بر گرفته از کتاب عصر گناه
یکی دیگر از آثار و تبعات سوء گناه، «از دست دادن نعمتهای الهی» است. آنچه مسلّم است، فیض و رحمت پروردگار، عمومی و همگانی، و دریای رحمتش گسترده است. به تناسب شایستگیها و ظرفیّتها، نعمت را به افراد و اقوام میدهد و چنانچه از نعمتهای الهی درست استفاده کردند و آنها را وسیله تکامل و سعادت خویش قرار دادند و از نعمتهای الهی برای رسیدن به مقام قرب خدا مدد گرفتند و شکر آن را به جا آوردند، خداوند نیز نعمتش را افزایش داده و گسترش میبخشد؛ امّا اگر نعمتهای الهی را وسیله گناه، عیّاشی، ظلم، ستم، طغیان، سرکشی، آلودگی و هرزگی قرار دادند، در این صورت، نه تنها خداوند، نعمت را از آنان سلب میکند بلکه آنان را گرفتار بلا و عذاب نیز مینماید: «وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ»؛ «به خاطر بیاورید هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: اگر شکر گزاری کنید، نعمت خود را بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازات من شدید است».
از دست دادن نعمت، عکس العمل گناه در حقیقت، از دست دادن نعمت، عکس العمل کارهای ناشایست خود ماست، که عدم شایستگی ما را برای برخورداری از نعمتهای الهی ثابت میکند و در نتیجه، نعمت از ما سلب میشود و گرنه خداوند تبارک و تعالی، کریمتر از آن است نعمتی را که به فرد یا گروهی عطا کرده، باز پس بگیرد.
این مطلب چیزی است که در قرآن کریم به عنوان یکی از سنّتهای الهی از آن یاد شده است: «ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنفُسِهِمْ...»؛«خداوند هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمیدهد، جز آن که آنان خودشان را تغییر دهند».
بنابراین، هنگام از دست دادن نعمت، نباید به دنبال علّتهای انحرافی رفت، باید علت را در وجود خود جست و جو کنیم، ببینیم چه اعمالی از ما سرزده که موجب از دست دادن نعمت الهی شده است.
از بعضی از آیات شریفه قرآن، چنین استفاده میشود که بین تقوا، نزول برکات آسمانی و نعمتهای الهی، رابطهای مستقیم بر قرار است.
قرآن کریم میفرماید: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّمآءِ وَالأَْرْضِ وَلکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوایَکْسِبُونَ»؛«اگر مردمی که در شهرها و آبادیها زندگی میکنند، ایمان میآورند و تقوا پیشه میکردند، ما برکات آسمان و زمین را بر آنان میگشودیم؛ ولی (آنان حقایق را) تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم».
منظور از برکات چیست؟
در این که منظور از برکات زمین و آسمان چیست، در میان مفسّران. گفت و گوی فراوان وجود دارد. بعضی آن را به «نزول باران و روییدن گیاهان» تفسیر کردهاند و برخی «به اجابت دعا و حلّ مشکلات زندگی»؛ ولی این احتمال وجود دارد که منظور از برکات آسمانی، برکات معنوی و منظور از برکات زمینی، برکات مادّی بوده باشد، امّا تفسیر اوّل، مناسب تر به نظر میرسد.
همان گونه که ایمان و تقوا سبب نزول باران و افزایش نعمتهای آسمانی و زمینی میگردد، گناه و معصیت نیز موجب کم شدن یا از بین رفتن نعمت میشود.
گناه و کم شدن باران
ابو حمزه ثمالی میگوید: «شنیدم که امام باقرعلیه السلام میفرمود: باران هر سال یک اندازه میبارد و هیچ سالی کمتر از سال دیگر نیست؛ امّا وقتی مردمی، گناه و معصیت کنند، خداوند سهمیّه باران آن سال آنان را برای دیگران قرار میدهد و یا به بیابانها، دریاها و کوهها میفرستد...».(60)
در روایتی از امام علیّ بن موسی الرضاعلیه السلام چنین میخوانیم: «أَوْحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلی نَبِیٍّ مِنَ الْأَنْبِیآءِ إِذا أُطِعْتُ رَضِیتُ وَإِذا رَضِیتُ بارَکْتُ وَلَیْسَ لِبَرِکَتِی نَهایَةٌ وَإِذا عُصِیتُ غَضِبْتُ وَإِذا غَضِبْتُ لَعَنْتُ وَلَعْنَتِی یَبْلُغُ السّابِعَ مِنَ الْوَراءِ»؛(61) «خداوند به یکی از پیامبرانش وحی کرد و فرمود: وقتی اطاعت شوم، راضی میشوم و هنگامی که راضی باشم، برکت میدهم و برای برکت من نهایتی نیست و هنگامی که معصیت شوم، غضب میکنم، وقتی غضب کردم، رحمتم را دور میکنم و دوری از رحمت من به نسل هفتم نیز میرسد».
آری، این اثر گناه است که گاهی سبب میشود، هفت نسل از رحمت خدا و نعمتهای بیپایان او محروم شوند؛ یعنی گناه، چنین اثر ویرانگری از خود به جای میگذارد.
یک پرسش
ممکن است کسی سؤال کند که جرم نسلهای بعدی چیست که به خاطر گناه گذشتگان، گرفتار میشوند؟
بعضی پاسخ دادهاند که اینان کسانی هستند که به اعمال پدرانشان راضی هستند، همان گونه که درباره حضرت مهدیعلیه السلام است که فرزندانِ قاتلان امام حسینعلیه السلام را میکشد؛ به خاطر این که آنان به کار پدرانشان راضی بودند.
مقدار تأثیر گناه در زوال نعمت
تأثیر گناه در زوال نعمت به اندازهای است که امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید: «وَأَیْمٌ اللَّهِ ما کانَ قَوْمٌ قَطُّ فِی غَضٍّ مِنْ عَیْشٍ فَزالَ عَنْهُمْ إِلّا بِذُنُوبٍ اِجْتَرَحُوها لِأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبِیدٍ...»؛ «به خدا سوگند! هیچ ملّتی از آغوش ناز و نعمت زندگی گرفته نشد، مگر به واسطه گناهانی که مرتکب شدند؛ زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمیدارد».
سپس افزود: «وَلَوْ أَنَّ النَّاسَ حِینَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ، وَتَزُولُ عَنْهَمُ النِّعَمُ، فَزَعُوا إِلی رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِیّاتِهِمْ وَوَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ، لَرَدَّ عَلَیْهِمْ کُلَّ رِشادٍ وَأَصْلَحَ لَهُمْ کُلَّ فَسادٍ»؛(62) «اگر مردم موقعی که بلاها نازل میشود و نعمتهای الهی از آنان سلب میگردد، با صدق نیّت رو به درگاه خدا آورند و با قلبهای آکنده از عشق و محبّت به خدا، از او در خواست حلّ مشکل کنند، خداوند آنچه از دستشان رفته به آنان باز میگرداند و هر گونه فسادی را برای آنان اصلاح میکند».
از این بیان نورانی، مقدار تأثیر گناه در زوال نعمت و رابطه گناهان با سلب نعمتها به خوبی آشکار میشود.
امام صادقعلیه السلام فرمود: پدرم امام باقرعلیه السلام مکرّر میفرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قَضی قَضاءً حَتْماً لا یُنْعِمُ عَلَی الْعَبْدِ بِنِعْمَةٍ فَیَسْلُبُها إِیّاهُ حَتّی یُحْدِثَ الْعَبْدُ ذَنْباً یَسْتَحِقُّ بِذلِکَ النِّقْمَةَ»؛(63) «خداوند بر خود قضای حتم نموده است که وقتی نعمتی را به بندهای بخشید، از او باز پس نگیرد، مگر این که گناهی از آن بنده سر بزند و به خاطر آن گناه، مستحقّ سلب آن نعمت شود».
باز حضرت در بیان دیگری فرمود: «خداوند پیامبری را مأمور کرد که این سخن را به قوم خود بگوید: هیچ جمعیّت و گروهی که در پرتو اطاعت من در خوشی و آسایش بودهاند، از آنچه موجب رضایت من است تغییر حالت ندادهاند، مگر این که من هم آنان را از آنچه دوست میدارند، به آنچه خوش ندارند، تغییر دادهام و هر گروه و خانوادهای که به خاطر گناه و معصیت، گرفتار ناراحتی بودهاند، از آنچه موجب عدم رضایت من است، تغییر موضع دادهاند، من هم آنان را به آنچه دوست میدارند رسانده و تغییر موضع دادهام».(64)
از آنچه ذکر شد، روشن میشود که حتّی اگر کسی به امور اخروی هم توجّه ندارد و از عذاب قیامت به خاطر گناه و معصیتی که مرتکب شده، غافل است و تنها به امور مادّی و نعمتهای دنیوی مینگرد، باز باید مراقب خویش باشد تا مرتکب گناه نشود؛ زیرا گناه، نعمت را از انسان سلب میکند و اگر مرتکب گناهی شده، از خداوند طلب آمرزش نماید؛ زیرا گناه در تغییر نعمت، اثر مستقیم دارد؛ چنان که امیرالمؤمنینعلیه السلام در دعای پر فیض کمیل در پیشگاه خداوند عرضه میدارد: «اَللَّهُمَّ اغْفِرْلِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ»؛ «بار خدایا! بر من ببخش آن گناهانی را که موجب تغییر نعمت میشود».
امام زین العابدین و امام صادقعلیهما السلام فرمودند: «اَلذُّنُوبُ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ الْبَغْیُ عَلَی النّاسِ»؛(65) «آن گناهی که نعمت را تغییر میدهد، ظلم و ستم بر مردم است».
پرسش دیگر
در پایان این بحث، بجاست به این پرسش توجّه شود و آن این که ممکن است این سؤال به ذهن کسی بیاید که اگر گناه موجب از دست دادن نعمت است پس چرا برخی از گنهکاران، ستمگران و افراد آلوده، این همه در ناز و نعمت هستند؟ و گناه آنان موجب زوال نعمت نمیشود؟
پاسخ این پرسش را قرآن کریم داده است، آنجا که میفرماید: اینان افراد غیر قابل اصلاحی هستند که طبق سنّت آفرینش و اصل آزادی اراده و اختیار، به حال خود واگذار شدهاند تا به آخرین مرحله سقوط رسیده و مستحقّ حداکثر مجازات شوند: «وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ»؛(66) «آنان که کافر شدند (و راه طغیان را پیش گرفتند) تصوّر نکنند که اگر به آنان مهلت میدهیم، این مهلت به سود آنهاست، ما به آنان مهلت میدهیم تا بر گناهان خود بیفزایند و عذاب خرد کنندهای برای آنان باشد».
علاوه بر این، خداوند گاهی به این گونه افراد، نعمت فراوانی میدهد و هنگامی که غرق لذّت و سرور شدند، ناگهان همه چیز را از آنان میگیرد تا حدّاکثر شکنجه را در زندگی دنیا ببینند؛ زیرا جدا شدن از چنین زندگی مرفّهی، بسیار ناراحت کننده و شکننده خواهد بود همان گونه که فرموده است:
«فَلَمّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُم بَغْتَةً فَإِذا هُم مُبْلِسُونَ»؛(67) «وقتی پندهایی را که به آنان داده شده بود، فراموش کردند، درهای هر خیری بر روی آنان گشودیم تا شاد شوند، ناگهان هر آنچه داده بودیم از آنان باز گرفتیم، لذا فوق العاده ناراحت و غمگین شدند».
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی
تاريخ: سه
شنبه
6 مهر
1395 ساعت: 15:47