
یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَیُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَکَذَٰلِکَ تُخْرَجُونَ الروم: ١٩
إِنَّکَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُم مَّیِّتُونَ الزمر: ٣٠
1. چشیدن: «کُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ ... ؛ هر جاندارى (به ناچار) چشنده مرگ است ،...» اگر انسان به کلی نابود و فانی شود، دیگر چشیدن معنایی نخواهد داشت.
2. توّفی: این تعبیر در مورد مرگ در حدود دوازده بار به کار رفته است که به معنای دریافت کامل است و از آنجا که خداوند دریافت کننده است، مرگ به معنای بازگشت به سوی خداوند خواهد بود.
3. آیاتی که از مرگ به رجوع و سیر به سوی خداوند تعبیر کرده است: «إِلَى رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ ؛در آن روز (روز مرگ) سوق و حرکت به سوى پروردگار توست (از ملاقات برزخى، قیامت، حضور در محکمه، محاکمه تا بهشت یا جهنم)» این آیات نیز گواه نابود نشدن انسان با مرگ است.
4. تشبیه مرگ به خواب و استعمال توفی در مورد هر دو گواه بر این حقیقت است که انسان همچنان که میخوابد، نیست و نابود نمیشود؛ با مرگ نیز از بین نمیرود.
در سخنی از امام باقر(علیه السلام) آمده است: «مرگ، همان خوابى است که هر شب به سراغتان مى آید؛ با این تفاوت که مدتش طولانى است»
و در حدیثی زیبا از امام معصوم علیه السلام که میفرمایند:( حُبُّ الدنیا رَأسُ کلِّ خَطیئةِ)«فاحذروا عباد الله الموت و قربه، و أعدّوا له
عدّته، فإنّه یأتی بامرٍ عظیم، و خطبٍ جلیل، بخیرٍ لا یکون معه شرٌّ أبداً،
أو شرٍّ لا یکون معه خیرٌ أبداً، فمن أقرب إلی الجنة من عاملها؟! و من
أقرب إلی النار من عاملها؟!»
ترجمه: ای بندگان خدا! از مرگ و نزدیک بودنش بترسید، و آمادگی های لازم را برای مرگ فراهم کنید، که مرگ جریانی بزرگ و مشکلی سنگین به همراه خواهد آورد: یا خیری که پس از آن شرّی وجود نخواهد داشت، و یا شرّی که هرگز نیکی با آن نخواهد بود!
پس چه کسی از عمل کننده برای بهشت، به بهشت نزدیک تر؟ و چه کسی از عمل کننده برای آتش، به آتش نزدیکتر است؟
توجه داشته باشیم که مسافرت از این دنیا، مسیری پر پیچ و خم، با گردنههای بسیار سخت است که هر
چه بار دلبستگیها و تعلقات دنیایی انسان کمتر باشد، و هر چه کوله بار گناه
انسان سبکتر باشد، حرکت در این مسیر برای او آسانتر خواهد بود. پس چیزی
که کوله بار انسان را سنگین میکند دلبستگیهای او به دنیا و چیزهایی که
درون آن است میباشد.
علاقه به مال، فرزند، خانه و ماشین، مقام و
مکنت و ... همگی باعث وابستگی به دنیا شده و به طبع باعث سنگینی کوله انسان
میشود که دل کندن از دنیا را برای انسان سخت و سختتر میکند.
نقل است در زمان حیات شریف رسول گرامی اسلام( ص) :
عمر و بن معدی کرب که از شجاعان نامی عرب است و فتوحات زیادی در تاریخ اسلام به او نسبت می دهند، وقتی هنوز مشرک بود و مسلمان نشده بود، خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد، حضرت او را به اسلام دعوت کرد و به او فرمود: ای عمرو اسلام بیاور تا خدا تو را از فزع اکبر در امان بدارد. (فزع اکبر یعنی ترسی که بزرگترین ترس ها است.)
قال علی علیه السلام :خلق الآجال فأطالها و قصّرها، و قدّمها و أخّرها، و وصل بالموت أسبابها، و جعله خالجا لاشطانها، و قاطعا لمرائر أقرانها.
مدت
عمر هر کس را بیافرید و مقدر و معین کرد، پس آن را طولانى و کوتاه و مقدم و
مؤخر قرار داد. براى مرگ هر موجودى سبب ها و علت هایى همراه نمود، و مرگ
را کِشنده ریسمان هاى طولانى و قطع کننده بندهاى بسیار محکم زندگى قرار
داد.
امیر بیان علی (علیه السلام) در این فراز از کلام نورانی خویش موضوع نزدیکی مرگ را به همگان گوشزد نموده و مردم را به ترس از آن و مهیا سازی خود برای مواجه شدن با آن لحظه ی خطیر دعوت نموده است.
تذکر امیر متقیان علی (علیه السلام) از این جهت است که در نظام زیبای آفرینش، مرگ جزء لا ینفک زندگی موجودات زنده عالم بوده، به گونه ای که هیچ جنبنده ای در این دار فانی وجود ندارد، مگر اینکه عاقبت در چنگال مرگ اسیر خواهد شد.
خداوند بی مثال در کلام نورانی خود، این حقیقت را به خوبی بازگو نموده و در این باره به زیبایی می فرماید: (کل نفس ذائقة الموت)2
بنابراین مرگ حقیقتی است انکار ناپذیر، و پدیده ای است عمومی که تمام موجودات عالم هستی – اعم از ضعیف و قوی – باید در مقابلش سر تسلیم فرود آورده و از آن با جان و دل استقبال نماییم.
بادروا الموت الذى ان هربتم منه أدرککم، و ان أقمتم أخذکم، و ان نسیتموه ذکرکم.
بر مرگ پیشى گیرید، زیرا که اگر بگریزید شما را دریابد و اگر برجا بمانید، شما را مى گیرد و اگر فراموشش کنید شما را به یاد آورد.
و الله ما فجأنى من الموت وارد کرهته، ولا طالع أنکرته، و ما کنت الا کقارب ورد، وطالب وجد.
قسم
به خدا، هیچ چیز مانند مرگ نیست که ناگهان به من برسد و من از آن کراهت
داشته باشم و چیزى از آن بر من آشکار نمى گردد که آن را نشناخته و از آن
امتناع داشته باشم. من در رسیدن به مرگ، مانند کسى هستم که هنگام شب تشنگى
بر او چیره شده و اکنون به آب رسیده که در آرزوى چیزى است و اینک مطلوب خود
را یافته است.
فرمود: اگر کسی اهل برهان بود، این مطالب را میفهمد؛ اهل وجدان و شهود بود، این مطالب را میفهمد. اگر هیچ کدام نبود، باید گوش بدهد ببیند معصومین چه میگویند. فرمود: لُومَثَّلْتَهُمْ بِعَقلِکَ اُو کُشِفَ عَنهُمْ مَحجُوبُ الغِطاءِ لَکَ وَ قَدِ ارْتَسَخَتْ اَسماعُهُمْ بِالهَوامِّ فَاسْتَکَّت؛ «هَوام»یعنی این حیوانات زیر زمینی، همه این حیوانات زیر زمینی حمله کردند به این لاشه و در گوش هایش رفتند و همه دارند از گوشهایش تغذیه میکنند؛ میبیند گوشش دیگر شنوا نیست. وَ اکْتَحَلَتْ اَبصارُهُمْ بِالتُّرابِ فَخَسَفَت. چشمهای او را سُرمه کشیدند، امّا با خاک گور! دیگر خسوف گرفته. همانطوری که خسوف و کسوف درباره شمس و قمر هست، درباره چشم و گوش هم هست.
وَ تَقَطَّعَتِ الاَلْسِنَهُ فِی اَفواهِهِمْ بَعدَ ذَلاقَتِهَا؛ این زبانهای گویای آنها بعد از اینکه ذَلِق و روان بود، الآن دیگر گُم شده. وَ هَمَدَتِ القُلُوبُ فِی صُدُورِهِمْ بَعدَ یَقَظَتِهَا؛ «یَقَظَه»یعنی بیداری. این دلهایشان قبلاً خیلی چیز میتوانست بفهمد؛ الآن دیگر به خواب رفته، هیچ چیز نمیفهمد! وَ عاثَ فِی کُلِّ جَارِحَهٍ مِنهُمْ جَدیدُ بِلَی سَمَّجَهَا. در تمام اعضای اینها یک آفت جدیدی آمد که این را سِمِج کرده، « سِمِج » یعنی سخت. افراد خشن را که میگویند سِمِج، از همین باب است. « سَمَّجَهُ » یعنی جَعَلَهُ سَمِجاً. اینها را کار سخت کرده، حرفی در او اثر ندارد. وَ سَهَّلَ طُرُقَ الآفَهِ اِلیهَا؛ همه آفت ها را به این بدن راه داده و آسیبرسانی اش را آسان کرده. قبلاً میتوانست دفاع بکند، الآن چه دفاعی از خود میکند ؟!
مُستَسْلِماتٌ فَلا اَیدٍ تَدْفَعُ وَ لا قُلُوبٌ تَجزَعُ؛ فرمود: تابع محضند، او منتظر است که از هر طرف حیوانات بیایند و او را تغذیه بکنند، هیچ قدرت دفاع ندارد. لَرَأیتَ اَشجانُ قُلُوبٍ وَ اَقذاءُ عُیُون؛ آنگاه میفهمید دل درد و غصّه چیست و رنج واشک چیست؛ اینها را میفهمید. بعد فرمود: لَهُمْ فِی کُلِّ فَظاعَهٍ صِفَهُ حالٍ لا تَنتَقِلْ وَ غَمرَهٌ لا تَنْجَلِی فَکَمْ اَکَلَتِ الأرضُ مِنْ عَزیزِ جَسَدٍ وَ اَنیقِ لُونٍ کانَ فِی الدُّنیا غَذِیَّ تَرَفٍ وَ رَبیبِ شَرَف؛آن که بارها و ساعتها کنار آینه میایستاد تا موی سرش را فلان کار بکند، الآن طعمه این و آن شده!
نتیجه اعمال ما، بهشت یا جهنم؟!
امیر متقیان بعد از اینکه مردم را به آمادگی لازم برای مواجه شدن با لحظه ی مرگ دعوت می نماید، به نقش بسیار مهم اعمال و رفتار آدمی در سرنوشت اخروی او پرداخته و پیرامون این امر می فرماید: (فمن أقرب إلی الجنة من عاملها؟! و من اقرب الی النار من عاملها؟!). پس چه کسی از عمل کننده برای بهشت، به بهشت نزدیکتر و چه کسی از عمل کننده برای آتش به آتش نزدیکتر است؟!
قیامت در پیش است!
امیر متقیان علی (علیه السلام) فرمودند، از امر عظیمی که پدیده مرگ به همراه دارد خبر داده و در این باره فرمود: (فإنه یأتی بأمر عظیم، و خطب جلیل). همانا مرگ امری عظیم و حادثه ای بزرگ به همراه خواهد آورد.
أن الموت هادم لذاتکم، و مکدر شهواتکم، و
مباعد طیاتکم، زائر غیر محبوب، و قرن غیر مغلوب، و واتر غیر مطلوب. قد
أعلقتکم حبائله و تکنفتکم غوائله، و أقصدتکم معابله و عظمت فیکم سطوته و
تتابعت علیکم عدوته، و قلت عنکم نبوته. فیوشک أن تغشا کم دواجى ظلله و
احتدام علله.
مرگ لذت ها و خوشى هاى شما را از میان مى برد و
آرزوهاى شما را تیره و تار مى سازد و میان شما و هدف هایتان فاصله مى
اندازد، دیدار کننده اى است که هیچ کس او را دوست ندارد و مبارزى است که
هرگز شکست نمى خورد و جنایتکارى است که هرگز بازخواست نمى شود. هم اکنون
بندهاى دام خویش را (به دست و پاى) شما انداخته. نزدیک است که تاریکى سایه
هاى مرگ و شدت دردهاى آن شما را فرا گیرد.
در کلام نورانی امیر ع در نهج البلاغه در خصوص بهشت و جهنم این مطلب است که آفرینش بهشت و جهنم ارتباط تنگاتنگی با اعمال و رفتار آدمی داشته، به گونه ای که با صرف نظر از اعمال و رفتار او، چنین آفرینشی هرگز توسط حضرت حق انجام نمی پذیرفت. زیرا ما به این عقیده ایم که پروردگار عالم، آفریدگاری عادل و حکیم بوده و عدالت او در حدی است که ذره ای ظلم و ستم در حق بندگانش روا نمی دارد، و از طرفی آنچه ما از خداوند بی مثال می دانیم، آن است که آن یگانه خالق هستی، عنایت ویژه ای به انسان داشته و او را اشرف مخلوقات خود قرار داده و مقام بلند و رفیع خلافت و جانشینی خود را به او ارزانی داشته، مقامی که حتّی فرشتگان آسمانی لیاقت دستیابی به آن را نداشته اند، پروردگار هستی در کلام نورانی خود با فخر و مباهاتی مثال زدنی، این مقام رفیع را به آنها گوشزد نموده و در این باره به زیبایی فرمود: (إنی جاعل فی الارض خلیفة)6. همانا من در روی زمین جانشینی برای خود قرار دادم.
آفریدگار هستی، به هیچ وجه خوش ندارد انسانهایی را که با دست قدرت خود آفریده، در آتش قهر خود بسوزاند و از عذاب دردناک و آتش سوزان جهنم به آنها بچشاند. بنابراین این ما هستیم که قدر و منزلت سرمایه ی عظیم عمر خود را ندانسته و لحظات آن گنج گرانبها را صرف کارهای بیهوده نموده ایم، که چنین عملکردی نتیجه ای جزء آتش سوزان جهنم در پی نخواهد داشت، بنابراین اگر به سعادت ابدی خویش علاقمندیم و در زندگی به دنبال این هستیم که سرنوشتی زیبا را برای خود رقم بزنیم باید به فرامین حضرت حق و پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) گوش جان فرا داده و در سایه ی عمل به گفتار آنها آینده ای درخشان را برای خود به ارمغان آوردیم.
اعمال نیک مصالح ساختمان بهشتی
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: در شب معراج وارد بهشت شدم فرشتگانی دیدم که بنایی می سازند، خشتی از طلا و خشتی از نقره، و گاهی هم از کار کردن دست می کشیدند. به ایشان گفتم: چرا گاهی کار می کنید و گاهی از کار دست می کشید؟
پاسخ دادند: منتظریم تا مصالحی برسد. پرسیدم: مصالحی که می خواهید چیست؟ گفتند: ذکر مؤمن که در دنیا می گوید: «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر». هر وقت بگوید ما می سازیم و هر وقت خود داری کند، ما نیز خود داری می کنیم.
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی