حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم که فرمود:
بعضى از کسانى که ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است.
حسن گفت: عرض کردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى شان با دشمنان ما و دشمنى شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
( صفات الشیعه ص 8 )
وکتب أمیر المؤمنین علیه السلام إلى معاویة رسالة قبیل وقعة صفین: (... وإنَّ رجلاً، من ولدک، مشوم ملعون، جلف جاف، منکوس القلب، فظّ غلیظ، قد نزع الله من قلبه الرحمة والرأفة، أخواله من کلب. کأنّی أنظر إلیه، ولو شئت لسمَّیته ووصفته وابن کم هو. فیبعث جیشاً إلى المدینة فیدخلونها فیسرفون فیها فی القتل والفواحش ویهرب منهم رجل من ولدی زکی نقی الذی یملأ الأرض قسطاً وعدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً وإنّی لأعرف وابن کم هو یومئذٍ وعلامته وهو من ولد ابنی الحسین ویقتل صاحب ذلک الجیش رجلاً من ولدی زکیاً بریئاً عند أحجار الزیت).
امیر المؤمنین علیه السلام اندکی قبل از واقعه صفین نامه ای به معاویه نوشت: ... وهمانا مردی از فرزندانت که شوم ونفرین شده جفاکار وسبک مغز صاحب قلب نگونسار وبدخو وسختگیر که خدا ترحم را از قلبش بر کنده ومهر را از او بدور داشته.
دائی های او از قبیله کلب باشند.
گوئی او را می بینم اگر بخواهی نام واو وصف او را بگویم که در چه سنی باشد.
سپاهی را بسوی مدینه مکرمه گسیل دارد آنها پس از هجوم به آنجا زیاده روی در کشتار وفحشاء کنند.
مردی از فرزندان من که پاک وپاکدامن است وزمین را پر از عدل وداد کند چنانکه پر از ظلم وجور شده باشد بگریزد ومن اسم وسن او را در همانروز وهمچنین نشانی او را می دانم واو از فرزندان فرزندم امام حسین علیه السلام باشد وفرمانده آن سپاه مردی از فرزندان مرا که پاک وبی گناه است در محل احجاز زیت بقتل می رساند.
(یوم الخلاص ص 675):
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی