خرید بک لینک

برگرفته از کتاب طبیب دلها

و خوب است که انسان در این جمله از مطالب ، اگر در کلمات انبیاء و اولیاء و علمای حقه برایش مشکل بشود و به کنهش نرسد، به خداوند واهب العلم و العقل تضرع نموده و قصدش را خالص نماید، و مکررا در کلمات ایشان فکر نماید. و اگر از اتقیای علماء دستش برسد سؤ ال نماید، حکما خداوند عالم یا همان مطلب را او می فهماند و یا راه فهمیدنش را یاد می دهد.
ودر اینکه این گونه مطالب عالیه و اسرار ربانیه در دین حق هست ، حرفی نیست ، حتی اجمال این را متوغلین در جمود هم تصدیق دارند و راه وصول به این مطالب را تزکیه نفس با تقوا و ریاضات شرعیه قرار داده اند، که با این جمله قوه حیوانیه را تضعیف نموده و قوه روحانیه و ایمانه را تقویت کرده ؛ آن وقت چشم بصیرتش باز شده به حقیقت این مطالب (با لکشف و الشهوده ) می رسد؛ چنانکه در آیه مبارکه می فرماید: ( و الذین جهدوا فینا لنهدینهم سبلنا) (9)
(و کسانی که در ما مجاهده می نمایند، ما راههای خودمان را به آنان رهبری می کنیم .)
و از حضرت رسالت پناه صلی اللّه علیه و آله روایت است که هر کسی را دو چشم سر هست که با آنها غیب را می بیند؛ خداوند عالم اگر به بنده ای اراده خیر داشته باشد، چشمهای سر او را باز می کند.
حالا برادر من ! اگر همت دای از اهل معرفت شوی ، و انسان بشوی ؟ بشر روحانی باشی ، سهیم و شریک ملائکه باشی ، و رفیق انبیاء و اولیاء بوده باشی ؛ کمر همت به میان زده از راه شریعت بیا یک مقدار لز صفات حیوانات را از خود دور کن ، و متخلق به اخلاق روحانیین باش ؛ راضی به مقام حیوانات وقانع به مرتبه جمادات نشو! حرکتی از این آب و گل به سوی وطن اصلی خود که از عالم علیین و محل مقربین است بکن تا بالکشف و العیان به حقیقت این امر بزرگ نائل باشی و راه وصول به این کرامت عظمی معرفت نفس است ، همت بکن بلکه نفس خود را بشناسی که شناختن او راه شناختن خداوند - جل جلاله - است که ( من عرف نفسه فقد عرف ربه . (10)( کسی که خود را شناخت تحقیقتا پروردگارش را شناخته است .
اگر چه بعضی ها معنی این روایت را حمل بر تعلیق به محال کرده اند، غافل از اینکه همین معنی در اخبار دیگر صریح است در معنی اول .
چنانکه در ممباح الشریعة وارد است که سؤ ال کردند: مقصود از علمی که فرموده اند او را طلب نمایید اگر چه در چین باشد، کدام علم است ؟! فرمودند: مراد معرفت نفس است که در اوست معرفت رب .
وهکذا در خبر است که سؤ ال کردند از حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله : کیف الطریق الی معرفة الرب ؟! فرمودند: معرفة النفس ! و بالجمله این را داشته باش که انسان انسانیتش به صورت نیست چراکه صورت در در حمام هم می کشند. و به جسمانیت هم نیست ؛ چراکه حیوانات خبیثه هم جسم دارند. و با شره طعام و جماع هم نیست چراکه خرس و خنزیر هم قوه غضبیه شان خیلی است . بلکه خاصه انسانیت که تو را انسان کند و در شرکاء دیگر یافت نشود، علم است و معرفت و اخلاق حسنه .
علم و معرفت حاصل نشود مگر به تحسین اخلاق ، چنانچه می فرماید:
لیس العلم فی السماء لیزل الیکم ، و لا فی الارض لیصعد لکم ؛ بل مجبول فی قلوبکم . تخلقوا باخلاق الروحانیین حتی یظهر لکم ! (11)
نیست علم در آسمان تا به سوی شما فرود آید، و نیست در زمین تا برای شما بالا آید؛ بلکه علم در دلهای خودتان سرشته و خمیر شده است . به اخلاق صاحبان روح و معنی متخلق گردید تا برای شما آشکار شود!)
و تفصیل این اجمال آنکه : این انسان کذایی طرفه معجونی است که در او از همه عوالم امکان نمونه ای هست ؛ بلکه از تمام صفات و اسماء الهی جل جلاله تاثیری در او موجود است . کتابی است که اءحسن الخالقین او را با دست خود نوشته است . و اوست اکبر حجة اللّه . و اوست حامل امانت که سموات و ارضین نتوانستند آن را حمل نمایند. و به عبارت اخری از عالم محسوسات و عالم مثال و عالم معقول هر سه عالم در انسان حظ وافری گذاشتند.
و اگر انسان ، عالمین حس و مثال خود را تابع عقلش نماید یعنی توجهش و همتش را به آن عالمش کند و قوه آن را به فعلیت بیاورد، سلطنت عالمی الشهادة و المثال بر او موهبت می شود. خلاصه به مقامی رسد که بر قلب احدی خطور نکرده از شرافت و لذت و بهجت و بها و معرفت حضرت حق تعالی . بلی آنچه اندر وهم ناید آن شود.
و اگر عقلش را تابع عالم حس و شهاده اش که عالم طبیعت بشود و (اخلد الی الارض ) (12)باشد، خدا می داند که بعد از مفارقت روحش از این بدن چه ابتلایی ، و چه شقاوتی ، وچه شدتی ، به او خواهد رسید؛ لا سیما در قیامت کبری که ( یوم تبلی السرار) است .
و بالجمله ، اگر انسان اخلاق خود را تزکیه نماید و اعمال و حرکت و سکون خود را به میزان شرع و عقل مطابق نماید - چون شرع و عقل مطابق اند - در اینکه انسان را امر می کنند که متصف به صفات و اخلاق روحانیین بشود، و مراقبت باشد که حرکات و سکونش موجب ترقی به عوالم علیین و مقام والای روحانیین بشود، بالجمله تحصیل معرفت ( باللّه و ملئکة و رسله و الیوم الاخر ) (13)نماید بالمعرفة الوجدانیه ؛ آن وقت موجودی می باشد انسانی روحانی ، نه انسانی جسمانی .
به عبارت اخری :
صار موجودا بما هو انسان دون اءن یکون موجودا بما هو حیوان . ( و به عبارت دگر، موجودی می شود از جهت انسانیتش ؛ نه آنکه موجودی شود از جهت حیوانیتش .)
چنانکه علم الهدی در غرر و درر از حضرت شاه ولایت پناه علیه السلام روایت فرموده ، در جواب سؤ ال از عالم علوی که در آن روایت فرمودند:
خلق الانسان ذا نفس ناطقه ، ان زکاها بالعلم و العمل فقد شابهت جواهر اوائل عللها، و اذا اعتدل مزاجها وفا رقت الاضداد فقد شارک بها السبع الشداد. (14)
(و انسان را با نفس ناطقه آفرید که اگر آن نفس را با دو بال علم و عمل پاک کند، پس از آن نفس ناطقه با گوهرهای علت های نخستینش مشابه خواهد گشت ، و اگر مزاجش را معتدل سازد و از صفات متضاده دوری جسته ، طریق وسط و عدل را بپوید، پس با هفت آسمان مستحکم مشارکت خواهد نمود.)
و هکذا در خبر دیگر دز بیان خلیفه می فرماید( بعد از بیان چند فقره :
فمن تخلق بالاخالاق فقد صار موجودا بما هو انسان دون اءن یکون موجودا بما هو حیوان ؛ فقد دخل فی الباب الملکی الصوری و لیس له من هذه الغایة مبر .
(پس کسی که متخلق به اخلاق الهی شود، موجودی خواهد شد از جهت انسانیت خود، بدون آنکه موجود شود از جهت حیوانیت ؛ بنابراین چنین فردی داخل می شود در زمره فرشتگان که دارای صورتند، و از این مقام مقامی برتر وجود ندارد.)

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 15:48

صفحه بندی