هر که از پول گذشت از پل گذشت .
«اولئک الذین اشتروا الحیوة الدنیا بالاخرة فلا یخفف عنهم العذاب و لا هم ینصرون»
یعنی: «ایشان اند کسانی که متاع حیات چند روزه دنیا را به نعیم آخرت خریده اند و به عذاب ابدی گرفتار شده اند، نه عذاب ایشان تخفیف داده می شود و نه کسی اعانت ویاری ایشان را می کند» .
حضرت رسول - صلی الله علیه و آله - فرمودند که: «اگر دنیا را در نزد خدا به قدر پرپشه ای قدر بود کافر را از آن شربت آبی ندادی» .
و فرمود که: «هر که صبح کند و بیشتر در شغل دنیا فکر داشته باشد او را هیچ گونه راهی در نزد خدا نیست. و خدا دل او را به چهار خصلت گرفتار می سازد: هم و غمی که هرگز از او جدا نشود. و گرفتاری ای که هرگز از آن فارغ نگردد. و احتیاجی که هرگز به بی نیازی نرسد. و آرزوهایی که هرگز آخر نداشته باشد» .
در قرآن آمده است: «زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذهب و الفضة و الخیل المسومة و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیوه الدنیا و الله عنده حسن الماب؛ دوست داشتن خواستنی ها از زنان و اولاد و اموال فراوان از زر و سیم و اسبان نشاندار و دام ها و کشتزاران در چشم مردم آراسته شده است، ولی اینها متاع زودگذر زندگانی دنیاست و سرانجام نیکو (و زندگی عالی تر) نزد خداست» (آل عمران/ 14).
«روزی حضرت موسی به مردی گذشت که از خوف خدا می گریست چون برگشت باز او را گریان دید، مناجات کرد که: بار خدایا! این بنده تو از خوف تو گریان است. حق - تعالی - به او خطاب کرد که: ای پسر عمران! اگر آن قدر گریه کند که آب دماغ او بااشگ چشمش مخلوط شود و بیرون آید، و دستهای خود را آن قدر در درگاه بلند کندکه از بدن او ساقط شوند او را نخواهم آمرزید، جهت آنکه او دنیا را دوست دارد»
و رسول خدا به اصحاب فرمودند «در روز قیامت طایفه ای را بیاورند که اعمال حسنه ایشان مانندکوههای «تهامه» (29)باشد، پس امر الهی رسد که: ایشان را به جهنم افکنید. بعضی عرض کردند: یا رسول الله! آیا ایشان از اهل نماز خواهند بود؟ فرمود: بلی کسانی خواهند بودکه نماز می گزاردند و روزه می گرفتند و پاره ای از شبها بیدار می بودند، ولیکن هرگاه چیزی از دنیا پیدا می شد بر آن می جستند»
دیروز برای انجام کاری به مغازه یکی از دوستان مراجعه کردم ،چند دقیقه ای نگذشته بود که یک جوان حدود 30 ساله ای داخل شد که از دوستان صاحب مغازه بود و گفت فلان کس که ظاهرا در بازار پول نزول میدهد به تازگی تمام داراییهایش را بنام مادرش کرده و حدود این دارایی چیزی بالغ بر حدود 15 میلیارد تومان است و در حال حاضر فقط از دو نفر 2 ملیارد تومان خورده و آن افراد وقتی برای ضیط اموالش از دادسرا اقدام کردند متوجه شدند که این آقا هیچ ملک و املاکی ندارد و به ناچار به نزد مادر این شخص رفته اند که ایشان هم از پرداخت خودداری کرده .تا اینجا مسئله چیز خاصی نبود چون این عمل متاسفانه در جامعه ما خیلی زیاد شده است ولی وقتی گوینده اظهار کرد که مادر این آقا جوان و زیبا هستند و برای گردش و تفریح یکماه به کیش میروند و متاسفانه این خانم در آنجا مرتکب زنا می شوند ناگهان بی اختیار در ذهنم آن حدیث معروف آمد شخص ربا دهنده به مانند کسی است که با مادرش در خاته خدا زنا میکند .
دوستان گرانقدر مثل این دنیا مثل مسافرت هر از ما به یک سفر زیارتی است که ساکی را می بنیدیم و روانه مشهد مقدس میشویم ولی با ایت فرق که هر کدام با وسیله ای متفاوت می رویم یکی با ماشین شخصی یکنفر با اتوبوس یک نفر با قطار و یک نفر با هواپیما ودر آنجا هم هر کدام در جایی خاص برای چنروز مسافرخانه یا هتل مجلل کرایه میکنیم اما هدف اصلی زیارات است و اشتراک بین هم ما این است که میدانیم مسافریم و میدانیم بایستی پس از چند روز دیگر به منزل اصلی برگردیدم اما در این وسط یک فرق اساسی وجود دارد اول اینکه آنکه در این سفر تمام همش رسیدن به ضریح مطهر آقا امام رضاع است برایش هیچ چیز نه وسیله رفت و برگشت و نه جای اسکانش مهم فقط تشرف حضور است اما برای دسته دوم همه چیز اصل است و تشرف وسیله .
نکته دوم اینکه همه ما در این دنیا مسافریم مهم نیست که چند سال زندگی خواهی کرد 10 سال یا 70 سال وقتی اصل را نیافته ای اگر صدسال هم که زندگی کنی به طرفت عینی این دنیا میگذرد و تو هم به همان قبرستا تی میر.ی که پدرانت رفتند مهم اینست که در زندگیت چه چیزهایی برای تو اصل بود و چه چیزهایی فرع .
متاسفانه و به صراحت قرآن کریم در آیات نورانی سوره مبارکه واقعه فقط اقلهم به این معرفت میرسند و اکثریت مشمول لهو لعب دنیا وو درگیر مال و اموال و فرزند آنهم کسب درآمد به هر طریقی هستند و مشمول و اکثرهم لا یعقلون میشوند .
ثله من الا ولین و قلیل من الاخرین ویا و اصحاب الشمال ما اصحاب الشمال
وقتی شخصی به مسندی تکیه زد تو گویی انگار آن مسند بر تئ تکیه زده و تو از آنب ولی آن ارز تو نیست ،ببنید کسانی را که برای دنیا جقدر غصه میخوردند و میگریند . ولی آیا در تمام عرمان یکبار برای آخرتمان گریه کرده ایم ،اصلا این احساس را داری که تو مسافری نه صاحبخانه .
آنقدر که برای دنیایمان دویدیم چند قدمش را از این چند میلیون قدم برای آخرت برداشتیه ایم ،و قرآن چه زیبا میفرمایید که شما متاع این دنیا را به آخرت فروخته ای .
فکرش را یکن در یک مال تمام هست و نیست را میدهی و بعد از چند روز متوجه میشوی مغبون شده ای و طرف سر شما کلاه گذاشته است ،آنوقت از ته دل ناله و فغان میکنی و یا حتی سکته میکنی میمیری .اگر فقط قیمت و مزنه این دنیا با آن دنیا دست باشد بخدا قسم اگر عاقل باشیم بدنبال سود بیشتر و بالتر می رویم یعنی آخرتمان را با هیچ چیز این دنیا عوض نمی کنیم .
داستان آن شخص هندی که از ثروتمندان هندوستان بود و شیعه اهل بیت و برای دیدن امام خود به مدینه آمد ( با نقل این مضمون )و وقتی سراغ امام ع را گرفت گفتند که برای انجام نماز مستحبی به مسجد رفته وقتی بدآنجا رسید دید غلامی در نزد اسب امام ع است به او گفت ای غلام حاضری تمام مال و منال من را که در هندوستان دارم بگیری و این غلامی حضرت را با من معاوضه کنی ف غلام حضرت گفت باشد پس بگذار بروم تا از امامم خداحافظی کنم ،وقتی نزد امام آمد و موضوع را گفت و امام ع فرمودند شما آزادید بروید ولی بدانید که چیزی را که معوضه کردید ارزشش خیلی پائین تر از غلامی ما بود فناگها غلام به خودش آمد و نزد تاجر هندی رفت و گفت بخدا اگر همه دنیا را به من بدهی ن این غلامی را با تو عوض نخواه کرد . اگر امام گوشزد نمی کردند غلام قطعا این معاضه را انجام میداد ولی نمی داتست که چه کلاه گشادی سرش رفته .
ما در طول زندگی روزانمان به همه چیزهای بی ارزش دل بسته ایم و اگر میدانستیم که عشق به امام زمان ع و خدایمان را چقدر مفت فروختیم آنوقت می نشستیم و زار زار گریه مبکردیم و افسوس میخوردیم .
جلوی ضرر را از هر کجا که بگیری منفعت است یک نگاه عاشقانه به پدر و مادر تورا به عرش می برد و یک بی توجه ای تو به آنان ورا تا برزخ میکشد .یک نماز با حضور اول وقت به یک معامله چند میلیاردی می ارزد . یک نماز شب به 70 سال خواب خوشت می ارزد .
ارزش کارهای خوب و بد مشخص است ولی ما همیشه طاهر بین هستیم و این دو روز را با یک عمر زندگی جاودانه بهشتی که قابل توصیف نیست میفروشیم .
به نقل از کتاب شیخ خیاط (طاهرا) وقتی آن مرد به نزد ایشان آمد ایشان فرمودند در تمام هیکلت آثار خون نی بینم ، وآن شخص با خجالت تمام گفت در اتوبوس که می آمدم به سمت منزل شما آنقدر محئ این خانمهای بی حجاب شده بودم که از خدا غافل شدم .
مثل این آقا مثل ماست ما آنقدر مار خوردیم که خودم افعی شده ایم اگر گناه به سراغ ما نیاید خودمان به سراغش می رویم این به خاطر این است که باطنمان را درست نکرده ایم و فقط مشغول طاهر بینی هستیم و گرنه بوی گند این هم گناه باید ما را خفه میکرد .
نزول - ربا - بد حجابی - گرانفروشی - حکمهای نابجا - قضاوتهای غلط - لقمه های حرام - کم فروشی - احتکار - ریا - زنا - و هزاران گناه که پیرامونمان را گرفته وما می گ.یم به به چه هوایی ، چه نسیمی .
وقتی شخصی با عرض معزرت یک عمر در داخل لجنزار زندگی کند به آن بو عادت نیکند دیگر گل نسترن و گل مریم برایش بویی ندارد .
چند سال چیش فیلمی ساخته شد بنام چند میگیری تا گریه کنی که داستان مربط به یک مرد ثروتمند بود که در آستان مردن بود و چون تمام فرزندانش در خارج بودند او برای حفظ آبرو به یک شرکت کفن و دف مراجعه کرد و خواسته کرد در روز خاکسپاری غده ای زن و مرد با لباسهای فاخر آنقدر گریه کنند که جماعت اشکشا ن درآید و بگویند عجب آدم خوبی بوده که اینفدر اطرافیانش بی قراری میکنند .
این غصه شبیه زندگی کردن ماست ماهمه تنهاییم و نمی دانی که وقتی می میریم فقزیم و بی کس و تنها کسانی خود را با مردن زنده حس میکنند که در طول زندگیشان آنقدر که به مرگ و اخرتشان رسیدند فرصت لذت طلبی کاذب دنیا را از دست دادند .
مومن با مردنش از قفس آزاد میشود و برای رفتن روز شماری میکند ولی ببنید چگونه و چهار چنگولی به این دنیا چسبید ه ایم حتی آنها که ادعا میکند مار ا به بهشت میبرنند خودشان آنفدر عاشق این دنیا شده اند که لحظه ای حاضر به ترک پستشان نیستند .
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی