خرید بک لینک

برگرفته از کتاب عین الحیات

توصیه حقیر این است بعنوان محب اهل بی این مقاله و مقاله قسمت دوم را با دقت مطالعه فرمایید

ابن بابویه به سند معتبر از امام محمد باقر از آبای کرام او علیهم السلام روایت کرده است که: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود که: محبت من و اهل بیت نفع میکند در هفت موطن که اهوال آنها عظیم است: در هنگام مردن، و در قبر، و در وقت مبعوث شدن، و در هنگامی که نامهها به دست راست و چپ آید، و در هنگام حساب، و نزد میزان که اعمال خلایق را سنجند، و نزد صراط.
و روایت کرده است از حارث همدانی که: روزی به خدمت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام رفتم. پرسید که: چه چیز تو را به اینجا آورده؟ گفتم: محبت تو یا امیر المؤمنین.
فرمود که: ای حارث تو مرا دوست میداری؟ گفتم: بله والله ای امیر المؤمنین. فرمود که: وقتی که جانت به گلو میرسد مرا خواهی دید که چنان که میخواهی. و چون ببینی مرا که دشمنان خود را از حوض کوثر دور میکنم خوشحال خواهی شد. و چون ببینی که بر صراط میگذرم و علم حمد به دست من است و پیش حضرت رسول صلی الله علیه و آله میروم، چنان مرا خواهی دید که مشعوف گردی.
و از ابوحمزه ثمالی روایت کرده است از حضرت امام محمد باقر علیه السلام که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود که: یا علی محبت تو در دل هرکس که قرار گیرد، اگر یک قدم او از صراط بلغزد، البته قدم دیگر ثابت میماند تا خدا او را سبب محبت تو داخل بهشت گرداند.
و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: محبت ما اهل بیت گناهان را میریزد چنانچه باد تند، برگ را از درختان میریزد.
و به اسانید معتبره از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که: حضرت رسول فرمود که: چهار کساند که من در روز قیامت شفاعت ایشان خواهم کرد اگرچه با گناه اهل زمین آمده باشند: کسی که اعانت اهل بیت من بکند؛ و کسی که قضای حوایج ایشان بکند در هنگامی که مضطر شده باشند؛ و کسی که به دل و زبان ایشان را دوست دارد؛ و کسی که به دست دفع ضرر از ایشان بکند.
و ایضا از آن حضرت منقول است که: حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود که: هرکه ما اهل بیت را دوست دارد خدا او را در روز قیامت ایمن مبعوث گرداند، که هیچ خوف نداشته باشد.
و در کتاب بصائر الدرجات از امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که: حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود که: یا علی امت مرا تمام در عالم ارواح به من نمودند و کوچک و بزرگ ایشان را دیدم. و به تو و شیعیان تو گذشتم و از برای شما استغفار کردم. حضرت امیر المؤمنین فرمود که: یا رسولالله دیگر از فضایل شیعه بفرما. فرمود که: یا علی تو و شیعیان تو از قبرها بیرون خواهید آمد و روهای شما مانند ماه شب چهارده خواهد بود و جمیع شدتها و غمها از شما برطرف خواهد شد و در سایه عرش الهی خواهید بود. مردم خواهند ترسید و شما نخواهید ترسید. و مردم اندوهناک خواهند بود و شما مسرور خواهید بود. و برای شما خوان نعمتهای الهی میآورند و مردم مشغول حساب خواهند بود.
و به اسانید معتبره از حضرت امام رضا صلوات الله علیه منقول است که: پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود که: یا علی هرکه تو را دوست دارد با پیغمبران خواهد بود در درجه ایشان در روز قیامت. و کسی که بمیرد و دشمن تو باشد، اگر خواهد یهودی بمیرد و اگر خواهد نصرانی بمیرد. و فرمود که: اول چیزی که در روز قیامت از مردم سؤال خواهند کرد محبت ما اهل بیت خواهد بود.
و به سند معتبر از امام محمد باقر علیه السلام منقول است که: والله که در آسمان هفتاد صنف از ملائکه هستند که اگر جمیع اهل زمین جمع شوند عدد هر صنفی از ایشان را احصا نمیتوانند کرد، و ایشان خدا را به ولایت ما عبادت میکنند. و شیخ طوسی علیه الرحمه از میثم تمار که از اصحاب اسرار امیر المؤمنین صلوات الله علیه است روایت کرده که: شبی در خدمت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام بودم. فرمود که: نیست بندهای که خدا دل او را به ایمان امتحان کرده باشد مگر اینکه چون صبح میکند دوستی ما اهل بیت را در دل خود مییابد. و نیست بندهای که خدا بر او غضب کرده باشد مگر اینکه چون صبح میکند دشمنی ما را در دل خود مییابد. پس چون ما صبح میکنیم شاد میشویم به محبت دوستان خود، و میدانیم دشمنی دشمنان خود را. و چون دوست ما صبح میکند منتظر رحمتهای الهی است، و دشمن ما که صبح میکند برکنار جهنم ایستاده است که همین که بمیرد داخل جهنم شود. به درستی که درهای رحمت برای دوستان ما باز است. گوارا باد ایشان را رحمتهای الهی. و وای بر حال دشمنان ما. و دوست ما نیست کسی که دشمن ما را دوست دارد. دوستی ما و دوستی دشمنان ما در یک دل جمع نمیشود. کسی که ما را دوست دارد باید که دوستی را برای ما خالص گرداند چنانچه طلا را از غَش خالص میکنند.
ماییم نجیبان و برگزیدههای خدا، و فرزندان ما فرزندان پیغمبراناند. و منم وصی اوصیا، و منم حزب و یاور خدا و رسول. و آنان که با من محاربه میکنند گروه شیطاناند. پس کسی که خواهد که حال خود را در محبت ما بداند، دل خود را امتحان نماید. اگر محبت دشمنان ما را در دل خود یابد، بداند که خدا و جبرئیل و میکائیل دشمن اویند. و خدا دشمن کافران است.
و روایت کرده از ابیعبدالله جَدَلی، که حضرت امیر المؤمنین گفت که: میخواهی تو را خبر دهم به حسنهای که هرکه آن را داشته باشد در روز قیامت او را هیچ ترس نباشد، و خبر دهم به گناهی که هرکه او را داشته باشد او را بر رو به آتش اندازند؟ گفتم: بله. فرمود که: آن حسنه محبت ماست، و آن گناه دشمنی ماست.
و از سلمان رحمهالله روایت کرده که: روزی در مسجد در خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله نشسته بودیم که حضرت امیر المؤمنین علیه السلام آمد. حضرت رسول سنگریزهای در دست داشت، به دست آن حضرت داد. آن سنگریزه به سخن آمد و گفت: لا اله الا الله، محمد رسولالله. راضی شدم به پروردگاری خدا، و بر پیغمبری محمد، و به ولایت علیبن ابیطالب. حضرت رسول فرمود که: هرکه از شما صبح کند و به خدا و رسول و ولایت علیبن ابیطالب راضی باشد، او از خوف عقاب خدا ایمن است.
و ابن بابویه به سندهای بسیار از حضرت امام رضا صلوات الله علیه روایت کرده است که: او روایت کرد از پدران بزرگوارش تا رسول خدا صلوات الله علیهم از جبرئیل، از میکائیل، از اسرافیل، از لوح، از قلم، از خداوند عالمیان که فرمود که: ولایت علی حِصن و قلعه من است. هر که داخل آن حِصن شود از عذاب من ایمن است.
و به اسانید بسیار در کتب سنی و شیعه از رسول خدا صلی الله علیه و آله منقول است که: اگر مردمان بر ولایت علی مجتمع میشدند خدا جهنم را خلق نمیفرمود.
و روایت کرده است از انس که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود که: خداوند عالم در روز قیامت جمعی را مبعوث خواهد گردانید که روهای ایشان از نور باشد و بر کرسیهای نور خواهد نشست و جامهها از نور خواهد پوشید و در سایه عرش الهی خواهند بود مانند پیغمبران، و پیغمبر نیستند و به منزله شهدا و همگی شهید نخواهند بود. و بعد از آن دست بر سر حضرت امیر المؤمنین گذاشت و فرمود که: این و شیعیانش چنین خواهند بود.
و شیخ طوسی به اسانید معتبره از حضرت امام رضا از آبای اطهارش صلوات الله علیهم روایت کرده است که: حضرت رسول صلی الله علیه و آله به حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه فرمود که: چون در روز قیامت خدا از حساب خلایق فارغ شود کلیدهای بهشت و دوزخ را به من تسلیم نماید و من به تو تسلیم کنم و گویم: هرکه را خواهی به جهنم فرست و هرکه را خواهی به بهشت داخل کن.
و ابن بابویه به سند معتبر از حضرت صادق صلوات الله علیه روایت کرده است که: چون قیامت قائم شود منبری بگذارند که جمیع خلایق ببینند. و حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه بر آن منبر برآید و ملکی بر دست راست او بایستد و ملکی بر دست چپ او. ملک دست راست ندا کند که: ای گروه خلایق این علیبن ابیطالب است؛ هر که را میخواهد داخل بهشت میکند. و ملک دست چپ ندا کند که: ای گروه خلایق این علیبن ابیطالب است؛ هرکه را میخواهد داخل جهنم میکند.
و از عبدالله بن عمر روایت کرده است که: حضرت رسول صلی الله علیه و آله به حضرت امیر المؤمنین فرمود که: چون قیامت شود بیایی تو بر اسبی از نور سوار، و بر سرت تاجی از نور باشد که روشنی آن دیدهها را خیره گرداند. پس ندا از جانب ربالعزت برسد که: کجاست خلیفه محمد رسولالله؟ تو گویی: اینک منم. پس ندا فرماید تو را که: یا علی دوستان خود را داخل بهشت کن و دشمنان خود را داخل جهنم کن. تویی قسمت کننده بهشت و دوزخ.
و از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که: حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمود که: روزی با حضرت رسول صلی الله علیه و آله نزدیک کعبه نشسته بودیم. مرد پیری پیدا شد از پیری خم شده و ابروهایش بر چشمهایش افتاده، و عصای در دست و کلاه سرخی در سر و پیراهن مویی پوشیده. نزدیک حضرت آمد و گفت: یا رسول الله دعا کن که خدا مرا بیامرزد.
حضرت فرمود که: امید تو روا نیست و عمل تو فایده ندارد. چون پشت کرد، حضرت فرمود که: ای ابوالحسن شناختی این مرد پیر را؟ گفتم: نه. فرمود که: شیطان ملعون بود. حضرت امیر المؤمنین فرمود که: از پی او دویدم و او را گرفتم و بر زمین زدم و دست در گلویش فشردم. گفت: دست از من بدار ای ابوالحسن، که مرا تا قیامت مهلت دادهاند. والله - یا علی - من تو را دوست میدارم. و هرکه دشمن توست با پدر او شریک شدهام در وطی مادرش و او حرامزاده است. پس بخندیدم و او را رها کردم.
و منقول است از سلمان رحمهالله علیه که: روزی شیطان گذشت بر جماعتی که مذمت حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه میکردند. نزد ایشان ایستاد. پرسیدند که: کیستی؟ گفت: من ابومُرهام. گفتند: شنیدی که ما چه میگفتیم؟ گفت: بدا حال شما که ناسزا به مولای خود به علیبن ابیطالب میگفتید. ایشان گفتند: چه دانستی که او مولا و امام ماست؟ گفت: از گفته پیغمبر شما که گفت: هرکه من مولای اویم علی مولای اوست. خداوندا دوست دار هرکه او را دوست دارد، و دشمن دار هرکه او را دشمن دارد؛ و یاری کن هرکه او را یاری کند، و فرو گذار هرکه او را یاری نکند.
ایشان گفتند: تو از شیعیان اویی؟ گفت: نه؛ ولیکن او را دوست میدارم و هرکه دشمن اوست در مال و فرزندش شریک میشوم. گفتند: ای ابومره در فضیلت او چیزی میدانی؟ گفت: بشنوید از من - ای گروه ناکثان و قاسطان و مارقان - که پیمان او را شکستهاید و به ظلم با او خرج کردهاید و از دین به در رفتهاید. به درستی که من عبادت خدا کردم در میان جان دوازدههزار سال و چون خدا آنها را هلاک کرد، تنهایی خود را در زمین به خدا شکایت کردم. مرا به آسمان اول عروج فرمود. و دوازدههزار سال در آنجا در میان ملائکه عبادت کردم. روزی مشغول تسبیح و تقدیس خدا بودیم، نور شعشعانی بسیار روشنی بر ما گذشت. ملائکه به سجده افتادند و گفتند: سبوح قدوس. این نور ملک مقربی است یا نور پیغمبر مرسلی؟ ندا از جانب ربالعزت رسید که: این نور طینت علی بن ابیطالب است.
و منقول است از ابوهرَیره که: شخصی به خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: فلان شخص به کشتی نشست با مایه کمی، و به چین رفت و زود برگشت و مال بسیار آورده است که محسود خویشان و دوستان شده است. حضرت فرمود که: مال دنیا هرچند زیاده میگردد بلا و محنت صاحب مال بیشتر میشود. آرزوی حال صاحبان اموال مکنید مگر کسی که در راه خدا صرف نماید. بعد از آن فرمود که: میخواهید که شما را خبر دهم به کسی که مایهاش از آن سوداگر کمتر بوده و زودتر برگشته و غنیمت و فایده بیشتر به هم رسانیده و آنچه را به هم رسانیده در خزینههای عرش الهی برای او حفظ کردهاند؟ صحابه گفتند: بفرما یا رسولالله.
فرمود که: نظر کنید به این شخصی که میآید. دیدیم ژندهپوشی از انصار میآید.
فرمود که: امروز ثوابی از این مرد بالا بردهاند که اگر بر جمیع اهل آسمان و زمین آن ثواب را قسمت کنند حصه کمترین ایشان آن خواهد بود که گناهانش آمرزیده شود و بهشت او را واجب شود. صحابه از او پرسیدند که: امروز چه کار کردهای؟ بشارت باد تو را به کرامت الهی. آن شخص گفت که: کاری بغیر این نکردهام که برای حاجتی از خانه بیرون آمدم و چون دیر شده بود گمان کردم که آن کار فوت شده است. با خود گفتم که: به عوض این حاجت، میروم و نظر بر روی علیبن ابیطالب میکنم. چون از حضرت رسول شنیده بودم که نظر بر روی علی عبادت است.
حضرت فرمود که: بله؛ والله عبادت است و چه عبادت! ای عبدالله میرفتی که دیناری برای روزی عیال خود تحصیل نمایی و از تو فوت شد، و به عوض آن نظر بر روی علی کردی از روی محبت، و فضیلت او را میدانستی. و این از برای تو بهتر است از اینکه تمام دنیا طلای سرخ شود برای تو و در راه خدا بدهی. و شفاعت خواهی کرد به عدد هر نفسی که در آن راه کشیدهای، در حق هزار کس که همه به شفاعت تو از آتش جهنم آزاد خواهند شد.

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 15:48

صفحه بندی