مقوله ظاهر و باطن چه در علم اخلاق و عرفان و چه در سایر علوم اعم از اسلامی یا غیر اسلامی از اهمیت ویژه ای برخوردار است اما در بحث عرفان این موضوع یک اصل لازم برای ورود بدنیای سیروسلوک محسوب میشود . در تمام ادیان اللهی با آنچه از قرآن کریم و قصص الانبیاء ع که از روایت امامان معصوم علیهم السلام بدست آمده به این مقوله با اهمیت حاصی پرداخته شده است و حتی در قرآن کریم می بینیم که شرط ایمان کامل یک انسان موحد را ایمان به غیب می داند اگر شما عزیان و یا هر کدام از ماها به این موضوع اهمیت ندهیم عاقبت کار ما همان خواهد شد که اقوام و گذشتگان ما به آن مبتلا شدند و از دایره امن اللهی خارج شدند ،چنانچه ما مدعی انتظار ظهور حضرت ولیعصر عج هستیم می بایست به مفهوم واقعی به باطن امور اهمیت بیشتری داده تا بتوانیم در امواج متطلاطم روزگار خود را به کشتی نجات ان مولای حقیقی برسانیم خواهش حقیر این است به نکات ذیل که از قرآن کریم استخراج گردیده است دقت فرمایید . به آیات مبارکه سوره بقره 3 تا 5 توجه فرمایید که جه کسانی رستگار خواهند .
الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ (3)
فولادوند: آنان که به غیب ایمان مىآورند، و نماز را بر پا مىدارند، و از آنچه به ایشان روزى دادهایم انفاق مىکنند؛
وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ (4)
فولادوند: و آنان که بدانچه به سوى تو فرود آمده، و به آنچه پیش از تو نازل شده است، ایمان مى آورند؛ و آنانند که به آخرت یقین دارند.
أُولَئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5)
فولادوند: آنان برخوردار از هدایتى از سوى پروردگار خویشند؛ و آنان همان رستگارانند.
تمام اشیاء در عالم هستی دارای دو بعد ظاهر ی و باطنی هستند و ما نمی توانیم چیزی را متصور شویم که فقط ظاهر باشد و فاقد باطن ،در عالم ماده حتی این موضوع هم صدق میکند و ذرات ملوکولی هم که با چشم غیر مصلح بررسی میشوند آنها هم دارای طاهر و باطن هستند.
از زمان خلقت حضرت آدم ع و حوا س وحبوط ایشان به این عالم مسله طاهر و باطن وجود داشته و قتی شیطان لعین گفت من چیزی میدانم که شما نمی دانید و آنها شیفته حرف آن ملعون شدند و از بهشت برین محروم گردیدند ،خداوند فرمود مگر نگفتم که به آن در خت نزدیک نشوید . پاسخ آنان این بود که او مارا گمراه کرد.
وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَکُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ
فولادوند: و گفتیم: «اى آدم، خود و همسرت در این باغ سکونت گیر[ید]؛ و از هر کجاى آن خواهید فراوان بخورید؛ و[لى] به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود.»
فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا کَانَا فِیهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِینٍ
فولادوند: پس شیطان هر دو را از آن بلغزانید؛ و از آنچه در آن بودند ایشان را به درآورد؛ و فرمودیم: «فرود آیید، شما دشمن همدیگرید؛ و براى شما در زمین قرارگاه، و تا چندى برخوردارى خواهد بود.»
این توجه به ظاهر بلافاصله در بین فرزندان آدم نیز نمود پیدا کرد و آنجا که قابیل تصمیم به قتل هابیل گرفت با آنکه برادرش او را از این کار زشت باز داشت و او را بخداوند توجه داد.
فولادوند: و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ایشان بخوان، هنگامى که [هر یک از آن دو،] قربانیى پیش داشتند. پس، از یکى از آن دو پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد. [قابیل] گفت: «حتماً تو را خواهم کشت.» [هابیل] گفت: «خدا فقط از تقواپیشگان مىپذیرد.
اما نکته مهم در طی این سالها و با آمدن پیامبران اللهی این بود که آنان به همه هشدار ی دادنند که فریب زیبایی های این دنیای فانی نگردید و بدانید در پس این روز فردای است که شما در قبال حرکات و سکناتتان پاسخگو خواهید بود . ولی متاسفانه ظاهر پسندی انسانهادر تمام اعصار باعث شد تا گمراه گردیده و تعداد کمی از نسل بشر راه هدایت و باطن دنیارا مد نظر داشته باشند .
در داستان حضرت نوح ع می بینیم که تمام انسانهای موجود در روی کره زمین غرق شدند مگر تعداد اندکی که به او ایمان آورده بودند . ووقتی او کشتی نجات را می ساخت قوم او اور به باد سخره گرفتند مگر اصحاب خاص ایشان که می دانستند این کار پیامبر اللهی باطنی دارد .
لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ
فولادوند: همانا نوح را به سوى قومش فرستادیم. پس گفت: «اى قوم من، خدا را بپرستید که براى شما معبودى جز او نیست، من از عذاب روزى سترگ بر شما بیمناکم.
بسیاری از افراد بر این باورند که اگر کرامات و معجزه های انبیا و اولیای خدا را ببیند همه ایمان خواهند آورد و این در خالی است که هیچ پیامبر یا نبی نیامد جزء اینکه با خود معجزاتی داشت ولی این انسانهای ظاهر بین نه تنها ایمان نیاوردند بلکه پیامبران و انبیاء خود را به فتل میرسانند .
در داستان حضرت موسی ع هزاران اسرار اللهی خوفته است چه از داستان نجات قومش و یا ملاقت ایشان با حضرت خضر ع .و یک نکته بسیا ر مهم در داستان حضرت موسی ع و دعوت ایشان از فرعون برای ایمان آوردند بود که ساحران با دیدن معجرات حضرت موسی به باطن ایشان پی برده و موحد میگردند .ولی قوم او با این همه معجزات تغییری در دلشان ایجاد نمی شود و در نزد پروردگار ابن قوم بسیار پیمان شکن و بیمار معرفی میشوند.
.می بینیم که وقتی موسی ع آنهم معجزه را به قوم خود نشان داد و آنان را از چنگ فرعون لعین نجات پس از گذشت فقط سه روز پیروانش گوساله چرست شدند علت این امر این بود که فقط وَمَا وَجَدْنَا لِأَکْثَرِهِم مِّنْ عَهْدٍ وَإِن وَجَدْنَا أَکْثَرَهُمْ لَفَاسِقِینَ
فولادوند: و در بیشتر آنان عهدى [استوار] نیافتیم و بیشترشان را جداً نافرمان یافتیمرا با آن همه معجره که دیدند به باد میدهند
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی
تاريخ: سه
شنبه
6 مهر
1395 ساعت: 15:48