خرید بک لینک

واى بر فلسطین و آنچه از بلا بر وى وارد شود

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

از جمله راجع به رى فرمود: اى واى بر رى و آنچه بر این شهر آید از قتل عظیم و اسیرى زنان و ذبح اطفال و نابودى مردان اى واى بر شهرهاى فرنگ و آنچه بر آنها از اعراب رسد، اى واى بر شهرهاى سند و هند و آنچه از قتل و ذبح و خرابى در آن زمان واقع مى شود تا آنجا که راجع به فلسطین فرمود: آگاه باش واى بر فلسطین و آنچه بر آن شهر از فتنه هاى کمر شکن وارد خواهد شد، آگاه باشید اى واى بر اهل دنیا و آنچه بر آن از فتنه ها وارد خواهد شد در آن زمان ، و (اى واى ) بر تمام شهرهاى غرب و شرق و جنوب و شمال ، آگاه باشید که مردم بعضى بر بعضى سوار شوند و جنگهاى دائمى بر آنها حمله کنند، این (ستمها) بواسطه آن اعمالى است که خودشان انجام داده اند و پروردگار تو هیچ بر بندگان ظلم نمى کند.

آنگاه بعد از کلامى فرمود: اى گروه مردم در این سخنان من شک مى کنید که من تکلم نکرده و ادعائى ننمودم که بر دروغ باشد و شما را خبر نمى دهم مگر به آنچه رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم مرا تعلیم داده است ، همانا مرا هزار مساءله آموخت که از هر مسئله اى هزار باب از علم و از هر بابى ، صد هزار باب گشوده مى شود، شما را به این خبرها خبر دادم با کمى صبر شما، پس چقدر شگفت آور است ، بسیارى فتنه هاى شما و پلیدى زمان شما و خیانت حکام شما و ظلم قضاوت شما و سگ صفتى تجار شما و بخل فرمانروایان شما و آشکار شدن اسرار شما و لاغر شدن جسمهاى شما و بسیارى آرزوها و زیادى شکایتهاى شما، چقدر شگفت آور است کمى معرفت شما و ذلت فقیر و تکبر اغنیاء و کمى وفاى شما.

انالله و اناالیه راجعون از اهل آن زمان ، در میان ایشان مصیبتها وارد شود ولى آنها را بزرگ ندانند، شیطان با بدنهاى آنها آمیخته و در اجسامشان و خونهایشان جاى گرفته و آنها را به تهمت وسوسه مى کند تا مرتکب فتنه هاى شهرها بشوند. (در آن زمان ) مؤمن مسکین و دوستدار ما گوید: من از ناتوانانم ، بهترین مردم در آن هنگام کسى است که ملازم نفس خود باشد و در خانه خود مخفى شود و با مردم آمیزش نکند و دیگر آن کسى که نزدیک بیت المقدس ساکن شود و آثار انبیاء را طلب کند.

اگر شما را به دشنام ما وادار کردند بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

اى گروه مردم : ظالم و مظلوم ، جاهل و عالم ، حق و باطل ، عدل و ستم ، با هم یکسان نیستند، آگاه باشید که براى خدا راههاى معلوم و واضحى است ، هیچ پیامبرى نیست مگر اینکه ضد و دشمنانى دارد که مى خواهند نور آنها را خاموش کنند، ما خاندان پیامبر شما هستیم ، آگاه باشید که اگر شما را به ناسزاگوئى به ما وادار کنند، پس ما را ناسزا گوئید و اگر شما را به دشنام به ما وادار کردند، پس ما را دشنام دهید و اگر شما را به لعنت ما وادار کردند، ما را لعنت کنید.

(اما) اگر شما را به بیزارى (قلبى ) از ما دعوت کردند پس از ما بیزارى نجوئید و گردنهاى خود را در معرض شمشیرها قرار دهید، ولى یقین خود را حفظ نمائید، هر کس که از ما به قلبش بیزارى جوید، خدا و رسول او از او بیزارى جویند، آگاه باشید که ناسزا و دشنام و لعن به ما نمى رسد. سپس فرمود: اى واى بر مسکینهاى این امت ، آن مسکینها همان شیعیان و دوستان ما هستند، ایشان نزد مردم کافرند (ایشان را کافر حساب مى کنند) ولى نزد خدا نیکانند، در نزد مردم دروغگویانند ولى نزد خدا راستگویانند، در نزد مردم ستمگرانند ولى نزد خدا مظلومین هستند، در نزد مردم جائر ولى نزد خدا عادلند، در نزد مردم زیانکار ولى نزد خدا سود برندگانند، به خدا قسم با ایمان خود رستگار شدند و منافقین هلاک گردیدند.اى گروه مردم:انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلواة و یؤ تون الزکاة و هم راکعون (٤٤٠) .

یعنى همانا ولى و سرپرست شما فقط خدا و پیامبر و آنهائى هستند که ایمان آورده و نماز را برپا داشته ، در حال رکوع صدقه (مستحبى ) مى دهند (که منظور على علیه السّلام است ) اى گروه مردم گویا گروهى از ایشان را مى بینم (که به من تهمت زنند) و گویند على بن ابیطالب علم غیب دارد و اوست پروردگارى که مى میراند و زنده مى گرداند و او بر هر کارى تواناست ، قسم به پروردگار کعبه دروغ مى گویند، اى مردم درباره ما آنچه خواهید بگوئید ولى ما را مخلوق خدا بدانید.

آنگاه بعد از ذکر اعمال سفیانى و دیگران فرمود: در این هنگام ملائکه در آسمانها مضطرب شوند و خداوند به قائم از ذریه من که صاحب الزمان است اجازه خروج مى دهد آنگاه خبر او در هر مکانى شیوع یافته و جبرئیل بر صخره بیت المقدس فرود آمده براى اهل دنیا فریاد مى زند:

(قد) جاء الحق و زهق الباطل کان زهوقا. (٤٤١)

سپس حضرت آهى کشید و ناله اى زد و فرمود:بنى اذا ما جاشت الترک فانتظر الخ(که در فصل حضرت مهدى علیه السّلام ذکر شد) آنگاه فرمود: جبرئیل در صیحه خود صدا مى زند اى بندگان خدا بشنوید آنچه را که مى گویم ، همانا این مهدى آل محمد است که از مکه خروج کرده ، او را اجابت کنید.


بزرگان اصحاب عرض کردند یا امیرالمؤمنین این مهدى را براى ما توصیف کن که دلهاى ما به یاد او مشتاق است ، پس حضرت شروع نمود به توصیف حضرت مهدى علیه السّلام و فرمود:

اوست آن ماهروى پیشانى سفید و صاحب علامت و خال ، عالمى که (از بشر) تعلیم ندیده است او به آنچه مى شود قبل از شدن خبر مى دهد. اى گروه مردم به درستى که حدود دین در میان ما برپا شد و عهد آن از ما گرفته شد. آگاه باشید همانا مهدى طلب قصاص مى کند از کسى که حق ما را نشناسد و اوست فرزند حسین بن على (یعنى فرزند امام حسن عسکرى علیه السّلام ) از فرزندان فاطمه از ذریه حسین فرزندم ، پس u200d مائیم ریشه علم و عمل ، دوستان ما همان نیکوکارانند و ولایت ما فصل خطاب است ، آگاه باشید همانا مهدى بهترین مردم است در صورت و سیرت ، سپس اصحاب او که بر عده اهل بدر وعده اصحاب طالوت که سیصد و سیزده نفرند و تمام آنها شیرهائى هستند که از بیشه خود بیرون آمده اند، همانند پاره آهن که اگر قصد نابودى کوههاى پابرجا بکنند آن را از میان بردارند، نزد او جمع مى شوند که پس ایشانند آنان که خدا را بر حقیقت موحدند، ایشان را شبانگاه ناله هائى است چون ناله مادران جوانمرده ، از خوف خداى تعالى ، بیدارهاى شبانه و روزه داران در روزند تو گوئى که آنان را یک پدر تربیت کرده است (که قلبهایشان بر محبت و نصیحت جمع است )، آگاه باشید که من آنها را به اسمهایشان و شهرهایشان مى شناسم - آنگاه حضرت به درخواست گروهى از اصحاب نام هر یک از سیصد و سیزده نفر را با شهرهایشان بیان نمود که براى اختصار از ذکر آن خوددارى مى شود، و طبق این خطبه از طالقان ٢٤ نفر یاور مهدى علیه السّلام مى باشند که در میان شهرها رتبه اول را دارد، سپس صفات و روش حضرت مهدى علیه السّلام را حضرت شرح مبسوطى فرمود و وقایع همزمان با ظهور حضرت و کیفیت خروجش را شرح نمود:

تا آنکه راوى گوید: پس از نقل وقایع ، امیرالمؤمنین علیه السّلام گریه شدیدى نمود تا محاسن مبارکش از اشک چشمش تر شد، آنگاه از منبر فرود آمد در حالى که نزدیک بود مردم از وحشت آنچه شنیده بودند هلاک شوند و متفرق شدند به طرف خانه ها و شهرهاى خود در حالى که از کثرت فهم و جوشش علم حضرت متعجب بودند، و اختلاف کردند در معنى کلام حضرت ، اختلافى عظیم .

مؤ لف گوید: این خطبه را از کتاب نوائب الدهور فى علائم الظهور نقل نموده ایم و مؤ لف محترم آن کتاب در مقدمه این خطبه مدارک آن را یادآور شده است و فرموده که سید مبشر این خطبه را در علائم الظهور و صاحب ینابیع در ینابیع و برسى در مشارق و حاج ملا عبدالصمد در بحر المعارف و صاحب عجائب الاخبار که الفاظ از روى کتاب اخیر مى باشد نقل کرده اند.

کتاب پیشگوئیهاى امیر المؤمنین علیه السلام

نویسنده:

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:00

صفحه بندی