
موضوع این مقاله همانگونه که از تیتر آن پیداست در خصوص گروههای تکفیری به معنای عام آن و در هر کجای دنیاست ،اگرچه اصطلاح گروههای تکفیری بیشتر به پیروان سلفی گری و وهابی گری مربوط میشود ولی وقتی میگوییم گروههای تکفیری در اینجا ما تمام گروههای افراطی (راست گریان تندرو،نژاد پرستها،وهابیهای سلفی و....)با هرطرز تفکر ضد انسانی باهر دین و مسلک از ادیان آسمانی و زمینی است که این گروهها در تمام این ادیان و یا ایدولوژی یک وجه اشتراک دارند (یعنی از مسیحیت صهیونیسم ( انجلیستها)تا یهودیت صهیونیسم ویا گروههایی مثل القاعده ، داعش،طالبان،سپاه صحابه وبوکوحرام و یا گروههای از هندوهای تندرو ویا گروههای تندرو بودایی در شرق آسیا از هند یا میانمار والی آخر ... )و آن اینست که هر چه را که انجام میدهند برای خدای ساخته شده خودشان یا بقای حزب و ایدلوژی خود (مثل تفکرکمونیسسم یا سوسیالیسم و....که اعتقادی به خدا نداشته صرفا منافع حزب مهم است ) میدانند و قتل عام مخالفان خود را واجب محسوب نموده و همگی در قبال این اعمال انتظار بهشت یا منافع دنیایی را بنا به تعریف هردین یا مکتب و ایدلوژی برای خودشان متصورند،واز همه مهمتر اینکه تمام اینان پیرو واقعی شیطان هستند ولی در تفکرات خود خدایی ساخته اند و در آن باور غلط سیر میکنند ،و میپدارند که در مسیر فرمان الهی و انسانی هستند درحالی که در مسیر ضد پرودگار و اصول انسانی سیر مسیر میکنند.(و شیطان کار آنان را در نزد شان زیبا جلوه میدهد).
اما این گروهها و تفکر آنها از کجا یا کجاها نشات میگیرد در ذیل به موضوع خواهم پرداخت .
شاید بعضی از شما عزیزان فیلم شبی که ماه کامل شد را دیده و یا اسم این فیلم را شنیده باشید این فیلم که در جشنواره فیلم فجر سال نو د هفت فیلم برتر شناخته شد به داستان عبدالمالک ریگی و برادرانش میپردازد ,دراین فیلم کارگردان محترمه سعی کرده اند هر چه به زیبایی داستان واقعی از خانواده فرد مذکور و چگونگی اینکه این افراد تبدیل به یک گروه افراطی گردیدند بپردازد ،اگر که فیلم را از ابتدا با دقت دنبال کنیم به اینجا میرسیم که در درجه اول این افراد در نتیجه دریافت پوچ و توخالی و برداشت غلط از دین و مفاهیم قرآن و سنت رسول الله (ص)به اینجا میرسند و صد البته فقر اقتصادی و فرهنگی در این موضوع دخیل و همراهی مالی و نظامی و...بعضی از قدرتهای منطقه مثلاً سرویسهای جاسوسی و اطلاعاتی عربستان و پاکستان و بعضی کشورههای دیگر در ایجاد این گروهها بسیار موثری است چرا که هزینههای هنگفت این گروهها و همچنین دادن پایگاه ، امکانات و وسایل موارد نیاز توسط این کشورها انجام میشود و ما می بینم که برادر عبدالمالک بدون آنکه بداند چه میکند همسر بیگناه خود را میکشد و فرزند سه ساله خود را در اختیار برادرش برای دیدن آموزش نظامی قرار میدهد، و اما همه ما میدانیم صرف فقیربودن افراد دلیلی بر جذب به گروههای افراطی نیست چون اگر چنین بود لااقل یک سوم مردم دنیا که در فقر هستند (حالا یا فقر مطلق هستند یا فقر نسبی و به هر حال در زیر خط فقر زندگی میکنند )می بایست الان در گروههای افراطی بودند که خدا راشکر اینگونه نیست ،پس بغیر از فقراقتصادی سایر موارد مثل فقر فرهنگی ،اجتماعی،دینی وسیاسی در شکل گرفتن این گروهها نقش داشته و دارد ،لابد تعجب میکنید اگر بگویم بیشترین علت تشکیل این گروهها مقاصد شوم اهداف سیاسی بوده و خواهد بود .
اگر به تاریخچه القاعده دقت کنیم می بینم تجاوز روسیه به افغانستان و اشغال این کشور توسط شوروی سابق به مدت یک دهه و کشتن شدن ده هزار انسان بیگناه که منجر به تنفر بحق مردم افغانستان نسبت به روسها گردید و در نهایت تبدیل به یک حرکت جهادی و ملی برای بیرون راندن روسها شد نبود مگر اینکه در این میان آمریکا و پاکستان و بعضی دیگر از سرویسهای جاسوسی مبادرت به تشکیل گروه القاعده با سرمایه سه میلیارد دلاری کردند (که بعدها اسناد آن فاش گردید که این گروه توسط خود سیا برنامه ریزی شده بود )و بن لادن که یک شاهزاده عربستانی و از خاندان سعودی بود را برای این منظور در نظر گرفتند ،و پرواضح است که تمام این حمایتهای دولتها نه برای ملت مظلوم افغانستان بلکه برای کوتاه کردن دست شوروی که در آن زمان رقیب آمریکا و از طرفی در دوره جنگ سرد بین این دو قدرت نظامی بود انجام شد، و پس از پیروزی اوضاع آنگونه که آمریکا می خواست پیش نرفت و گروه القاعده ناگهان یک غده سرطانی شد که خاورمیانه ، اروپا ، آفریقا و حتی در آمریکا حضور پیدا کردند و در نهایت تشکیل کشور افغانستان توسط طالبان منجرشد و بعداز حوادث 11 سپتامبر آمریکا اعلان جنگ آمریکا با دولت طالبانی افغانستان و از آنطرف پس از پیروزی نسبی و شروع جنگ عراق و آمریکا و سقوط صدام تشکیل گروههای القاعده و بعثی در عراق و در نهایت تولد گروه جدید داعش که به اذهان خود ترامپ توسط اوباما و هیلاری کلینتون شکل گرفت و البته جنگ داخلی سوریه نیز این موضوع را تشدید کرد و کشورهای مثل ترکیه وقطر و سایر سازمانهای اطلاعاتی خاورمیانه مثل موساد این گروهها را از هر جهت پشتیبانی نمودند (پول ،مهمات،پایگاه و...)بطوریکه آنقدر بزرگ شدند که همان مشکل افغانستان اینبار در عراق و سوریه اتفاق افتاد و اجماع چندین کشور به شکست نسبی داعش منجر شد که این شکست بطور کامل این گروه را منهدم نکرد و هنوز مبارزه با آن تا حال ادامه دارد و کشورهای عراق و سوریه تا حدی درگیرآن هستند .
اما همه داستان این نیست گروههای افراطی و یا تفکرات افراطی در اروپا هم شکل گرفت و در حال نشان دادن شکل واقعی خود است یعنی همان نژاد برتر و گروههای راست تندرو افراطی مشابه نازیسم در دوره قبل از جنگ جهانی دوم توسط هیتلرکه در حال شکل گیری است و یا حمله صربها با حمایت روسیه برای پاکسازی بوسنی و هرز گوین از وجود مسلمان در آن منطقه و کشتار مظلومانه مردم آن ،ویا یک نمونه تفکر ایدلوژیکی که در چین برای ساختن بزرگترن اردوگاه مسلمانان و آزار و اذیت آنان صورت گرفته و یا در میانمار کشتار مسلمانان توسط گروههای افراطی بودایی (با حمایت معنویی روسیه و چین ) تغییر در باور های دینی آنان صورت گرفته و یا در میانمار کشتار مسلمانان توسط گروههای افراطی بودایی ویا در هند ضدیت دولت و مردمش با مسلمانان و...اخیرا ترامپ اعلام که یهودیت باید یک نژاد در نظر گرفته شود این سخن او رسمیت دادن به تفکر الحادی از نوع یهودیت تندرو صهیونیسم خواهد شد و یا رشد ملی گرایی افراطی در اروپای شرقی و تاحدودی اروپای غربی و آمریکا،البته تمام ادیان و فرقه های آن به نوعی درگیر این تفکرات بوده و خواهند بود مگر موحدین و مومنین واقعی در سرتاسر جهان که حساب آنها جداست و صد افسوس تعدادشان اندک و به قول معروف "و قلیل من الاخرین "و یا" اکثرهم لا یعلمون ".
در خصوص غرب و یا شرق (در غرب ،آمریکا و اتحادیه اروپا و در شرق، چین و روسیه ) این کشورها با مسخ فرهنگی و تجاری کشورهای جهان بخصوص خاورمیانه را به طور خاص و سایر کشورهای در حال توسعه ،تمام هم و غم آنها اول دور کردن مردم این کشورها از فرهنگ و دین و اصلیت واقعی خودشان بوده ،اینکه چقدر موفق بوده اند خودتان قضاوت کنید امروز کدام کشور در جهان در این مسخ فرهنگی نیست حتی چین بعنوان یک قدرت دوم اقتصادی مجبور شد تمام شالوده اقتصادی خود را بر پایه سرمایه داری غربی بنا بگذارد یا هند (این اتفاق برای روسیه نیفتاد چون هنوز در افکار جنگ سرد و قدرت تسلیحاتی بسر میبرد و تمایل به پیشرفت اقتصادی نداشت و با داشتن منابع عظیم نفت و گاز و فولاد و ترفندهای خاص سیاسی کاری حکومتش را حفظ کرده است) و یا سایر کشورها مثل ژاپن و کره و....تمام این موارد به این دلیل گفته شد تا بدانیم که تفکرات جهان امروز به نوعی به سمت افراطی گری و ناسیونالیسم حرکت میکند (حتی هند هم یک کشور با حس ناسیونالیسمی و ملی گرایی است )و بروز افکار افراطی منجر به این میشود که انسانهای بیگناه در این رهگذرکشته ،زندانی ،شکنجه ،آواره و... می شوند بنابراین کشورهای قدرتمند برای ایجاد هراس و گرفتن هویت دینی و ملی این کشورها با ایجاد گروه های افراطی به نقشه های شوم خود نائل آیند در حالی که در تفکرات اصیل ادیان آسمانی و یا ادیان زمینی یا مکتبهای فاقد دین ،احترام به نفوس انسانها از بدیهی ترین اصول باورهای دینی و غیر دینی است.
اما اگر به خاورمیانه که جایگاه ادیان آسمانی بوده بنگریم و همچنین به لحاظ مکانی که وعده ظهور حضرت عیسی ع و حضرت مهدی عجل در آن می باشد در نظر بگریم ، در نهایت اتفاقات آخرالزمانی در این منطقه کلید خواهد خورد و باید گفت با کمی دقت می توان فهمید چرا این گروههای افراطی در این منطقه ظهور میکنند ،چراکه حکومت های این منطقه بی آنکه بدانند بازیچه افکار قدرتهای بزرگ قرار گرفته اند و قرار بر این بود که بیشترین آسیب در این میان به اسلام و مسلمین زده شود که همینطور هم شد حالا با ثروت همین کشورها و سازمانهای اطلاعاتی آنها و با نیروی انسانی همین مردم منطقه ریشه به تیشه دین زدهاند و بی آنکه بدانند عمله ظلمه شده اند ،تفکرات الحادی یا افراطی همیشه و در همه حال توسط سناریو نویست های خارجی بدور از این منطقه نوشته شده و مجری آن افراد بی مغز و خالی از فکر و بدور از باور صحیح دینی انجام شده و میشود و در انتها موجب اسلام هراسی و دین زدگی در سطح جهانی میشود.(برداشت غلط همگی اینها از دین ،قرآن و اهل بیت ع و...)
حوادث افغانستان،سوریه،لبنان ، عراق ،ترکیه ویا هرکجای خاورمیانه به ما میگوید که باید بدانیم این ما هستیم که تنفر و بدبینی و یا انزجار را در بین افراد ایجاد میکنیم ،سیاستهای غلط از هر بعد آن که خالی از فرمانهایی الهی و تفکر و برداشت صحیح از این فرامین الهی باشد آخرش منجر به ایجاد گروههای افراطی شده و نقش دولتها در ایجاد چنین تفکراتی بیشترین سهم را به خود اختصاص داده و در نهایت برنده اصلی این سیاستهای غلط حکومتها، به سود همجانبه قدرتهای بزرگ خواهد بود که تا حال چنین بوده است .
لازم نیست که متذکر شویم، ما پول برای تسلیحات به این قدرتهای داده ایم تا آنرا تحویل بگیریم و از آنطرف با اسلحه آنها به نمایندگی از طرف آنها برای نابودی خودمان دست به کار شده ایم و در نهایت ما طبق برنامه آنها حرکت کرده ایم .
و بیچاره مردم خاورمیانه که همیشه در دلهره و واهمه از جنگ داخلی ، فرقه ای و جنگ بین کشورخود با کشور همسایه هستند و بار همه مشکلات بدوش قشر فقیر و متوسط این منطقه و سایر منطقه های مشابه در قاره های دیگر مثل آفریقا و...هستیم .
اگر این کشورها به خود نیایند دیر یا زود منابع ملی و انسانی مولد و مفید آنها تمام خواهد شد و آنگاه در نزد این قدرتها پشیزی ارزش نخواهند داشت و در آن زمان شاید خیلی دیر باشد برای فهمیدن و درک این واقعیت که چگونه آلت دست این قدرتها بوده اند ،یاد مان نرود کینه و تنفر بین ملل تماما دستپخت همان قدرتهاست (نمونه بارز آن هند و پاکستان ویا تنفر عرب و عجم(اتحادیه عرب در مقابل عجم )،یا قرار دادن ترکها (ترکیه )در مقابل کردها ی عراق و سوریه و....) .
اگر امروز حال خاورمیانه با اینهمه ثروتهای خداددادی و پتانسیلهای انسانی زار است ،باید گفت فقط کافی است دولتهای آن به جای قرار گرفتن روبروی یکدیگر همانند اتحادیه اروپا و آمریکا در کنار یکدیگر قرار گیرند ،اگر قطعا چین،کره جنوبی،ژاپن و...مثل خاورمیانه درگیر جنگ فرقه ای میشدند نمی توانستند قدرتهای بزرگ تجاری جهان باشند چون آنها منافع ملت خود را براساس پیشرفت کشورهای خود قرار دادند.
و در آخر هر تفکری که با هر دینی آسمانی و زمینی و ایدلوژیکی جان انسانهای بیگناه را بگیرد قطعا مورد لعن پروردگار عالم و انبیا و اولیای الهی و ائمه اطهار ع است و اینان هیچ وقت نماینده دین الهی نیستند و نخواهند بود .
برای تعجیل در ظهور حضرت مهدی عج و حضرت عیسی ع و نشانه های حتمی بسیار دعا کنیم چرا که نجات ما در فرج حضرت مهدی عج است وبس.
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی
تاريخ: يکشنبه
1 دی
1398 ساعت: 6:11