خرید بک لینک

بر گرفته از کتاب عصر گناه

قرآن کریم، گروههایی از انسانها را نام میبرد که به سبب گناه، از گردونه محبّت پروردگار خارج شدهاند که به بعضی از آنان اشاره میکنیم:

1) ستمکاران

یکی از گناهان بزرگ «ظلم و ستم» است که مصادیق فراوانی دارد؛ مانند: ظلم حاکم به رعیّت؛ ظلم کارفرما به کارگر؛ ظلم مافوق به زیر دست؛ ظلم به همسر؛ ظلم به فرزند؛ ظلم به همسایه و...

این ظلم، آثار و پیامدهای سوئی در دنیا و آخرت برای انسان دارد که در جای خودش باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد. یکی از آثار ظلم و ستم، از دست دادن محبّت پروردگار است که در آیاتی از قرآن کریم به آنها اشاره شده است:

الف) «وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الظّالِمِینَ»؛ «خداوند، ستمگران را دوست نمیدارد».

ب) «إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الظّالِمِینَ»؛ «به درستی که او ستمگران را دوست نمیدارد».

بنابراین، ستمکار، به خاطر ظلم و ستمی که انجام میدهد، محبّت خدا را از دست میدهد. البتّه با اندکی دقّت، روشن میشود که ظلم تنها ستم و آزار به دیگران نیست بلکه ظلم به خویشتن را نیز شامل میشود؛ فردی که به خود ستم میکند نیز مصداق ظالم است و از آنجا که گناه، مصداق بارز ستم به خود میباشد، از آن به «ظلم» تعبیر شده است و گنهکار عنوان «ظالم» نیز پیدا میکند و لذا قرآن کریم در آیاتی چند، از گناه به «ظلم به خویشتن» تعبیر نموده است؛ از جمله خطاب به پیامبرصلی الله علیه وآله میفرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَآءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً»؛ «اگر کسانی که بر اثر نافرمانی خدا، به خود ستم کردند و نزد تو آمدند و از خدا طلب استغفار کردند و پیامبر نیز برای آنان استغفار کرد، به راستی که خداوند را توبهپذیر و رحیم خواهند یافت».

آری، گنهکار، با گناه خویش، هم در بین مردم و جامعه بیآبرو و بیاعتبار میشود و هم در آخرت گرفتار عذاب الهی میگردد، و چه ستمی بر خود بالاتر از این وجود دارد که انسان دنیا و آخرت خویش را تباه سازد.

بر این اساس، کسی که آلوده به گناه میشود، علاوه بر این که به دلیل نافرمانی خداوند، محبّت پروردگار را از دست میدهد، ظالم و ستمکار شده و مصداق آیه شریفه: «وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ» میگردد.

2) فاسدان

گروه دیگری که از دایره محبّت خدا خارج هستند، انسانهای «فاسد» هستند. «فساد» در مقابل «اصلاح» است و خود انواع گوناگونی دارد: فساد مالی؛ اخلاقی؛ جنسی؛ سیاسی و...هر کدام از اینها باشد، مصداق گناه است و سبب از دست دادن محبّت پروردگار میشود، چنان که خداوند متعال میفرماید:

«وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ»؛ «خداوند فساد کنندگان را دوست نمیدارد».

3) مسرفان

«مسرفان» و اسراف کنندگان نیز به سبب گناه اسراف، از محبّت و دوستی پروردگار محروم میشوند. اسراف، از گناهانی است که در قرآن کریم و روایات، بسیار مورد مذمّت و نکوهش قرار گرفته است؛ خداوند متعال میفرماید: «وَأَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ»؛(22) «و البتّه اسراف کنندگان، اهل دوزخ هستند».

اسراف، عمل زشتی است که خداوند آن را از اعمال فرعون دانسته، میفرماید: «وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ».

از جمله آثار سوء اسراف، از دست دادن محبّت پروردگار است؛ چرا که خداوند میفرماید: «وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ».

4) خائنان

دسته دیگر از مردم که از نعمت دوستی خداوند محروم هستند، «خیانت پیشگان» هستند. خیانت نیز گناه بزرگ و زشتی است که مانند گناهان دیگر، میتواند مصادیق فراوانی داشته باشد.

در بزرگی و زشتی این گناه، همین بس که خداوند متعال میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْخَآئِنِینَ»؛ «خداوند خیانتکاران را دوست ندارد».

و در آیه دیگر با لحن شدیدتری به پیامبرصلی الله علیه وآله می فرماید: «وَلَا تُجادِلْ عَنِ الَّذِینَ یَخْتانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ مَنْ کانَ خَوَّاناً أَثِیماً»؛ «هرگز از خائنان و آنان که به خود خیانت کردند حمایت نکن؛ چرا که خداوند خیانت کنندگان گنهکار را دوست نمیدارد».

5) متکبّران

گروه دیگر که از نعمت دوستی پروردگار متعال محروم میباشند «متکبّران و فخرفروشان» هستند. آنان نیز به خاطر تکبّر و غروری که دارند، از این نعمت بزرگ پروردگار محروم میشوند؛ زیرا تکبّر علاوه بر این که خود یک صفت زشت و ناپسند است، سبب برخی از گناهان دیگر، نظیر نافرمانی خدا، سرپیچی از وظایف؛ ایستادگی در برابر حقّ؛ پایمال کردن حقوق دیگران و ... میشود، لذا خداوند چنین شخصی را دوست نخواهد داشت: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً».

روایتی پیرامون تکبّر

یکی از یاران رسول خداصلی الله علیه وآله میگوید: «در محضر پیامبرصلی الله علیه وآله آیه «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُوراً» را خواندم، رسول خداصلی الله علیه وآله زشتی تکبّر و نتایج سوء آن را برشمرد به حدّی که من گریستم. حضرت فرمود: چرا گریه میکنی؟ گفتم: من دوست دارم لباسم جالب و زیبا باشد و با همین عمل میترسم در ردیف متکبّران باشم! حضرت فرمود: خیر، تو اهل بهشتی و اینها علامت تکبّر نیست؛ تکبّر آن است که انسان در مقابل حقّ خاضع نباشد و خود را بالاتر از دیگران دانسته و آنان را تحقیر نموده و از ادای حقوق آنان سرباز زند».

6) کفران کنندگان نعمت

گروه دیگری که در ردیف محرومین از نعمت محبّت پروردگار عالم هستند، کسانیاند که «کفران نعمت» میکنند.

خداوند متعال در قرآن کریم، پس از آن که ربا خواری را به شدّت مذمّت و نکوهش، و ربا خواران را سرزنش نموده و آنان را شبیه کسی دانسته که بر اثر تماس با شیطان، دیوانه شده و تعادل خویش را از دست دادهاند، میفرماید: «یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَوا وَیُرْبِی الصَّدَقاتِ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ کَفّارٍ أَثِیمٍ»؛ «خداوند، ربا را نابود میکند و صدقات را افزایش میدهد و خداوند هیچ انسان ناسپاس گنهکار را دوست نمیدارد».

«ربا خوران» نه تنها با ترک انفاق و قرض الحسنه و صرف نکردن مال در راه نیازمندیهای عمومی، شکر نعمتی که خداوند به آنها ارزانی داشته، به جای نمیآورند بلکه آن را وسیلهای برای هر گونه ظلم و ستم و گناه قرار میدهند، البتّه طبیعی است که خداوند چنین کسانی را دوست نمیدارد.

نتیجه

از مجموع آیات و روایات ذکر شده، استفاده شد که گناه و معصیت، سبب از دست دادن محبّت پروردگار است؛ البتّه آنچه ذکر شد از باب نمونه و ذکر مصداق بود والّا خداوند متعال به صورت کلّی میفرماید: «وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ»؛ «از حدود الهی تجاوز نکنید، به درستی که خداوند تجاوزکاران را دوست نخواهد داشت».

گرچه برای آیه فوق شأن نزول خاصّی ذکر شده است؛ امّا یک پیام کلّی دارد و آن اینکه: خداوند، تجاوزکاران را دوست نمیدارد.

بارزترین مصداق تجاوز، تجاوز از حدود و دستورات الهی است که هر گونه نافرمانی در برابر دستورات خداوند را شامل میشود، چه در ترک واجبات و چه در انجام محرّمات و گناهان. هر کاری انسان انجام دهد که خلاف دستور و امر خدا باشد، مصداق «تجاوز» است و عامل از دست دادن محبّت پروردگار میباشد.

کسی نمیتواند ادّعای دوستی و محبّت پروردگار بنماید در عین حال، در منجلاب گناه و معصیت نیز غوطهور باشد، شخصی که خدا را دوست میدارد و میخواهد خداوند نیز او را دوست بدارد، باید از گناه پرهیز نماید؛ زیرا گناه خشم خدا را فراهم میسازد.

امام صادقعلیه السلام در بیانی که در همین زمینه دارد به شعر «ابن مبارک» تمثّل نموده، میفرماید:

تَعْصِی الإِلهَ وَأَنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ

هذا لَعَمرِی فِی الْفِعالِ بَدیعُ

لَوْ کانَ حُبُّکَ صادِقاً لأَطَعْتهُ

إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ یُحِّبُ مُطیعُ

«خدا را معصیت میکنی در حالیکه اظهار دوستی هم مینمایی! این دوستی با معصیت، محال است و سازگار نیست».

«اگر تو در محبّت خویش صادق و راستگو باشی، باید او را اطاعت کنی؛ زیرا مُحبّ، مطیع محبوب خود میباشد

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 15:47

صفحه بندی