خرید بک لینک

Image result for u202bحدیث قوم <strong>نوح</strong>u202cق
قرآن کریم شروع نابودی ملتها را از قوم نوح(ع) بیان میکند: «چه بسیار مردمى که در قرون بعد از نوح، زندگى میکردند (و طبق همین سنت،) آنها را هلاک کردیم! و کافى است که پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه، و نسبت به آن بینا است». (آیه 17 سوره اسراء).
قبل از ورود به موضوع جهر و اعلان ذکر این نکته ضروریست امروز این فریادها به دلیل آشکار شدن گناهان و مشاهده علنی آن توسط همه اهل عالم در واقع هر فریادی از نوع هل من ناصر ینصرنی در واقع به گوش به هیچ بنی بشری نمی رسد الا موقنین واقعی که تعداد آنها انقدر ناچیز است که در اقلیتی بسیار ناچیز قرار گرفته اند .
. در آغاز نبرد؛ هنگامی که دو سپاه روبروی هم قرار گرفتند، امام حسین(ع) صدا زد: «أَمَا مِنْ مُغِیثٍ یُغِیثُنَا لِوَجْهِ اللهِ؟ أَمَا مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ الله؟»؛آیا دادرسى نیست که براى رضاى خدا به داد ما برسد؟ آیا دفاعکنندهاى نیست که از حریم رسول خدا دفاع کند؟». که به دنبال آن، حرّ بن یزید ریاحی از سپاه عمر بن سعد جدا شده و به امام حسین(ع) پیوست و به درجه شهادت رسید
2. وقتی که امام حسین(ع) دید که جوانان و دوستانش همه کشته شده و روى زمین افتادهاند تصمیم گرفت که خود به جنگ دشمن برود، پس چنین صدا زد: «هَلْ مِنْ ذَابٍّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ الله ؟ هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ یَخافُ اللهَ فِینا هَلْ مِنْ مُغِیثٍ یَرْجو اللهَ بِإِغاثَتِنا هَلْ مِنْ مُعِینٍ یَرْجو مَا عِنْدَ اللهِ فِی إِعانَتِنا»؛آیا کسى هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟ آیا خداپرستى هست که درباره ما از خداوند بترسد؟ آیا دادرسى هست که به امید پاداش خداوندى به فریاد ما برسد؟ آیا یاورى هست که به امید آنچه نزد خدا است ما را یارى کند؟».
اینجا فرد دیگری به یاری حضرتشان نشتافت و حضرتشان غریبانه به شهادت رسید.این مظلومیت امروز متوجه به کیست جزء فرزندش و جگر گوشه اش امروز به نام دین (اسلام ،مسیحیت ،یهودیت و ادیان زمینی)چه جنایتها که نمیکنند .ای اهل عالم آیا شما همان مصداق آیه کریمه قرآن نیستید( 170 سوره بقره فرمود: وَمَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِمَا لاَ یَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ و به گفته
پس عقل حکم میکند که در این زمان هم این جهر و اعلان الهی توسط فرزند رسول الله (ص) به گوش ما برسد ولی از آنجاییکه قوم امروز ما به مراتب بدتر از قوم نوح و گناهانمان بسیار بزرگتر و عظمی تر است لذا فریاد های مولایمان به گوشمان نمی رسد و بعلکس فریاد ان ربکم اعلی فرعونیان عالم چه رسا به جان و گوشمان می نشیند .
با این اوصاف و فساد جهانی در تمام عالم از شرق و غرب از صغیر و کبیر چه حکمی در انتظار بشر امروز ی به اصطلاح متفکر و متمدن است ؟
نکته اصلی همینجاست که بشر امروز با همان سرعت که به تکنولوژیهای نوین دست می یابد با همان سرعت هم به قهقرا سقوط انسانیت و دور شدن از نور الهی و هم آغوش شیطین گشته ،پس عقلا حکم میکند که پس از 1400 سال فریاد جهر و اعلان و تذکر و تنبیه و موعظه قرآن کریم همگی چشم انتطار غرق شدن در دریای جهل و نادانی و عذاب الهی که در راه است باشیم ،واو فرمود تا مدتی معین به آنان مهلت می دهیم .

  • آفرینش آسمان و زمین اجل معین (مسمّی) دارد و عمر آنها پس از زمان معینی به سر خواهد رسید.
  • گردش خورشید و ماه تا اجل معینی است.
  • خداوند کیفر گناهان را تا اجل معینی که همان هنگام مرگ یا قیامت باشد به تاخیر میاندازد.
  • درنگ جنین در رحم مادر اجل معین دارد.
  • امتها اجل دارند و هنگامی که آن اجل فرا رسد نه کوتاه و نه دراز میشود.
  • خداوند برای هر انسان، عمر مشخص و اجل معینی قرار داده است.

جناب آیت الله جوادی آملی :

"خدای سبحان میفرماید که اینها مثل آن رمهایاند که حرف شبانشان را نمیفهمند و سرانجام سقوط میکنند. آن شبان با چوبدستی بالأخره باید اینها را به راه بیاورد؛ نه با حرف، نه با هدایت فرمود:وَمَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِمَا لاَ یَسْمَعُ یعنی مَثَل پیامبری که کافران را به حق دعوت میکند مَثَل آن شبانی است که رمه را دعوت میکند. خب رمه که نمیفهمد، یک چوبدستی لازم است که اینها را با چوب منزجر کنند. این همان بیان حضرت امیر(ع) در نهجالبلاغه است که فرمود اگر حرف و برهان در شما اثر نکرد «بالکی» یعنی با داغکردن علاج میکنیم. اینکه خدای سبحان فرمود: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ این راجع به مؤمنین است، حالا اگر نشد و این خطاب أَقِیمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّکَاة اثر نکرد، روزی میرسد که اینها را «کِیْ» و داغ میکنند: فَتُکْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هذَا مَا کَنَزْتُمْ ؛ روزی فرا میرسد که اینهایی که حقوق الهی را پرداخت نکردند (اینها) را با همان مال داغ میکنند.حضرت نوح(ع) با پروردگار خویش مناجات میکند که من انجام وظیفه کردم و از قوم خود شکایت مینماید که دعوتم سودی نداشت. در همین راستا، حضرتشان عرضه میدارد که با صداى بلند و آشکارا و مخفیانه و به هر نحوی که ممکن بود، آنان را دعوت نمودم"

و اما نکته آخر اینکه چه چیزهایی باعث نابودی اقوام گذشته گردید ه است در ذیل آنها را بیان و شما ببنیید که امروز آیا جامعه جهانی مشمول ان است یا خیر ؟اگرچه حکم با اوست و همه ارکان هستی به ید قدرت و فرمان اوست.

در این مختصر به برخی از مهمترین عوامل نابودی ملتها و تمدنهای بشری که در قرآن به آنها اشاره شده، خواهیم پرداخت.
تکذیب آیات الهی: یکی از عوامل نابود کننده جامعهها از دیدگاه قرآن است: «ما به آنها [قوم عاد] قدرتى دادیم که به شما ندادیم، و براى آنان گوش و چشم و دل قرار دادیم (امّا به هنگام نزول عذاب) نه گوشها و چشمها و نه عقلهایشان براى آنان هیچ سودى نداشت؛ چرا که آیات خدا را انکار میکردند و سرانجام، عذابی که مسخرهاش میکردند، دامنگیرشان شد». (آیه 26 سوره احقاف)
ظلم و ستم: «ما امّتهاى پیش از شما را، هنگامى که ظلم کردند، هلاک نمودیم، در حالیکه پیامبرانشان دلایل روشن براى آنها آوردند، ولى آنها ایمان نیاوردند. اینگونه گروه مجرمان را کیفر میدهیم»! (آیه 13 سوره یونس)
فساد رهبران و ثروتمندان: «و هنگامى که بخواهیم شهر و دیارى را هلاک کنیم، نخست اوامر خود را براى «مترفین» آنجا، بیان میکنیم، سپس هنگامى که به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات یافتند، آنها را به شدّت درهم میکوبیم». (آیه 16 سوره اسراء)
جرم و گناه: «آیا ندیدند چقدر از اقوام پیشین را هلاک کردیم؟! اقوامى که (از شما نیرومندتر بودند و) قدرتهایى به آنها داده بودیم که به شما ندادیم؛ بارانهاى پى در پى براى آنها فرستادیم و از زیر (آبادیهاى) آنها، نهرها را جارى ساختیم، (اما هنگامى که سرکشى و طغیان کردند) آنان را به دلیل گناهانشان نابود کردیم و جمعیت دیگرى بعد از آنان پدید آوردیم». (آیه 6 سوره انعام)
تکبر و استکبار: «امّا قوم عاد بناحق در زمین تکبّر ورزیدند و گفتند: «چه کسى از ما نیرومندتر است؟!» آیا نمیدانستند خداوندى که آنان را آفریده از آنها قویتر است؟ و (برای این پندار) پیوسته آیات ما را انکار میکردند. سرانجام تندبادى شدید و هول انگیز و سرد و سخت در روزهایى شوم و پرغبار بر آنها فرستادیم تا عذاب خوارکننده را در زندگى دنیا به آنها بچشانیم و عذاب آخرت از آن هم خوارکننده تر است، و (از هیچ طرف) یارى نمیشوند». (آیه 15 و 16 سوره فصلت)
اسراف: «سپس وعده اى را که به آنان داده بودیم، وفا کردیم! آنها و هر کس را که میخواستیم (از چنگ دشمنانشان) نجات دادیم و مسرفان را هلاک نمودیم». (آیه 9 سوره انبیاء)
غرور و مستی: «و چه بسیار از شهرها و آبادیهایى را که بر اثر فراوانى نعمت، مست و مغرور شده بودند، هلاک کردیم، این خانه هاى آنها است (که ویران شده)، و بعد از آنان جز اندکى کسى در آنها سکونت نکرد و ما وارث آنان بودیم». (آیه 58 سوره قصص).

کانَت شَریعَةُ نُوحٍ علیه السلام أن یُعبَدَ اللّه ُ بالتّوحیدِ و الإخلاصِ و خَلعِ الأندادِ و هِیَ الفِطرَةُ الّتی فَطَرَ النّاسَ علَیها و أخَذَ مِیثاقَهُ على نوحٍ علیه السلام و النَّبیّینَ أن یَعبُدوا اللّه َ و لا یُشرِکوا بهِ شیئا و أمَرَهُ بالصَّلاةِ و الأمرِ و النَّهیِ و الحَرامِ و الحَلالِ و لَم یَفرِضْ علَیهِ أحکامَ حُدودٍ و لا فَرْضَ مَوارِیثَ ؛فهذهِ شَریعَتُهُ .

شریعت ( آیین ) نوح این بود که خداوند به یگانگى و اخلاص و شریک نداشتن پرستش شودو این همان فطرتى است که مردم بر آن سرشته ده اندو از نوح علیه السلام و پیامبران پیمان گرفت که خدا را بپرستند و چیزى شریک او نگردانندو او را به نماز و امر ( به معروف ) و نهى ( از منکر) و حرام و حلال مکلّف و مأمور کردو احکام حدود و ارث را بر او فرض نکرد ؛ این شریعت نوح بود.( بحار الأنوار : ۱۱/۳۳۱/۵۳

«ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهاراً، ثُمَّ إِنِّی أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً».[1]
سپس در جلسات عمومى و با صداى بلند آنها را به سوى ایمان فرا خواندم. به این نیز قناعت نکردم و آشکارا و نهان، حقیقت توحید و ایمان را براى آنها بیان داشتم.[2]
آنگونه که اکثر مفسران و لغتشناسان میگویند؛ «جهارا» از ریشه «جهر» به معنای صدای بلند است. و «اعلنت» از ریشه «علن» در برابر «سرّ» به معنای آشکار میباشد.
ابن عبّاس میگوید: «إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهاراً»؛ یعنى با صداى بلند آنها را دعوت میکردم. و به گفته بعضى به طور آشکارا به طوری که همدیگر را میدیدند، نه مخفیانه و پنهانى.
«ثُمَّ إِنِّی أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً»؛ یعنى جماعتى را در ظاهر و آشکارا دعوت کرده، و عدّهاى را در پنهانى. سپس آنهایى را که مخفیانه دعوت کرده بودم، علناً خواندم و کسانى را که در ظاهر دعوت کرده بودم هم خواندم.[3]
«ثم»(سپس) بعدیت و تأخیر را می رساند، و در اینجا بعدیت و تأخیر مرتبه اى را می رساند، البته مرتبه از نظر کلام، و معنایش این است که اول به آرامى و بعداً به بانگ بلند(جهارا) دعوتشان کردم.
«اعلان» و «اسرار» دو واژه مقابل بوده، اولى به معناى اظهار، و دومى به معناى اخفاء است، و ظاهر سیاق این است که مرجع ضمیر «لهم» در هر دو جا یکى است. در نتیجه معناى آیه این است که: من آنان را، هم سِرّى دعوت کردم و هم علنى، یکبار علنى بار دیگر سرى، تا در دعوتم همه راههایى را که ممکن است مؤثر باشد، رفته باشم.[4]
حضرت نوح(ع) براى نفوذ در آن جمعیت لجوج و خودخواه، دعوت خود را از سه طریق مختلف دنبال کرد: گاه به صورت شبانه روزی سراغ یکایک افراد قوم خود رفته و آنان را مخفیانه به ایمان دعوت میکرد[5] که مواجه با فرار آنان و عکس العملهاى دیگری میشد(انگشتها را در گوش گذاشته، لباسها را به خود پیچیدند، در کفر اصرار ورزیدند، و استکبار نمودند). و سپس دعوت خود را علنى و آشکار ساخت، و از آن پس نیز از هر دو روش دعوت آشکار و نهان استفاده می کرد.

ضما فیلم سینمایی نوح ع بر اساس تحریفات تورات و انجیل توسط کارگردان هالیودی ساخت شده و قطعا ملاک داستان واقعی آنچه که در قرآن کریم و احادیث نبوی (ص)و ائمه معصومین علیهم السلام و تفاسیر اسلامی خواهد بود می باشد.


[1]. نوح، 8، 9.
[2]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 25، ص 64، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[3]. ر. ک: طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی ، محمد جواد، ج 10، ص 542، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[4]. طباطبائی، سید محمد حسین ، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 20، ص 29- 30، قم، دفتر انتشارات اسلامی ، چاپ پنجم ، 1417ق.
[5]. نوح، 5.

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: يکشنبه 23 ارديبهشت 1397 ساعت: 12:59

صفحه بندی