با عرض پوزش بدلیل اهمیت این موضع مقاله کمی طولانی شد ضمنا این مقاله برگرفته از کتاب عصر ظهور جاپ 1369 بیروت است
سفیانی از شخصیتهای بارز در نهضت حضرت مهدی (علیه السلام ) است . او دشمن سرسخت و رویاروی آن حضرت می باشد ، هر چند که امام (علیه السلام ) در حقیقت با نیروهای کافری که از سفیانی پشتیبانی می کنند ربروست ، چنانکه آشنا خواهید شد .
روایات تصریح کرده است که خروج سفیانی از وعده های حتمی خداوند است ، از امام زین العابدین (علیه السلام ) روایت شده است که فرمود :
((امر قائم از سوی خداوند حتمی است و امر سفیانی نیز از جانب خداوند قطعی می باشد و قائم ظهور نمی کند مگر پس از آمدن سفیانی )) (114)
روایات مربوط به سفیانی متواتر اجمالی است (115) و پاره ای از آنها متواتر لفظی است (116) و اینک ما شمه ای از چگونگی شخصیت و جنبش او را ذکر کرده سپس به ارائه اخبار آن بطور پیوسته ، آنطور که روایات نقل کرده اند می پردازیم .
بیوگرافی سفیانی
بین دانشمندان اسلامی اتفاق نظر است که وجه تسمیه او به سفیانی به خاطر نسبت داشتن با ابوسفیان است ، چرا که وی از تبار ابوسفیان بشمار می آید ، همانگونه که فرزند زن جگرخوار نیز می باشد به علت نسبت وی با جده اش هند زن ابوسفیان که در جنگ احد وقتی حمزه سیدالشهداء به شهادت رسید هند کوشید تا جگر حمزه را از فرط کینه بدندان بکشد .
از امیرمؤ منان علی (علیه السلام ) نقل شده است که فرمود :
((فرزند هند جگرخوار از وادی یابس (دره خشک ) خروج می کند . او مردی است چهارشانه و بدقیافه ، دارای سری بزرگ ، بر صورت او اثر آبله پیداست وقتی او را می بینی پنداری که یک چشم دارد ، نامش عثمان و پدرش عیینه (عنبسه نسخه بدل ) او از فرزندان ابوسفیان است وارد سرزمین قرار و معین (با آرامش و آبی گوارا) می شود و بر بالای منبر آنجا قرار می گیرد . )) (117)
میان شیعه معروف است که او از اولاد عنبسه پسر ابوسفیان است و شاید از این رو آن را عیینه دانسته اند که کلمه عیینه در روایت با عنبسه اشتباه شده است . و در روایتی دیگر که شیخ طوسی آن را روایت کرده است وی را از فرزندان عتبه پسر ابوسفیان یاد می کند . (118) و فرزندان ابوسفیان پنج نفرند : عتبه ، معاویه ، یزید ، عنبسه و حنظله .
ولی در یکی از نامه های امیرمؤ منان (علیه السلام ) به معاویه ، بطور صریح آمده است که سفیانی از فرزندان معاویه است .
((ای معاویه ، مردی از فرزندان تو ، بدخوی و ملعون و سبک مغز و ستمکار و واژگون دل و سختگیر و عصبانی است . خداوند رحمت و مهر را از قلب او برده است دائی های او همچون سگ خون آشام اند . گوئیا من ، هم اینک او را می بینم اگر می خواستم او را نام می بردم و توصیف می کردم که او پسری چند ساله است ، لشکری به سوی مدینه گسیل می دارد . آنها وارد مدینه می شوند و بیش از اندازه دست به کشتار و فحشاء می زنند در این حال مردی پاک و پرهیزکار از آنها فرار می کند ، کسی که زمین را از عدل و داد سرشار خواهد ساخت همانگونه که از ظلم و ستم لبریز شده است و من نام او را می دانم و می دانم که در آن روز چند سال دارد و نشانه اش چیست . ))
از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده است که فرمود :
((او از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان است )) (119)
و ممکن است جدش عنبسه یا عتبه یا عیینه یا یزید از نسل معاویه پسر ابوسفیان باشد که در این صورت اشتباه ، برطرف می شود .
و مشهور نزد علمای سنت این است که نام وی عبدالله است و در نسخه خطی ابن حماد ص 74 نامش عبدالله پسر یزید است و نیز در روایتی از منابع ما نام او عبدالله آمده است (120) ولی همچنانکه گفتیم ، مشهور این است که نام او عثمان است .
پلیدی و سرکشی سفیانی
راویان حدیث ، در نفاق و بدسرشتی و دشمنی او با خدا و پیامبرش صلی الله علیه و آله وسلم و حضرت مهدی (علیه السلام ) اتفاق نظر دارند و روایاتی که شیعه و سنی درباره شخصیت و کردار او نقل کرده اند یکسان یا تقریبا نزدیک بهم است ، چنانکه از این قبیل روایت شده است که گفت :
((سفیانی بدترین فرمانرواست ، دانشمندان و اهل فضل را می کشد و نابود می سازد و از آنها برای رسیدن به مقاصد خود یاری می خواهد هرکس سر باز زند او را به قتل می رساند . )) (121)
و در جائی دیگر از ارطاة نقل شده است که گفت :
((سفیانی در مدت شش ماه کسانی را که نافرمانی وی کنند می کشد و با اره آنها را سر می برد و در دیگها می پزد . )) (122) و از ابن عباس روایت شده است که گفت :
((سفیانی خروج می کند و دست به کشتار می زند حتی شکم زنان را می درد و اطفال را در دیگهای بزرگ می جوشاند . )) (123)
از امام باقر (علیه السلام ) روایت شد است که فرمود :
((اگر سفیانی را مشاهده کنی ، در واقع پلیدترین مردم را دیده ای . وی دارای رنگی بور و سرخ و کبود است ، هرگز سر به بندگی خدا فرو نیاورده مکه و مدینه را ندیده است می گوید : پروردگارا انتقام من با آتش است . )) (124)
فرهنگ و گرایش سیاسی سفیانی
روایات ، نشانگر این معناست که سفیانی فرهنگ و آموزش غربی دارد و چه بسا در همانجا نشو و نما کرده باشد . در کتاب غیبت طوسی از بشر بن غالب بصورت مرسل روایت شده است که گفت :
((سفیانی در حالیکه رهبری گروهی را بعهده دارد مانند شخص نصرانی صلیب برگردن دارد و از سرزمین رومیان روی می آورد . )) (125)
در روایت کلمه منتصر آمده اما در اصل باید ((متنصر)) باشد ، چنانکه در بحار ج 52 ص 217 آمده است ، یعنی ، مسلمان مسیحی شده . و جمله ((از سرزمین رومیان می آید)) یعنی کسی که از سرزمین روم (غرب ) به شام می آید و آنگاه دست به جنبش و قیام می زند . و نیز نشانگر این است که او رهبری سیاسی غربی ها و یهودیان را بر عهده دارد و با حضرت مهدی (علیه السلام ) که دشمن روم یعنی غربیهاست به نبرد می پردازد و با ترکان یا هواداران ترکها که بنظر ما روسها هستند وارد جنگ می شود . و سفیانی پایتخت خود را در حوادث زمان ظهور و در پیشاپیش لشکرکشی حضرت مهدی (علیه السلام ) از دمشق به رمله فلسطین منتقل می سازد همانجائی که طبق روایت ، شورشیان رومی در آنجا فرود می آیند .
بلکه به طوریکه پیداست ، بعنوان خط مقدم دفاعی بنفع یهودیان و رومی ها وارد پیکار با حضرت مهدی (علیه السلام ) می شود و روایات ، بطوریکه خواهید دانست درباره شکست او که به شکست یهودیان منتهی خواهد شد سخن می گوید .
همچنین دلیل دیگر برگرایش وی به غربی ها این است که پس از شکست و کشته شدن او باقیمانده نیروهایش به سوی غرب می گریزند ، آنگاه یاران امام مهدی (علیه السلام ) آنها را بازگردانده و بقتل می رسانند .
از ابن خلیل ازدی ، روایت شده است که گفت : از ابوجعفر (امام باقر) (علیه السلام ) شنیدم که درباره این آیه شریفه ((وقتی آنان خشم و عذاب ما را احساس کنند از آن دیار می گریزند فرار نکنید و باز گردید به سوی آنچه اسراف می کردید و خانه هایتان . شاید از شما سئوال شود . )) فرمود :
((وقتی قائم قیام کند و سپاهی بسوی بنی امیه به شام گسیل دارد آنان به سوی روم (غرب ) بگریزند رومیان به آنها گویند ما شما را در سرزمین خود راه ندهیم مگر اینکه به آئین مسیحیت درآئید ، آنگاه صلیب به گردن خود آویزند و رومیان آنان را به سرزمین خود راه دهند وقتی یاران قائم (علیه السلام ) به قصد نبرد با رومیان ، رویاروی آنان فرود آیند ، رومیان از آنها درخواست امان و صلح کنند اما یاران قائم می گویند : امان نمی دهیم تا آنکه افرادی را که از ما نزد شماست به ما برگردانید سپس رومیان آنها را به یاران قائم (علیه السلام ) باز می گردانند و این است معنی فرموده خداوند : ((فرار نکنید و بازگردید به سوی آنچه اسراف می کردید و خانه هایتان شاید مورد سئوال واقع شوید)) سپس فرمود : او از آنها درباره گنجها سئوال می کند . در حالیکه او بهتر از هر کس از آنها آگاه است آنها می گویند وای برما که سخت ستمکار بودیم پیوسته این گفتار : حسرت آمیز برزبانشان بود تا آن که ما همه را طعمه شمشیر مرگ و هلاکت ساختیم . )) (126)
و معنی این جمله که ((هنگامیکه یاران قائم رویاروی آنان قرار می گیرند ، آنها امان می طلبند)) این است که یاران حضرت ، انبوه نیروهای خود را در مقابل رومیان گسیل داشته و آنان را تهدید می کنند و مراد از بنی امیه در این روایت یاران سفیانی است که در دیگر روایات نیز بدان تصریح شده است . بنظر می رسد که آنها مشاوران و فرماندهان سپاه اویند که دارای موقعیت سیاسی عمده ای می باشند از این رو ماجرای آنان تا بدانجا کشیده می شود که ، حضرت مهدی (علیه السلام ) و یارانش رومیان را ، در صورت تسلیم نکردن این افراد ، تهدید به کارزار می نمایند .
تلاش سفیانی برای مذهبی جلوه دادن جنبش خود
با توجه به گسترش آئین اسلام و عظمت یافتن آن تا ظهور حضرت مهدی (علیه السلام ) و با توجه به اینکه جنبش سفیانی در برابر یاوران درفش های سیاه و گسترش اسلام ، در حقیقت یک طرح غربی یهودی است ، پژوهشگری که روایات مربوط به سفیانی را بررسی نماید ، دلیلها و نشانه های تلاش وی را براین معنی می یابد از جمله آن خبرها عبارتی است که در نسخه خطی ابن حماد ص 75 آمده است که ((سفیانی در : اثر عبادت بسیار زردرنگ بنظر می رسد)) از این عبارت چنین برمی آید که او خود را به ظاهر متدین نشان می دهد و البته این حالت طبق روایت دیگری تنها در آغاز امر او دیده می شود .
گاهی به جمع بین حالت تدین و نصرانی بودن او در حالیکه صلیب به گردن دارد و از سرزمین غرب می آید ، اشکال می شود ، ولی ما آنچه را که از حالتهای سیاستمداران مزدور غرب سراغ داریم اشکال را برطرف می سازد ، حتی برخی از آنها به گونه ای با مسیحیان زندگی می کنند که نمی توان بین آنها فرق گذارد ، آنچنان به آنان نزدیک می گردند که صلیب زرین به ساعت و یا به گردن خود می آویزند و به هنگام انجام مراسم در کلیساهای آنها حضور می یابند . . تا آینکه او را به جهت تظاهر به نماز و دیانت ، فرمانروای مسلمانان گردانند تا مسلمانان را با این ترفند که وی از خود آنهاست فریب دهد ، بلکه عبارت روایت قبل که ((اهل فضل و دانش را می کشد و نابود می سازد و برای نیل به مقاصد خود ، از آنها یاری می خواهد و هر کس سر باز زند او را به قتل می رساند)) (127) حاکی از این است که وی به شدت خواستار این است که به جنبش و حکومت خود رنگ اسلامی و شرعی بدهد .
از این رو علماء را بر آن امر وارد می سازد و شاید کلمه ((آنان را نابود می سازد)) بجای کلمه ((آنان را می آزماید)) اشتباه ذکر شده باشد .
کینه سفیانی نسبت به اهل بیت و شیعیان
کینه توزی ، از بارزترین ویژگیهای سفیانی است که روایات مربوط به او از آن یاد می کند بلکه از آن روایات چنین برمی آید که نقش سیاسی او ایجاد فتنه مذهبی در میان مسلمانان و تحریک تسنن علیه شیعیان تحت شعار یاری اهل سنت است . . . در حالیکه وی هوادار زمامداران کفر پیشه غربی و یهودیان و مزدور آنهاست ، از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است که فرمود :
((ما و اولاد ابوسفیان دو خاندان هستیم که بخاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم . . ما گفتیم خداوند راست گفت و آنها گفتند خداوند دروغ گفت . . . ابوسفیان به جنگ پیامبر برخاست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بن ابی طالب رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی (علیه السلام ) پرداخت و سفیانی به مصاف حضرت قائم (علیه السلام ) برمی خیزد . )) (128)
همچنین از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده است که فرمود :
((گویا من سفیانی (یا رفیق او) را می بینم که در زمینهای سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده و منادی اوندا می دهد ، هر کس سر یک تن از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم پاداش اوست ، در این هنگام همسایه بر همسایه حمله برده و می گوید این شخص از آنهاست ، گردن او را می زند و هزار درهم جایزه می گیرد ، آگاه باشید که در آن روز ، فرمانروائی شما بدست حرامزادگان خواهد بود . . . و گویا هم اینک ((شخص نقابدار)) را می بینم . پرسیدم : شخص نقابدار کیست ؟ فرمود : مردی است از شما که به خواسته شما سخن می گوید ، نقاب می پوشد ، شما را گرد آورده و می شناسد اما شما او را نمی شناسید و مردان شما را یکایک با عیب جوئی بدنام می کند ، آگاه باشید که او جز زنازاده ای نیست . )) (129)
البته ما در لبنان ، نمونه هایی از این نقابدارها را که از مزدوران یهود و فالانژها و دیگران هستند دیده ایم که باهم به مناطق تحت نفوذ مسلمانان وارد شده و در حالیکه چهره های سیاه خود را زیر ماسکهای سیاه رنگ یا رنگهای دیگر مخفی ساخته اند مؤ منان را شناسائی و به همدستان خود معرفی می کنند و آنها مسلمانان انقلابی را محاصره و دستگیر و زندانی می کنند و یا به قتل می رسانند و سفیانی از دست آموزان این دشمنان است و نقابداران وی از نوع نقابداران این گروه هستند .
روایت دیگری نیز وجود دارد که می گوید :
((سواران سفیانی به جستجوی اهل خراسان می آیند و شیعیان آل پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را در کوفه می کشند ، آنگاه اهل خراسان در جستجوی حضرت مهدی (علیه السلام ) بیرون می آیند . ))
و ما سیاست سفیانی را در سرزمین شام ، با شیعیان در روایت مربوط به آغاز جنبش وی از ((وادی یابس )) (دره خشک ) بیان خواهیم کرد .
درفش سرخ سفیانی
برخی از روایات این مطلب را یاد نموده است ، مانند روایتی که در بحار از امیرمؤ منان (علیه السلام ) ضمن روایتی طولانی نقل شده است :
((و آن را نشانه ها و علامتهایی است و خروج سفیانی با درفش سرخ همراه است و فرمانده آن مردی از قبیله بنی کلب است . )) (130)
این پرچم سرخ رمز برتری جوئی و سیاست خون آشامی وی می باشد .
آیا سفیانی یکی است یا چند تن
بی تردید سفیانی وعده داده شده که روایات موجود در منابع شیعه و سنی بر آن دارد ، یک نفر است اما در برخی از روایات همچون نسخه خطی ابن حماد و غیر آن سخن از دو سفیانی به میان آمده است ، سفیانی اول و سفیانی دوم و گاهی از بعضی روایات استفاده می شود که آنها سه تن هستند . اما آنکه مورد نکوهش قرار گرفته و دست به شرارت و کارهای آنچنانی می زند ، همان سفیانی دوم است ، زیرا سفیانی اول پس از استیلا بر سرزمین شام و جنگ قرقیسیا ، در جنگ عراق در برابر سپاه ایرانیان و یاران درفش های سیاه شکست می خورد و در اثر زخمی که بر او وارد می شود در راه بازگشت به شام به هلاکت می رسد و سفیانی دوم را جانشین خود قرار می دهد تا ماءموریت مهم او را ادامه دهد .
چنانچه این روایات صحیح باشد ، سفیانی اول ، فرمانروای نابکاری است که زمینه ساز سفیانی اصلی وعده داده شده است ، همچنان که یمنی و خراسانی ها یاران درفش های سیاه زمینه ساز نهضت حضرت مهدی (علیه السلام ) می باشند . ابن حماد گوید ولید گفت :
((سفیانی روی می آورد و به جنگ بنی هاشم و هرکس از یاوران درفش های سه گانه و غیر آنان که با او بستیزد ، می پردازد و بر همه آنها چیره می شود . آنگاه روانه کوفه می شود و بنی هاشم بسوی عراق مهاجرت می کنند ، سپس سفیانی در بازگشت از کوفه در نزدیکی شام به هلاکت می رسد و مرد دیگری از فرزندان ابوسفیان را جانشین خود می سازد که غلبه با اوست و بر مردم چیره می شود . . و سفیانی مورد نظر ، همین است )) (131)
شبیه این روایت را در متعدد بودن سفیانی ، در صفحات 60 و 74 و غیر آن روایت کرده است .
آغاز جنبش سفیانی و مراحل آن
شرایط و اوضاع ترسیم شده در روایات ، جنبش سفیانی را بسیار خشن و سریع توصیف می کند یا به تعبیر سیاسی امروز جنبشی دراماتیک و خونین می باشد زیرا اوضاع جهانی و کشمکش بین ابرقدرتها به اندازه ای وخیم می شود که منجر به نبرد می گردد . و وضع سرزمین شام که فتنه فلسطین آن را بر هم می زند ((همچون بهم خوردن آب در مشک )) و از ضعف و ناتوانی و تجزیه شدن ، گرفتار رنج و افسردگی است . . و مهمتر از آن ، از نظر غربی ها و یهودیان رسیدن نیروهای اسلام و قوای ایرانیان به مرزهای فلسطین و دروازه های قدس می باشد ، سپس نفوذ روسها در سرزمین شام و جهان اسلام افزایش می یابد . از این رو آنها اقدام به انتخاب زمامداری مقتدر می نمایند . تا بتواند منطقه پیرامون اسرائیل را برای سلطه اسرائیل کاملا زیر فرمان آورد و از این جاست که او نقش مهم خود را که تنها خط دفاع (عربی ) از اسرائیل و غرب است اجرا می کند ، بلکه آنها دست او را در جنگ عراق و اشغال آن جهت جلوگیری از خطر ایرانیان و یاران درفش های سیاه باز می گذارند . همچنانکه دست سفیانی را دریاری رساندن به حکومت ضعیف حجاز و برای درهم شکستن جنبش اساسی و نوینی که نمی تواند نهضت امام مهدی (علیه السلام ) در مکه مکرمه بشمار آید باز می گذارند .
جنبه هایی را که روایات ، آشکارا یا به اشاره یاد می کند ، به فهمیدن سرعت و شدتی که از ویژگیهای جنبش سفیانی می باشد و روایات درباره آنها سخن می گوید ، کمک می کند . از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است که فرمود :
((سفیانی از نشانه های حتمی ظهور است و خروج او از آغاز تا انجام پانزده ماه بطول می انجامد ، وی شش ماه کارزار می کند ، همینکه بر پنج شهر دست یافت نه ماه فرمانروائی می کند بی آنکه روزی برآن افزوده شود)) (132)
آن پنج شهر عبارتند از : دمشق ، اردن ، حمص ، حلب و قنسرین که مراکز فرمانروائی منطقه ، سوریه ، اردن و لبنان می باشد . و روایات بر بودن اردن در آنها تصریح می کند ، اما لبنان که جزئی از سرزمین شام و تابع پنج شهر بحساب می آید ، بعید نیست که در قلمرو حکومت سفیانی قرار گیرد . ولی برخی از روایات ، گروههایی را از فرمانروائی سفیانی جدا می کنند که عبارتند از : بپای دارندگان حق که خداوند آنها را از شرّ خروج با او حفظ می کند که بیان خواهد شد و مردم لبنان از آن دسته می باشند .
روایات زمان جنبش وی را معین می کند و وقوع آن را در ماه رجب می داند ، از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است که فرمود :
((از نشانه های حتمی ظهور خروج سفیانی در ماه رجب است . )) (133)
و این امر ، یعنی خروج سفیانی شش ماه قبل از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام ) خواهد بود ، زیرا حضرت در شب دهم یا روز دهم محرم همان سال در مکه ظهور می کند و تسلط سفیانی بر منطقه شام که عبارت است از لشکرکشی به عراق و سپس به حجاز ، به تصور پیروزی بر یاران امام مهدی (علیه السلام ) و نهضت آن حضرت می باشد قبل از ظهور آن بزرگوار انجام می پذیرد . بنابراین جنبش سفیانی در سه مرحله انجام می شود ، نخست : مرحله تثبیت سلطه وی در شش ماهه اول . مرحله دوم : هجوم و پیکار او در عراق و حجاز ، مرحله سوم : بازگشت وی از توسعه طلبی در عراق و حجاز و دفاع در برابر تحرک سپاه حضرت مهدی (علیه السلام ) ، جهت حفظ متصرفات باقیمانده اش از سرزمین شام و اسرائیل و قدس .
قابل دقت است که ، روایات مربوط به سفیانی جنگ های شش ماهه اول وی را به اختصار ترسیم می کند و این درگیریها ابتدا جنگ های داخلی او با اءصهب و اءبقع و سپس با نیروهای اسلامی و غیراسلامی مخالف خود است تا اینکه استیلای او برسرزمین شام کامل می گردد .
ولی با توجه به جنبش او ، طبیعی است که این شش ماه ، سراسر پر از عملیات های متراکم نظامی خواهد بود وی بگونه ای سلطه خود را تحکیم می بخشد که بتواند نیروهای زیادی را برای نبردهای گسترده در نه ماه آینده تجهیز و گردآوری نماید . و ممکن است سفیانی در کنار جنگهای شش ماهه اول خود ، علاوه بر اءبقع و اءصهب با فرمانروایان اردن و لبنان و دیگر نیروهای مخالف درگیری داشته باشد .
روایتی ، به شدت جنگ های سفیانی با ابقع و اصهب اشاره می کند و همین جنگ ها موجب نابودی شام می گردد . از امام باقر (علیه السلام ) روایت شده است که فرمود :
((از نشانه های ظهور ، فرو رفتن یک آبادی به نام جابیه از روستاهای شام و فرود آمدن ترکان در جزیره و رومیها در رمله است ، درگیریهای زیادی در این هنگام در سراسر زمین رخ می دهد تا اینکه شام ویران می گردد ((و در روایتی آمده است ، نخستین سرزمینی که ویران می شود شام است )) و علت ویران شدن آن اجتماع سه درفش (نیرو) در آنجاست ، نیروهای اصهب ، لشکر ابقع و لشکر سفیانی . )) (134)
اما خرابی دمشق با توجه به سخن امیرمؤ منان (علیه السلام ) که فرمود : ((دمشق را قطعا تخریب خواهم کرد . . . این عمل را مردی از خاندان من انجام می دهد)) ظاهرا همان ویرانی ای است که در نبرد بزرگ آزادسازی قدس که توسط امام مهدی (علیه السلام ) با سفیانی ، یهودیان و رومی ها اتفاق می افتد .
اما سفیانی در نه ماهه پایانی حکومت خود ، دست به نبردهای بزرگی می زند که مهمترین آنها با ترکان (روسها ؟ ) و هواداران آنها در قرقیسیا است ، سپس نبردهای او در عراق با ایرانیان زمینه سازان ظهور ، و یمنی که طبق برخی از روایات با آنان می باشد .
و ممکن است سفیانی در مدینه منوره دارای نیروهایی باشد که در کنار نیروهای حکومت حجاز ، در برابر نبردی که احتمالا توسط حضرت مهدی (علیه السلام ) برای آزادی مدینه انجام می پذیرد وارد پیکار شوند .
سفیانی پس از شکست در عراق و حجاز به شام و فلسطین باز می گردد تا در بزرگترین کارزار حضرت مهدی (علیه السلام ) یعنی نبرد بزرگ فتح قدس به مصاف بپردازد .
از وادی یابس (دره خشک ) تا دمشق
در اینکه سفیانی جنبش خود را از خارج دمشق از منطقه حوران یا درعا در مرز سوریه اردن آغاز می کند ، روایات تقریبا همداستانند ، البته روایات ، منطقه خروج وی را وادی یابس و اءسود (دره خشک و سیاه ) می نامند .
از امیر مؤ منان (علیه السلام ) روایت شده است که فرمود :
((پسر هند جگرخوار از وادی یابس (دره خشک ) خروج می کند و او مردی است چهارشانه ، با چهره ای ترسناک و سری بزرگ که در چهره اش اثر آبله پیداست به قیافه اش که بنگری ، یک چشم بنظر می رسد ، نامش عثمان و نام پدرش عنسبه (عیینه ) و از فرزندان ابوسفیان است . تا اینکه به سرزمینی قرار و معین (آرام و دارای آبی گوارا) می رسد ، آنگاه بر منبر آن جا قرار می گیرد . )) (135)
البته زمین ذات قرار معین (دارای آرامش و آبی گوارا) که در قرآن آمده است به دمشق تفسیر شده است .
در نسخه خطی ابن حماد از محمد بن جعفر بن علی نقل شده است که گفت :
((سفیانی از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان ، مردی است با سری درشت و چهره ای آبله گون ، در چشمش نقطه ای سفید پیداست او از ناحیه ای از شهر دمشق که وادی یابس (دره خشک ) نامیده می شود با هفت نفر که یکی از آنها درفشی پیچیده با خود دارد ، خروج می کند . )) (136)
و در صفحه 74 همین نسخه آمده است که آغاز حرکت سفیانی ((از قریه ای در غرب شام به نام اءندرا همراه 7 نفر می باشد)) و در صفحه 79 از ارطاة بن منذر آمده است که گفت : ((مردی بدسیما و ملعون از مندرون در شرق بیسان در حالیکه برشتری سرخ سوار و تاجی برسر نهاده است ، خروج می کند . ))
ابن حماد ، روایات متعددی از تابعین آورده است که آنها را به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم یا اهل بیت (علیه السلام ) نسبت نداده اند ، این روایات درباره سفیانی و آغاز جنبش او مطالبی بیان کرده که به افسانه بیشتر شباهت دارد . . . مثل اینکه
((او در عالم خواب دیده می شود به او می گویند برخیز و قیام کن وی سه چوب نی در دست دارد به هر کس که آنها رابزند مرگ او حتمی است . )) (137)
ولی صرف نظر از روایات مبالغه آمیز و بیانگر امور غیر عادی ، روایات دیگری هست که از جنبش سریع و شدید سفیانی حکایت دارد و شدت یورش وی نزد راویان شیعه امری شناخته شده است ، بطوریکه یکی از راویان ، درباره اینکه شیعیان هنگام خروج سفیانی چه باید بکنند ، از امام صادق (علیه السلام ) سؤ ال می کند .
از حسین بن ابی العلاء حضرمی چنین روایت شده است که گفت :
((از ابوعبدالله (امام صادق (علیه السلام )) پرسیدم : وقتی سفیانی خروج کند ما شیعیان چه بکنیم ؟ حضرت فرمود : مردان چهره خود را از او بپوشانند و به زن و فرزندان آسیبی نمی رسد و چون برپنج شهر ، یعنی شهرهای شام مسلط شد ، شما به سوی صاحب خود (حضرت مهدی (علیه السلام )) کوچ کنید . )) (138)
بنظر می رسد که سرسخت ترین سفیانی ابقع و هوادارانش می باشند که مراد از بنی مروان در روایت ابن حماد نیز همین ها می باشند آنجا که می گوید :
((او برمروانی چیره شده و او را بقتل می رساند سپس بنی مروان را سه ماه کشتار می کند ، آنگاه روی به اهل مشرق (ایرانیان ) می آورد تا این که وارد کوفه می شود)) (139)
برخی روایات ، نشانگر این معنی است که شیعیان منطقه شام هنگام خروج سفیانی ، از دشمنان عمده وی شمرده نمی شوند ، بلکه طرفداران اءبقع و اءصهب هستند که دشمنان شیعه و سفیانی هر دو محسوب می شوند ، از امام باقر (علیه السلام ) روایت شده است که فرمود :
((سفیانی ، برای انتقام گرفتن از دشمنانتان به نفع شما کافی است و او برای شما از نشانه هاست با آنکه ، آن فاسق اگر خروج می کرد شما یکی دو ماه بعد از خروج او می ماندید و از ناحیه او به شما ضرری نمی رسید تا آنکه جمعیت زیادی را قبل از شما بقتل برساند . بعضی از یاران از آن حضرت پرسیدند : در آن وقت وظیفه ما نسبت به زن و فرزندمان چیست ؟ امام فرمود : مردان شما خود را از او بپوشانند زیرا که هراس و شرارت او البته برشیعیان ماست ، اما زنان ان شاالله به آنها ضرری نمی رسد . پرسیدند : مردان کجا بروند و از او به کجا بگریزند ؟ امام فرمود : هر کس می خواهد از شر آنها بگریزد به مدینه یا مکه و یا شهر دیگر برود . . ولی شما باید به مکه روی آورید که آنجا محل اجتماع شماست . و این فتنه نه ماه به مدت بارداری زن طول می کشد و بخواست خدا بیش از آن نخواهد شد . )) (140)
این روایت حاکی از این است که هجوم سفیانی برشیعیان ، در شام ، در ماه رمضان پس از خروج وی خواهد بود . همچنین روایات یادآور می شوند که سلطه او بر منطقه قدرتمندانه و مطلق است بگونه ای که برتمام مشکلات داخلی پیروز می گردد .
((مردم شام از او اطاعت می کنند . بجز دسته هایی از پویندگان حق که خداوند آنها را از شرّ خروج همراه وی حفظ می کند)) (141)
برخی از راویان ، از این روایت اینگونه می فهمند که شیعیان لبنان و سرزمین شام در قلمرو حکومت سفیانی قرار نمی گیرند و از او اطاعت نخواهند کرد . البته این امر امکان پذیر است و کمترین دلیل بر آن ، جدا شدن گروههایی از اهل شام از گردن نهادن به فرمان اوست . چه اینکه جمعیت های آگاه ، از شیعیان و غیر شیعیان که از مصونیت الهی برخوردارند از مشارکت در جنبش سفیانی و عملیات نظامی وی در عراق و حجاز سرپیچی می کنند . و بعید نیست که آنها دارای وضع سیاسی ویژه ای باشند که با دیگر هموطنان عادی در دولت سفیانی متفاوت باشد و آنها را تا این اندازه مستقل ساخته باشد نظیر لبنان کنونی نسبت به سوریه .
به هر حال ، وقتی سفیانی از استیلای خود بر منطقه آسوده خاطر می شود ، عملیات مهم برون مرزی خود را آغاز می کند ، از جمله سپاه بزرگ خود را جهت رویارویی با ایرانیان زمینه ساز ، آماده می کند .
((سفیانی تلاش و کوشش خود را صرفا متوجه عراق می کند و سپاه وی وارد قرقیسیا می شود و در آنجا به کارزار می پردازد . )) (142