«ستکون بعدی فتنة، فإذا کان ذلک فالزموا على بن أبى طالب، فإنه أول من یرانی، و أول من یصافحنى یوم القیامة، هو الصدیق الأکبر، و هو فاروق هذه الأمة، یفرق بین الحق و الباطل»
"به زودی بعد از من فتنه خواهد بود و به هنگام آن فتنه شما همراه و ملازم «علی بن ابی طالب» (ع) باشید بی تردید او اوّلین نفر است که مرا خواهد دید و با من در روز قیامت مصافحه خواهد کرد. او «صدّیق اکبر» و« فاروق» این امّت و جداکننده حق از باطل است."
آخرین توقیع شریف امام زمان(عج) خطاب به آخرین نایب خاص خود، یعنى على بن محمد سمرى است.
هنگامى که زمان رحلت ابوالحسن سمرى فرا رسید و مرگ وى نزدیک گردید، به وى گفتند: چه کسى را جانشین خودتان قرار میدهید؟ او در جواب، توقیعى درآورد و به مردم نشان داد، که متن آن بدین گونه است:
بسم الله الرحمن الرحیم
« یا على بن محمد السمرى اعظم الله اجرا خوانک فیک، فانک میت ما بینک و بین ستة ایام، فاجمع امرک و لاتوص الى احد فیقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبة التامة. فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالى ذکره، و ذلک بعد طول الامد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جوراً. و سیأتى الى شیعتى من یدعى المشاهدة، الا فمن ادعى المشاهده قبل خروج السفیانى و الصیحة فهو کذاب مفتر، و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم. فنسخوا هذا التوقیع و خرجوا، فلما کان الیوم السادس عادوا الیه و هو یجود بنفسه فقال له بعض الناس: من وصیک من بعدک؟ فقال: لله امر هو بالعه، و قضى فهذا آخر کلام سمع منه (ره). »
اى علىّ بن محمّد سمرىّ! خداوند اجر برادرانت را در عزاى تو عظیم گرداند که تو ظرف شش روز آینده خواهى مرد، پس خود را براى مرگ مهیّا کن و به احدى وصیّت مکن که پس از وفات تو قائم مقام تو شود که غیبت تامّه واقع شده و ظهورى نیست مگر پس از اذن خداى تعالى و آن پس از مدّتى طولانى و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم واقع خواهد شد.
و به زودى کسانى نزد شیعیان من آیند و ادّعاى مشاهده کنند، بدانید هر که پیش از خروج سفیانى و صیحه آسمانى ادّعاى رؤیت و مشاهده کند دروغگوى مفترى است، و لا حول و لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ العلیّ العظیم.
پس؛ از آن توقیع استنساخ کردند و از نزد او خارج شدند، و چون روز ششم فرا رسید نزد او بازگشته و او را در حال احتضار بود، یکى از مردمان پرسید: وصىّ تو پس از شما کیست؟
گفت: خداوند را امرى است که خود او رساننده آن است، و فوت کرد. و این آخرین کلامى بود که از او شنیده شد. . این روایت را می توانید در کتب ذیل ببینید: الاحتجاج، ج 2، ص .478 کمال الدین، ح 2، ص 516، حدیث .44 الغیبة، ص 395، حدیث .365 بحارالانوار، ج 51، ص 360، حدیث 7 و ج 2، ص 151، حدیث 1، و ج 53، ص .318 اعلام الورى، ص .417 الخرایج، ص .1129 عقیدة الشیعه، ص .48 و...
در اخبار مربوط به کسانیکه در عصر حاضر در عراق و سایر کشورهای دیگر خود را نایب امام زمان عج معرفی میکنند حتما مطلعید که البته چندنفر از آنان مثل سرخی در عراق و عد ه دیگری هم در سایر کشورهای منطقه در حال القاء این موضوع یعنی نایب امام بودن هستند که در عراق برای خود دار و دسته ای بهم زده اند و اخیرا در سر سودای مبارزه با حضرت آیت الله العظمی سیستانی زعیم عالیقدر جهان تشیع را می پرورانند و حتی تحریک برای حمله به بیت معظم له را به هواداران خود القاء میکنند .(جدایی از بحث اعتراضات به حق مردمی عراق برای مشکلات موجود که مورد تایید مرجع معزم حضرت آیت الله سیستانی بوده و ریختن خون معترضین را حرام دانستند و خواستار برکناری دولت و نخست وزیر فعلی عراق و خواهان رسیدگی سریع به خواسته های مشروع توده مردم عراق می باشند ،بلکه منظور ما اینجا صرفا بحث بدعتها و طرفداران این افراد شیاد و افکار پلید ایشان و بدعت گذاری هایشا ن است ).
وقتی در اخبار مربوط به ظهور می خوانیم با این مضمون که وقتی حضرت ولیعصر عج به طرف نجف تشریف می آورند صدهزار (یا سی هزار نفر )نفر از نجف جهت جنگیدن با حضرت روانه ایشان میشوند که امام عج همه آنها را به درک واصل میفرمایند .
یا وقتی انسان این روایات را می خواند کمی سنگین است ولی وقتی افراد کذاب مثل سرخی و پیروانشان را می بینم که تعدادی علی الظاهر شیعه گول خورده را دور خود جمع کرده است (برابر گزارشها در حال حاضر بیش از 40 هزار نفر هوادار )دیگر قبول روایات و یقین به آن برایمان ساده تر میشود مثل داعش که با کشتارش قبول وقایع صدر اسلام در شهادت خاندان نبوت ویاران آنان را برایمان سهل کرد و دیگر جای اما و اگری نگذاشت و قساوت این قوم را به خوبی دیگر درک میکنیم (از خاندان معاویه گرفته تا اموی یا عباسی و ...).
امروز در کشورهای منطقه عده ای خود را نایب حضرت در غیبت کبری میدانند که همگی کذاب هستند و کسانیکه تبلیغ اینان را میکنند به بدترین عذابهای الهی انشاءالله گرفتار خواهند شد چون اینان نه تنها موجب انحراف افراد زیادی میشوند بلکه بدعتهای جدیدی در دین ایجاد میکنند ،چون در غیبت کبری حضرت اصلا نایبی در کار نیست و به صراحت تمام در احادیث مکرر و محکم بیان شده است .
اینکه کسی بخواهد و بتواند سرسوزنی به آیت حق جناب آقای سیستانی صدمه ای بزند باید بدانند که ایشان به اذن الهی و تا زمانیکه حضرت حق بخواهند از تمام بلاها در امان هستند .و کسانیکه در عراق اخیرا اعلام میکنند مرجعیت شیعه بایستی عرب باشد علت اینست که خودشان نه فقیه هستند و نه عالم و نه عادل بلکه با سودای سیاسی و برای قدرت طلبی این سخنان را پخش میکنند و ظاهرا رهبر یکی از احزاب مسلح در عراق هم یکی دیگر از این افراد است .
برای انکه بدانیم بدعتها چگونه شکل میگیرند و بعد هم عده ای نادان و جاهل و یا دنیا پرست در هر لباس و مقامی صحه بر این اقدام و بدعتها می نهند شرح حال صرخی و احمد یمانی یک نمونه زمان حال ماست که می توان به دیگران هم بستش داد.
«محمود الصرخی» شخصی که خود را یکی از مراجع دینی در عراق معرفی میکند و خود را آیتالله و مرجع میداند.
اما الصرخی کیست که خود را روحانی شیعه میداند؟ عمامه سیاه بر سر دارد و در عین حال، طرفدارانش چندین بار در کربلا، دست به تخریب اموال عمومی زده و آشوب به پا کرده است.
نام وی شیخ محمود بن عبدالرضا بن محمد الصرخی است. الصرخی در سال 2003 قبل از سرنگونی رژیم صدام، دیکتاتور معدوم عراق به یکباره ظاهر شد و خود را به عنوان یکی از مراجع دینی عراق معرفی کرد.
او مدعی است آیتالله است و آیتالله در فقه شیعه کسی است که به مرحله اجتهاد رسیده اما هیچ مرجع یا آیتالله این مسئله را شهادت نداده که او به این درجه رسیده باشد.
شبکه خبری «العربیه» عربستان سعودی در سال ۲۰۱۴، زمانی که الصرخی و یارانش در کربلا دست به آشوب زده بودند، وی را مخالف «رهبری مذهبی و دینی سنتی شیعه عراق» معرفی کرد که «مقر آن در نجف است؛ شهری که آیت الله علی سیستانی رهبری آن را بر عهده دارد».
در این گزارش، تعداد عناصر وابسته به الصرخی حدود ۲۵ تا ۳۰ هزار فرد مسلح برآورد شد که در سال ۲۰۱۴، با نیروهای دولت مرکزی عراق درگیر شده بودند.(این تعداد الان بیشتر هم شده است )
العربیه با این ادعا که عناصر الصرخی خواستار «تشکیل حکومت مذهبی شیعه در عراق هستند که بر اساس اصل ولایت فقیه باشد»، در همان زمان گزارش داده بود که «بزرگترین تهدیدی که متوجه بغداد است، از جنوب است... و گروههای حاضر در این منطقه میتوانند تهدیدی برای عراق و ایران باشند».
الصرخی که مدعی است نسبش به امام حسن -علیه السلام- میرسد، گفته میشود که در سال ۱۹۶۴ در شهر کاظمین به دنیا آمده است. وی فارغالتحصیل دانشکده مهندسی دانشگاه بغداد در سال ۱۹۸۷ است. الصرخی پیش از اینکه صدام اعدام و حزب بعث عراق منحل شود، مخفی بود ولی پس از ظهور گروه تروریستی داعش و آغاز تحرکات مجدد حزب بعث و تحرکات تروریسی آنها در عراق، بار دیگر در نقاطی مثل کربلا ظاهر شد.
وی در سال ۲۰۰۵ به طور ناگهانی در شهر «حله» عراق نمایان شد و در مدت زمان بسیار کوتاهی تعدادی دفتر در شهرهای مختلف شیعه نشین عراق افتتاح کرد و مدعی مبارزه با نظامیان آمریکا شد و ادعا کرد که سه نفر از آنان را کشته است.
پس از ادعای کشتن سه نظامی آمریکا بود که مدعی شد با امام زمان (عج) دیدار کرده است. این ادعا با واکنش شدید مراجع و شیعیان عراق مواجه شد. پس از بررسی سابقه وی، مشخص شد که او نیز از نیروهای سابق سازمان امنیت حزب بعث بوده که با همکاری با سازمان اطلاعات سعودی، با هدف تخریب مرجعیت شیعه، پا به عرصه گذاشته است .
گفته میشود که نام الصرخی ابتدا محمود عبدالرضا البهادلی بود و سپس به شیخ محمود التمیمی تغییر پیدا کرد. وی زمانی که شیخ محمود التمیمی نام داشت لباس و معمم سفید به تن داشت و از وی به عنوان عنصر پلیس امنیت عراق یاد میشد. وی پس از مدتی نام خود را به سید محمود الصرخی تغییر داد و سپس با عمامه مشکی در انظار عمومی ظاهر شد.
الصرخی؛ از جذب در سرویس اطلاعات عراق تا فراگیری جادوگری در پاکستان
پایگاه خبری «کنوز مدیا» درباره الصرخی مینویسد، در دهه 90 میلادی، الصرخی در منزل خود ماهواره نصب کرده بود و به همین علت، بازداشت و به پرداخت ۳۰۰ هزار دینار عراقی محکوم شد. وی در دورانی که بازداشت بود، فلسفهبافی میکرد و مینوشت. یکی از افسران امنیتی از این مسئله مطلع میشود و این مسئله را به مسئولان بالادستی گزارش میدهد. سرویس اطلاعات عراق نیز وی را جذب میکند و دورههای آموزشی عقیدتی-مذهبی برای وی برگزار میکند و او را به پاکستان میفرستد تا جادوگری بیاموزد.
به گزارش این پایگاه، یک سال بعد، از پاکستان به عراق باز میگردد و نام خود را «شیخ محمود التمیمی» میگذارد. پس از آن عمامه سفیدی به تن کرد و ملقب به شیخ محمود شد. پس از مدتی نیز عمامه سیاه به تن نموده و نام محمود الصرخی را برای خود انتخاب کرد. پس از مدتی به سید محمود الحسنی تغییر نام داد و به مردم میگفت که او، شخصِ سید الحسن الخراسانی است که امام زمان (عج) را میشناسد. مدتی بعد، ادعا کرد که نائب امام زمان (عج) و پس از مدتی هم مدعی شد که خود امام زمان (عج) است، ولی نمیخواسته خودنمایی کند.
بنا بر این گزارش، پس از به زبان آوردن این مهملات، ارتش عراق به بهانه اینکه الصرخی فساد کرده و از ترس اینکه رابطه وی با رژیم بعث فاش شود، وی را بازداشت میکند. در سال ۲۰۱۴، عناصر الصرخی در حوادث نجف دست داشتند و مدعی بودند که الصرخی خود امام زمان (عج) است.
ترور مراجع دینی عراق به بهانه عدم رضایت امام زمان (عج)
الصرخی مخالف مرجعیت دینی عراق بود. وی گروهی را به نام گروه «اعدامهای امام مهدی (عج)» تأسیس کرد. مأموریت این گروه ترور مراجع دینی عراق بود. آنان مدعی بودند که امام زمان (عج) از مراجع راضی نیستند و به همین دلیل باید کشته شوند.
وی یکی از شخصیتهای مرموزی است که اهدافش مشخص نیست، ولی علمای شیعه بر کذب بودن مدعاهای وی، اتفاق نظر دارند. الصرخی با وجود اینکه بار علمی ندارد، خود را از شاگردان آیتالله شهید محمدباقر صدر و محمد صادق صدر معرفی کرده بود و در چهل سالگی با ادعای «مرجعیت» در عراق فعالیت خود را آغاز نمود. پس از ظهور علنی وی، طرفدارانی از شیعیان جنوب عراق به دور وی جمع شدند و انحراف جدیدی شکل گرفت که نارضایتی و اعتراض مراجع تقلید را در پی داشت. با ادعای وی مبنی بر اینکه ادامه دهنده راه آیت الله شهید محمدباقر صدر است، آیت الله سید کاظم حائری در پاسخ یک استفتا در مورد او اعلام کرد: «سید محمود حسنی صرخی مجتهد نیست و ما به وی اعتمادی نداریم».
مخالفت الصرخی با مبارزه با گروه تروریستی داعش
وی از جمله کسانی است که فتوای آیت الله سیستانی در سال 2014 برای بسیج مردمی و مبارزه با عناصر داعش در شمال و غرب عراق را رد کرد. الصرخی در آن زمان ادعا کرد که عناصر داعش از اهل تسنن هستند و حمل سلاح علیه داعش حرام بوده و فتوای آیت الله سیستانی نیز باطل است.
وی به روزنامه الوطن مصر هم گفته بود که داعش یک واقعیت عینی است، و یک پدیده زودگذر نیست. به همین دلیل نباید، برای نابودی آن زمان صرف کرد و خون بیشتری را در این «جنگهای بیفایده و مهلکههای واقعی» ریخت.
الصرخی ضمن تأیید کامل تجاوز عربستان سعودی به ملت یمن، گفته بود که «از ائتلاف اسلامی به صورت کامل حمایت میکنیم، آن را تأیید و از آن استقبال میکنیم».
بعضی از سرویسهای اطلاعاتی و خبرگزاریهای منطقه از وی حمایت کرده و او را عملا رهبر مخالف دولت عراق میدانند و این در حالی است که وی دارای انگیزه های صرفا سیاسی و قدرت طلبانه و موجب بهم ریختگی گروه های شیعی در عراق است و با این ادعاها سعی در انحراف جوانان پیرامون و طرفدارانش از واقعیت آخرالزمانی است که البته نه در عراق بلکه در بعضی کشورهای دیگر هم برای خود طرفدارانی بهم زده .
الان یکی دیگر از آفاتی که به شکل غصب و سرقت منصب و القاب، گریبانگیر عقیده مقدّس مهدویّت شده است تفکر انحرافی «یمانی کذّاب» از شهر «بصره» عراق است که مانند یک ویروس مرگبار دل اهل ایمان را میمیراند و برای بیماردلان شک و حیرانی به وجود میآورد.
مُبدع این بدعت ضالّه و ضلالت آشکار، شخصی با نام منحوس: «احمد بَصری» است. این انسان شیّاد و دروغپرداز که همه استعداد خود را در راه تباهی و فساد دین و نپرستیدن خدا به یگانگی به کار برده است، لیسانس مهندسی عمران از دانشگاه بصره دارد و مدّتی هم در شهر «نجف» مشغول به آموختن علوم دینی بوده است، ولی به جهت روح شیطانی که در کالبد دارد و از نشانههای آن کبر و خود بزرگبینی است، احمد بَصری به سبب وجود نفس حقیر و دونمایه با بزرگان دین و علمای اعلام و فقهای بزرگ همچون: حضرت آیت الله العظمی سیستانی(حفظهالله تعالی) به دشمنی برخاست حال آن که در راه کسب علم هیچ توفیقی نیز نیافت. همانند شیطان با بروز کبر برای همیشه از رحمت خدا به دور افتاد و این چنین بود که هم اکنون دربست در اختیار شیطان و اوهام و وساوس او قرار گرفته و افسار خود را به دست استعمارگران فرصت طلب و مُغرض داده است.
احمد بَصری از دشمنان درجه یک سلسله جلیله روحانیّت، مرجعیّت و فقاهت است زیرا از طرف استعمار مامور است تا این سلسله جلیله را از بُن و ریشه از بین ببرد تا در راه مقاصد پلید و ننگین او سد راهی نباشند.
او مدّعی است که حجّت خدا قبل از ظهور و به خصوص بعد از رحلت حضرت مهدی (عج) است و بر طبق وصیّت پیامبر(ص)، امام سیزدهم به شمار می رود و بعد از او هم یازده امام دیگر می آیند تا کلا این فرقه گمراه و مُضلّه، به زعم باطل او، با 11 امام تقلّبی کامل شوند و خود را به ناحق به 12 امام معصوم(ع) متّصل نماید.
این شخص مقام شامخ امامت را یک مقام تشریفاتی برای حضرت مهدی(عج) بر می شمرد و غافل است از این امر که وقتی حجّت خدا حضرت مهدی(عج) وجود دارند چه غائب و چه آشکار با فرض صحّت امامت او، هیچکس حتّی اگر امام معصوم هم باشد حق اظهار نظر ندارد و حق عباد و بندگان و مسئولیّت امامت بر گردن او نیست و مشکلات ظاهری و باطنی امّت اسلام را نمیتواند حل و فصل نماید.
از باب مثال، وقتی سه امام معصوم همچون: امام علی(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در یک روزگار هستند آن دو دیگر، مأموم امام علی(ع) هستند و هر نوع مشکل مادی و معنوی و مباحث مربوط به امر خطیر امامت و ولایت را به مافوق خود ارجاع میدهند و اصطلاحاً: «امام صامِت» و خاموش هستند.
نکته مهم این است که هر چه ما به آخرالزمان نزدیک میشویم امثال صرخی بیشتر و بیشتر میشوند تا جاییکه تشخیص حق و باطل برای مردم سخت و سختر میشود و این همان گوشه ای از فتنه های آخرالزمانی است که در آن فقط مومنین و موحدین واقعی پس از الک شدن پیروز این میدان خواهند بود و هر کس در زیر اعلم این افراد قرار گیرد قطعا راه مقابل حضرت عج را در پیش گرفته.پس از عنوان دادن به افراد و جفت بدحالان و خوشحالان شدند بپرهیزیم و گول قدرت و مقام و بازیهای سیاسی را نخوریم .بدانیم تاریخ تکرار پذیر است آنانکه در مقابل علی ع و سایر امامان ع ایستادند شک نکنید امروز هر کسی با دین و مسلکی و قدرتی در مقابل امام زمان عج خواهد ایستاد چون خود را به حق میدانند و در سلک دجال قرار میگیرند .
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی