با ظهور امام مهدی(ع) و استقرار حکومت آن حضرت، عدالت بر تمام روابط موجود در جوامع انسانی حاکم شده و ساحتهای مختلف حیات بشر رنگ عدل و قسط به خود میگیرد. به بیان دیگر عدالت مهدوی به عدالت اقتصادی یا عدالت قضایی محدود نشده و همة حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی را شامل میشود.
اگر چه همه جانبه نگری عدالت موعود را میتوان از عموم یا اطلاق روایاتی که بر حاکمیت عدالت و نابودی ظلم در زمان ظهور امام مهدی(ع) دلالت میکنند، به دست آورد، اما برای روشنتر شدن این موضوع روایتهایی ناظر به گسترش عدالت در حوزههای مختلف اجتماعی را به تفکیک مورد بررسی قرار میدهیم.
یکی از شاخصههای مهم عدالت مهدوی فراهم شدن امکان رشد و اعتلای فرهنگی، آموزشی برای همة مردم ـ صرفنظر از جنس، طبقه و یا رنگ و نژاد ـ است. در نظام حکومتی امام مهدی(ع) نادانی، بیسوادی و کمخردی به طور کلی ریشهکن شده همة انسانها به مقتضای توانایی خود از بالاترین حد دانش و معرفت برخوردار میشوند.
در روایتی که از امام باقر(ع) نقل شده در زمینة رشد و توسعه خردورزی در زمان امام مهدی(ع) چنین میخوانیم:
إذا قام قائمنا وضع الله یده علی رؤس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به أحلامهم.
هنگامی که قائم ما به پا خیزد خداوند دستش را بر سر بندگان میگذارد و بدین وسیله عقول آنها افزایش یافته و خردهای آنها به کمال میرسد.
در روایت دیگری که از آن حضرت نقل شده در زمینة همگانی شدن دانش و معرفت در عصر حاکمیت امام مهدی(ع) چنین آمده است:
... و تؤتون الحکمة فی زمانه حتی أنّ المرأة لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی و سنّة
به عدالت مهدوی به عدالت اقتصادی یا عدالت قضایی محدود نشده و همة حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی را شامل میشود.
حضرت تعدادی از یاران خود را برمیگزیند و برای قضاوت به سراسر جهان گسیل میدارد.
آنها در بالاترین مراتب تقوی و پرهیزگاری قرار دارند و ثانیاً، در یک ارتباط مستقیم با امام خود، حکم کلیه قضایایی را که در آنها دچار شک و تردید شدهاند دریافت میکنند.
رسولالله(ص).
... در دوران او شما از حکمت برخوردار میشوید تا آنجا که یک زن در خانة خود برابر کتاب خدای تعالی و روش پیامبر ـ که درود بر او و خاندانش باد ـ ] همچون مجتهد با استنباط شخصی [ به انجام تکالیف شرعیخود پردازد.
در زمان حکومت امام مهدی(ع) عدالت به تمام معنا در مناسبات حقوقی و قضایی حاکم شده و داوری و قضاوت میان مردم از هرگونه شائبه خطا، اشتباه، بیعدالتی، جانبداری و... پیراسته میگردد که این امر به نوبه خود تأثیر مهمی در عادلانه شدن همة روابط اجتماعی و جلوگیری از ظلم و تجاوز به حقوق دیگران خواهد داشت.
امام صادق(ع) شیوة قضاوت امام مهدی(ع) را به شیوة پیامبرانی چون حضرت داوود(ع) ـ که قضاوت عادلانه و بدون اشتباه آنها در تاریخ مشهور است ـ تشبیه کرده، میفرماید:
إذا قام قائم آلمحمد علیهمالسلام حکم بین الناس بحکم داود لایحتاج إلی بیّنة یلهمه الله تعالی فیحکم بعلمه و یخبر کلّ قوم بما استبطنوه...
زمانی که قائم ال محمد ـ که بر آنها درود باد ـ به پاخیزد، در میان مردم به حکم داود قضاوت خواهد نمود. او به بیّنه (شاهد) نیازی نخواهد داشت؛ زیرا خدای تعالی امور را به وی الهام میکند و او بر پایه دانش خود داوری میکند و هر قومی را به آنچه پنهان نمودهاند آگاه میسازد.
بدیهی است قضاوتی که با الهام خداوند صورت گیرد در آن هیچ اشتباه و بیعدالتی نخواهد بود؛ اما در اینجا چند سؤال مطرح است: اول اینکه آیا امام مهدی(ع) خود به تنهایی امر قضا را به عهده خواهد گرفت یا اینکهکسانی دیگری را هم برای قضاوت برمیگزیند؟ و دوم اینکه اگر امام مهدی(ع) کسان دیگری را هم برای قضاوت میان مردم برمیگزیند، چه تضمینی وجود دارد که آنها دچار اشتباه و خطا و یا قضاوت ناعادلانه نشوند؟ در پاسخ این دو سؤال باید گفت: آنچه از روایات استفاده میشود این است که آن حضرت تعدادی از یاران خود را برمیگزیند و برای قضاوت به سراسر جهان گسیل میدارد، اما آنچه باعث مصون بودن آنها از اشتباه و قضاوت ناعادلانه میشود این است که: اولاً، آنها در بالاترین مراتب تقوی و پرهیزگاری قرار دارند و ثانیاً، در یک ارتباط مستقیم با امام خود، حکم کلیه قضایایی را که در آنها دچار شک و تردید شدهاند دریافت میکنند.
در روایتی که در این زمینه از امام صادق(ع) نقل شده چنین میخوانیم:
إذا قام القائم بعث فی أقالیم الارض، فی کلّ إقلیم رجلاً، یقول: عهدک فی کفّک، فإذا ورد علیک أمر لا تفهمه، ولاتعرف القضاء فیه فانظر إلی کفّک و اعمل بما فیها.
هنگامی که قائم قیام کند در کشورهای روی زمین کسانی را برمیانگیزد، در هر سرزمین یک نفر را، و به او میگوید: فرمان تو در کف دست تو است، هرگاه کاری برای تو پیش آمد که آن را نفهمیدی و ندانستی چگونه در آن حکم کنی، به کف دست خود بنگر و به آنچه در آن (مکتوب) است عمل کن.
عدالت اقتصادی یکی از مهمترین شاخصههای عدالت اجتماعی است و به جرأت میتوان گفت که بسیاری از تحولات و نهضتهای اجتماعی، سیاسی که در طول تاریخ در جوامع مختلف رخ داده، به نوعی با این موضوع مرتبط بوده است. اگر چه سوگمندانه باید اذعان داشت که هر چه انسانها برای تحقق عدالت اقتصادی بیشتر تلاش کردهاند، کمتر بدان دست یافتهاند و جز در مقاطعی محدود از حیات بشر در کره خاک، عدالت اقتصادی بر جوامع حاکم نبوده است.
نگاهی اجمالی به تاریخ تحولات نظامهای سیاسی، اجتماعی نشان میدهد که در گذر زمان نظامهای مختلفی با داعیه برقراری و گسترش عدالت اقتصادی به میدان آمدهاند و پس از چند صباحی حاکمیت، و اتلاف سرمایههای مادی و معنوی ملتها صحنة سیاست را ترک کردهاند، که نظامهای سوسیالیستی آخرین نمونه از این دست نظامها هستند.
در دولت امام مهدی(ع) به عنوان آخرین دولتی که بر کره خاک حکومت خواهد کرد، تأمین عدالت اقتصادی نقش و جایگاه برجستهای دارد و در روایتهای اسلامی نیز بر این بعد از ابعاد عدالت موعود بسیار تأکید شده است. با نگاهی گذرا به روایات اسلامی به روشنی میتوان دریافت که با استقرار حکومت مهدوی، رفاه اقتصادی همراه با قسط و عدالت بر سراسر جهان حاکم شده و بشر به آرزوی دیرین خود دست مییابد.
برای به دست آوردن تصویری اجمالی از عدالت و رفاه اقتصادی عصر ظهور، به چند نمونه از روایتهایی که در این زمینه وارد شدهاند، اشاره میکنیم:
یکون المهدی فی أمّتی... تتنعّم أمّتی فی زمانه تنعّماً لم یتنعّم (یتنعّموا) مثله قطّ، البرّ منهم والفاجر. یرسل السّماء علیهم مدراراً ولا تحبسالارض من نباتها، و یکونالمال کدوساً، یأتیه الرجل فیسأله فیحثی له فی ثوبه ما استطاع أن یحمله.
مهدی در امت من است... . امت من، ] اعم از [ نیکان و بدان آنها، در عصر او به آنچنان رفاه و آسایشی دست مییابند که هرگز مانند آن سابقه نداشته است. آسمان بر آنها بارش فراوان میفرستد و زمین گیاهانش را از آنها دریغ نمیدارد. در آن زمان مال و ثروت چون خرمن برهم انباشته میشود. مردی پیش آن حضرت میآید و از او درخواست ] کمک [ میکند. ایشان هم به مقداری که آن مرد میتواند با خود بردارد در لباسش میریزد.
...فإنّه یقسم بالسویّة و یعدل فی خلق الرحمن، البرّ منهم والفاجر.
...او مال و ثروت را به مساوات ] بین مردم [ تقسیم و در میان آفریدگان ] خدای [ رحمان، ] اعم از [ نیکان و بدان آنها، عدالت برقرار میکند.
آن حضرت در روایتی دیگر در بیان رفاه عمومی و برابری اقتصادی که در عصر حاکمیت حضرت قائم(ع) ایجاد میشود، میفرمایند:
... و یعطی الناس عطایا مرتین فیالسنة و یرزقهم فیالشهر رزقین و یسوّی بینالناس حتی لاتری محتاجاً الی الزکاة و یجیء أصحاب الزکاة بزکاتهم إلی المحاویج من شیعته فلایقبلونها، فیصرّونها و یدورون فی دورهم فیخرجون إلیهم، فیقولون: لاحاجة لنا فی دراهمکم،... و یجتمع إلیه أموال أهل الدنیا کلّها من بطن الارض و ظهرها، فیقال للناس: تعالوا إلی ما قطعتم فیه الارحام و سفکتم فیه الدم الحرام، و رکبتم فیه المحارم. فیعطی عطاء لم یعطه أحد قبله.
... او بخششهایش را دو بار در سال بر مردم ارزانی میدارد و در هر ماه دو بار به آنها روزی میدهد. او میان مردم چنان برابری ایجاد میکند ک هیچ نیازمند زکاتی یافت نمیشود. صاحبان زکات با زکاتهای خود به سوی مستمندان از شیعیان او روی میآورند، اما آنها از پذیرش زکات خودداری میکند. پس صاحبان زکات، زکاتشان را در همیان گذاشته، در خانههای مستمندان میگردانند و به آنها عرضه میکنند، اما آنها میگویند: ما را نیازی به دراهم شما نیست... همة اموال اهل دنیا، چه ] آنها که [ از دل زمین ] به دست میآید [ و ] چه آنها که [ از روی زمین ] حاصل میشود [ نزد او جمع میشود؛ پس او به مردم میگوید: بیایید به سوی آنچه در راه ] به دست آوردن [ آن پیوندهای خویشی را گسستید؛ خون به ناحق ریختید و به محارم دست یازیدید. پس او آنچنان بخششی به مردم ارزانی میکند که پیش از آن هیچکس ارزانی نداشته است.
نکته مهمی که از این روایات و برخی دیگر از روایات به دست میآید این است که در زمان امام مهدی(ع) مردم علاوه بر بینیازی ظاهری که در اثر گسترش رفاه عمومی و توزیع عادلانه ثروتها، بدان دست مییابند؛ از نظر باطنی نیز به بینیازی میرسند و روحیه زیادهخواهی و زیادهطلبی در آنها از میان میرود تا آنجا که از پذیرش مال و ثروتی که احساس میکنند نیازی بدان ندارند خودداری میکنند. روایت زیر که از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده، این نکته را به روشنی بیان میکند:
إذا خرج المهدیّ ألقی الله تعالی الغنی فی قلوب العباد، حتّی یقول المهدیّ: من یرید المال؟ فلا یأتیه أحد إلاّ واحد یقول أنا. فیقول: أحث فیحثی فیحمل علی ظهره، حتی إذا أتی أقصی الناس. قال: ألا أرانی شرّ من هاهنا، فیرجع فیردّه إلیه، فیقول: خذ مالک، لاحاجة لی فیه. 26
هنگامی که مهدی ظهور کند، خداوند تعالی بینیازی را در دلهای بندگان جایگزین میسازد، تا آنجا که وقتی مهدی میگوید: چه کسی مال و دارایی میخواهد؟ جز یک نفر هیچکس به سوی او نمیآید. پس او میگوید: ] هر چه خواهی [ برگیر. آن مرد هم مقداری مال برگرفته بر دوش خود گذاشته میرود، تا آنجا که به دورترین مردم میرسد. در این وقت میگوید: آیا من از این مردم هم بدترم. پس باز میگردد و آن مال را به مهدی برمیگرداند و میگوید: مالت را بگیر نیازی به آن ندارم.
در زمان امام مهدی(ع) مردم علاوه بر بینیازی ظاهری از نظر باطنی نیز به بینیازی میرسند و روحیه زیادهخواهی و زیادهطلبی در آنها از میان میرود تا آنجا که از پذیرش مال و ثروتی که احساس میکنند نیازی بدان ندارند خودداری میکنند.
عدالت مهدوی نه تنها نمودهای مختلف روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده و روابط فرهنگی، آموزشی، حقوقی، قضایی و اقتصادی جوامع انسانی را عادلانه میسازد، بلکه بر روابط فردی مردم نیز تأثیر گذاشته و تا اندرونیترین و شخصیترین روابط مردم نیز نفوذ میکند؛ کاری که از عهدة هیچ نظام سیاسی، اجتماعی ساخته نیست.
برای روشنتر این موضوع توجه شما را به روایتی که از امام صادق(ع) نقل شده جلب میکنیم. آن حضرت در توصیف عدالت قائم آلمحمد(ع) میفرماید:
... أما والله لیدخلنّ علیهم عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحرّ والقرّ.
به خدا سوگند، او عدالتش را تا آخرین زوایای خانههای مردم وارد میکند، همچنانکه سرما و گرما وارد خانهها میشود.
براساس این روایت میتوان گفت که در زمان امام مهدی(ع) روابط خانوادگی، اعم از روابط زن و شوهر، روابط پدر و مادر و فرزندان و روابط سایر خویشان و بستگان با یکدیگر بر پایه عدالت سامان مییابد و هرگونه ستم، تجاوز، بیعدالتی و تضییع حقوق از نهاد خانواده، به عنوان اساسیترین رکن اجتماع، رخت برمیبندد. قطعاً در چنین شرایطی همة آسیبها و نابسامانیهای اجتماعی که در اثر نبود روابط عادلانه و انسانی در کانون خانوادهها به وجود میآید، از بین میرود.
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی