خرید بک لینک

در بین پیشگوییها و نشانه های مربوط به آخرالزمان و زمان نزدیک به ظهور، به روایاتی برمی خوریم که پیرامون فتنه های آخرالزمان سخن می گویند. گرچه مهمترین این فتنه ها مربوط به سفیانی و یاران او به خصوص « بنی کلب » است، اما به قیام فتنه گران دیگری همچون شیصبانی، اصهب، ابقع و دیگران اشاره شده است. یکی از این قیام های باطل که با زمان ظهور کم و بیش فاصله دارد، قیام مربوط به شخصی زندیق (ملحد، کافر) از قزوین می باشد. گرچه در چند روایت به وقوع حوادثی در قزوین اشاره شده است، اما شفاف ترین روایتی که در این باره نقل گشته است، روایتی است که از قول محمد بن حنفیه در کتاب الغیبة طوسی بیان شده است. البته لازم به ذکر است که محمد بن حنفیه برادر ناتنی امام حسین (ع) و فرزند حضرت علی (ع) می باشند و این روایت را از قول حضرت علی (ع) بیان کرده اند. روایتی که از ایشان و از قول حضرت علی (ع) در کتاب های الغیبه طوسی و بحارالانوار پیرامون خروج زندیقی از قزوین نقل شده است به شرح زیر می باشد: « الفضل ، عن ابن أبی نجران، عن محمد بن سنان، عن أبی الجارود عن محمد بن بشر، عن محمد بن الحنفیة قال: قلت له: قد طال هذا الامر حتى متى؟ قال: فحرک رأسه ثم قال: أنى یکون ذلک و لم یعض الزمان؟ أنى یکون ذلک و لم یجفوا الاخوان؟ أنى یکون ذلک و لم یظلم السلطان؟ أنى یکون ذلک و لم یقم الزندیق من قزوین، فیهتک ستورها، و یکفر صدورها، و یغیر سورها، و یذهب ببهجتها؟ من فر منه أدرکه، و من حاربه قتله، و من اعتزله افتقر، و من تابعه کفر حتى یقوم باکیان: باک یبکی على دینه، وباک یبکی على دنیاه. » ترجمه: « فضل از ابن أبی نجران از محمد بن سنان از أبی الجارود از محمد بن بشر از محمد بن حنفیه نقل می کند که گفت: به آن حضرت عرض کردم که قیام و دولت شما طول کشیده است . این امر کى خواهد شد؟ پس سر مبارک را تکان داده، فرمودند: هنوز اوضاع جهان دگرگون نشده و برادر درباره ی برادر جفا نکرده است. کجاست آن قیام و حال آنکه سلطان درباره ی رعیت ظلم نکرده است. کجاست آن حکومت و حال آنکه هنوز زندیقى از شهر قزوین قیام نکرده که پرده هاى عفت را پاره کند، و سینه هاى آنان را پر از کفر نماید، و (دیوارهای) شهر را تغییر بدهد و نشاط و زیبایى آن را از بین ببرد؛ هر کس فرار کند، دچار او خواهد شد و هر کس که با او بجنگد، او را بکشد و شخصى که از او کناره گیرى کند، فقیر شود و کسى که او را پیروى کند، کافر گردد تا آنکه دو دسته برخیزند، در حالى که گریانند: عده اى براى دینشان و عده اى هم براى دنیاشان. » همانگونه که ملاحظه فرمودید. این روایت به وضوح از خروج فرد کافری از قزوین سخن می گوید که از نظر اعتقادی، به دین معتقد نمی باشد و هر کسی که از او حمایت کند، خودش نیز کافر می گردد. علاوه بر این، از نظر اخلاقی نیز وی شخصی تندخو بوده و به قتل و کشتار دست می زند. اما آیا قزوین چنین شخصی را به خود دیده است؟

برچسب: زندیقی,قزوین,علائم, نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 6:14

صفحه بندی