خرید بک لینک

Image result for <strong>قضاوت</strong>

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیم».

اى کسانى که ایمان آورده اید! از بسیارى از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضى از گمانها گناه است و هرگز (در کار دیگران) تجسّس نکنید و هیچیک از شما دیگرى را غیبت نکند، آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید تقواى الهى پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است!

پیامبر گرامی اسلام (ص):در روز قیامت قاضى دادگـر را مى آورند و چنان حساب سختى از او کشیده مى شود که آرزو مى کند کاش هرگز حتّى درباره یک خرما میان دو نفر داورى نکرده بود.« کنزالعمّال : ۱۴۹۸۸ منتخب میزان الحکمة : ۴۷۰»

خدایا ما باقصاوتهای ناروایمان چه انسانهایی را بی آبرو کردیم که مجبور به ترک دیار خود شدند و یا ترک وطن کردند ویا موجب افسردگی آنها شدیم ویا خانواده هایی را از هم پاشیدیم و یا موجب مرگ آنها شدیم ،چه کسانی را با این قضاوتها از داشتن کمترین حقوق الهی خودشان محروم کردیم ،و چه دلهایی را شکستیم که هرگز بند نخورد و...تنها به تو پناه میبریم از مضمون آنچه مولایمان فرمود فاصله بین حق و باطل چهار انگشت است که کنایه از فاصله بین گوش و چشم است ،آنچه که شنیدی با آنچه که دیدی .

با عنایت به آیه کریمه بالا یکی از مشکلات جامعه ما که در بین تمام اقشار جامعه متاسفانه رواج پیدا کرده است موضوع فوق العاده مهمی به نام قضاوت کردن است که اغلب اوقات هم این قضاوتها منفی است و منظور از قضاوت در اینجا از دو معنی آن در فرهنگ فارسی بیشتر داوری کردن است نه قضاوت به معنی دادستانی یا حکم صادر کردن که توسط قضات انجام میشود .امروزه با پیشرفت تکنولوژی و بودن فضای مجازی این مقوله آنقدر رواج پیدا کرده است که قبیح بودن و زشتی قضاوت کردن و تبعات منفی آن ریخته است بطوری که فرد نمیداند این قضاوت می تواند دروغ و یا تهمت باشد و در موارد مهم چه فاجعه ای خواهد بود تا جایی که زندگی خصوصی افراد را به راحتی نابود کرده و اصلا به عواقب آن فکر نمیکنیم .البته این به این معنی نیست که در رسانه های جمعی یا مجلات و روزنامه ها این عمل انجام نمیشود خصوصا اینکه وسایل ارتباط جمعی که دایره بسیار وسیعی از جامعه را در بر میگیرد کافی است با یک قضاوت عجولانه یا غلط آسیبی جبران ناپذیری بر فرد یا افراد وارد آورند.در حدیث بالا اگر در روز قیامت با قاضی دادگر اینگونه رفتار خواهد شد وای بر ما که در طی شبانه روز بارها و بارها دیگران را قضاوت میکنیم و متاسفانه اکثر آن قضاوتها غلط و درنهایت میشود تهمت .یا روایت فوق که نقل از حضرت امام صادق ع می باشد.

از داورى کردن بپرهیزید ؛ زیرا (منصب) داورى در حقیقت از آنِ امامى است که در قضاوت دانا باشد و در میان مسلمانان به عدالت حکم کند ؛ از آنِ پیغمبر یا وصىّ پیغمبر . «الکافی : ۷ / ۴۰۶ / ۱ منتخب میزان الحکمة : ۴۷۰»

قضاوت از مقوله های فوق العاده سخت و پیچیده است که اگرچه به ظاهر به دلیل عدم ایمان و وجدان بیدار در بین ما قضاوت کردن امری ساده به نظر میرسد اما افراد با ایمان و متقین و وجدانهای بیدار در افراد از هرگونه قضاوت خودداری نموده و به واسطه رفتار افراد هرگز آنان را قضاوت نمیکنند .در داستان قرآنی در سوره کهف که موضوع آن اتفاقی است که بین حضرت موسی کلیم الله و حضرت خضر ع به وقوع می پیوندد و می بینیم که در سه موضوع مورد قضاوت یبامبر الهی بر اساس دیده ظاهری مشخص میگردد که برداشت ایشان با آنچه که حکمت خداوند متعال بوده درست نمی باشد و حضرت خضر ع بین واقعیت و حکمت متعالیه خداوند در آن موضوع ها را برای ایشان بیان مبدارند و الی آخر این داستان.

نکته مهم :قضاوت آنقدر در نزد پروردگار موضوع مهمی است که یکی از احکام شرعی در خصوص شهادت دادن و قضاوت کردن این است که در یک موضوعی مثل زنا و یا امثالهم وجود 4 شاهد عادل الزامی است وگرنه حکمی صادر نمیگردد و این در حالی است که ممکن 3 شاهد عادل بر صداقت این موضوع را دیده و بیان نمایند و لی این حکم می خواهد اهمیت و جایگاه قضاوت را در اسلام نشان دهد و این حکم البته فلسفه های زیبایی هم دارد که از حوصله این بحث خارج است ،ولی فقط آنقدر زیباست که خداوند می خواهد تمام افراد فرصت توبه و بازگشت داشتند باشند و آبروی بنده ای به این راحتی ریخته نشود و...

شاید به همین دلیل میگویند که ابتدا کفش من را پا کن و در راه من قدم بگذار و سپس راه رفتن مرا قضاوت کن. هر انسانی کاملا منحصر به فرد است. صبر، تحمل، بردباری و خصلتهای اخلاقی هر کس با فرد دیگر متفاوت است. شاید یک درد ساده امان یک نفر را ببرد و صدای آه و نالهی او را به آسمان هفتم برساند اما این درد برای فرد دیگر چیزی نباشد. به همین دلیل نه میتوان فرد اول را زود رنج دانست و نه فرد دوم را سنگ دل خطاب کرد. هر دو آنها انسان هستند و تنها درجه صبر و طاقت آنها با یکدیگر تفاوت میکند.

یادمان باشد لزوما هرکس که انسان شیک پوش و آراسته ای است حتما انسانی بی تقوا یا بی دین نمی باشد و همینطور بلعکس ،و یا هر کس ماشین مدل بالای سوار میشود رانتخوار و اختلاسگر یا دزد نیست و بلعکس (هر کس که ماشین ساده ای دارد دلیل بر این نیست که نمی تواند دزد یا رانتخوار نباشد )،و یا هر خانمی که آرایش غلیظی کرده خدای نکرده فاسد نمی باشد (زیرا نیت و تقوای افراد چیزی فراتر از این چیزهاست )و یا هر فردی با ظاهر آراسته و داشتن ریش و انگشتر حتما با تقوا نمی باشد و همین مطلب برای هر کس که حجاب خوبی داشته باشد لزوما صدق نمیکند و یا کسی که می خندد دلیلی بر این نیست که هیچ غم و قصه ای ندارد ویا ... پس هیچوقت بر اساس ظاهر افراد هیچ قضاوتی نکنیم .

در آخرالزمان یعنی در زمانی که ما آن هستیم چنان حق و باطل با هم آمیخته و آمیز ش پیدا میکنند که سختیرین کار برای افراد و البته علی الخصوص مومنین قضاوتهای غلط آنان خواهد بود .

در بحث قضاوت آنچه که در سیر و سلوک و عرفان عملی برای سالکین مطرح میشود صبر و شکیبایی آنان در مسیری است که طی میکنند و این صبر در درجه اول پرهیز از قضاوت با زبان و یا شنیدن با گوش است چرا که خیلی ها بدلیل بی ظرفیتی و کم صبری قضاوتهای نادرستی که کردند از ادامه راه باز آمدند .

جامعه امروز ما با این همه گناهان جور و واجور و آمیزش حق و باطل یک نمونه بارز است که هرکس اگر می خواهد دچاراین گناه بزرگ کبیره یعنی سوءظن و قضاوت ناعادلانه نگردد بایستی دامن خود را از این نجسات محفوظ نگه دارد . اینکه شاعر عارف گفت من جفت بدحالان و خوش حالان شدم و عاقبت دیدم که بهترین راه ،قطعا راه اولیای الهی است .

وقتی نکته قضاوت آنقدر مهم است که پیامبران الهی با آن سنجیده میشوند (امتحان خاص پیامبران در کلاس خودشان برای نشان دادن حکمت متعالیه خداوند است نه اینکه آنها هم مثل ما مرتکب قضاوت عجولانه ویا اشتباه میشوند )علی الرغم اینکه آنان معصوم و مبرا از هر گونه گناه و معصیتی می باشند این نشاندهنده حمکت خداوند در موضوعات پیرامون ما است و هر اتفاقی چه ساده و یا پیچیده باشد از حکمت خاص خود برخوردار است .بعوان مثال بازهم در قرآن کریم موضوع قضاوت حضرت داوود ع را می بینیم که خداوند آنرا امتحانی برای آنحضرت قرار میدهد.

همیشه و در هر حال و به هرطریقی که در آن موقعیت قرار داشته باشید بدانید که قاضی تنها خداست. همان کسی که در سوره مبارکه زلزال میفرماید ذرهای شر و ذرهای خیر در نزد او پنهان نیست و پیش از انجام هر کاری نیت آن در دل ما میداند. به همین دلیل زود قضاوت نکنیم و قضاوت اصلی را به خود خدا بسپاریم. با چشمانی که به سادگی فریب میخورند، نمیتوان دیگران را قضاوت کرد.خصوصا تاکید مینمایم که در این عصر و این روزگار که واقعا تشخیص حق و باطل بسیار سخت می باشد و این میسر نیست مگر برای اولیای الهی که آنها هم در این شرایط خود را ملزم به تقیه و سکوت میدانند ،بدیهی است در امور مشهود که فسق و فجور موضوع برای متولیان امرمحرز باشد می بایست هر چه سریعتر به تکلیف الهی خود عمل کنند مثل آنانکه مسئول حفاظت از بیت المال را بعهده داشته و می بایست این حق الناس را بدون هر گونه تبعیض و یا اغماض و باند بازی به خزانه دولت برگزدانند .در روایت آمده است که در آن زمان حدود خداوند تعطیل شده و به هواهای نفسانی خویش در آنها عمل می کنند. همچنین در آن زمان، هیچ حدی از برای خداوند متعال جاری نمی شود و شهادت های دروغ پذیرفته شده و شهادت های عادلانه مورد پذیرش واقع نمی شود و بر خلاف امر خداوند قضاوت می کنند.

حضرت امیر المؤمنین علی(ع) فرمودند: در آخر الزمان قضات، ایشان رشوه می پذیرند و دادستان های آنان به چیزی که نمی دانند، حکم می دهند و در آن زمان مردم شهادت ها را به هم دیگر قرض می دهند.(به دروغ برای یکدیگر شهادت می دهند.)
در خاتمه برای آنکه بدانیم عصر آخرالزمان چه دوره پیچیده ای است به یک حدیث از رسول گرامی اسلام ص مقاله را بپایان مبریم:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در کلامی گهربار ضمن اشاره به برخی حوادث پیش از ظهور, پانزده نشانه آخر زمان را بیان فرمودهاند.

رسول خدا حضرت محمد صلّى اللّه علیه و آله خطاب به «عوف»، فرمود: اى عوف! چگونه خواهى بود زمانی که امّتم به 73 فرقه تقسیم شوند؛ که فقط یک
فرقه از آنها بر حق و اهل بهشتند و مابقى بر باطل و اهل دوزخ اند؟

گفتم: کی چنین خواهد شد ای رسول خدا؟
فرمود: آنگاه که شرط بندی رایج شود؛ و بردگان حاکم شوند؛ و گردن کلفتها بر منبر (مسند قضاوت ) مینشینند؛ قرآن را تبدیل به موسیقی میکنند؛ مساجد طلاکاری میشوند؛ و منبرها بلند ساخته میشوند؛ و اموال عمومی را مال شخصی خود میکنند؛ و زکات دادن را غرامت (پول زور) میشمارند؛ و امانت را غنیمت بر میدارند ؛ و به خاطر غیر خدا در دین ژرف نگری میشود؛ و مرد از زن خود اطاعت می کند و عاقّ مادر خود میشود و پدر خود را میراند؛ و آخر این امّت، پیشگامان آن را لعن میکنند؛ و فاسق قبیله رییس آن میگردد؛ و پستترین قوم، حاکم آنها میشود؛ و مردان را به خاطر دفع شرشان احترام کنند؛ در چنین موقعی آن اتّفاق خواهد افتاد. در چنان روزی مردم به سوی شام و شهری به نام دمشق پناه میبرند، که از بهترین شهرهای شام است؛ پس آن شهر آنها را از دشمنانشان پناه میدهد. گفته شد: آیا شام فتح میشود؟ فرمودند: بلی به زودی. بعد از فتح، آن فتنهها بالا میگیرد؛

سپس فتنهای سخت و تاریک میآید؛ سپس فتنهها پشت سر هم ظاهر میشوند تا اینکه مردی از اهل بیت من قیام میکند که او را مهدی گویند. پس اگر او را درک نمودی پیرویش کن تا از هدایت یافتگان باشی.

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت: 23:51

صفحه بندی