خرید بک لینک

بر گرفته از کتاب شش گوشه بهشت

کربلا شریف تر از مکّه

حضرات ائمه علیهم السلام اهتمام ویژه ای داشته اند که شیعیان و محبّانشان-در صورت امکان-زود به زود و در فاصله های زمانی کوتاه به زیارت امام حسین علیه السلام مشرّف شوند. این خود نشانه واضحی اط فضیلت زیارت آن حضرت می باشد. اهل بیت علیه السلام دوست داشته اند اهل محبت خویش را بر سر این سفره بنشانند و از زلال این زیارت به آنها بنوشانند. وقتی یکی از یاران امام صادق علیه السلام به حضور ایشان رسید، به او فرمودند: «آیا قبر اباعبدالله-حسین بن علی علیه السلام-را زیارت می کنی؟» عرضه داشت: «آری، هر سه یا دو سال،یکبار[چنین می کنم]». حضرت، در حالیکه چهره شان [از ناراحتی یا خشم] زرد شده بود، فرمودند:
اَما وَاللّهِ الََّذی لااِلهَ إلاَ هُوَ لَو زُرتَه لَکانَ أََََفضَلَ لَکَ مِمّا أنتَ فیهِ
سوگند به خدایی که معبودی جز او نیست، آگاه باش که اگر او را [زود به زود] زیارت کرده بودی برایت برتر بود از این [حالتی] که اکنون درآنی.
راوی از حضرت سوال کرد: «فدایت شوم! آیا همه آن فضیلت [از
{صفحه 17}
برای من] هست؟» ایشان پاسخ فرمودند:
نَعَم وَاللّهِ لَو أنّی حَدَّثتُکُم بفضلِ زِیارَتِه وَ بِفَضلِ قَبرِه لَتَرَکتُمُ الحَجَّ رَأساً وَما حَجَّ مِنکُم أحَد(1)
آری، به خدا سوگند اگر از فضیلت زیارت او و فضیلت زیارت او و فضیلت قبر او (امام حسین علیه السلام) به شما حج انجام نمی داد.
چنانکه در روایت شریف مشهود است، حضرت صادق علیه السلام از اینکه یکی از دوستانشان در فاصله های زمانی طولانی به زیارت اباعبداللّه مشرّف شود، اندوهگین می گردند. بعلاوه او را هشدار می دهید که خیر عظیم و برکت فراوانی را از کف داده است ، بطوری که اگر فراوان به زیارت ایشان می رفته، اکنون موقعیّت معنوی نیکوتری داشته است.
آن حضرت در جواب راوی که از فضیلت این زیارتِ پر قدر می پرسد تابلویی از برتری این دیدار را ترسیم می کنند و می فرمایند:
»اگر برایتان فضیلت آن را گفته بودم، حج را یکسره ترک کرده بودید». شاید تأکید امام صادق علیه السلام، بر برتری زیارت امام حسین علیه السلام بر حج، بدین خاطر باشد که این عبادتِ مهم در نظر افراد از شرافتِ قابل توجّهی برخوردار بوده است. هر چند واقعاً هم چنین است امّا ایشان خواسته اند بر برتری زیارت سیّد الشّهدا نسبت به حج اصرار ورزند.
بنابراین حضرت، فضیلت مضاعفی را برای این زیارت روح بخش ترسیم فرموده اند.
به کاربردن تعبیر(لو)-اگر-در فرمایش حضرت، نشان می دهد که
*****
1-کامل الزّیارات باب88ح1
{صفحه18}
آنچه از فضایل زیارت اباعبداللّه در روایات بیان شده، هنوز سیمای پرنور آن را به طور کامل نمایان ننموده و حقیقت امر را برای افراد روشن نساخته است. امام صادق علیه السلام در ادامه فرمایش خود یکی از اسرار نهان برتری زیارت حسین علیه السلام بر حجّ خانه خدا را چنین آشکار می فرمایند:
وَیحَکَ اَما تَعلَمُ أَنََّ اللّهَ اتَّخَذَ [بِفًضلِ قَبرِه] کَربَلاءَحَرَماً آمِناً مُبارَکاً قَبلَ اَن یَتَّخِذَ مَکَـهَ حَرَماً(1)
وای بر تو! آیا نمی دانی که خداوند [به سبب فضیلت قبراو] کربلا را حرم امن و مبارک قرار داد پیش از آنکه مکّه را حرم قرار دهد.
مکّه معظّمه، حرم امن الهی است و خداوند متعال آن را محلّ بارش برکات خویش(2) قرار داده است. امّا در این جا امام صادق علیه السلام برتری زیارت سیّدالشّهدا علیه السلام بر حج را با برتری کربلا بر مکّه مرتبط دانسته اند.
خداوند متعال پیش از برگزیدن مکّه، به عنوان حریم امن خویش، کربلای معلّیی را اینگونه شرافتی بخشیده است. این «پیش» بودنِ کربلا در گزینش، فقط پیش بودنِ زمانی نیست(3)، بلکه رتبه کربلا نیز بسیار شریف تر از مکّه است. امام صادق علیه السلام در فرمایش خود به این برتری شگفت آور تذکّر داده واز حکمتِ برتری بخشیدن کربلا نسبت به مکّه
*****
(1)-کامل الزّیارات باب 88ح1
(2)-آل عمران/96و97
(3)-در روایتی از امام زین العابدین علیه السلام، این فاصله زمانی، بیست و چهارهزار سال، دانسته شده است(کامل الزّیارات، باب88 ،ح4)
{صفحه 19}
نیز سخن گفته اند. بنگرید:
زمین کعبه گفت:«چه کسی همانند من است؟ در حالیکه خانه خدا بر پشت من بنا شده. مردم از هر راه دور برای زیارتم می آیند و حرم خدا و [جایگاهِ] امن او قرار داده شده ام.»
پس خداوند متعال به آن وحی فرمود:
کُفّی وَ قِری! ما فَضلُ ما فُضَّلتِ بِهِ فیما اُعطِیَت أرضُ کَربَلاءَ اِلاّ بِمَنزِلًَه الاِبَرَهِ غُرِسَت فِی البَحر فَحَمَلت مِن ماءِالبحرِ وَ لَولا تُربَهُ کَربَلاءَ ما فَضَّلتُکِ وَ لَولا مَن تَضَمَنَهُ اَرضُ کَربَلاءَ ما خَلَقتِکِ وَ لا خَلَقتُکِ وَ لا خَلَقتُ البَیتَ الَّذی بِهِ افتَخَرت فَقِرّی وَ استَقرّی وَ کُونی ذنَباً مُتَواضِعاً ذلیلاً مَهیناً غَیرَمُستَنکِف وَ لامُستکبِر لِأَرضِ کَربلاءَ(1)
باز ایست و آرام گیر! فضیلتی که تو بدان برتری داده شده ای، نسبت به آن چه به زمین کربلا عطا شده نیست مگر به مانند سوزنی که در دریا فرو کنند و آن سوزن از آب دریا [کمتر از قطره ای ] بردارد. و اگر خاک کربلا نبود، تو را برتری نمی بخشیدم و اگر نبود کسی که سرزمین کربلا در برش گرفته، تو را نمی آفریدم و خانه ای را که به آن فخر می فروشی خلق نمی کردم. پس آرام باش و [بر سر جای خود] قرار گیر و [در رتبه ای] پسین باش و متواضع و خوار و ضعیف شو، نه متکبر و خودستا در برابر زمین کربلا.
درباره این روایت شریف توجه به دو نکته خالی از لطف نیست:
*****
(1)-بحارالانوار ج101 ص106و107 به نقل از کامل الزّیارات.
{صفحه 20}
1)عقلاً هیچ مانعی وجود ندارد که خداوند به سرزمینی یا مکانی یا جسمی که ظاهراً دارای شعور نیست، عقل و اختیار عطا کند وآن را در معرض آزمونی قرار دهد. خداوند می تواند چنین کمالاتی را به هر موجودی-از جمله زمین مکّه-عطا کند تا بنگرد که او با این عطای خدادادی چه می کند. آیا تواضع می نماید یا فخر می فروشد؟
در قرآن کریم، آیات متعدّدی بیانگر این است که: خداوند متعال به موجودات مختلفی- که ظاهراً از هیچ شعوری برخوردار نیستند- اینگونه کمالاتی می بخشد، به آنها امر و نهی می کند یا از آنها پرسش می نماید. به عنوان مثال، قرآن از گفتگو خداوند و امر و نهی نمودن او به آسمان و زمین گزارش می کند.(1) در جای دیگر بیان می فرماید که دست و پای مجرمان در روز قیامت از کرده های آنان خبر می دهند(2) از این گذشته آنچه به ظاهر بی شعور و آگاهی به نظر می رسد دلیلی ندارد که در واقعیّت امر نیز چنین باشد. به تصریح قرآن کریم هیچ چیزی نیست مگر آنکه به تسبیح خداوند مشغول می باشد امّا دیدگان پوشیده وظاهر بین متوجّه آن نمی شوند(3) و نسبت به آن غافلند.
به این ترتیب کاملاً پذیرفتنی است که خداوند به سرزمین مکّه اختیار و عقل بخشیده و به دنبال برتری دادن به آن، از این سرزمین، امتحانِ تواضع گرفته باشد.
2) به فرمایش خداوند متعال اساساً فضیلت مکّه با شرافت کربلا
*****
1-فصلت/11، ثُمَّ استَوی الَی السَّماء وَ هیَ دُخان فقالَ لَها لِلارضِ ائتیا طَوعاً أَََوکَرهاً قالَتا أتینا طائعینَ.
2-یس/65،ألیَومَ نَختِمُ عَلی أفواهِهم وَ تُکلَّمُنا أیدیهِم وَ تَشهَدُ أرجُلُهُم بِما کانوا یَکسبُونَ.
3-إسراء/44،وَلکِن لا تَفقَهُونَ تَسبیحَهُم.
{صفحه 21}
قابل قیاس نیست. تصوّر کنید که سوزنی را در آب دریا داخل کنیم. واضح است که یک قطره یا کمتر بر روی آن باقی می ماند. در روایت شریف، خداوند نسبتِ فضیلت مکّه به کربلا را همانند نسبت این قطره نا چیز به آن دریای با عظمت دانسته است. بعلاوه مکّه و کعبه را در آفرینش، طفیلی حضرت سیّدالشّهدا معّرفی نموده است. به این ترتیب می توان گفت:اگر امام حسین علیه السلام نبود کعبه ای هم نبود. پس کعبه به گل روی اباعبدالله علیه السلام شرافت یافته و به خاطر کربلا برسرزمین های دیگر برتری داده شده است. به همین خاطر، خداوند از مکّه می خواهد که در برابر کربلا تواضع کند و اظهار خواری نماید.

تواضع و شکر: سبب فضیلت کربلا

حال نیکوست که بدانیم درست بر عکس مکّه، علّت شرافت مضاعف «کربلا» این است که در برابر عطای الهی سر به شکر و تواضع سپرده است. همین خصلت ستوده باعث شده خداوند حضرت سیّدالشّهدا را به آغوشش بسپرد.
امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرمایند:
خداوند تبارک و تعالی برخی از زمین ها و آب ها را بر برخی دیگر برتری داد. پس از میان آنها برخی فخر فروختند و برخی [از حدّ خود] تجاوز کردند. پس هیچ آبی و زمینی نبود مگر آنکه به خاطر ترک نموده تواضعش برای خدا عقاب شد.[و مکّه نیز چنین شد] تا اینکه خداوند مشرکان را بر کعبه مسلّط نمود و آبی شور به سوی زمزم گسیل داشت تا آنکه مزه اش را خراب کرد. امّا زمین کربلا و آب فرات اوّلین زمین و اوّلین آبی هستند که
{صفحه 22}
خداوند تبارک تعالی آنها را پاک داشت و خداوند آن دو را مبارک گرداند. پس به آن [سرزمین کربلا] گفت:
اَنَا أرضُ اللّهِ المُقَّدَُسَهُ المُبارَکهُ الشَّفاءُ فی تُربتی وَ مائی وَ لافخَرَبَل خاضِعَهَُ ذَلیله لِمن فَعَلَ بی ذلِکَ وَ لا فَخرَ عَلی مَن دُونی بَل شُکراًلِلهِ
من زمین مقدس و مبارک خدایم. شفا در تربت و آب من است و [بر این] فخری نیست بلکه [من] خاضع و خوارم در برابر کسی (خدایی) که با چنین کرد و فخری بر غیر خود ندارم. بلکه خداوند را [به خاطر این نعمت] شکر می کنم.
سپس حضرت می فرمایند:
پس [خداوند] به واسطه تواضع و شکرش برای خداوند، او را کرامت بخشید و با [قرار دادنش به عنوان مدفن] امام حسین واصحابش، آن کرامت را برایش بالا برد.(1)
افتخار به فضیلت نه تنها در مورد سرزمین مکّه رخ داده بلکه آب زمزم نیز چنین استکباری را به خرج داده است. در روایات دیگری فرموده اند که «آب زمزم از شیر، سپیدتر و از شهد، شیرین تر» بوده است.(2) به واسطه تکبّر که زمزم در برابر سایر آبها می نماید،
*****
1-کامل الزّیارات باب 88 ،ح14.
2-فروع کافی،ج 6ص386.
{صفحه 23}
خداوند آبی شور را به آن می رساند، طعمش را بر می گرداند و این گونه آن را به تکبّرش عقاب می کند. بعلاوه خداوند در برابر تسلط مشرکان بر کعبه مانع نمی شود و این را به عنوان عقابِ تفاخر مکّه قرار می دهد. در مقابل، وقتی پروردگار،کربلا و آب فرات را والایی و رفعت می بخشد، کربلای معلّی در برابر این عطای پرورگار برای خود حقّ فخرفروشی بر سرزمین های دیگر قائل نمی شود. به همین خاطر، در برابر خداوند اظهار تذلّل و خضوع می کند و زبان به سپاس می گشاید. به سبب این دو ویژگی زیبا خداوند متعال به کربلا شرافتی مضاعف و کرامتی افزون می بخشد و آن را آرامگاه حضرت سیّدالشّهدا علیه السلام و یاران ایشان قرار می دهد.

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 15:48

صفحه بندی