص و متعهد خواهد بود و اگر چنین نکنیم نمی توانیم عزتمان را حفظ کنیم .
ما برای سیاست خارجی و داخلی خودمان می توانیم فرمانهای بی نظری مثل نهج البلاغه را که تکلیف همه امور را مشخص کرده است ،توسط اهلش اجرا نماییم .
نکته آخر این پازل چیست؟سوال اینست آیا پای میزه مذاکره برویم یا ایستادگی کنیم ؟
1- قدرتهای بزرگ اقتصادی ،سیاسی و نظامی در طی این یکسال ثابت کردند که چه بصورت جمعی و چه بصورت فردی جرات در افتادن با آمریکارا بدلیل اقتصادی و سیاسی ندارند با اینکه حتی خودشان حق وتو هم دارند (چون همه آنها بلحاظ اقتصادی شدیدا به آمریکا وابسته هستند یادمان نرود چنین یک کپی زن خوبی است و بس و اتحادیه اروپا تمام دو سوم مبادلاتشان با آمریکا است و بلحاظ نظامی هم وابسته هستند الی آخر ...).
2- ما اگر دارای قدرت اقتصادی مثل چین بودیم و قدرت نظامی روسیه را داشتیم،بازهم سعی میکردیم در این شرایط به احتمال زیاد راه چین و روسیه را در مقابل آمریکا طی کنیم ،البته شاید.
3- اصولا دیپلماسی احترام متقابل برد -برد ،بهترین گزینه است در زمانی که همه چیز بر اساس منطق پیش برود نه راههای غیر دیپلماسی .
4- جنگهای انجام شده در طول تاریخ بیشتر از آنکه یک بحث تاریخی باشد می تواند درس و عبرتی برای راه گشای کم شدن تشنج در آینده باشد. مثلا جنگ جهانی اول ،دوم یا حمله روسیه به افغانستان و شکست ان قدرت بزرگ ،یا جنگ ویتنام ،عراق ،افغانستان ...و شکست آمریکا و متحدانش در آن جنگ یا شکست عربستان امارات و اتحادیه عرب و غربیها در جنگ یمن و شکست ،جنگ سوریه و شکست تقریبا تمام قدرتها در آن و سایر موارد مشابه .
در صورت بروز جنگ بین ایران و آمریکا قطعا با پیچیده ترین جنگ در خاورمیانه و جهان بعد از پایان چنگ جهانی دوم روبرو خواهیم شد و اینگونه نیست که بعضی ها تصور میکنند قدرت نظامی و تجهیزات حرف اول را میزند و گرنه امریکا در افغانستان ، عراق ، یمن و....همان هفته اول پیروز میشد و یا طرف مقابل هم می بایست ضعفها و نقاط قدرت خود را خوب شناسایی کرده باشد تا استراتژی لازم برای یک جنگ میان مدت را دارا باشد.
5- بنابر موارد بالا جنگ آخرین و بدترین گزینه است و دیپلماسی و انتخاب بهترین راه برای رضایت منافع طرفین قطعا گزینه عالی می تواند باشد .(جنگ هزینه ها ی مالی ،انسانی،معنوی و.....خود را برای طرفین دارد ).
6- نکته مهم اینکه یادمان نرود جنگهای سیاسی همیشه بین حکومتها بوده نه ملتها و مهربانی ،عطوفت و دوست داشتن وجه اشتراک بین تمام ملتهای جهان است که نبایستی آنرا فراموش کنیم و اگر مطلبی گفته شده قطعا منظور حکومتهای کشورهای دنیا را بیان کردیم نه ملتهای آنان را .
ما به خدای نوح ع ،ابراهیم ع ،موسی ع ،عیسی ع و محمد ص ایمان داریم که با کافران و مشرکان هنگامیکه در مقابل پیامبران الهی و خدای آنها ایستادند چه کرد.ما به اینکه خداوند گروه اندکی را بر گروه کثیری پیروز کرد اعتقاد داریم (داستان حضرت داودع )ما به اینکه خداوند مکر مکرکنندگان را خنثی میکند و یا دروغگویان و کاذبین را خورد میکند یقین داریم ولی اما یادمان باشد خداوند برای بندگان صالح و پیامبران الهی و اولیای الهی وعده پیروزی میدهد و در این حالت اگر قرار است متوکل و ملتزم به باورهای الهی باشیم بایستی خودمان را از نا آلودگیها بتکانیم ،چشمها را باید شست .(در جایی دیدم امروز 2 تیرماه نود و هشت بانک مرکزی اعلام کرد 150 نفر از کسانیکه می بایست ارز مربوطه به صادرات را به بانک مرکزی مطابق بخشنامه صادره بر میگردانند اقدامی نکردند .((وقتی کشور در چنین شرایطی قرار دارد پس رحم کردن به خیانتکاران در همه زمینه های اقتصادی از صغیر و کبیرش بی معنی است اگر قرار است مردم و این سرمایه عظیم انسانی را داشته باشیم آنها عدالت ،برخورد ،حفاظت از بیت المال،کوتاه شدن دست تمام آقازاده و غیره را از بیت المال و.... می خواهند )).
من و ما بعنوان ایرانی هر کجای ایران یا هرگوشه جهان که باشیم و ذره ای شرافت و غیرت در رگهایمان باشد با تمام وجود عزت و پیشرفت را برای کشورمان در زیر سایه خداوند متعال و به یاری امام زمان عج و بر پایه تلاش ،خود باوری ،مدیریت صحیح ،خصوصا شایسه سالاری و .... خواهانیم .
صحبت از گذشته در صورتی که عبرتی برای آینده باشد زیباست و به انسان جرات قدم گذاشتن در راههای ناشناخته ای میدهد که گویی تو آن راه را صدها بار رفته ای و تجربه کرده ای.اگر راههای رفته و خطا دائما تکرار شود بدلیل کمبود سرمایه و منابع و زمان هیچ چیز نصیب حطاکاران نمیگردد .آزموده را دوباره آزمودن خطاست.
یا علی
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی