در مقاله گذشت بیان کردیم که چرا باید صبور و شکیبا باشیم و به دنبال آن میگوییم اکثریت ما فکر میکنیم که با پیروی از حضرت مهدی عج اموراتمان را میگذرانیم این در حالی است که ما به واقع درگیر وهمیات نفسی از نوع شک خفی شده ایم چرا که نه راه حضرت را طی میکنیم و نه از او استمداد مطلبیم هیچ نشانه ای از او در اعمال و گفتار ما نمی توان دید بلکه ما شیطانهای دیگری را که ظاهر موجه ای دارند را به امامت خود انتخاب کرده ایم و سخت درگیر کار دنیا شده ایم و هدفهای که تعریف کرده ایم (که رسیدن به تمام دنیای مادی است )به هیچ وجه تاکید میشود به هیج وجه در راستای فرمایشات آن حضرت نمی باشد ما تصورات غلط خود را صحیح می پنداریم و برای آن متوسل به آیات و روایات می شویم تا همه اموراتمان را توجیه کنیم و چه بدعتها که در این راه توسط ما درست نشد (مثل گروههای الحادی با تفکرات شیطانی :داعش،القاعده،طالبان،بوکوحرام،سپاه صحابه،.......و یا افکار افراطی که در همه ادیان و فرقه های آن به فور قابل مشاهده است )(جنگ هفتاد و دولت همه را عذر بنه ،چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند )مثل های فوق اگر چه جمعی هستند اما یادمان نرود که فرد فرد ما حاصل این جمع هستیم . اگر راه درست بود اکثریتی از موقنین در برابر ریاکاران و دروغوگویان بودیم این در حالی است که در حال حاضر موضوع بالعکس است ،بیایید ایمانمان را با معیارهای تعریف شده قرآن و روایات تطبیق دهیم آنگاه متوجه اختلاف فاحش خواهیم شد.یادمان نرود ملاک عبادات ظاهری از نوع خوارجی نیست بلکه آنست که حال ما به حال سالکین و عارفین بالله شبیه و نزدیک باشد و خوشیختانه آنقدر الگو وجود دارد که اگر بخواهیم می توانیم در همین عصر حاضر به آنها رجوع کنیم حتی اگر در بین ما نباشند بطور مثال اگر شاخصها شخصیتهایی همچون حضرات قاضی ،طباطبایی،بهجت ،ملکی تبریزی ،دولابی جمعیا (رض)و.....باشند آنگاه تصویر سازی درستی از دین و عمل به آن خواهیم داشت .شاید ما نتوانیم در حد و اندازه اولیای الهی باشیم ولی می توانیم در این راه بوده و ثابت قدم باشیم که اگر چنین کنیم وعده خود اوست که چشم و گوش برزخی ما را باز میکند آنوقت راه درست را می بینیم و خدایان دروغینی که به خاطر حب دنیا برای خودمان درست کردیم را کنار خواهیم زد و بیهود جفت بدحالان نخواهیم شد .انشاءالله .
برداشتی کوتاه از کتاب مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم ( عجل الله فرجه الشریف ):
"در خبر صحیح از محمد بن مسلم روایت است که گفت شنیدم حضرت باقر علیه السلام می فرمود : هر که دینداری خدا کند در حالی که خود را در آن به رنج اندازد ولی امام منصوب از طرف خدا برای او نباشد ، تلاش او پذیرفته نیست و گمراه و سرگردان است و خداوند کردار او را بدمی شمارد ، او به مانند گوسفندی است که از چوپان و گله خود گم شده و شب و روز می جهد و می دود ، و می رود و می آید و شب گله غریبی ببیند و بدان دل نهد و فریب آن بخورد و با آن در آغلش شب را بگذراند ، و هنگامی که چوپان گله خود را براند ، آن چوپان و گله را نشناسد و سرگردان بجهد و چوپان و گله خود را بطلبد ، و گله ای با چوپانش بیند و بدان دل نهد و فریفته گردد ، و چوپان بر آن بانگ زند که : به چوپان و گله خودت پیوند ، زیرا تو گم گشته و سرگردانی و از چوپان و گله ات برکناری و آن گوسفند گم شده هراسان و سرگردان و تنها بجهد و چوپانی ندارد که او را به چراگاه خودش رهبری کند و یا برگرداند . در همین اثنا که حیران است بناگاه گرگ از گم شدنش فرصت جویی کند و او را بخورد ، وَ اللَّهِ یا مُحَمَّدُ مَنْ أصبَحَ مِنْ هذهِ الأُمّه لا إمامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ عزّ و جلّ طاهِرٍ [ظاهِرٍ] عادِلٍ أصْبَحَ ضالاً تائِهاً . . . ؛ به خدا قسم ای محمد؛ حال کسی که در این امت به دامان امامی که طاهر [یا ظاهر] منصوب از طرف خداوند بوده باشد دست نزند گم شده و سرگردان است و اگر بر این حال بمیرد در کفر یا نفاق مرده است ، ای محمد بدان که رهبران ستم و پیروانشان ، از دین خدا برکنارند ، راستی که گمراهند و گمراه کننده و همه کارهایشان مانند خاکستری است در برابر گردباد روز طوفانی ، به هیچ وجه بر آنچه کسب کرده اند دسترسی ندارند ، این است همان گمراهی دور (2) .
می گویم : اینکه می فرماید : « مَنْ أصْبَحَ مِنْ هذِهِ الأُمّهِ لا إمامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ طاهِرٍ [ظاهِرٍ ]عادِلٍ . . . » ؛ اگر در متن حدیث طاهِر باشد ، منظور عصمت امام است ، یعنی هر که دست به دامن امام معصومی نزند . . . و اگر ظاهر باشد ، یعنی وجود امامی که آشکار است برای مردم با دلایل واضح و نشانه های روشن ، هر چند که امام از نظرهای کوتاه بین غایب باشد"
ص:46
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی