طبق برخی روایات ، میزان افزایش دانشی را که آن حضرت بر دانش مردم اضافه می کند ، به نسبت 25 به 2 است ، یعنی اضافه بر 2 جزء از علم را که قبلا" دارا بوده اند 25 جزء دیگر را بر آن افزوده و به طور کلی دانش بشر 27 جزء خواهد شد .
هم چنانکه در زمان آن حضرت پای ساکنان زمین به سوی ساکنان کرات گشوده می شود بلکه مرحله گشوده شدن درهای عالم غیبت به روی این جهان مادی ما آغاز می گردد ، که انسانهائی از بهشت به زمین می آیند که برای مردم اعجاز آور و خارق العاده خواهد بود .
و در روزگار آن حضرت و بعد از آن شماری از پیامبران و امامان علیهم السلام به زمین باز خواهند گشت و تا هر زمان که اراده حق تعالی باشد فرمانروایی خواهند نمود . و این امر از نشانه های رستاخیز و مقدمات آن می باشد .
به نظر می رسد که جنبش دجال ملعون و فتنه و آشوب او یک حرکت انحرافی بهره گیری از پیشرفت علوم و حالت رفاهی باشد که در زمان امام (ع ) جامعه بشری به آن دست می یابد تا ، دجال از روشهای پیشرفته چشمبندی ، برای فریب جوانان پسر و دختر و زنان که بیشتر پیروان او را تشکیل می دهند ، استفاده می کند .
از این رو در جهان موجی از فتنه و آشوب بوجود می آورد که فریبکاری های او را باور می کنند ، اما حضرت مهدی (ع ) نیرنگ های وی را آشکار ساخته و به زندگی او و هوادارانش خاتمه می بخشد .
این بود دورنمائی کلی از حرکت و انقلاب جهانی حضرت مهدی موعود(ع ) . . . اما روزگاری که این حوادث در آن رخ می دهد ، آشکارترین نشانه ها و رویدادهای آن از زبان روایات چنین است :
نخست فتنه ای است که بر امت اسلامی پیش می آید و روایات ، آن را آخرین و سخت ترین فتنه ها توصیف می کند که بر آنان وارد شده ، و با ظهور امام (ع ) برطرف می گردد .
نکته قابل توجه این است که تمام ویژگیهای کلی و مشروح این آشوب با فتنه و سلطه غربی ها و نیز کشورهای شرقی هم پیمان با آن در آغاز این قرن ، تطبیق می کند چه اینکه این آشوب سراسر ممالک اسلامی و تمام خانواده های آنان را دربر می گیرد .
خانه ای وجود ندارد ، مگر این که آن فتنه داخل آن شده و هیچ مسلمانی نمی ماند مگر اینکه مورد آسیب آن واقع می شود .
ملت های کافر برکشورهای مسلمانان هجوم می آورند ، آنگونه که گرسنگان آزمند برسفره چرب و رنگین حمله می کنند .
به هنگام آن فتنه و آشوب گروهی از غرب و گروهی از شرق آمده و برامت من حکمرانی کنند .
این فتنه از سرزمین شام ، سرزمینی که دشمنان ما سلطه گری استعماری سیاه خویش را از آنجا آغاز نموده ، و آن را کانون پرتو افکن تمدن می نامند شروع می شود در نتیجه آشوبی به پا می شود که در زبان روایات به ((فتنه فلسطین )) از آن یاد شده ، آشوبی که کشور شام در اثر آن ، هم چون آب درون مشک به هم می خورد .
((چون فتنه فلسطین برپا شود منطقه شام دچار آشفتگی و نابسامانی گردد ، مانند بهم خوردن آب در مشک ، و آنگاه که زمان پایانش فرا رسد پایان یافته و اندکی از شما پشیمان می شوید . ))
روایات ، نسل ها و فرزندان مسلمان را بدین گونه توصیف می کند : که آنان با فرهنگ این فتنه و آشوب نشو و نما می کنند به گونه ای که از دیگر فرهنگ ها بی اطلاع می مانند . . . و فرمانروایان ستمگری که با احکام کفر و هوا و هوس بر مسلمانان حکمرانی نموده و آنان را با بدترین وضعی شکنجه می دهند .
احادیث شریف ، به وجود آورندگان این آشوب را رومیان (غربیها) و ترکان که ظاهرا مراد از آنان (روسها) باشند ، نام برده ، و آنگاه که حوادث بزرگی در سال ظهور حضرت مهدی (ع ) رخ می دهد ، آنان نیروهای خود را در رمله فلسطین و در انطاکیه در ساحل ترکیه سوریه و در جزیزه ، واقع در مرزهای سوریه عراق ترکیه ، مستقر می سازند .
زمانیکه روم و ترک (روسیه و غرب ) علیه شما شورش . . . و با یکدیگر نیز مخالفت و کشمکش می نمایند و جنگ و درگیری ها در جهان رو به افزایش می رود ، هواداران ترکان ، جهت استقرار در جزیره و خوارج روم به انگیزه فرود آمدن در رمله به حرکت در می آیند
هم چنین در روایات آمده که آغاز ظهور آن بزرگوار از ایران خواهد بود .
نقطه آغاز ظهور او از سوی مشرق است و چون آن هنگام فرا رسد ، سفیانی خروج می کند .
یعنی ، آغاز مقدمات و زمینه ظهور آن حضرت بدست طرفداران سلمان فارسی ، یاران درفش های سیاه انجام پذیرفته و نهضت آنان به دست مردی از قم به وجود می آید .
مردی از قم قیام نموده و مردم را به حق دعوت می نماید . گروهی که گرد او جمع می شوند ، دلهاشان چون پاره ای آهن محکم و استوار است و آنچنان نستوه اند که از تند بادها و طوفانهای کارزار نمی هراسند ، و از نبرد خسته و افسرده نشده و وحشتی به دل راه نمی دهند ، و همواره توکل و اتکاء آنها به خداوند است و فرجام نیکو از آن تقواپیشگان خواهد بود .
آنان پس از بپاخاستن و به وجود آوردن انقلابشان از دشمنان خود (ابرقدرتها) می خواهند که آنها را به حال خود رها نموده و در امور آنها دخالت نکنند ، اما آنان بر این امر اصرار دارند .
حق را می جویند ، به آنان سپرده نمی شود ، بار دیگر خواستار آن می شوند دیگر بار نیز سپرده نمی گردد . با مشاهده این وضع سلاح بر دوش گرفته ، و به مبارزه ادامه می دهند تا خواسته آنها را عملی می نمایند ولی این بار اینان نمی پذیرند ، تا اینکه قیام نموده . . . . و پرچم نهضت را به دست صاحب شما یعنی (حضرت مهدی (ع ) می سپارند ، و کشته های آنان شهیدان راه حق هستند
و به گفته روایات آنها سرانجام در جنگ طولانی خود پیروز گشته و دو شخصیتی که وعده داده شده در بین آنان ظاهر می شوند . که یکی خراسانی بعنوان فقیه و مرجع ، یا رهبر سیاسی ، و دیگری شعیب بن صالح که جوانی گندم گون ، با ریش کم پشت از اهالی ری ، می باشد به عنوان فرمانده نظامی می باشد .
با سپردن این دو شخصیت پرچم اسلام را به حضرت مهدی (ع ) ، با نیروهای خود در نهضت آن حضرت شرکت می نمایند . و شعیب بن صالح به سمت فرماندهی کل قوای حضرت مهدی (ع ) نائل می گردد .
هم چنین روایات از حرکتی یاد می کند که در سوریه توسط ((عثمان سفیانی )) که از هواداران رومیان و هم پیمان با یهود است برپا شده و وی سوریه و اردن را یک پارچه در قلمرو حکومت خویش در می آورد .
خروج سفیانی امری حتمی است که از آغاز تا انجام آن پانزده ماه به طول می انجامد . شش ماه آن را به جنگ و کشتار پرداخته و با به تصرف در آوردن پنج منطقه ، نه ماه کامل بر آن مناطق فرمانروائی می کند .
طبق گفته روایات آن مناطق پنجگانه علاوه بر سوریه و اردن ، احتمالا لبنان را نیز در بر می گیرد .
این وحدت نامیمونی است که توسط سفیانی در کشور شام به وجود می آید ، زیرا که هدف آن ایجاد یک خط دفاعی (عربی ) از اسرائیل ، و پایگاهی برای رویاروئی با ایرانیان و زمینه سازان حکومت حضرت مهدی (ع ) می باشد .
از این رو سفیانی اقدام به اشغال و تصرف عراق نموده و نیروهای وی وارد عراق می گردند .
او تعداد یکصد و سی هزار نیرو را به کوفه اعزام می نماید و آنها در محلی بنام ((روحاء)) و ((فاروق )) فرود می آیند ، آنگاه شصت هزار تن از آنان روانه کوفه شده و در محل مقبره حضرت هود (ع ) در نخیله منزل می کنند ، و گویا من سفیانی (و یا همراه و یار او) را می بینم که در کوفه و در زمینهای پهناور و سرسبز شما رحل اقامت افکند و منادی او بانگ برمی آورد که هر فردی سر شیعه علی را بیاورد هزار درهم به او داده می شود ، در این هنگام است که همسایه به همسایه اش حمله ور شده و می گوید این شخص از زمره آنان است .
آنگاه سفیانی را به پرکردن خلاء سیاسی که در حجاز بوجود آمد وادار می نمایند و برای مبارزه و نابودی حکومت حضرت مهدی (ع ) که زبانزد مردم بوده و انتظار آغاز آن را از مکه دارند ، حکومت سفیانی را تقویت می نمایند .
از این رو سفیانی سپاه خود را به حجاز گسیل داشته و نیروهایش با ورود به شهر مدینه در آنجا دست به فساد زده و سپس آهنگ مکه می نمایند ، جائی که حضرت مهدی (ع ) نهضت خویش را از آن مکان آغاز نموده است . پس از آن معجزه ای که پیامبر (ص ) در مورد سپاه سفیانی قبل از رسیدن به مکه وعده داه است ، یعنی فرو رفتن به زمین ، رخ خواهد داد .
پناهنده ای به خانه خدا پناه می برد ، آنگاه سپاهی به سوی او فرستاده می شود ، همین که به بیابان مدینه می رسند در زمین فرو می روند .
پس از آن سفیانی بعد از شکست از ایرانیان و یمنی ها در عراق ، و شکستی که در حجاز به دست حضرت مهدی (ع ) به واسطه معجزه فرو رفتن در زمین نصیب او می گردد ، عقب نشینی می کند و جهت رویاروئی با پیشروی امام (ع ) که با سپاه خویش راهی دمشق و قدس می باشد ، به جمع آوری و بازسازی نیروهای خود در داخل کشور شام می پردازد .
روایات این نبرد را حماسه ای بزرگ دانسته که از عکا تا صور و انطاکیه در ساحل دریا ، و در داخل منطقه ، از دمشق تا طبریه و قدس امتداد می یابد .
در این گیرودار خشم خداوند بر سفیانی و همدستان یهودی و رومی (غربی ) وی فرود آمده و پس از شکستی سخت و کوبنده ، سفیانی به اسارت در آمده و کشته می شود ، آنگاه حضرت مهدی (ع ) به همراهی مسلمانان وارد قدس می گردد .
هم چنانکه روایات نهضت دیگری را که زمینه ساز حکومت آن حضرت بوده و در یمن پدید می آید ، یاد نموده و رهبر آن نهضت ((یمنی )) را ستوده و یاری نمودن وی را بر مسلمانها واجب می شمارد :
در بین پرچمها هیچ پرچمی از درفش یمنی هدایت کننده تر نیست پس از خروج یمنی فروش سلاح به مردم حرام است و چون خروج کند و به یاری او بشتاب زیرا که درفش او درفش هدایت است . جایز نیست هیچ مسلمانی از آن سرپیچی نماید که اگر چنین کند اهل آتش خواهد بود ، چرا که یمنی مردم را به حق و راه راست فرا می خواند .
چنانکه روایات ، از ورود نیروهای یمنی به عراق جهت یاری ایرانیان در برابر نیروهای سفیانی خبر می دهد و ظاهرا وی و سپاهیانش در یاری نمودن حضرت مهدی (ع ) در حجاز نقش مهمی را ایفا می کنند .
هم چنین از نهضت مردی مصری قبل از خروج یمانی و سفیانی به میان آمده و جنبشی دیگر را به فرمانده ارتش مصر ، و حرکتی را به قبطیان اطراف مصر نسبت می دهد . آنگاه ورود نیروهای غربی یا مغربی را به مصر ، و به دنبال آن خروج سفیانی را در کشور شام خاطرنشان می سازد .
و نیز از روایات چنین بر می آید که حضرت مهدی (ع ) برای مصر موقعیت تبلیغی خاصی در سطح جهان قرار می دهد و آنجا را به عنوان منبر سخنرانی خویش انتخاب می فرماید و سپس کیفیت ورود آن حضرت و یارانشان را به مصریان می نماید :
آنگاه آنان (مهدی (ع ) و یارانشان ) وارد مصر شده و حضرت بر فراز منبر آن قرار می گیرد و با مردم سخن می گوید : زمین بر اثر عدل و داد رونق و نشاط تازه ای به خود گرفته ، و آسمان باران رحمت خود را فرو می بارد ، درختان بارور شده و زمین گیاهان خود را می رویاند و زینت بخش ساکنان خود می گردد ، حیوانات وحشی به گونه ای در آرامش و امنیت بسر می بردند که همچون حیوانات اهلی می توانند در همه جا آسوده بچرند . دانش در دل مؤ منان آن چنان جای گزین می شود که هیچ مؤ منی از لحاظ علمی به برادر دینی اش نیاز پیدا نمی کند . آن روز ، مصداق این آیه شریفه ((یغنی الله کلا من سعته )) (خداوند همگان را از غنای بی کران خویش توانگر می سازد) آشکار می گردد .
اما در مورد کشورهای اسلامی مغرب ، بنا به گفته روایات ، نیروهایی از آنجا وارد سرزمین شام و چه بسا مصر گردیده ، و برخی از آنها داخل عراق می شوند . . . . و ماءموریتهای آنان همچون ماءموریت نیروهای بازدارنده عرب و یا بین المللی است که به نفع اسلام و مسلمانان نخواهد بود . این نیروها در شام با نیروهای ایرانی و زمیه سازان دولت حضرت مهدی (ع ) رویاروی شده و با یکدیگر به زد و خورد می پردازند . پس از آن به سوی اردن عقب نشینی نموده ، و باقیمانده آن بعد از خروج سفیانی عقب نشسته و یا به او می پیوندند . و سپس به کمک دولت مصر که با قیام مردم خود روبرو شده ، و یا به یاری نیروهای غربی که اندکی قبل از خروج و حرکت سفیانی در شام وارد سرزمین مصر شده اند می شتابند .
روایت مربوط به عصر و زمان ظهور حضرت (ع ) خاطرنشان می سازد که یهودیان در آخرالزمان در روی زمین ایجاد فساد و فتنه نموده و گرفتار تکبرورزی و خود بزرگ بینی می گردند . آنگونه که خداوند در قرآن آنان را وصف نموده ، این خوی برتری جوئی به دست پرچمدارانی که از خراسان خروج می نمایند نابود می گردد .
چرا که هیچ چیز نمی تواند آنان را از تصمیم خود برگرداند تا آنکه درفش های خود را در قدس به اهتزاز در آورند .
و ایرانیان قومی هستند که به زودی خداوند متعال آنان را علیه یهودیان برخواهد انگیخت .
ما بندگان نیرومندی از خود را علیه شما بر می شورانیم
روایات ، هلاکت موعود یهودیان را که در یک وهله و یا چندین وهله پیش از ظهور حضرت (ع ) و بعد از آن اتفاق می افتد ، مشخص ننموده ، اما آخرین مرحله آن را وصف می نماید که به دست توانای حضرت مهدی (ع ) و سپاهیان وی که بیشتر آنها ایرانی هستند به هلاکت می رسند .
و این رویداد به صورت کارزاری بزرگ است که در آن عثمانی سفیانی حاکم سرزمین شام در کنار یهودیان و رومیها و در خط مقدم دفاعی آنان قرار داد .
بنا به نقل روایات ، امام مهدی (ع ) نسخه های اصلی تورات را از درون غاری در انطاکیه و کوهی در فلسطین و از دریاچه طبریه بیرون آورده و با استناد به آن یهودیان را محکوم نموده و نشانه و علامتها و معجزات را برای آنان آشکار می سازد .
برخی از یهودیان که بعد از نبرد آزادی قدس جان سالم بدر برده اند تسلیم آن بزرگوار شده و کسانی که تسلیم نمی شوند از کشورهای عربی اخراج می گردند .
آنطور که از روایات استفاده می شود ، اندکی قبل از ظهور حضرت ، جنگی جهانی بین رومیان و ترکان یعنی غربیها و روسیه رخ می دهد که سبب آغاز آن از ناحیه مشرق است و از پاره ای دیگر از روایات چنین برمی آید که جنگ مزبور به صورت جنگهای منطقه ای خواهد بود .
در سال ظهور آن حضرت (ع ) جنگهای زیادی در روی زمین به وقوع می پیوندند که خسارتهای آن متوجه آمریکا و اروپا می گردد .
(( آتش جنگ در مغرب زمین همچون شعله ور شدن آتش هیزم بسیار برافروخته می گردد ، بین مردم شرق و غرب و حتی مسلمانان ایجاد اختلاف می شود ، و مردم در اثر هراس و وحشتی که دارند با رنج و گرفتاری سختی روبرو خواهند شد))
هم چنین روایات خبر می دهد که زیانهای جانی و تلفات این جنگ بعلاوه بیماری طاعون که پیش از جنگ و پس از آن شیوع پیدا می کند ، به دو سوم ساکنان زمین می رسد ، و این خسارتها به مسلمانان وارد نمی گردد مگر به صورت غیر مستقیم .
((این حادثه رخ نمی دهد مگر اینکه دو سوم مردم جهان از بین می روند ، پرسیدم : وقتی دو سوم مردم از بین بروند چه کسی باقی خواهد ماند ؟ فرمود : آیا شما نمی خواهید جزء یک سوم باقی مانده باشید ؟ ))
پاره ای روایات ، اشاره دارد به اینکه این نبرد در چند مرحله انجام می پذیرد ، و آخرین مرحله آن بعد از ظهور حضرت مهدی (ع ) و آزاد سازی حجاز توسط آن بزرگوار و ورود او به عراق خواهد بود .
البته آزاد نمودن حجاز مربوط به نابسامانی و خلاء سیاسی و بحران حکومت در آن جاست که مشروح آن در فصلهای بعدی خواهد آمد .