در ذیل روایتی از امام صادق علیه السلام در خصوص نشانه های غیر حتمی ظهور فرزندش مهدی عج را بیان میدارند ،البته پر مسلم است که هیچکس نمی تواند برای این موارد گفته شده حدی بعنوان کف یا سقف تعیین کند چون تمام این موارد در طی حداقل چند دهه اخیر اتفاق افتاده است ولی اینکه منظور امام ع از بیان این مطالب و وقوع این اتفاقات ناگوار تا چه میزان خواهد بود فقط بر خداوند متعال علیم مشخص است ،ولی هر کدام از این موارد را می توان بصورت تک تک و مورد بع مورد بررسی قرار داد و با مطالعه همه جانبه دنیای امروز دید که چه میزان از این موارد به وقوع پیوسته است اگرچه اینها نشانه های غیر حنمی است و ملاک ظهور نشانه های حتمی است که ملاک زمان تشریف فرمایی منجی عج خواهند بود .اما یک نکته مهم وجود دارد که در اکثر احادیث و روایات مد نظر امامان علیهم السلام رواج این فسادها در بین امت اسلام است و در اکثریت روایات این قطعیت دارد و گرنه موارد ذکر شده در غرب بیش از چند سال است که به وقوع پیوسته است ،بعنوان مثال رواج ربا در جامعه اسلامی و یا زنا و ریا و مواردی از این قبیل در چند دهه اخیر رواج چشمگیری داشته و.....
بنابراین شما می توانید مصداقهایی برای هرکدام از موارد فوق بیان و مشخص فرمایید ولی نمی توانید حد و قطعیت انرا مشخص نمایید .در مواردی هم بنظر میرسد نیازی نیست که حتما انسان این موارد را ببیند همینکه اولیای الهی تایید فرمایند که مواردفوق در جامعه اسلامی تسری پیدا کرده خود دلیل محکمی محسوب میشود البته مشروط به آنکه اکثریت موقنین و مومنین و اولیای الهی به این نتیجه برسند.
حضرت صادق (علیه السلام) به یکى از یارانش فرمود:
1 ـ هرگاه دیدى که حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند؛
2 ـ دیدى که ظلم وستم فراگیر شده است؛
3 ـ و دیدى که قرآن فرسوده و بدعت هایى از روى هوا و هوس در مفاهیم آن آمده است؛
4 ـ و دیدى که دین خدا(عملا) تو خالى شده و همانند ظرفى آن را واژگون سازند؛
5 ـ و دیدى که کارهاى بد آشکار شده و از آن نهى نمى شود و بدکاران بازخواست نمى شوند؛
6 ـ ودیدى که مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا کنند؛
7 ـ و دیدى که شخص بدکار دروغ مى گوید و کسى دروغ و نسبت نارواى او را ردّ نمى کند؛
8 ـ و دیدى که بچه ها به بزرگان احترام نمى گذارند؛
9 ـ و دیدى که قطع پیوند خویشاوندى شود؛
10 ـو دیدى که بدکار را ستایش کنند و او شاد شود و سخن بدش بر او نگردد؛
11 ـ و دیدى که نوجوانان پسر همان کنند که زنان مى کنند؛
12 ـ و دیدى که زنان با زنان ازدواج کنند؛
13 ـ و دیدى که انسان ها اموال خود را به غیر اطاعت خدا مصرف مى کنند و کسى مانع نمى شود؛
14 ـ و دیدى که افراد با کار و تلاش نامناسب مؤمن به خدا پناه مى برند؛
15 ـ و دیدى که مدّاحى دروغین از اشخاص زیاد مى شود؛
16 ـ و دیدى که همسایه همسایه خود را اذیت مى کند و از آن جلوگیرى نمى شود؛
17 ـ و دیدى که کافر به خاطر سختى مؤمن شاد است؛
18 ـ و دیدى که شراب را آشکارا مى آشامند و براى نوشیدن آن کنار هم مى نشینند و از خداى متعال نمى ترسند؛
19 ـ و دیدى کسى که امر به معروف مى کند، خوار و ذلیل است؛
20 ـ ودیدى که آدم بدکار در آنچه خداوند دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است؛
21 ـ و دیدى که اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛
22 ـ و دیدى که مردم به شهادت و گواهى ناحق اعتماد مى کنند؛
23 ـ و دیدى که جرأت بر گناه آشکار شود و دیگر کسى براى انجام آن منتظر تاریکى شب نگردد؛
24 ـ و دیدى که مؤمن نتواند نهى از منکر کند مگر در قلبش؛
25 ـ و دیدى که والیان در قضاوت رشوه بگیرند؛
26 ـ و دیدى که پست هاى مهم والیان بر اساس مزایده است نه بر اساس شایستگى؛
27 ـ و دیدى که مردم را از روى تهمت و یا سوء ظن بکشند؛
28 ـ و دیدى که شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولى شنیدن باطل برایشان آسان است؛
29 ـ و دیدى که همسایه از ترس زبان به همسایه احترام مى گذارد؛
30 ـ و دیدى که حدود الهى تعطیل مى شود و طبق هوى و هوس عمل مى شود؛
31 ـ و دیدى که معاش انسان از کم فروشى به دست مى آید؛
32 ـ و دیدى که مرد به خاطر دنیایش ریاست مى کند؛
33 ـ و دیدى که نماز را سبک شمارند؛
34 ـ و دیدى انسان ثروت زیادى جمع کرده ولى از آغاز آن تا آخر زکاتش را نداده است؛
35 ـ ودیدى که دل هاى مردم سخت و دیدگانشان خشک و یاد خدا برایشان گران است؛
36 ـ و دیدى که بر سر کسب هاى حرام آشکارا رقابت مى کنند؛
37 ـ و دیدى نماز خوان براى خود نمایى نماز مى خواند؛
38 ـ و دیدى مردم در اطراف قدرتمندانند؛
39 ـ و دیدى طالب حلال سرزنش و مذمت مى شود و طالب حرام ستایش و احترام مى گردد؛
40 ـ و دیدى در مکه و مدینه کارهایى مى کنند که خدا دوست ندارد و کسى از آن جلوگیرى نمى کند و هیچ کس بین آنها و کارهاى بدشان مانع نمى شود؛
41 ـ و دیدى که به فقیر چیزى دهند که به او بخندند ولى در غیر خدا ترحّم است؛
42 ـ و دیدى که مردم مانند حیوانات در انظار یکدیگر عمل جنسى بجا آورند و کسى از ترس مردم از آن جلوگیرى نمى کند؛
43 ـ و دیدى که عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترامى براى آنها قائل نیستند بلکه نزد فرزند از همه بدترند؛
44 ـ و دیدى که پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد و پدر و مادرش را نفرین کند و از مرگشان شاد گردد؛
45 ـ و دیدى که اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدکارى، کم فروشى و زشتى انجام نداده، ناراحت است؛
46 ـ و دیدى که قدرتمندان غذاى عمومى مردم را احتکار کنند؛
47 ـ و دیدى که اموال خویشان پیامبر (صل الله علیه وآله وسلم) (خمس) در راه باطل تقسیم مى گردد و با آن قمار بازى و شرابخورى شود؛
48 ـ و دیدى که همّ و هدف مردم شکمشان و شهوتشان است؛
49 ـ و دیدى که صدقه را با وساطت دیگران و بدون رضاى خداوند و به خاطر در خواست مردم بدهند؛
50 ـ و دیدى که نشانه هاى برجسته حق ویران شده است، در این وقت خود را حفظ کن و از خدا بخواه که از خطرات گناه نجاتت بدهد.
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی