قرآن آینه بهشت و جهنم
اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد، آن کتاب همین قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد، با این همه ما این گونه بی تفاوت هستیم و به دنیا دل بسته ایم. ای کاش ما به التفاوت چیزی بود که ارزش جدا شدن از حق و پیوستن به باطل را داشت. دنیا و مقاماتش چه ارزش دارد؟ خدا می داند که صاحبان مقامات معنوی در اوقات خلوت و مناجات چه حالی دارند، و خاموشی فکر چگونه آنها را در اثر مشاهده انوار الهی می سوزاند ولو در مدت کوتاه!
اگر کسی اهلیت داشته باشد، در و دیوار معلم او خواهند بود
معرفةاللّه، اعظم العبادات است، و همه تکالیف مقدمه معرفت خدا هستند، ولی معرفت خدا واجب و مطلوب نفسی است. اگر کسی اهلیت داشته باشد، یعنی طالب معرفت باشد و در طلب، جدیت و خلوص داشته باشد، در و دیوار به اذن اللّه معلمش خواهند بود؛ و گر نه سخن پیغمبر صلی اللّه علیه وآله هم در او اثر نخواهد کرد، چنان که در ابوجهل اثر نکرد!
گویا به کلی از «عین اللّه الناظرة» غافل هستیم!
اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بندگانی هستند که علم و صوابشان مطرد (فراگیر) است، یعنی با داشتن مقام عصمت نه خطا می کنند و نه خطیئه. و امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف عین اللّه الناظرة و اذنه السامعة و لسانه الناطق، و یده الباسطة؛ (چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشاده خداوند) است و از اقوال، افعال، افکار و نیات ما اطلاع دارد؛ مع ذلک گویا ما ائمه علیهم السلام و به خصوص امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف را حاضر و ناظر نمی دانیم، بلکه گویا مانند عامه اصلا زنده نمی دانیم و به کلی از آن حضرت غافل هستیم!
برخی کرامات و مکارم اخلاق اهل بیت علیهم السلام
فاطمه زهرا علیهاالسلام با همان وصیتی که کرد شبانه دفن شود (بحارالانوار، 29/387)، پیروز شد و پیروزاست. بعد از شهادت حضرت زینب علیهاالسلام در اسارت آن چنان مردانه خطبه می خواند که گویی در تخت سلطنت قرار دارد. امام سجاد علیه السلام در حال اسارت و در حالی که غل جامعه (بند و زنجیری که به وسیله آن دست ها را به گردن می بندند) به گردن داشت، به سایل شاهانه کمک می کند. ما چنین بزرگان (مرد و زن) داریم که همه چیز ما از آنهاست، ولی گویا آنها را نداریم!
چه قدر به مرگ نزدیکیم، ولی در فکر آن نیستیم!
انسان چه قدر به مرگ نزدیک است و در عین حال چه قدر آن را دور می پندارد و از آن غافل است! آقای حایری (آیةاللّه شیخ مرتضی حایری) می فرمود: «در خواب دیدم که عزراییل به من فرمود: شما باید استراحت کنید.» با این که می دانیم خواهیم مرد؛ بلکه تنها وقت مرگ معلوم و یا مظنون ما نیست، زیرا هر شب در عوالمی از بزرخ می رویم که هیچ اختیارش دست ما نیست، چنان که قرآن شریف می فرماید: قضی علیها الموت، زمر/42؛ مرگ را به صورت حتمی بر آن نوشته است.
طواف عاشقانه بر گرد قرآن و اهل بیت علیهم السلام
خدا کند در ما عشقی پیدا شود به مجموع قرآن و عترت، تا اولا بتوانیم یگانگی قرآن و عترت، و معجون مرکب از آن دو را بیابیم؛ و ثانیا در مقام پیروی و عمل، با توجه به آن دو و بر محور آن دو طواف عاشقانه بنماییم، و بدانیم که آنها از هر معشوقی بیشتر شایسته عشق ورزی هستند. راجع به حضرت یوسف علیه السلام است که: «جماله فی نفسه اعلی من جماله فی بدنه، و جماله النفسانی اعظم من جماله الجسمانی، و کل نبی او وصی نبی جماله الروحانی اعظم من جمال الجسمانی» جمال درونی و باطنی او از زیبایی بدنی و جسمانی اش برتر و بزرگتر بود.
روشن است که این اختصاص به حضرت یوسف علیه السلام ندارد، بلکه جمال روحانی تمام پیامبران و اوصیا و جانشینان آنها از زیبایی جسمانی حضرت یوسف برتر و بیشتر است.
اشراف امام علیه السلام بر اعمال بندگان
گویا بنا بر این است که در عمل، خدا نادیده گرفته شود، با این که در روایت «کافی» دارد که: «در هر شهری عمودی از نور است که امام علیه السلام اعمال بندگان را در آن می بیند، و یا ملکی برای برای او خبر می آورد.» (اصول کافی1/387) هم چنین «روح القدس» مؤید او و با او است، غیر از آن روحی که هر سال یک بار در شب قدر بر او نازل می شود. (اصول کافی1/398) بنابراین، اگر مثلا پرده ای هم دور عمل خود بکشیم، فایده ندارد و دید امام علیه السلام نافذتر است، و در برابر چشمان واقع بین او علیه السلام مانع و حایل ایجاد نمی کند. هم چنین در روِیت امام علیه السلام مقابله و محاذات (هم سویی) شرط نیست، بلکه هر جا که نشسته، بر ارضین سفلی و سماوات سبع و ما فیهن و ما بینهن اشراف دارد. خداوند متعال می فرماید: و آتیناه الحکم صبیا، مریم/12، در حال کودکی، حکم را به او عطا کردیم. و نیز می فرماید: قال انی عبداللّه آتانی الکتاب و جعلنی نبیا، مریم/30، گفت: من بنده خدایم، خداوند به من کتاب عطا کرده و پیامبر قرار داده است. اگر مسئله امام شناسی بالا رود، خداشناسی هم بالا می رود؛ زیرا چه آیتی بالاتر از امام علیه السلام؟! امام آیینه ای است که حقیقت تمام عالم را نشان می دهد؟!
اعمال ما محفوظ، و عکس برداری شده است
ما را شناخته اند، اعمال ما محفوظ است و عکس برداری شده است. خداوند متعال از زبان مجرمین می فرماید: مالهذا الکتاب لایغادر صغیرة و لاکبیرة الا احصها و وجدوا ما عملوا حاضرا، کهف/49، این چه کتابی است که هیچ عمل خرد و بزرگی را فرو نگذاشته مگر آن که برشمرده است. و آنچه را انجام داده اند حاضر می یابند. آیا شهادت دست و پا و دیگر اعضا و جوارح، (نور/24)، (یس/65) و (فصلت/20-22) شوخی است؟!
لزوم پرسیدن مسایل و شبهات از اهل آن
اگر در امور دینی و یا عقیدتی اشکالی داری، برو از اهلش بپرس تا اشکالت برطرف شود. انسان گاهی در امر دین اشکالی به نظرش می رسد و یا شبهه ای به او القا می شود گمان می کند که آن اشکال لاینحل است و دیگر جوابی ندارد و پیش خود و بدون مراجعه به اهل آن قضاوت می کند و می گوید: پس دین باطل است و ایراد دارد. چگونه از اهل دین و اهل علم می ترسی و نزد آنها نمی روی و از آنها سؤال نمی کند، ولی از خود شبهه و اشکال نمی ترسی که چه بسا موجب نابودی و هلاک دایمی تو گردد؟!
حدیث ثقلین و اثبات غیبت امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف
«حدیث ثقلین» از ادله اثبات غیبت امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف است، زیرا در آن حدیث می فرماید: انهما لن یفترقا، مسند احمد/3/14، قرآن و عترت از هم جدا نمی شوند. یعنی چه حاضر باشند یا غایب. اگر کسی این حدیث را تحقیق و معنای آن را تحصیل کند، مسئله غیبت خیلی برای او واضح خواهد بود؛ زیرا در غیر این صورت، «لزم الانفکاک بین القرآن و العترة»؛ (لازمه آن جدایی بین قرآن و عترت خواهد بود.)
عنایات امام رضا علیه السلام به زایران خود
دیده و شنیده شده است که اشخاصی در مشاهده مشرفه به امامی که صاحب ضریح است سلام کرده و جواب سلام را شنیده اند. شخصی گفته است: هر وقت برای زیارت حضرت امام رضا علیه السلام به مشهد مشرف می شوم (شاید در هر سال یک زیارت بیشتر نمی کرده است.) در هر بار در زیارت اول، با وجود ازدحام جمعیت، تا ضریح راه برایم باز می شود، به ضریح نزدیک می شوم و زیارت می کنم، و حضرت رضا علیه السلام خرجی راه و حتی مقداری پول برای خرید سوغات را نیز به من می دهند. در خانه ای که ما (حضرت آیةاللّه بهجت قدس سره) در مشهد بودیم نیز علویه ای بود که می گفت: هر وقت که برای زیارت به حرم می روم، برای من هم راه به سوی استلام (بوسیدن ضریح و دست کشیدن بر آن) ضریح باز می شود.
علت غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم
سبب غیبت امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف خود ما هستیم، زیرا دستمان به او نمی رسد، وگرنه اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حاضر شود چه کسی او را می کشد؟! آیا جنیان آن حضرت را می کشند، یا قاتل او انسان است؟! ما از پیش در طول تاریخ ائمه علیهم السلام امتحان خود را پس داده ایم که آیا از امام تحفظ، و اطاعت می کنیم، و یا این که او را به قتل می رسانیم؟! انحطاط و پستی انسان به حدی است که قوم حضرت صالح علیه السلام ناقه صالح را با این که وسیله ارتزاق و نعمت آنها بود، پی کردند، چنان که قرآن کریم درباره آن می فرماید: لها شرب و لکم شرب یوم معلوم، شعرا/155، یعنی، یک روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن. آن ناقه، یک روز آب چاه را می خورد و در عوض به آنها شیر می داد! بنابراین، همان گونه که ممکن است عقلا خزینه و انبار نعمت خود را نابود کنند، هم چنان که ناقه صالح را کشتند، امکان دارد که ما انسان های عاقل! نیز امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف را که تمام خیرات از او است و از ناقه صالح بالاتر و پر فیض تر است برای اغراض شخصیه خود به قتل برسانیم!
روایاتی ناب درباره آثار نماز
در فضل نماز فعلا روایتی بالغ تر و رساتر از این روایت در نظرم نیست که می فرماید: الصلاة معراج المؤمن (بحارالانوار/79/247و303)، نماز، معراج و نردبان ترقی مؤمن است. هم چنین در روایت داریم: لو یعلم المصلی ما یغشاه من جلال اللّه، ما انفتل من صلاته. این عبارت برگرفته از دو روایت است: الف «لو یعلم المصلی ما فی الصلاة ما انفتل»؛ کافی/3/265. ب «لو یعلم المصلی ما یغشاه من جلال اللّه، ما سره ان یرفع رأسه من سجوده»؛ مستدرک الوسائل/3/80 اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه اندازه او را فرا می گیرد، هرگز از نماز روی برنمی گرداند. و نیز از حدیث «کل ش، من عملک تبع لصلاتک» نهج البلاغه/383؛ (تمام اعمال تو در قبول یا در تابع نمازت می باشد.) معلوم می شود که نماز از همه اعمال عبادی بالاتر است؛ اما از حدیث «لم یناد بش، کما نودی بالولایة» اصول کافی/2/21؛ (به هیچ چیز به اندازه ولایت فرا خوانده نشده است.) استفاده می شود که ولایت از بین عبادات خمس (نماز، روزه، حج، و ولایت) از همه بالاتر است، علت آن چیست؟ آیا به اعتبار این که ولایت از عقاید و اصول است؟ و صلاة فرعیت دارد؟ یا به اعتبار تلازم ولایت است با آنچه مؤمن نمازگزار در نمازها تحصیل می کند؟
راه تحصیل کمالات
ما می دانیم که مقامات بسیاری از علما از همین تعلیم و تعلم و نوشتن ها و اشتغال به تحصیل در حوزه های علمیه به دروس معمول در حوزه ها و نیز عمل به مستحبات معمول به حاصل شده است، و کار دیگری نداشته اند. به طور یقین همین ها بوده ولی در عین حال اهل کرامات بوده اند! اگر بنده هم کرامات و مقامات آنها را ندیده بودم، به طور یقین می گفتم که چنین مقامات را نداشته اند. تازه آنها از اساتید و بزرگان پیشین چه چیزها نقل می کردند!
علمای بالله و عالمان بی عمل
شیخ ما (آیةاللّه العظمی غروی اصفهانی) از آقای سیدصدر رحمةاللّه پرسید: منظور از «علما» در آیه انما یخشی اللّه من عباده العلما فاطر/28، از میان بندگان تنها دانشمندان از خدا بیم دارند. چیست؟ ایشان فرمود: «علمای بالله» مراد است، نه عالم به چند اصطلاح، زیرا در آیه کلمه «انما» آمده است. )که دلالی برانحصار می کند، و عموم از آن استفاده نمی شود تا همه عالمان را شامل گردد( وای بر ما اگر روزی بیاید که اسرار پنهان ما زیرورو شود و معلوم گردد که از اهل دین نیستیم، و تنها دنیای خود را آباد کرده ایم، و با این هیکل و لباس و مقام، اعمال و رفتار و اقوال ما به صورت غیرمستقیم سبب انحراف دیگران شده و حال این که فرموده اند: کونوا دعاة للناس بغیر السنتکم، اصول کافی/2/78، با غیر زبانتان مردم را به سوی دین و خدا دعوت کنید، زیرا اگر به قیامت یقین نداشته باشیم، معذور نیستیم، زیرا به ما گفته می شود: «افلا تعلمت؟»بحارالانوار/1/177، چرا یاد نگرفتی؟ و اگر به آن یقین داشته باشیم ولی به مقتضای آن عمل نکنیم، باز معذور نخواهیم بود و به ما گفته می شود: «افلا عملت؟»بحارالانوار/1/177، چرا عمل نکردی؟ در روایتی از امیرمؤمنان علی علیه السلام آمده است: عالم بی عمل، وقود النار، یعنی آتشگیره و هیزم آتش جهنم خواهد بود، بحارالانوار/2/111.
مقام و منزلت و امور اختصاصی حضرت زهرا علیهاالسلام
با این که روایات حضرت زهرا علیهاالسلام کمتر از بقیه معصومین علیهم السلام است، ولی فاطمه زهرا علیهاالسلام صاحب مصحف است. (اصول کافی/1/238)، و همان روایات کم که از ایشان رسید بسیار پراهمیت است. از جمله در روایت است که زنی به خدمت آن حضرت آمد و مسئله پرسید و از مزاحمتی که به ایشان داده بود عذر خواست. حضرت فرمود: «اجر و پاداش معلم مانند کسی است که با زحمت به قله کوهی بالا رود و در آنجا یک گونی طلا به دست آورد» (مستدرک الوسائل/17/317)، کارهایی که ایشان نموده و یا دستور داده انجام شود نیز عجیب است، از جمله وصیت آن حضرت به این که علی علیه السلام او را از روی پیراهن غسل بدهد، و شبانه دفن کند، و افراد مشخص در تشییع جنازه او حاضر نشوند (وسائل الشیعه/3/159)، و نیز دستور ساختن تابوت تا به هیچ وجه بدنش معلوم نشود (وسائل الشیعه/3/220)، و نیز درست کردن تسبیح سی وچهار، یا صد دانه ای، تا در حال اشتغال به کارهای خانه، به راحتی ذکر بگوید. (من لایحضره الفقیه/2/320)، هم چنین مثل شیر، جواب ابی بکر را داد که: «اترث اباک و لاارث ابی؟» این انت من قوله تعالی: و ورث سلیمن داوود (نمل/16) (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید/16/251 و 257.) آیا تو از پدرت ارث می بری و من نمی برم؟ پس معنای این آیه شریفه که «سلیمان از داوود علیهما السلام ارث برد»، چه می شود؟
لزوم احتیاط در فتنه های آخرالزمان
سؤال: از حضرت رسول صلی اللّه علیه وآله درباره آخرالزمان و فتنه های آن نقل شد که فرموده اند: تشخیص تکلیف در آن زمان مشکل است. پس چه باید کرد؟
جواب: اگر به دست آوردن تکلیف مشکل باشد، احتیاط کردن که مشکل نیست. باید توقف کرد و احتیاط نمود. ریختن خون مردم و هتک اعراض آنها و از بین بردن اموال و دین آنها شوخی نیست، برای ما اتمام حجت شده است.

