مطابق برخی ادلّه، حکومت حضرت مهدی (عج) بر کلّ کرهٔ زمین است؛ زیرا:
۱. هدف از خلقت، مطابق برخی از آیات، رسیدن کلّ بشر به عبودیّت کامل در تمام زمینههاست؛
۲. در برخی از آیات آمده است که حکومت حضرت تمام کره زمین را فرا خواهد گرفت؛
۳. مطابق برخی روایات که به حدّ تواتر رسیده، حضرت مهدی (عج) تمام زمین را پر از عدل و داد خواهند کرد؛
۴. در برخی از روایات حکومت مهدی (عج) تشبیه به حکومت ذوالقرنین در گستردگی آن شده است؛
۵. همچنین در برخی روایات آمده است حضرت تمام مناطق روی زمین را فتح خواهند کرد؛
نعمانی به سندش از ابی حمزه ثمالی نقل کرده است که از امام باقر علیهالسلام شنیدم، فرمودند:
«… خداوند برای او قائم آل محمد صلیالله علیه و آله و سلّم روم و چین و ترک و دیلم و سند و هند و کابل شاه و خزر … را فتح خواهد کرد…»[۱]
۶. مطابق برخی روایات، همهٔ مردم روی زمین موحّد شده و زمین آباد خواهد شد.[۲]
روایات مختلف در مورد مدّت حکومت حضرت مهدی (عج) را چگونه توجیه میکنید؟
با توجّه به روایات موجود دربارهٔ مدّت حکومت حضرت مهدی (عج) سه قول وجود دارد:
۱. ترجیح روایات هفت سال در مدّت حکومت حضرت
این قول شواهد و مؤیّداتی نیز دارد:
الف) چون از شهرت در عمل برخوردار است؛
ب) این روایات بنابر قول ابوالحسین آبرّی مستفیض یا متواتر است؛[3]
ج) قیام و حکومت حضرت مهدی (عج) در مدّت هفت سال، فضیلتی برای آن حضرت است؛
د) روایات هفت سال به روایتی تقیید میخورد که هر سال از آن هفت سال را برابر ده سال میداند که مجموع آن هفتاد سال میشود که در نتیجه، مدّت معقولی برای برپایی حکومت عدل جهانی است.
همچنین ممکن است که روایت فوق را حمل بر مبالغه در طولانی بودن مدّت حکومت حضرت نمود؛ زیرا عدد هفتاد به جهت مبالغه به کار میرود؛
۲. حمل روایات به مرحلهٔ حیات و حکومت
احتمال دوم آن است که روایات مختلف را بر دو مرحله حمل کنیم:
الف) مرحلهٔ حیات امام زمان (عج) بعد از ظهور؛ که کمتر از ده سال است؛
ب) مرحلهٔ حکومت عدل جهانی توحیدی؛ که بیش از ده سال به طول خواهد انجامید؛ خصوصاً آنکه با رجعت هر یک از امامان، قبل از برپایی قیامت و بعد از ظهور حضرت، حکومت عدل جهانی توحیدی ادامه خواهد یافت.
۳. حمل بر مراحل شدّت و ضعف
ممکن است اختلاف مدّت در حکومت حضرت را به مراحل قوّت و ضعف حمل نمود.
سفارینی میگوید:
بر فرض صحّت تمام روایات میتوان همه را اینگونه حمل کرد که حکومت حضرت از حیث ظهور و قوّت متفاوت است، مدّت بیشتر را حمل بر تمام مدّت حکومت از اوّل زمان بیعت تا آخر حکومت حمل میکنیم و مدّت زمان کمتر را بر حدّاقل ظهور و مدّت حدّ وسط را نیز بر حدّ وسط ظهور و قوّت حمل میکنیم.[4]
خلاصهٔ کلام سفارینی این است که ایشان مراحل حکومت حضرت را بر سه بخش تقسیم میکند:
الف) مرحلهٔ ظهور و قوّت که در آن زمان، امور رتق و فتق میشود. (حدّاقل).
ب) مرحلهٔ تثبیت و آرامش. (حدّ وسط).
ج) مرحلهٔ نهایی، و نهایت حکومت حضرت: (حدّاکثر).
چه علاماتی در عصر ظهور حضرت اتّفاق خواهد افتاد؟
دانشمندان اسلامی به تبع روایات، علامات ظهور را بر دو قسم «بعید» و «قریب» تقسیم کردهاند. این تقسیم به لحاظ فاصلهٔ زمانی بین وقوع علامت و تحقّق روز موعود است. علامات بعید و دور، علاماتی هستند که قبل از ظهور در فاصلهٔ زمانی طولانی تحقّق مییابند. این نوع علامات بسیارند و اکثر آنها در خارج، تحقّق پیدا کردهاند؛ ولی علامات قریب و نزدیک، هر علامتی است که متّصل به عصر ظهور بوده و دلالت بر قرب ظهور دارد. این نوع علامتها را به «علامات عصر ظهور» میشناسیم.
از علامات قریب که در عصر و سال ظهور به وقوع میپیوندند، میتوان به فرو رفتن عدّهای در سرزمین بیداء، صیحهٔ آسمانی، قتل نفس زکیّه و… اشاره کرد.
بین ظهور امام زمان (عج) و برپایی قیامت چه مقدار فاصله است؟
شیخ مفید (ره) میفرماید:
بعد از دولت قائم علیهالسلام برای هیچ کس دولتی نخواهد بود؛ مگر آنچه در روایات اشاره شده که اولاد حضرت جانشین ایشان خواهند شد؛ ولی دلیل قطعی و ثابتی بر آن نیست و اکثر روایات بر این دلالت دارند که مهدی (عج) این امّت از دنیا رحلت نمیکند؛ مگر چهل روز قبل از قیامت که در آن مدّت، هرج و مرج خواهد شد و علامات خروج اموات و قیام ساعت حساب و جزا است…[5]
شیخ حرّ عاملی (ره) در شرح و توضیح کلام شیخ مفید (ره) مینویسد:
شاید چهل روز ایّام رجعت باشد و این عدد اشاره به کمی دوران حضرتش باشد؛ چون مقدار زیاد را به هفتاد و مقدار کم را با عدد کمتر معرفی میکنند یا اینکه هر روز از آن چهل روز، برابر هزار سال باشد.
چنان که خداوند میفرماید:
«إِنَّ یوْمًا عِنْدَ رَبِّک کأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ[6]: یک روز نزد پروردگار، مثل هزار سالی است که شما میشمارید.»
و شاید مراد از قیامت، قیامت صغرا باشد و البتّه اطلاق قیامت بر رجعت، مانعی ندارد؛ زیرا قیامت بر هر دو اطلاق میشود.»[7]
حضرت مهدی (عج) با یهود و نصارا چگونه رفتار خواهد کرد؟
مطابق برخی از روایات، حضرت مهدی (عج) بین اهل تورات، به توراتشـــان و بین اهل انجیل، به انجیلشان و بین اهل زبور، به زبورشان حکم خواهد کرد.
حال سؤال این است که اگر همهٔ اهل عالم مسلمان هستند، چرا حکم بین تمام مردم در عصر ظهور یکسان نخواهد بود؟
در پاسخ سؤال اوّل میگوییم: کسانی که از اهل کتاب معاند نبوده و درصدد ستیز و جنگ و مقابله با حضرت و حکومت او بر نیایند، میتوانند در ذمّهٔ اسلام و مسلمانان بوده و با اعطای جزیه به زندگی خود ادامه دهند.
و در مورد سؤال دوم چند احتمال وجود دارد:
۱. مقصود، تطبیق این کتب در آن قسمتی است که فرمان به دخول در اسلام و ایمان به پیامبرصلیالله علیه و آله و سلّم داده است. اموری که در نسخههایی از «انجیل» که حضرت مهدی (عج) یا حضرت عیسی علیهالسلام به آنها نشان میدهند، موجود است؛
۲. اینکه مقصود آن است که حضرت احکام این کتب را برای معتقدان به آنها که اسلام نیاوردهاند؛ ولی تحت ذمّهٔ اسلامند، به اجرا خواهند گذاشت.
[۱] ابن ابی زینب، محمّد بن ابراهیم، «الغیبه»، ص ۱۲۲ و ۱۲۳.
[۲] قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، «ینابیع المودة»، ص ۵۰۸.
[3] ابن حجر، «صواعق المحرقه»، ص ۱۶۲.
[4] سفارینی، محمّد بن احمد، «لوائح الأنوار السنیة و لواقح الافکار السنیة»، دارالرّشد، چاپ اوّل، ۱۴۱۵ هـ ق، ج 2، ص 79.
[5] مفید، محمّد بن محمّد، «الارشاد»، ج ۲، ص ۳۸۷.
[6] سورهٔ حج، آیهٔ ۴۷.
[7] شیخ حرّ عاملی، محمّد بن حسن، «الإیقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة»، تهران، نوید، چاپ اوّل، ۱۳۶۲ هـ.ش.، ص ۳۶۵ ۳۷۱.
برگرفته از سایت گلستانن کشمیری
