- صاحب جاه و مقام پیوسته جان و مالش در خطر و خودش مورد حسد و آزار دیگران است.
- شهرتطلبی از آرامش درونی انسان میکاهد. صاحب ریاست همیشه بر ریاست و شهرت خود هراسان است و از زوال موقعیتی که در قلوب مردم دارد میترسد؛ زیرا تغییر و دگرگونی قلوب از دیگ در حال غلیان سریعتر است، قلوب همیشه بین اعراض و اقبال در ترددند و آنچه مبنایش بر قلوب مردم است در بی ثباتی، شبیه خانهای است که بر موج دریا بنا شود.
- این صفت خبیث باعث روییدن نفاق در دل میشود و اعمال رنگ ریا به خود میگیرند، چون شخص شهرتطلب برای اینکه منزلت خود را در نزد مردم حفظ کند و یا آن را بالا ببرد سعی میکند خود را دارای کمالات و فضیلتهایی نشان دهد که آنها را دارا نیست و نیز عیوب و نقایص خود را از مردم پنهان کند در حالیکه آنها را داراست.
- حب شهرت مانع یاد خدا و مانع فکر کردن است؛ چون اسیر قضاوتهای مردم است و برای از دست دادن مقام و منزلتش نگران و ترسان است و برای رسیدن به هدفش به انواع معاصی و محرّمات دست میزند از اینرو قلب او همیشه مشغول است.
در همین زمینه در قسمتی از کتاب «علم اخلاق اسلامی» آمده است: بدان که حب جاه و شهرت از مهلکات بزرگ است و طالب آ ن در واقع خواستار آفات دنیوی و اخروی است. کسی که نام او مشهور و آوازه اش بلند گردید، سلامت دنیا و آخرتش در خطر است، مگر این که خداوند وی را برای نشر دین خود مشهور سازد، بی آن که خود در طلب شهرت بکوشد. از این رو در مذمت جاه طلبی و شهرت خواهی آیات و اخبار بی شمار رسیده است. (علم اخلاق اسلامی، ج 2، ص 461، فصل 20)
در روایتی پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) میفرماید: حب جاه و مال در قلب نفاق میرویاند هم چنان که آب گیاه را میرویاند.( بحار الانوار)
بیماری شهوترانی و شهوت پرستی خیلی خطرناک و به تعبیر احادیث بیماری کشنده ای است.
حضرت علی علیه السلام می فرماید: «الشَّهَوَاتُ سُمُومٌ قَاتِلاتٌ»[غررالحکم، ح 6939 ]؛ شهوات سم های کشنده است. بعضی سم ها بی هوش میکند. بعضی بی حال می کند، با بعضی سم ها می توان مبارزه کرد. شهوت پرست، هم فکرش و هم جانش مریض است.
امیرالمۆمنین علیه السلام فرمود: «قَرِینُ الشَّهْوَةِ مَرِیضُ النَّفْسِ مَعْلُولُ الْعَقْلِ»[غررالحکم، ح 6985 ]؛ شهوت پرست هم معلول فکری و هم بیمار نفسی است.
این بیماری به قدری خطرناک است که منشأ بسیاری از حوادث، جنگ ها و آدم کشی ها در طول تاریخ شده است.
برای مثال می توان از برصیصای عابد نام برد که با وجود اینکه سال ها سر بر عبادت خدا و بندگی سپرده بود اما در آخر طعمه این سم کشنده قرار گرفت و سرش بالای دار رفت .
«شهوت » در لغت دارای مفهوم عامی است که به هرگونه خواهش نفس و میل و رغبت به لذات مادی اطلاق می شود; گاهی علاقه شدید به یک امر مادی را نیز شهوت می گویند.
مفهوم شهوت، علاوه بر مفهوم عام، در خصوص «شهوت جنسی » نیز به کار رفته است. واژه «شهوت » در قرآن کریم هم به معنی عام کلمه آمده است و هم به معنی خاص آن. در این بحث، نظر ما بیشتر به معنای خاص آن است، زیرا آثار مخرب و زیانبار آن بیش از سایر کشش های مادی است.
«شهوت » نقطه مقابل «عفت » است. «عفت » نیز دارای مفهوم عام و خاص است. مفهوم عام آن، خویشتن داری در برابر هر گونه تمایل افراطی نفسانی است و مفهوم خاص آن، خویشتن داری در برابر تمایلات بی بند و بار جنسی است.
«عفت » یکی از فضایل مهم اخلاقی در رشد و پیشرفت و تکامل جوامع انسانی است; اما شهوت که مقابل عفت قرار دارد، موجب سقوط فرد و جامعه می شود.
مطالعات تاریخی نشان می دهد که اشخاص یا جوامعی که بهره کافی از عفت داشته اند، از نیروهای خداداد خود، بالاترین استفاده را در راه پیشرفت خود و جامعه خویش برده و در سطح بالایی از آرامش و امنیت زیسته اند، اما افراد یا جوامعی که در «شهوت پرستی » غرق شده اند، نیروهای خود را از دست داده و در معرض سقوط قرار گرفته اند.
طبق نظر کارشناسان حقوقی، «شهوت جنسی » در ایجاد جرم و جنایت نقش عمده را دارد تا جایی که گفته شده است: «در هر جنایتی، شهوت جنسی نیز دخیل بوده است ». شاید این تعبیر، مبالغه آمیز باشد، ولی به یقین منشا بسیاری از جنایات و انحرافات، طغیان «غریزه جنسی » و شهوت پرستی است. خون های بسیاری در این راه ریخته شده و اموال فراوانی برباد رفته، اسرار مهم کشورها به وسیله زنان جاسوسی که سرمایه و ترفند کارشان استفاده از زیبایی و آلودگی یشان بوده، افشا شده و آبروی بسیاری از آبرومندان در این راه ریخته شده است.
کسی که حب ریاست و جاه قلبش را فرا گیرد، همتش منحصر به مراعات خلق میشود و دیوانه دوستی آنان میگردد و به ریا و سمعه و نفاق و سازشکاری و سهلانگاری در امر به معروف و نهی از منکر و امثال آن دچار میشود. برای معالجه این مرض دو راه علمی و عملی وجود دارد:
راه علمی علاج جاهطلبی این است که انسان سعی کند قدری به گوشهگیری و قناعت به قبول خالق و کنارهگیری مثبت از مخلوق، انس گرفته و جاه و مقام خود را در قلوب دیگران از بین ببرد و جایی رود که بتواند در حال گوشه نشینی به سر برد. به علاوه این که در مبارزه با جاهطلبی از اخبار و روایات مربوط در این خصوص و اخباری که در مدح گوشهگیری و نکوهش جاه وارد شده و نیز سیره ائمه معصومین (علیهم السلام) و بزرگان و علمای دین کمک گرفت.
این است که بداند برای چه جاهطلبی میکند، مسلما سببی جز این ندارد که میخواهد بر مردم و قلوب آنها قدرت کامل یابد و این را برای خود کمالی میداند. حال خوب فکر کند، اگر مرگ به او فرصت دهد که این قدرت را پیدا کند و برایش در تمام عمر باقی بماند در آخرت اگر ضرری نرساند، سودی به حال اون هم ندارد. سزاوار نیست انسان به خاطر چنین چیز ناپایداری، دین خود را که حیات ابدی لا ینقطع است، از دست دهد و بداند که کمال حقیقی انسان، علم به خدا و صفات و افعال او و خلاصی از بند اسارت شهوات چیز دیگری نیست، ولی مال و ریاست به زودی از بین میروند، لذا هر کس کمال حقیقی را بشناسد، جاه و مقام در نظرش کوچک میشود، ولی باید دانست جاه و مقام در نظر کسی کوچک میشود که آخرت را به عین مشاهده بنگرد، دنیا را کوچک میشمارد و پیوسته مرگ در نظرش مجسم باشد، ولی متأسفانه دیدگاه اکثر مردم ضعیف است و دنیا را بر آخرت ترجیح میدهند.
شهرتطلبی از آرامش درونی انسان میکاهد. صاحب ریاست همیشه بر ریاست و شهرت خود هراسان است و از زوال موقعیتی که در قلوب مردم دارد میترسد؛ زیرا تغیر و دگرگونی قلوب از دیگ در حال غلیان سریعتر است، قلوب همیشه بین اعراض و اقبال در ترددند و آنچه مبنایش بر قلوب مردم است در بی ثباتی، شبیه خانهای است که بر موج دریا بنا شود.
راهکاره های عملی
هر شب نفس خود را مورد محاسبه قرار دهید؛ به گونه اى که این کار عادت و برنامه شما نشود. نیم ساعت وقت براى خود بگذارید و در آن زمان به محاسبه نفس بپردازید؛ به این صورت که چه کار ارزنده و چه کار نامناسبى کرده اید و چه خصلتى خود را نشان داده است و... بر خوبى ها خدا را شکر گزارید و بر بدى ها نفس را مورد عتاب و سرزنش قرار دهید.
- جدولى براى صفات خوب و صفات بد، فراهم آورده، هر هفته به خود نمره بدهید. معدل را به دست آورید و سعى در کاستن از موارد منفى و افزودن به موارد مثبت کنید.
- دائماً از خداوند بخواهید که شما را در کنترل نفس خویش یارى دهد و همواره از شر شیطان و نفس اماره به او پناه ببرید.
- بدانید که ریشه حب جاه و مقام در حب دنیا است و ریشه تمامی بدی ها در دنیا دوستی افراطی می باشد.
- بدانید که شهرت، کمال حقیقی نیست و با مرگ تمام میشود؛ زیرا جاه و مقام در طول زمان از بین رفتنی هستند. چیزی هم که خود فناپذیر باشد، نمیتواند موجب کمال گردد.
- قناعت و قطع طمع از مردم؛ زیرا کسی که قناعت کند از مردم بینیاز و طمعش از آنها قطع میشود و چون بینیاز شد، برای منزلتی که در قلوب آنان دارد ارزشی قائل نیست.
- دانستن مضرات آن از جمله مکر حسودان، غفلت از خدا و احتمال زوال موقعیت.
- هنگامی که مردم به امری در مورد او معتقد شوند که او لایق آن نیست، آن اعتقاد را به هر وسیله مشروع و ممکن زائل کند.
- در آیات و روایات مربوط به مذمت حب جاه و شهرت تامل نماید.
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی