خرید بک لینک


امام علی (ع) : بدانید آن کس که از ما خاندان « حضرت مهدی عج » که فتنه های آینده را دریابد با چراغی روشنگر در آن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر و سایر امامان از آل محمد (ص) رفتار می کند تا گِره مشکلات را باز کند و ملت های اسیر را آزاد و جمعیت های گمراه و ستمگر را پراکنده و نابود سازد و حق جویان پراکنده را جمع کند. نهج البلاغه خطبۀ 150

واژه عدل و عدالت در لغت به معناى انصاف، داد، داورى و درستى آمده و شاید بهترین معنا همان مفهومى باشد که على علیه السلام درباره آن ارائه دادند: «العدل یضع الامور مواضعها» یعنى: عدل آن است که هر چیزى، در جایگاه خود قرار گیرد.

یکى از نویسندگان در تعریف عدالت مینویسد:
«لفظ عدالت را از روى دلالت، معنایى است از معناى مساوات و عدالت یعنى: مساوات و انصاف و میانه روى و رعایت حد اعتدال و این که در هر امرى حد وسط را رعایت نمودن. بنابراین، عادل کسى است که نسبت به مردم از روى انصاف عمل کند و با نفس خود نیز انصاف داشته باشد و عدل یعنى: نهادن هر چیز به جاى خود و اعطاى حق هر کسى آن طور که باید.»


سعدى چنین سروده است:
خبر دارى از خسروان عجم که کردند بر زیر دستان ستم؟
نه آن شوکت و پادشاهى بماند نه آن ظلم بر روستایى بماند
خطا بین که بر دست ظالم برفت جهان ماند و او با مظالم برفت
خنک روز محشر تن دادگر که در سایه عرش دارد مقر
چو خواهد که ویران شود عالمى کند ملک در پنجه ظالمى

آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده ایم که چرا امروز و در دنیایی که ما زندگی میکنیم اینهمه ظلم و ستم و بی عدالتی جاری است ؟گناهانی که ما در طول شبانه روز مرتکب آن می شویم آیا تنها آخرت ما را نابود می کنند یا در زندگی دنیایی ما نیز موثر هستند؟آیا فقط گناهان مردم موجب عذاب است یا حاکمان یا هردوی اینهابا هم ؟بزرگترین گناهان که موجب عذاب میشود چیست؟دست درازی به بیت المال،ارتشاء،رانت،اختلاس،ربا،ریا،کم فروشی،گرانفروشی،احتکار،خیانت در امانت،رواج دروغگویی ،زنا،بی عدالتی،توزیع نابرابر ثروت،فاصله غنی و فقیرو........؟شما با کدام اینها در جامعه خودتان و جامعه جهانی روبرو هستید؟سهم هرکدام از افراد جامعه و حاکمیت در رواج ظلم نسبت به یکدیگر چقدر است ؟آیا فقط رحم و یا بی رحمی از ناحیه زورگویان و حاکمان است یا هر بنده ،گروه،جامعه ای .... مرتکب بی رحمی شود بنای ظلم را گذاشته ؟

جواب:
وقتی در جامعه مسلمین مردم به یکدیگر رحم نکنند و نیکی وجود نداشته باشد خشم و غضب الهی هم مشمول همه ی آنها می شود و این عذاب دامن همه را میگیرید و هیچکس در امان نخواهد بود مگر بندگان مخلص و اولیای الهی خدا که قلیل من الاخرین ......ویا میفرماید اکثرهم لایشعرون،لایعلمون،لایفعهون


وَمَا وَجَدْنَا لِأَکْثَرِهِم مِّنْ عَهْدٍ وَإِن وَجَدْنَا أَکْثَرَهُمْ لَفَاسِقِینَ الأعراف: ١٠٢

و در بیشتر آنان عهدى [استوار] نیافتیم و بیشترشان را جداً نافرمان یافتیم.
یادمان باشد جامعه اسلامی جدایی از تمام جوامع و ادیان الهی زیر زره بین خداوند متعال هستند و انان می بایست الگو برای تمام امتها باشند و بنابراین بیشتر مورد امتحان الهی قرار میگیرند و در آخر کار بهترین آنان نمره قبولی را از حضرت و مولای خود خواهند گرفت.


میان فساد حکومت و حاکمان و فساد مردم، رابطه تنگاتنگی وجود دارد. اگر حاکمان، خود فاسد باشند، بنا بر اصل «الناس علی دین ملوکهم»، مردم نیز به فساد گرایش پیدا می کنند و اگر مردم فاسد باشند، حاکمان را نیز به سمت و سوی فساد خواهند کشاند و اگر آنان نیز مقاومت کنند، با شورش و ... حاکمان صالح را از میان برخواهند داشت و رییسانی فاسد را بر سر کار خواهند نشاند.
این، اصلی است غیر قابل انکار که با اندک تأملی، درستی آن، روشن می شود. در تاریخ، شواهد فراوانی را برای این اصل می توان یافت.


امام صادق (ع): هرگاه چهار چیز فاش شود، چهار چیز رخ نماید: هرگاه زنا فاش شود، زلزله رخ نماید؛ و هرگاه از زکات منع شود، چهارپایان نابود گردند؛ و هرگاه حاکمان در داوری ستم کنند، باران آسمان باز داشتهشود؛ و هرگاه اهل ذمه مورد ضیافت قرار گیرند، مشرکان بر مسلمانان پیروز گردند. (من لایحضره الفقیه: ج 1 ص 524 ح 1488)-

در دعای گرانقدر کمیل امیر المومنین میفرمایند :

هر جرم و گناهی که مرتکب شدم و هر خطا و اشتباهی را که از من سرزد، بر من عفو کن. اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِکُ الْعِصَمَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَیِّرُ النِّعَمَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَقطَعُ الرَّجاءَ؛ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاَّءَ.
ارتباط بلاها و مصیبت ها با گناه و معصیت، به گونه ای است که قرآن کریم هر پیشامدی را که برای انسان رخ دهد بر اثر گناه دانسته، می فرماید:

"هربلا و مصیبت که به شما برسد، به خاطر اعمالی است که انجام داده اید و بسیاری از آنها را نیز خداوند عفو می کند."


شریف رضى در نهج البلاغه از امیرمؤمنان(ع) روایت مى کند که در صفین فرمود:
ایها المؤمنین من رأى عدواناً یُعمل به و منکراً یدعى إلیه فأنکره بقلبه فقد سلم و برى ء و مَن أنکره بلسانه فقد أجر و مَن انکره بالسیف لتکون... ;
اى مؤمنان! بدانید کسى که تجاوز و ستمى را مشاهده نمود که بدان عمل مى شود یا کار زشتى که به آن فرا مى خوانند و آن را در دل انکار کند، بى شک سالم و مبّرا خواهد ماند. هرکه آن را با زبان انکار کند، پاداش خواهد یافت و او از اولى برتر است. هرکه با شمشیر به انکار برخیزد، تا سخن خدا بلند و سخن ستمگران پست شود، راه هدایت را یافته و بر راه راست ایستاده و نور یقین در دلش تابیده است.


براساس این سخن گوهربار امام علی(ع):

بلاء و مصیبت برای مجازات و تأدیب ظالمین تا شاید از این راه متنبّه شده به راه راست بازگردند. چنان که قرآن کریم می فرماید: «وَ لَنُذیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ به آنان از عذاب نزدیک(عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ(عذاب آخرت) مى چشانیم، باشد که بازگردند.» (سجده: آیه۲۱) همچنین در آیه¬ای دیگر می فرماید: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُون؛ ظاهر شد فساد، در خشکى و دریا به خاطر کارهایى که مردم انجام داده اند؛ تا [خداوند جزاى ] برخى از آنچه کرده اند را به آنها بچشاند، باشد که باز گردند.»(روم: آیه۴۱)

حضرت امام حسین(ع) در منطقة البیضه خطاب به سپاهیان حر بن یزید تمیمى فرمود:
هان اى مردم! همانا رسول خدا(ص) فرمود: »مَن رأى منکم سلطاناً جائراً مستحداً لحرام الله، ناکثاً لعهدالله، مخالفاً لسنّة رسول الله(ص) یعمل فى عبادالله بالإثم والعدوان... «;
هرکه فرمان روایى ستمگر ببیند که حرام هاى خدا را حلال مى شمرد، پیمان خدا را مى شکند، با سنت رسول خدا مخالفت مى کند، میان بندگان خدا با گناه و تجاوز رفتار مى نماید و با کردار و گفتار خود بر او نشورد، بر خداست که او را در جایگاه (پست و عذاب آور) آن ستمگر درآورد.


خداوند در آیاتی از جمله 41 سوره نحل، شکست مظلومان را در مبارزه با ظالمان، عین پیروزی بر میشمارد و برای آنان پاداش مضاعف در آخرت قرار میدهد، هر چند که در آیاتی از جمله 103 و 129 و 137 سوره اعراف بر پیروزی نهایی مظلومان در نبرد جهانی علیه ظلم و ظالمان تاکید میورزد ولی اگر در همین میان پیش از دست یابی به پیروزی در این نبرد نهایی علیه ظالم، مظلومانی کشته شوند در حقیقت پیروز نهایی هستند و پاداش خاصی را نزد خداوند دارند.(و این پاداش حضرت سید الشهداء است او پیروز این میدان بود که با اندکی در برابر فوجی از ظالمان زمان خود جنگید تا دین جدش را زنده نگهدارد )


حاکم از نظر على علیه السلام حاکمى است که بتواند حقوق مظلومین را از ظالمین گرفته و به آنها برگرداند.
از آن طرف، زمامدار جائر و ظالمى که در مورد حقوق افراد جامعه بی مبالات باشد و تضییع حقوق دیگران براى او اهمیتى نداشته باشد، در نگاه امیرالمؤمنین علیه السلام بدترین فرد جامعه محسوب مى شود: «وُلاةُ الجُورِ شِرارُ الامةِ.» یعنى: حاکمان جور، بدترین امتند. همچنین حاکمى که حکومت براى او هدف باشد و زمانى که به آن دست یافت خود را برتر از دیگران بداند و مردم نتوانند براى اعاده حق خویش یا بیان مقاصدشان به او مراجعه کنند، از منظر امام علیه السلام بدترین حاکم است: «شَرُّ الوُلاةِ مَنْ یخافه البَرىُّ.»یعنى: بدترین حاکم، کسى است که افراد بى گناه از او بترسند.
در جاى دیگر، چنین حاکمى را احمق ترین افراد معرفى مى کنند: «منِ اختال فى ولایتِهِ اَبانَ عن حماقَتِهِ.» یعنى: هر که در حکومتش خود را بگیرد، از حماقتش پرده برداشته است. حتى این افراد را از درندگان بدتر مى دانند: «سَبُع حَطومٌ اکولٌ خیرٌ مِنْ والٍ غَشومٍ ظَلومٍ.» یعنى: حیوان درنده پرخور، بهتر است از زمامدار مستبد ظالم.

بیگمان بسیاری از امور جهان دارای دو وجه است. شاید برای همین است که خداوند، رستگاری را در نفی و اثبات «لااله الاالله» نهاده است؛ چرا که بی نفی خدایگان، هرگز نمی توان به خدای یگانه ای رسید که هستی را آفریدگاری و پروردگاری میکند. ازاین رو جهان زمانی رنگ و روی عدالت و دادگری را خواهد دید که ستمگری رخت بر بندد و دادخواهان به ستم ستیزان روی آورند، چرا که بی نفی ستم نمی توان امید به دادخواهی و عدالت گرایی داشت؛ زیرا نفی ستم در هر شکل و اندازه آن، زمینه تحقق و اقامه عدالت میباشد.

خداوند، عدالت را تنها در سایه سار نفی هر گونه ظلم و ستم گری در آدمی میداند و لذا هر گونه گرایش ولو اندک به ظلم را قبیح میشمارد و از آن نهی میکند. این بدان معناست که شخص نه تنها خود نباید اهل ظلم و ستم باشد، بلکه حتی نباید گرایش به ستمگران و ظالمان داشته باشد. از این رو میفرماید: «و به کسانی که ستم کرده اند متمایل مشوید که آتش دوزخ به شما میرسد و در برابر خدا برای شما دوستانی نخواهد بود و سرانجام یاری نخواهید شد.» (هود، آیه 113)

بنابراین، اگر گرایش به ظالم هر چند اندک حرام است و خداوند وعده آتش دوزخ را میدهد، پس هر گونه همکاری با ظالم، وضعیت بدتری دارد و خشم و انتقام الهی را نسبت به چنین همکاری تشدید میکند.

از آن جایی که ریشه بسیاری از ستمگری ها، خودخواهی است، شخص در پی آن است که به طریقی خود را حفظ کند. تمایلات خانوادگی نیز در همین قاعده میگنجد. تمایلات خانوادگی موجب میشود تا ناخواسته انسان گرایش به ظلم پیدا کند و حقی را تباه سازد. از این رو خداوند میفرماید: دادگری کنید، هر چند درباره خویشاوند شما باشد. (انعام، آیه 152)

رابطه ایمان و عدالت
اگر عدالت به معناى قرار دادن و نهادن هر چیز در محل حقیقى خود باشد، عادل کسى است که هرچیز را در جاى خود قرار دهد؛ یعنى حقوق همه افراد را لحاظ نموده و ذره اى در این امر کوتاهى نورزد. حال آیا هر کسى مى تواند از چنین قدرتى بهره مند گردد یا فقط عده خاصى از این توانایى بهره مندند؟
پاسخ امیرالمؤمنین على علیه السلام این است که عدالت از ایمان برمى خیزد و ایمان، اساس و پایه عدالت و عدل، ثمره و نتیجه ایمان است. تا انسان، دیندارى خود را تقویت نکند و در خداترسى به درجاتى نرسد، در اجراى عدالت عاجز است؛ زیرا ممکن نیست مسلمانى داعیه ایمان داشته باشد و در عین حال عدالت را در زندگى خانوادگى و حیات اجتماعى زیر پا بگذارد. حضرت على علیه السلام به عنوان اولین امام مى فرماید: «العدل رأس الایمان و جماع الاحسان.» یعنى: دادگرى و عدالت در رأس ایمان و گرد آورنده احسان است.
در قرآن، عدالت جزء مهمترین رکن تقوا دانسته شده است. بنابراین، میان ایمان و عدالت، پیوند ناگسستنى وجود دارد و هرگز نمى توان بین این دو تفکیک ایجاد نمود.
اقامه قسط و عدل موجب برکت است
فراوانى نعمتها یا قحطى و کاسته شدن نعمات و برکات الهى، به اعمال و رفتار انسانها برگشت مى کند. برخى از آیات قرآن کریم، به روشنى بر این مطلب دلالت دارند:
«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَْرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ»
یعنى: و اگر مردمى که در شهرها و آبادیها زندگى مى کنند ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، برکات آسمان و زمین را بر آنها مى گشاییم ولى آنها حقایق را تکذیب کردند ما هم آنها را به کیفر اعمالشان، مجازات کردیم.

امیرالمؤمنین على علیه السلام را در این زمینه کلام زیبایى است: «قلوبُ الرّعیّةِ خزائنُ راعیها؛ فَما اودَعها مِنْ عدلٍ اَو جورٍ وَجَدَهُ فیها.»
یعنى: دلهاى مردم گنجینه هاى حاکمان است؛ پس آنچه از عدالت یا ظلم در آنها بنهند همان را بیابند.
اگر زمامداران تخم عدالت را در نهان و نهاد افراد جامعه بکارند، ممکن نیست که مردم نسبت به یکدیگر در روابط اجتماعى و یا در مقابل حاکمان و پیشوایان خود ظلم و تعدى روا دارند. ظلم و تعدى، زیر پا گذاشتن حقوق یکدیگر و تجاوز به حق دیگران، زمانى در جامعه رایج مى گردد که مردم مشاهده کنند رهبرانشان در حق آنان ظلم کرده و یا قانونى براى پیشگیرى ظلم در جامعه، تدوین و اجرا نمى کنند. پس صلاح زمامداران، در اصلاح جامعه تأثیر بسزایى دارد. هرچند مردم در مقابل حاکم وظیفه دارند ولى مسؤولیت حاکم در مقابل مردم بسیار سنگینتر است؛ زیرا قدرت، در حاکمیت متمرکز است نه مردم و آنجا که قدرت تمرکز یابد احتمال انحراف از حق و عدل بسیار بالاست. شاید به همین جهت باشد که در آیات و روایات، به اجراى قسط و عدل از جانب حاکمان و زمامداران بیشتر تأکید شده است تا به سایر قشرهاى اجتماع. قرآن کریم خطاب به آنان که قضاوت و حکمیت و زمام امور مردم در دست آنان است مى فرماید: «وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ»یعنى: و هنگامى که میان مردم داورى و حکم مى کنید، به عدالت حک کنید.» و در آیه دیگر مى فرماید: «وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ» یعنى: و هنگامى که داورى مى کنى، پس میان آنها به عدالت حکم کن؛ همانا خداوند عدالت پیشگان را دوست مى دارد. حضرت على علیه السلام در اهمیت این موضوع مى فرمایند:
مردم اصلاح نمى شوند مگر با اصلاح و شایستگى حاکمان و وضع زمامداران و رهبران جامعه صلاح نپذیرد مگر با استقامت مردم، پس اگر مردم با پایدارى و استقامت خویش، حق حکومت را ادا کردند و زمامدار با ایجاد عدالت، حق مردم را ادا کرد، آنگاه حق در میان مردم عزت پیدا مى کند و شیوه هاى دین استوار مى شود و نشانه هاى عدالت برپا و راه و رسمهاى صحیح در مجارى اصلى خود جریان مى یابند. در چنین روزگارى مردم اصلاح مى شوند و به بقاى حکومت امیدوار مى گردند و دشمنان به یأس و ناامیدى کشیده مى شوند.


در نامه اى خطاب به عثمان بن حنیف، عامل خود در بصره چنین مى فرمایند:
«اما بعد اى پسر حنیف! به من خبر رسیده که مردى از جوانان بصره تو را به سورى فراخوانده و تو نیز بدانجا شتافته اى. سفره اى رنگین برایت افکنده و کاسه ها پیشت نهاده. نمى پنداشتم که تو دعوت مردمى را اجابت کنى که بینوایان را از در مى رانند و توانگران را بر سفره مى نشانند. بنگر که در خانه این کسان چه مى خورى.»
و در نامه اى دیگر به عبدالله بن عباس مى نویسند:
«چون فرصت به دست آوردى، به مردم خیانت کردى و شتابان، تاخت آوردى و برجستى و هر چه میسرت بود از اموالى که براى بیوه زنان و یتیمان نهاده بودند، برگرفتى و بربودى؛ آنسان که گرگ تیز چنگ، بز مجروح را مى رباید. اموال مسلمانان را به حجاز بردى با دلى آسوده بى آن که خود را در این اختلاس گناهکار پندارى. واى بر تو!»
به عامل دیگرشان، اشعث بن قیس که او را به آذربایجان فرستادند، فرمودند:
«حوزه فرمانرواییت طعمه تو نیست بلکه امانتى است بر گردن تو و از تو خواسته اند که فرمانبردار کسى باشى که فراتر از تست و تو را نرسد که خود هرچه خواهى رعیت را فرمان دهى.»


امیرالمومنین (ع) : هر کس بخواهد برای دیگران الگو و راهنما و پیشوا باشد ابتدا باید به تعلیم و تربیت خویش همت گمارد پیش از آن که به تعلیم و تربیت دیگران مشغول شود؛ و خود سازی را از درون خود شروع کند قبل از آن که زبان خود را با الفاظ نیکو عادت دهد. بحارالانوار جلد 2 صفحۀ 56

شایسته سالاری و حکومت انسانهای شایسته:

«فَلیسَت تصْلح الرّعیة الا بِصَلاح الولاة وَ لا تَصْلح الولاة الا بِاستقامة الرَّعیة؛
پس رعیت صالح نمی شود مگر به اصلاح ولات و زمامداران، و زمامداران صالح نمی شوند مگر با استقامت مردم.»
«قَد علمتُم اِنَّه لا ینبَغی انْ یکُون الوالی علی الفُروج وَ الدماء وَ المَغانم و الاحْکام وَ امامة المُسلِمین البخیل ...؛
شما می دانید که نباید والی و زمامدار بر نوامیس و نفوس و خونهای مسلمانان و اموال و احکام و پیشوایی و زمامداری امت اسلامی، کسانی باشند که نسبت به اموال آنان حریص باشند و نه جاهل در احکام و امور و نه جفاکار و نه حیف و میل کننده و نه اهل رشوه و نه تعطیل کننده سنت.»
«لا یُقیم اَمر الله الاّ من لا یُصانِع وَ لا یُضارِع وَ لا یَتّبِع المَطامع؛
امر خدا را اقامه نمی کند مگر کسی که اهل ساخت و پاخت و تشابه و سازش با دشمنان نباشد و از طمعها نیز پیروی نکند.»
«فَوَ الله اِنی الی لِقاء الله لمُشتاق وَ حسن ثَوابِه لمُنتَظر راجٍ وَ لکنّی آسی أن یَلی اَمر هذه الاُمة سُفهاؤها وَ فجّارها فیتّخذوا مال الله دولا وَ عباده خولا وَ الصَالِحین حَربا وَ الفاسقین حزبا؛
به خدا قسم من مشتاق ملاقات خدا هستم و به پاداش نیکوی او امیدوار، اما از آن خوف دارم که امر امت به دست سفیهان و فاسقان بیفتد، آنگاه مال خدا را دست به دست بگردانند و بندگان او را به خدمت گمارند و با صالحان در جنگ باشند و فاسقان را حزب و یار گیرند.»
«وَ الله لو وَجدته قَد تَزوج بِه النّسآء وَ ملک بِه الاماء لرددته الی بِیت المال فَاِنّ فی العَدْل سعة و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق؛
به خدا سوگند اگر بیابم که به مهر زنان در آمده یا بهای کنیزکان شده، آن را به بیت المال بازمی گردانم، همانا در عدالت گشایشی است و کسی که عدالت بر او تنگ آید پس ستم بر او تنگ تر است.»
«لَو کانَ المال لی لسوّیت بینهُم فکَیف وَ المال مالُ الله، اَلا و انّ اعْطاء المال فی غَیْر حقّه تبذیر وَ اِسراف؛
اگر مال از آن من بود در میان آنها مساوات را رعایت می کردم چه رسد که مال، مال خداست و اینان همگی بندگان خدایند و در بیت المال شریک و سهیم. آگاه باشید که عطا کردن مال در غیر جای خودش تبذیر است و اسراف.»

«اِستعمل العَدل وَ احْذر العَسف وَ الحَیف؛

عدالت را به کار گیر و از زورگویی و تضییع حق بپرهیز.»

گناهانى که عذاب مى آورند و روزى انسان را می گیرند

ابو خالد کابلى می گوید: از امام سجاد علیه السلام شنیدم، فرمودند: گناهانى که موجب تغییر نعمت می شوند عبارت اند از: ظلم به مردم، ترک کارهاى نیک و احسان به مردم، کفر نعمت و ترک شکر و سپاس. خداوند متعال می فرماید: إِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ"؛[5] پروردگار چیزى از قومى نمی گیرد، مگر این که آنها خود اوضاع و احوال خود را تغییر دهند. و گناهانى که عذاب مى آورند عبارت اند از ظلمى که ظالم نسبت به آن شناخت داشته باشد، و تجاوز و تعدى به مردم و ریشخند کردن آنها. گناهانى که روزى انسان را می گیرند؛ اظهار فقر، خوابیدن در هنگام نماز عشاء به گونه ای که نماز قضا شود، همچنین است نماز صبح، و کوچک شمردن نعمت ها و شکایت از خدا. اما گناهانى که پرده ها را پاره می کنند عبارت اند از: خوردن شراب، بازى کردن قمار، شوخى و مزاح با مردم، سخنان لغو و بى فایده، عیب جویى از مردم و همنشینى با مردان آلوده.

گناهانى که مانع قبولى دعا می شوند

و فرمود: گناهانى که موجب نازل شدن عذاب می گردند؛ کمک نکردن به ستم دیدگان، نرسیدن به حال محرومان و ترک امر به معروف و نهى از منکر می باشد. گناهانى که موجب مى شود که دشمنان بر انسان تسلط یابند، عبارت اند از: ظلم آشکار، گناه علنى، ارتکاب محرمات، نافرمانى از نیکان و متابعت از اشرار. گناهانى که آدمیان را زود هلاک می کنند عبارت اند از: قطع رحم، سوگند دروغ، گفتن سخنان غیر واقع، زنا، سد راه مسلمانان و ادعاى امامت بدون لیاقت و شایستگى. گناهانى که امیدها را قطع می کنند عبارت اند از: ناامیدى از رحمت خداوند، یأس از درگاه خدا، اطمینان و اعتماد به غیر خدا و تکذیب وعده هاى خداوند. گناهانى که مانع قبولى دعا می شوند عبارت اند از: سوء نیت، خبث باطن، نفاق با برادران، اجابت نکردن دیگران، تأخیر نمازهاى واجب تا آن گاه که وقتش بگذرد، نیکى نکردن در راه خداوند، ندادن صدقه و ترک احسان، زبان به فحش و ناسزا گشودن

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:00

صفحه بندی