
"مردانى هستند که دل هاى آن ها مانند پاره هاى آهن است شکى در ایمان به خدا در آن راه نیافته و در طریق ایمان از سنگ محکم تر است اگر آنها را وادارند که کوه ها را از جاى بکنند، از جاى کنده و از میان بر می دارند. لشکر آنها قصد هیچ شهرى نمی کنند جز اینکه آن را خراب می نمایند... مردانى در میان آنهاست که شب ها نمى خوابند زمزمه آنها در حال عبادت همچون زمزمه زنبور عسل است. تمام شب را به عبادت مشغولند، و روزها سواره به دشمن حمله می کنند... از هر جا می گذرند، رعب آنها پیشاپیش آنان به اندازه یک ماه راه در دل ها جاى می گیرد."(مهدی موعود (ترجمه بحارالانوار)، ص 1100)
همه یا لااقل آنانکه مدعی انتظار حضرت عج هستند میدانند که قبل از ظهور حضرت، غربال خواهند شد، و این غربال در احادیث مربوط به مهدویت از زبان اهل بیت علیهمم السلام به آن اشاره گردیده است که دوره آخرالزمان برای امتحان مومنین بسیارسخت خواهد بود. امّا می توان متوجّه و متذکر این معنا هم بود که ظهور، به معنی آشکار شدن و از پرده بیرون افتادن نهانی ها و اسرار است، این آشکاری، در وجهی معطوف به ظهور و آشکار شدن امام مبین از پس پرده غیبت است؛ امّا از وجهی دیگر، معطوف به آشکار شدن نهان و پوشیدگی های مردم است. همه آنچه که در پس پرده مصلحت سنجی، ریاورزی و تظاهر و خیره سری حیله گرانه پنهان مانده است.
جابر جُعفی میگوید به امام باقر(ع) عرضه داشتم «مَتَى یَکُونُ فَرَجُکُمْ؟»(الغیبه للطوسی/339) فرج شما کِی خواهد بود؟ سؤالی که همۀ ما داریم. «فَقَالَ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ لَا یَکُونُ فَرَجُنَا حَتَّى تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا»(همان) حضرت فرمود: هیهات هیهات، هرگز این فرج رخ نخواهد داد؛ مگر اینکه غربال بشوید، سپس غربال بشوید، سپس غربال بشوید. سهبار تأکید کردند.
در روایات دیگر نیز صریحاً بیان شده که ریاکاران بین مؤمنان باید پاکسازی شوند و بیرون بروند.(امام صادق ع: ...فَإِنَّهُ تَمْتَدُّ أَیَّامُ غَیْبَتِهِ لِیُصَرِّحَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ وَ یَصْفُوَ الْإِیمَانُ مِنَ الْکَدَرِ بِارْتِدَادِ کُلِّ مَنْ کَانَتْ طِینَتُهُ خَبِیثَةً مِنَ الشِّیعَةِ الَّذِینَ یُخْشَى عَلَیْهِمُ النِّفَاقُ إِذَا أَحَسُّوا بِالاسْتِخْلَافِ وَ التَّمْکِینِ؛ کمالالدین/2/356)
ما در تمام امور و جنبه های مختلف زندگی مورد امتحان الهی قرار میگیریم و این امتحان می تواند با جان،مال،همسر،فرزندان،مقام و...باشد پس دائما درمعرض غربالهای مختلف هستیم، این غربالها می تواند باعث رشد و صعود ما بسوی مسیر الی الله و حضرتش عج و یا باعث سقوط ما و دور شدن از ایشان باشد. در این غربالها، سقوط کردن اتفاق میافتد؛ برای آدمهایی که خیلی ظاهرالصلاح هستند. و غربال در آخرالزمان موضوع جدیای است. در برخی از روایات دربارۀ غربال کلمۀ «وَالله» به کار برده شده که یعنی «قطعاً این غربال انجام خواهد شد»(أَمَا وَ اللَّهِ لَا یَکُونُ الَّذِی تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْیُنَکُمْ حَتَّى تُمَیَّزُوا وَ تُمَحَّصُوا وَ حَتَّى لَا یَبْقَى مِنْکُمْ إِلَّا الْأَنْدَرُ؛ غیبت نعمانی/208؛ ارشاد مفید/2/375)
حالا چه کسانی در این غربال میریزند؟ شخصی میگوید: من خدمت امام صادق(ع) بودم و هنگام شام، مهمان حضرت بودم. حضرت این آیه را قرائت فرمود: «بَلِ الْانسَانُ عَلىَ نَفْسِهِ بَصِیرَه* وَ لَوْ أَلْقَى مَعَاذِیرَه»(قیامت/14و15) بعد فرمودند: یا اباحَفص! انسان چهکار میکند؟! آنجاهایی که ظاهرسازی میکند، اگر دقت کند خودش خودش را میشناسد. و بعد این را میفرماید که «رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ یَقُولُ» همیشه این را میفرمود،یا معمولاً این را میفرمود-میخواهم بگویم در غربال آخرالزمان چه کسانی ریزش میکنند؟- «مَنْ أَسَرَّ سَرِیرَةً رَدَّاهُ اللَّهُ رِدَاءَهَا إِنْ خَیْراً فَخَیْرٌ وَ إِنْ شَرّاً فَشَرٌّ»(کافی/2/294) کسی در سِرّ خودش، چیزی را پنهان بکند، خدا آن سِرّ را از قلب او بیرون میکِشد و ردا میکند بر تنش میکند، اگر بد باشد بد خواهد شد! اگر خوب باشد خوب خواهد شد!
سهل بن حسن خراسانی خدمت حضرت صادق (علیه السّلام) عرض کرد: یا ابن رسول اللَّه چقدر شما رئوف و مهربان هستید شما امام هستید چرا دفاع از حق خود نمى کنید با اینکه بیش از صد هزار شیعه شمشیرزن دارید...؟ امام فرمود:برو بنشین داخل تنور. خراسانى شروع به التماس نموده: یا ابن رسول اللَّه مرا به آتش مسوزان. از جرم من درگذر خدا از تو بگذرد. فرمود تو را بخشیدم.
در همین موقع هارون مکى وارد شد یک کفش خود را به انگشت گرفته بود عرض کرد: السلام علیک یا ابن رسول اللَّه. امام فرمود نعلین را از دست بیانداز برو داخل تنور بنشین. نعلین را انداخت و داخل تنور نشست.
امام شروع کرد با خراسانى به صحبت کردن از جریان هاى خراسان ... بعد فرمود: خراسانى برو ببین در تنور چه خبر است.
به جانب تنور رفت دید هارون مکی چهار زانو در تنور نشسته ...امام (علیه السّلام) فرمود: از اینها در خراسان چند نفر پیدا مى شود؟
عرض کرد به خدا قسم یک نفر هم نیست.
به نظر می رسد که آن چه موجب می شود شیعیان حب دنیا و آسایش مقطعی را پشت سر گذارند و جزء اصحاب حضرت به شمار روند ایمان خالصانه ای است که نتیجه اش تسلیم محض در برابر فرامین امامشان باشد.
به داستان حضرت داوود و جناب طالوت در قرآن کریم توجه فرماییداسرار زیادی در این داستان نهفته است و برابر تفاسیر این داستان چه مشابهاتی با ظهور حضرت خواهد داشت !:
پس از حضرت موسی ستمگری پیدا شد که مردم را از خانه و سرزمین و فرزندانشان جدا می کرد. مردم مظلوم نزد پیامبرشان رفتند و از او تقاضا کردند برایشان فرمانده نظامی انتخاب کند تا در برابر آن ستمگر بایستند.
پیامبرشان فرمود: احتمال نمی دهید اگر جهاد برای شما مقرر شد جهاد نکنید؟
گفتند: هرگز. ولی همین که به ایشان دستور جنگ داده شد جز اندکی همگی سرپیچی کردند. در این امتحان مکتبی بیشتر افراد مردود شدند. حتی اقلیتی که جهاد را پذیرفتند در رهبری فرمانده تردید کردند. یعنی همین که پیامبرشان فرد لایقی( طالوت) را از طرف خداوند متعال به فرماندهی برگزید. گفتند: چون ثروت ما بیشتر است خودمان به فرماندهی سزاوارتریم. جمعی با این که نشانه های لیاقت طالوت را دیدند سرپیچی کردند این نیز به نوعی امتحان دوم بود.
گروه دیگری که به ظاهر وفادار بودند به سوی جبهه حرکت کردند. فرمانده فرمود:
در طول مسیر، خداوند متعال شما را به نهر آبی آزمایش می کند. سعی کنید از آن ننوشید. هر که از آن بنوشد از ما نیست. فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنى .البته اجازه دارید که با دست لبی تر کنید ولی خود را سیراب نکنید.
این گروه وفادار نیز همین که به آب رسیدند نتوانستند خود را حفظ کنند و کاملا خود را سیراب کردند. این امتحان سوم بود و در این امتحان هم گروهی مردود شدند.
گروهی نیز از این سه مرحله گذشتند و وقتی در مقابل دشمن قرار گرفتند. گفتند ما حریف دشمن نیستیم.
لَا طَاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ و در این میان تعداد کمی باقی ماندند که این شعار را سر دادند. کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةَ بِإِذْنِ اللَّهِ.
امام باقر(علیه السلام) می فرماید: افرادی که تا آخر کار به طالوت وفادار ماندند، سیصدو سیزده نفر بودند.
امیرالمومنین(ع)در نقل دیگری از رسول خدا(ص) می فرماید:
فَقَالَ: «الْفَتْرَه النُّعاس وَ الضَّعفِ: کونُوا عَلَی مَا أَنْتُمْ عَلَیهِ حَتَّی یطْلِعَ اللَّهُ لَکمْ نَجْمَکم؛
فرمودند: روزهای فترت که همگان در آن دچار ضعف و سستی می گردند. در آن ایام بر عقاید خود استوار باشید تا خداوند ستاره شما را ظاهر گرداند.»
امام از این دوران، به عنوان روزهای فترت یاد می کنند. فترت، در خود دو معنی و مفهوم ضعف و سستی و زمان فی مابین را دارد. گاه این زمان میانی، به مدّت زمان بین ظهور دو پیامبر یا به تخت نشستن دو پادشاه اطلاق می شود. به فاصله و وقفه میان دو دوره نیز گفته شده است. دوره فترت برای بسیاری از اقوام قبلی نیز رخ داده است.
آیه «یا أَهْلَ الْکتابِ قَدْ جاءَکمْ رَسُولُنا یبَینُ لَکمْ عَلی فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ؛
ای اهل کتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتی میان پیامبران به سوی شما آمد؛ در حالی که [حقایق] را برای شما بیان می کند...».
به تبع دور شدن از بخت و دولت پیشین و تا طلوع ستاره بخت دولت فردا، نوعی سستی و ضعف در همه ارکان فرهنگی و تمدّنی اقوام حادث می شود. جماعتی در حیرت و سرگردانی همه سلامت و ایمان خود را از دست می دهند. جماعتی طعمه دیوان و ددان آدمخوار در کمین نشسته، می شوند، شمار اندکی نیز در کشاکش حوادث و هواجس، پا برجا مانده و به دولت و بخت جدید می پیوندند. اینان شایستگی و سزاواری تجربه دولت فردا را در خود جمع کرده اند.
امام محمدباقر(ع) درباره امتحان و غربال شدن مردم در دوران فترت می فرمایند:
به خدا سوگند! آزموده می شوید؛ امتحان می شوید؛ غربال می شوید؛ آن سان که گندم غربال می شود و از شلتک جدا می گردد.»
به امیدآنکه همه ما در این امتحانها با یاری و مرحمت خودشان از این آزمون سربلند بییرون آیم "آمین یا رب العالمین "
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی