این قوم کافر و بت پرست بودند و طاغیان مستکبر خود را اطاعت می کردند:
«وَ تِلْکَ عادٌ جَحَدُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ عَصَوْا رُسُلَهُ وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنید »
«و این قوم «عاد» بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند و پیامبران او را معصیت نمودند و از فرمان هر ستمگر دشمن حق، پیروى کردند.»
چون کشورشان وسعت یافت، سر بر طغیان و سرکشی برداشتند، تا اینکه هود(ع) بر ایشان مبعوث شد.
ما برای این بررسی از مرجع سرگذشت طبق کپی رایت این اقوام را در این چند مقاله بررسی میکنیم تا بدانیم که بر اقوام گذشته چه رفته است و علت ظغیان انان چه بوده و انتهای این سرکشیهای آنان به کجا انجامیده و چه مشابهاتهایی بین کارها و اعمال و سران آن اقوام و بررسی از مرجع امروز طبق کپی رایت ما وجود دارد و یا چه ارتباطی می تواند بین این اقوام و آخرالزمان وجود داشته باشد ؟
قطعا مجموعه گناهان ان اقوام از عاد و ثمود و...نشان میدهد که ما بررسی از مرجع امروز طبق کپی رایت همان راهی را میرویم که انان هزاران سال پیش می رفته اند و اگر در صدد توبه الهی بر نیاییم می بایست منتظر عذاب الهی باشیم اگر چه عذاب الهی هم اکنون در جهان ما رخ داده است وجود حکومتهای ظالم و و انواع گناهانیکه ما با آنها خو گرفته ایم خود نوعی از عذاب الهی از نوع ادنی می تواند باشد و لی برای اتدراج عداب الهی اگر چاره ای نکنیم بزودی آن عذاب بزرگ خواهد رسید.
"هود" این نام بدین جهت بر او نهاده شده که از آنچه قومش بدان گمراه شده بودند هدایت یافت و به آن مبتلا نگردید. سپس از طرف خداوند مبعوث شد تا آنان را از گمراهى رهانیده و به شاهراه هدایت برساند.
« وَ إِلىَ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ یَاقَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیرُْهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُفْترَُونَ »
« (ما) به سوى (قوم) عاد، برادرشان «هود» را فرستادیم (به آنها) گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش کنید، که معبودى جز او براى شما نیست. شما فقط تهمت مىزنید (و بتها را شریک او مىخوانید)»
نخستین دعوت هود(ع)، همان دعوت تمام انبیا بود، دعوت به سوى توحید و نفى هر گونه شرک ،چه افترا و تهمتى از این بالاتر که براى بتهایی بىارزش آن همه مقام قائل میشدند.
«وَ یَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُم مِّدْرَارًا وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلىَ قُوَّتِکُمْ وَ لَا تَتَوَلَّوْا مجُْرِمِین »
«و اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوى او بازگردید، تا (باران) آسمان را پى در پى بر شما بفرستد و نیرویى بر نیرویتان بیفزاید و گنهکارانه، روى (از حق)بر نتابید!»
برخى گفتهاند: قوم عاد دچار خشکسالى شده بودند و هود (با بیان این جمله) به آنها وعده داد که اگر توبه کنند، با آمدن باران سر زمینشان سر سبز و خرم و مزارعشان آباد گردد، و درختها بارور و میوهها فراوان شود.
«قوّت» در اینجا بمال و فرزند و نیرو تفسیر شده و همه اینها چیزهایى است که انسان بدانها نیرو گیرد.
هود (ع) در اندرز ایشان نهایت سعی خود را کرد، اما آنان رسالت او را انکار کردند:
«قَالُواْ یَهُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَیِّنَةٍ وَ مَا نحَْنُ بِتَارِکىِ ءَالِهَتِنَا عَن قَوْلِکَ وَ مَا نحَْنُ لَکَ بِمُؤْمِنِین »
« گفتند: «اى هود! تو دلیل روشنى براى ما نیاوردهاى! و ما خدایان خود را بخاطر حرف تو رها نخواهیم کرد! و ما (اصلًا) به تو ایمان نمىآوریم.»
نسبت جنون به او دادند، جنونی که بر اثر خشم خدایان حاصل شده بود:
« إِن نَّقُولُ إِلَّا اعْترََئکَ بَعْضُ ءَالِهَتِنَا بِسُوءٍ »
« ما (درباره تو) فقط مىگوییم: بعضى از خدایان ما، به تو زیان رسانده (و عقلت را ربوده اند!»
و این بهترین دلیل بر خرافه پرستی آنها بود. اما هود (ع) بیزاری خود را از بت ها اعلام داشت:
«قَالَ إِنىِّ أُشهِْدُ اللَّهَ وَ اشهَْدُواْ أَنىِّ بَرِىءٌ مِّمَّا تُشْرِکُونَ »
«(هود) گفت: من خدا را به شهادت مىطلبم، شما نیز گواه باشید که من بیزارم از آنچه شریک (خدا) قرار مىدهید...»
و به آنها اخطار کرد: اگر حق را نپذیرید نابود خواهید شد و قوم دیگری، جانشین شما خواهد گردید:
«فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقَدْ أَبْلَغْتُکمُ مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَیْکمُْ وَ یَسْتَخْلِفُ رَبىِّ قَوْمًا غَیرَْکم...»
«پس اگر روى برگردانید، من رسالتى را که مأمور بودم به شما رساندم و پروردگارم گروه دیگرى را جانشین شما مىکند...»
| ۱. | ↑ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، تهران، مرتضوی، ۱۳۷۴ش، دوم، ج ۲،ص ۶۶۴. |
| ۲. | ↑ مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، قصه های قرآن بر اساس تفسیر نمونه، تدوین حسین حسینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۵ش، اول ،ص ۶۱. |
| ۳. | ↑ قرشی، علی اکبر؛ قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۲ش، ششم، ج ۵، ص ۶۷. |
| ۴. | ↑ قصه های قرآن بر اساس تفسیر نمونه، پیشین، ص ۶۱. |
| ۵. | ↑ فعال عراقی نژاد، حسین؛ داستانهای قرآن و تاریخ انبیاء در المیزان، تهران، سبحان، ۱۳۷۸ش، دوم ،ج ۱،ص ۲۷۴. |
| ۶. | ↑ احقاف/سوره۴۶،آیه۲۱. |
| ۷. | ↑ مکارم شیرازی ،ناصر وهمکاران؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، اول،ج۲۱، ص۳۵۱. |
| ۸. | ↑ فجر/سوره۸۹،آیه(۶-۸). |
| ۹. | ↑ داستانهای قرآن و تاریخ انبیاء در المیزان، پیشین، ۲۷۵. |
| ۱۰. | ↑ تفسیر نمونه، پیشین، ج۲۶، ص۴۵۲. |
| ۱۱. | ↑ شیخ صدوق،معانی الاخبار، ترجمه عبد العلى محمدى شاهرودی،۱۳۷۷ش،دوم، ج۱، ص۱۰۹. |
| ۱۲. | ↑ هود/سوره۱۱،آیه۵۹. |
| ۱۳. | ↑ صدرحاج سید جوادی، احمد ودیگران؛ دایرة المعارف تشیع، تهران، شهید سعید محبی، ۱۳۸۴ش، اول، ج ۱۱،ص ۴. |
| ۱۴. | ↑ معانی الاخبار، پیشین، ج۱، ص۱۰۸ |
| ۱۵. | ↑ هود/سوره۱۱،آیه۵۰. |
| ۱۶. | ↑ تفسیر نمونه، پیشین، ج۹، ص۱۲۸. |
| ۱۷. | ↑ احقاف/سوره۴۶،آیه۲۴. |
| ۱۸. | ↑ الحاقه/سوره۶۹،آیه۶. |
| ۱۹. | ↑ فصلت/سوره۵۱،آیه۱۶. |
| ۲۰. | ↑ ذاریات/سوره۵۱،آیه۴۱. |
| ۲۱. | ↑ معانی الاخبار ،پیشین ،ج۱،ص۱۰۸. |
| ۲۲. | ↑ احقاف/سوره۴۶،آیه۲۴. |
| ۲۳. | ↑ ذاریات/سوره۵۱،آیه۴۲. |
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی