
چند وقتی است که در بخش عمده ای از جامعه ایران یا می توان گفت حداقل در بین طیف متوسط رو به بالا و تقریبا اکثریت قریب به اتفاق نخبگان چیزی بنام رفتن و مهاجرت جا افتاده است بطوریکه آمارها نشان میدهد خروج سرمایه و کوچ به ترکیه، کانادا، اسپانیا و...در راس برای سرمایه گذاری و برای نخبگان هم اقامت در کانادا و...امری عادی شده است.
یقیننا اگر از هرکسی سوال فرمایید دلایلی برای خود دارند که رفتن خود را موجه به آن میدانند ،اینکه حق با آنها ست یا نه جای خودش و بحث مفصلی می طلبد اما بنده امروز می خواهم به دیالوگ معروف مرحوم مغفور جهان پهلوان تختی قریب به این مضمون اشاره داشته باشم .
"وطن مثل پد و مادر آدم می مونه چه خوب باشه یا بد باید تحملش کنی چون اونا بابا ،مامانت هستند .یک روز افتادم تو آب سیاه اگه مادرم در نمی آوردم همون موقع مرده بودم و الان به اینجا نمی رسیدم و..."
اگر همه کسانیکه تو این مملکت بزرگ شدند و دکترا گرفتند یا به ثروتی رسیدند ویا به مقامی و الی آخر قرار باشد در شرایط بحرانی بگذارند بروند پس کدام وطن کدام میهن همش میشود کشک ،لابد اونوقت که همه چیز خوب بود دوباره بر میگردند،آیا این مشکلات برای بقیه مردم خصوصا قشر ضعیف جامعه و حتی متوسط جامعه نیست آنها هم دغدغه های خود را دارند شاید هم به جرات می توان گفت دهها برابر بیشتر از شما .
آیا کسی از اکثریت جامعه پزشکی که ثروت زیادی بدست آورده اند پرسیده است که چرا خانواده شان در غرب تشریف دارند ولی جناب آقای دکتر در ایران هستند و هر چند وقتی برای دیدار و روحیه گرفتن تشریف می آورند آنطرف آب ؟بله چون اینطرف دستمزدی که جناب دکتر در می آورند افسانه ای است و آنطرف از این خبرها نیست (و تازه ایشان به مالیات هم اعتراض دارند و 7000 هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی )و...
تا الان از یک سرمایه گذار و سرمایه دار و اختلاسگر و رانت خوار پرسیده اید که چرا همه چیز را برده اند آنطرف ؟بله چون آنقدر به منابع مالی دسترسی راحتی داشتند که اگر اینرا در یک کشور دیگر می خواستند داشته باشند باید هزار سال از خداوند عمر می خواستند و بازهم چنین اتفاقی برایشان نمی افتاد یا در کجای دنیا شما سرمایه گذاری می کنی و برگشت سرمایه به طرفه العینی انجام میشود ؟در بقیه کشورها قاعده دارد اینطور نیست و...
کسانیکه نخبه هستید آیا هم چیز به خودی خود و با پشتکار خودتان بود و مدرسه و دانشگاه نقشی نداشت ،آیا این المپیادها نقشی در شکوفایی استعداد ها نداشت ؟نه ییقیننا داشت و...
اگر شما قهرمان شدی حال در هر رشته ای ،یعنی این قهرمانی حاصل لوازم و ابزار و مربی خصوصی و با پرداخت شخصی خودتان بود ویا همگی متعلق به خودتان بود و بابت آن میلیون ها دلار خرج کردی ؟نه عزیزان چنین نیست و...
و...
در تمام موارد یک موضوع غیر قابل انکار است !عدم مدیریت صحیح در تمام موارد بالا قطعا و یقیننا تاثیر بسیار زیادی داشته و یقیننا شایسته سالاری اگر انجام میشد هرگز این اتفاقها نمی افتاد مگر اندکی به تعداد انگشتان دست و دیگر اینکه می بایست شرایط طوری ایجاد می شد تا تمایل به رفتن به حداقل خود می رسید ،که نشد ،باید مسئولان ارزش سرمایه و نخبگان در تمام زمینه هارا درک میکردن و بکنند . معاشرت منطقی و سازمانیافته میان نخبگان فکری و ابزاری میتواند سرنوشت یک
جامعه را تعیین کند، از این رو برای حفظ و نگهداشت نخبگان و متخصصان جامعه
باید دیدگاهی در جامعه حاکم شود که در نتیجه آن تغییرات ساختاری، آموزش
مردم و ایجاد تغییرات در وضعیت اقتصادی، اولویت برنامههای دولت قرار گیرد و...
اما آنطرف چه اتفاقی افتاده ،آنها که تورا راه داده اند از چند حالت خارج نیست .
1- یک سرمایه مفت و بی دردسر از یک کشور دیگر برای سرمایه گذاری ئارد کشورشان شده که اصلا مهم نیست این شخص چه کسی است می تواند خاوری باشد یا هر کس دیگری .
2- این قهرمان ملی یا منطقه ای یا المپیکی یک گوهر گرانبهاست که تمام کارها در کشور مبداءانجام شده و حالا آماده بهره برداری است چه بعنوان ورزشکار چه بعنوان مربی .
3- این نخبه قبلا تمام هزینه ها برایش انجام شده و حالا مستعد نوآوری است و سود حاصله به ازای هر نخبه بیش از صدها میلیون دلار است کافی از بین هر ده نخبه یکی از اینها اختراعی انجام دهد و...
4- کشور ترکیه در آستانه رکود اقتصادی بود که با تحریم ایران این نعمت بزرگ برایش اتفاق افتاد و میلیاردها دلار نصیب ایشان شد و خصوصا با رفتن سالانه 1.5 میلیون نفر تروریست ایرانی و به ازاءمیا نگین هرنفر 680 دلار بعد از آمریکا در رده دوم قرار دارد خوب آیا این اکرام به خاطر خود شماست یا سرمایه برده شما(ااینکه درآمد شما چیست و از کجا بدست آورده اید یک داستان دیگری است ).
5- و...
اما برگردیم به صحبت وطن و واژه زیبای میهن اگر همه ما در این روزها به خاطر عملکرد تعداد زیادی از مسئولان و شرایط تحریم به آن پشت کنیم معنی آن این میشود که وقتی ما پولدار میشویم دیگری برایمان جمله پدر و مادر اصلا مفهومی ندارد و برگشت به گذشته برای ما ایجاد خجالت و شرم ایجاد میکند.اگر شمایی که در این شرایط سایر هم وطنان خود را از سرمایه ات ،استعداد ات ،تخصصت و...محروم میکنی و بهانه ات این است که شرایط موجب این اقدام شده ،پس قشر متوسط به پایین و فقیر جامعه که حدودا 60 تا 70 درصد جامعه را تشکیل می دهند را زیر پاهایت له کرده ای ،یقیننا هر کسی برای خود دلیلی می آورد ولی اگر به کسانیکه شرایط شما را داشتند و نرفته اند و در کنار وطن و هم وطنانشان ماندند(از هر صنفی :ورزشکار،نخبه،اساتید،پزشکان،سرمایه داران و سرمایه گذاران و...) ،آنوقت در مقام مقایسه می بینی که تو مادرت را در روزهایی که مریض و ناتوان بود ترکش کردی و منکر این نسبت شدی .فرق آدمهایی که ماندند و این مشکلات را به جان و دل خریدند و از تمام کاستی ها گذشتند با شما در این است که وطن شما آنجایی است که همه چیز برایتان مهیا باشد تا آب در دلتان تکان نخورد ،شما اگر وطنتان مورد هجوم قرار گیرد یا بدان تجاوز شود و یا در مسیر طوفانهای سهمناک قرار گیرد و یا چپاوول شود برایتان اهمیتی ندارد چون خودتان مهم هستید .
و نتیجه این میشود که ما به کارخانه آدم سازی می مانیم که موظف هستیم سفارشهای کشورهای غربی را آماده کنیم و به آنها بصورت هدیه تقدیم کنیم و...
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی