" یهودیان و مسیحیان را به دوستی نگیرید که آنها دوستان یکدیگرند...(مائده 51)
" هرگز یهودیان و مسیحیان از تو خشنود نمی شوند مگر این که از آیین آنها پیروی کنی . " (بقره 120)
" آن گروه که کافران را دوست گیرند و مؤمنان را ترک گویند ، آیا نزد کافران عزّت می طلبند؟ عزّت همه نزد خداست. " (نساء 139)
دیر یا زود تقابل بین حکومتهای خاورمیانه (اعم از منافع اقتصادی ،سیاسی ،نظامی و میزان وابستگی به قدرتهای خارجی و...)شامل ایران و اسراییل ،ترکیه ،عراق،سوریه ،لبنان و یا کشورهای حوزه خلیج فارس و همچنین مصر و اردن و.... بوقوع خواهد پیوست و این تقابل بنا به دلایلی که بر خواهیم شمرد اجتناب ناپذیر است .
قبل از شروع بحث اصلی باید یاد آور گردیم معمولا کشورها بر اساس وضعیت سوق الجیشی و موقعیتهای استراتژیک با همپیمانهای خود ،دارای تعریفهای متفاوتی هستند .بعنوان مثال موقعیت استراتژیک اسراییل برای آمریکا و تقریبا تمام کشورهای غربی و حتی برای هم پیمان او روسیه بسیارمهم است و قطعا طی این روزها مصاحبه سفیر روسیه در تل آویو و همچنین معاون وزیر امور خارجه روسیه مبنی بر حمایت تمام عیار از اسراییل در قبال هر تهدیدی از طرف هر کشوری را خوانده و یا شنیده اید .بنابراین این موقعیت استراتژیکی که در آن هم حمایت نظامی و هم اقتصادی قرار دارد از حمایت معنوی هم برخوردار است زیرا منطقه اسراییل خصوصا بیت المقدس برای مسیحیان تندرو و یهودیان متعصب بسیار حائز اهمیت است(همچنین برای مسلمانان به خاطر مکان مقدس مسجد الاقصی ).
به قول معروف در روابط بین قدرتهای جهانی اگر یکی بزنی ده تا می خوری تا یادت باشد حریفت کیست ولی متاسفانه در خاورمیانه (و کشورهای جهان سوم )صدتا می خوری تا بدانی که باید آماده خوردن صدتای دیگر باشی ،فقط بررسی تاریخ صدساله این منطقه برای بیان این جمله خود گواه خوبی است.
و اما خاورمیانه منطقه ای که در آن بی عدالتی ،حاکمان نالایق،توزیع نابرابر ثروت،فقر،فحشاء،شکنجه،نقض حقوق بشر ،عدم دموکراسی شفاف و یا عدم قوانین حمایتی برای شهروندان ،عدم آزادی احزاب واقعی ،فرار مغزها،فرار سرمایه ها،ظلم و جور حاکمان و صاحبان قدرت ،وجود طبقات خاص و....سرتاسر آنرا فرا گرفته و صد البته نه خاورمیانه بلکه اکثریت قاطع کشورهای جهان(پیشرفته ،درحال توسعه ،عقب نگاه داشته شده ) و حتی کشورهای پیرامون خاورمیانه مثل آسیای مرکزی و قفقاز،روسیه ،چین،آسیای جنوب شرقی ،آمریکای لاتین ،آفریقا،اروپا ،آمریکا و.....هر کدام به سبک و سیاق خود درگیر این موارد هستند ولی در چنین حالتی خاورمیانه آبستن بحرانهای بزرگی میشود که خواسته و ناخواسته مردمان آن به تدریج نجات خود را در قهرمانهای توخالی یعنی حکومتهای غرب یا شرق عالم ببینند بی آنکه حتی ذره ای به عواقب آن فکر کنند که این وابستگی باعث از دست رفتن هم چیز آنان میشود ،حتی امروز اروپا با این عظمتش نمی تواند بدون اجازه آمریکا آب بخورد یا کشورهای خاورمیانه هرکدام بدلیل وابستگی شدیدی که به غرب یا شرق دارند فاقد هر گونه استقلال در تصمیم گیری هستند .(فاجعه آورترین آن همین فضاحت سعد حریری در دستان بن سلمان و آمریکا و فرانسه گواه این مدعاست و البته مابقی هم بهتر از وضع ایشان را ندارند )
پارادوکسهای موجود در این منطقه (خاورمیانه )بعنوان مثال : پاکستان دارای بمب اتمی و موشکهای بالستیک و قاره پیما می باشد و سابقه اقدامات تروریستی آن بر کسی در داخل و خارج مرزهایش پوشیده نیست و یکی از محرکان اصلی جنگ داخلی در افغانستان است یا اسراییل با داشتن 200 کلاهک هسته ای و یا هند و یا اخیرا عربستان که هم صحبت داشتن بمب اتمی و هم موشکهای بالستیک ان توسط واشنگین پست رو شده است و سایر کشورهای منطقه پس این روابط استراتژیکی است که تعیین میکند کدام کشور تروریسیم یا منشاء خشونت و غیره است .
آکئن آیدئن (عضو هیات تحریریه روزنامه "yenimesaj" چاپ ترکیه): با سئوالاتی آغاز می کنم که سالهای بسیاری است پرسیده می شوند: در خاورمیانه بر سر چه چیزی جنگ می شود؟ چرا فقط مسلمانان کشته می شوند؟ سناریوی این قتل عام (جنگها) را چه کسی تهیه می کند؟ چه کسی این سناریوها را اجرا می کند؟
اگر امروز عربستان سرپرچمدار تفکر الحادی سلفی گری و ضد شیعی است این از نظر غرب و روسیه نه تنها بد نیست بلکه خیلی هم خوب است که دلایل آن در مباحث قبلی بیان شده است چرا و به چه دلیل .تمام این موارد صحت بر این ادعاست چیزهایی مثل حقوق بشر و غیره در تمام کشورهای منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی و شرقی و خود روسیه و چین ...زیر سوال است آنوقت خود این کشورها (روسیه و چین )حق وتو دارند ،پس موضوع چیز دیگری است.
اما اینکه این مقاله از چه منظری بیان میشود قطعا از دیدگاه اخرالزمانی بوده و در آن موضوعات سیاسی یا گرایشات سیاسی هیچ نقشی ندارد بلکه صرفا باید دید آیا این رویارویی می تواند آنچه باشد که در احادیث و روایات بیان شده و یا نه هر تقابلی که امروز اتفاق بیفتد صرفا می تواند یک اتفاق مثل هزاران اتفاق دیگری باشد که در طول تاریخ 1400 ساله اسلام افتاده و اینهم می تواند یکی از آنها باشد .(جنگهای حکومتهای بظاهر اسلامی مثل عباسیان و یا جنگهای صلیبی در خاورمیانه امروز در سد های قبل)
امام صادق(ع) فرمود: امام زمان(ع) ظهور نمی کند، مگر این که دو سوم مردم جهان از بین بروند. عرض شد: اگر دو سوم مردم کشته شوند. پس چه تعداد خواهند ماند؟ فرمود: آیا راضی نیستید و دوست ندارید از یک سوم باقی مانده باشید؟
روایتهای شیعه و اهل سنت به نبرد قرقیسیا اشاره کرده و از بزرگی و بی نظیر بودن این رویداد سخن گفتهاند. محمد مصطفی (ص)، پیامبر اسلام، از این آشوبها چنین یاد میکنند: «فتنهای به پا میشود و به دنبال آن فتنهای دیگر برمیخیزد. فتنه اولی در مقایسه با دومی همانند تازیانه خوردن است در مقایسه با ضربات لبه تیز شمشیر! سپس فتنهای پدید میآید که همه محرمات در آن حلال شمرده شود! آنگاه خلافت به بهترین مردم روی زمین میرسد، در حالی که او در خانهاش نشسته باشد.»
در روایتی منسوب به پیامبر آمده: بعد از من چهار فتنه رخ می دهد: فتنه اول خون ها ریخته می شود. فتنه دوم جان ها و مال ها حلال پنداشته می شود. فتنه سوم جان ها و مال ها و ناموس ها حلال می شود. و فتنه چهارم کر و کور مطلق موج دریا تا اینکه هیچ کس پناهگاهی نمی یابد، شام را در بر می گیرد و عراق را فرو پوشیده و شبه جزیره را با دست و پایش لگدمال می کند. مردم به گرفتاری دچار می شوند و هیچ کس نمی تواند چیزی بگوید از یک طرف آن را پرداخت نمی کنند مگر آن که از طرف دیگر هزینه شده باشد.
و از میان احادیث منسوب به پیامبر که بسیار گفته می شود: بر شما باد سرزمین شام، پس آن بهترین زمین خداوند است که آن را برای بهترین بندگانش برگزید. پس سرباز زدند و بر شما باد رفتن به یمن و از نهرهایش آبیاری کردند. همانا خداوند شام و اهل آن را برای من تضمین کرد.
1- بدلیل شرایط جهانی و تغییر در موقعیت استراتژی اسراییل از سال 1948 به بعد و خصوصا از دهه هفتاد میلادی نوع نگاه به اسراییل و منطقه خاورمیانه تغییری اساسی و منحصر بفرد نسبت به گذشته خود پیدا کرده است و این تغییر در دیدگاه بر خلاف تصور عوام یک تصور مذهبی و معنوی و آماده سازی سرزمین موعود برای منجی اخرالزمان یعنی عیسی مسیح ع بوده تا داشتن یک پایگاه استراتژیکی برای غرب .
مرکز مطالعات صهیونیستی نیتساو در مقاله ای به قلم سرگرد ناداف بن حور و دکتر مایکل آیزنشتادت به بررسی جنگ بزرگ احتمالی آینده در منطقه پرداخت که در سال 2019 انجام میشود. نویسندگان این گزارش تأکید می کنند که تنش روز افزون در مرزهای شمالی سرزمینهای اشغالی باعث افزایش نگرانیهای موجود نسبت به درگیری جدید بین اسرائیل و حزب الله لبنان یا اسرائیل و سوریه شده است، اما این جنگ منحصر به طرف های مذکور نخواهد بود و ممکن است گروههای مختلف شیعی و دولت بشار اسد نیز به آن اضافه شود. همچنین ممکن است جنگ شامل تمامی منطقه شده و در منافع حیاتی آمریکا در منطقه خاورمیانه نیز تاثیرگذار باشد.
این مقاله در ادامه به سناریوهای رژیمصهیونیستی برای تقابل با ایران اشاره کرده و مینویسد که تلآویو در روند جنگ در سوریه یا لبنان احتمالا اقدام به آغاز حمله نظامی ضد ایران خواهد کرد تا بتواند ضربهای را به قلب این محور وارد کنند و به این ترتیب در روند جنگ تاثیر گذار باشد.
بر اساس سناریوی این مرکز صهیونیستی ایران نیز ممکن است عملیات هجومی خود ضد اسرائیل را از اراضی سوریه یا لبنان افزایش دهد. این عملیات میتواند به شکل عملیات نظامی مستقیم یا پرتاب موشکهای گسترده یا حملات زمینی ویرانگر ضد اهداف نظامی اسرائیلی و زیرساخت های حساس و حیاتی سرزمینهای اشغالی صورت گیرد.
کارشناسان صهیونیست معتقدند که اگر رژیم صهیونیستی در سال 2019 اقدام به جنگ افروزی جدید در منطقه نکند، طی 6 سال آینده و احتمالا در سال 2025بسیاری از عناصر قدرت بازدارندگی خود را از دست خواهد داد و لذا احتمال به راه انداختن جنگ بزرگتر در این سال بسیار بیشتر است.
2- وجود موقعیت چهل تکه خاورمیانه و شمال آفریقا خصوصا سودان ،لیبی ، مصر،نیجریه و وجود جنگهای فرقه ای و تولد گروههای الحادی همچون القاعده ،طالبان،داعش،بوکوحرام و سپاه صحابه می توان گفت خاورمیانه دارای موقعیتی فوق العاده حساس ،شکننده و بی نهایت خطرناک را میگذراند که به هیچ وجه حتی با دوران جنگهای جهانی اول و دوم قابل مقایسه نیست چه برسد به دوران جنگهای صلیبی .
3- بدلیل موج جدید جنگهای تجاری و بدست آوردن موقعیتهای ویژه اقتصادی و به طبع آن موقعیت اقتصادی و سیاسی قدرتهای بزرگ در منطقه خاورمیانه هر کدام از قدرنهای جهانی بر سر این موضوع با یکدیگر کورس گذاشته بعنوان مثال رو شدن دست چین در ساخت کارخانه ساخت موشکهای بالستیک در عربستان و یا خیانتهای روسیه در سوریه نسبت به ایران در هنگام بمباران هواپیماهای اسراییلی و عدم کار کردن موشکهای اس 300 (به اذعان عضو کمسیون امنیت ملی مجلس )در آن شرایط خود گواه آن است که متحدان توخالی همچون چین و روسیه و سایر کشورها حتی ترکیه در پی منافع حداکثری خود از این موقعیت خاورمیانه هستند.
4- با توجه به موقعیت داخلی هر یک از کشورهای منطقه مثل عراق ،افغانستان،یمن،لبنان،سوریه و....حکومتهای این کشورها بشدت درگیر جنگهای داخلی و یا موضوعات گوناگون داخلی مثل :فقر اقتصادی ،تورم ،خشکسالی،بحرانهای اجتماعی و سیاسی و... از طرفی سعی در ایجاد یک ثبات داخلی به کمک قدرتهای جهانی را دارند که خود این نگرش و گرایش موضوع را پیچیده تر کرده و میکند .مثلا لبنان هنوز موفق به ایجاد یک دولت نشده (دخالتهای کشورهای خارجی از عربی ،غربی و اسلامی ) ،سوریه هنوز در وضعیتی کاملا حساس بسر میبرد ،عراق با موضوع کردها و اهل تسنن در شمال و شمال غربی هنوز نمی تواند انسجام لازم را برقرار نماید ،افغانستان بشدت و بلحاظ امنیتی در برابر طالبان در موقعیت شکننده ای قرار دارد ،یمن بدلیل موقعیت گروههای مختلف و عدم رسیدن به یک توافق مستحکم می تواند هر آن در موقعیتی به مراتب بدتر از سال 2018 را پیش رو داشته باشد و....و در این میان حملات گاه و بیگاه ترکیه به شمال عراق و سوریه و....با این وضعیت تثبت موقعیت اعتدالی در این کشورها تا حد زیادی بیشتر شبیه رویا است .
5- وجود حکومتهای ایران ،ترکیه ،عربستان ،قطر و پاکستان و منافع هر یک از این کشورها در منطقه خاورمیانه خود یک موضوع بسیار مهم و تا حدود زیادی غیر قابل حل یا حداقل بسیار مشکل محسوب میشود ،زیرا هر کدام از این کشورها دلایل خاص خود را برای جانبداری و یا مخالفت با یکدیگر دارند که بعضا برای ایران و ترکیه حفظ تمامیت اراضی و ثبات درونی و... و برای کشوری مثل پاکستان که بارها توسط سازمانهای اطلاعاتی غربی خص.صا سیا تایید گردیده است در مسایل افغانستان و جنگ داخلی ان نقش عمده ای را داشته موضوع متفاوت از حفظ مرزهایش است .در خصوص عربستان قبول هلال شیعی یا هر کشور یا سازمان و گروههای شیعی قوی به هیچ وجه قابل قبول نبوده و قطعا بیش از سه دهه است که در جنگهای فرقه ای در لبنان و سایر کشورها مثل پاکستان وغیره نقش کلیدی داشته و دارد ...
6- تصادم منافع همه کشورهای جهانی در خاورمیانه و جانبداری آنها از هر کدام این کشورها خود منجر به ایجاد سریعتر جنگ داخلی شده و میشود بعنوان مثال آمریکا می خواهد با طالبان به صلح برسد چون بعد از چندین سال عملا آمریکا از طالبان شکست خورده است (و با صرف این همه تجهیزات مدرن و تسلیحات فوق مدرن باید گفت مفتضحانه شکست خورده است )و این صلح و فرار از افغانستان به مثابه همان انگیزه تشکیل القاعده در افغانستان توسط سیا برای جنگ با روسیه بود و امروز همین نقش را برای طالبان جهت قرار گرفتن مقابل ایران و روسیه و حتی چین در سر می پروراند و از طرفی نقش چین ،پاکستان،ایران،عربستان و روسیه و حتی ترکیه نبایستی در افغانستان نادیده گرفته شود و آینده ای بسیار سیاه برای افغانستان متصور است .یا طرفداری آمریکا از کردهای مخالف ترکیه و ادامه داستان چند ماهه اخیر و بحرانی تر شدن اوضاع هم در شمال عراق و هم شمال سوریه ،و سایر کشورهای منطقه که هر کدام مشکل خودشان دارند حالا یا این مشکل داخلی یا خارجی و یا می تواند هر دو باشد .
7- آمریکا و روسیه و چین و بعضی از کشورهای اروپایی مثل فرانسه و آلمان و انگلیس به این نتیجه رسیده اند بجای یک جنگ رودرو با یکدیگر سعی کنند ابتداء پیش قراولان خود را به جنگ بکشند ،پس وجود یک جنگ تمام عیار اگر چه وجه جهانی ندارد اما می تواند موقعیت هر کدام از این قدرتها را تا حدود زیادی تعیین کند و به قول معروف سوزندان نمونه آزمایشی یک امر لازم برای رسیدن به نتیجه نهایی است .نقش فرانسه ،انگلیس ،آلمان،چین ،روسیه و آمریکا با دادن بهترین سلاحها به عربستان و اتئلاف خود گواه این طرز تفکر کثیف کشورهای قدرتمند از شرق و غرب عالم است و در انتهای کار جنگ از نقطه ای به نقطه ای دیگر کشیده خواهد شد و این ظزیف ترین قسمت موضوع است و کشورهای خاورمیانه خواسته و ناخواسته همچون مومی در دست این قدرتها و به مثابه مهره شطرنج جابجا و حرکت میکنند.
8- بلانکلیفی مردم خاورمیانه با دولتهای خود که مهمترین علت این جنگ می تواند باشد چراکه اوضاع داخلی این کشورها موجب مرگ تدریجی این کشورها شده و این امر خود باعث شده تا آنها از حالت طبیعی بیرون آمده و ناخواسته انتظار جنگی را بکشند که هر چه زودتر تکلیفشان مشخص گردد،گرچه همه ما میدانیم با جنگ تکلیف هیچکس مشخص نمیشود و فقط آثار زیانبار آن می ماند و بس و این وسط مثل همیشه کشورهای تحریک کننده برنده این جنگها خواهند بود.تمام گروههای تروریستی در منطقه خاورمیانه از مردم همین منطقه هستند ولو اگر در اروپا بدنیا آمده باشند .
9- اگرچه جنگ خاورمیانه از سوریه شروع شد ولی به سوریه ختم نمیشود بلکه اتش این جنگ شعاعی بسیار وسیعتر داشته و از یکطرف غربیان و اسراییل و از طرف دیگر شرق سوریه تا افغانستان و کشورهای ترکیه و روسیه را در بر می گیرد ،اگرچه غرب و روسیه این میان آتش بیار معرکه خواهند بود ولی به هر حال عواقب آن غیر قابل پیش بینی است .
10 - هر طور که موضوع را بررسی و یا نگاه کنیم این جنگ اجتناب ناپذیر است چون بقای حکومتهای خاورمیانه هم وابسته به این جنگ است .این خود نوعی فرار به جلو برای این کشورها محسوب شده تا مشکلات عدیده داخلی را که بی پاسخ است با گزینه جنگ حل مسئله نمایند .
11- تاریخ تکرار پذیر است انسانهای امروز با این همه پیشرفت تکنولوژی بجای اینکه از گذشته و تاریخ درس بگیرند و اشتباهات گذشته مثل جنگهای جهانی اول و دوم و یا سایر جنگها را تکرار نکنند بلکه بر عکس آنها با استفاده از تجربیات گذشته با شکل و فرم جدید خود را برای جنگی دیگر آماده میکنند منتها این بار بجای اروپا میدان جنگ خاورمیانه و هزینه های آن تو سط خودشان و نیروی انسانی مورد نیاز از همین منطقه خواهد بود و آنها نقش مستشاری خود را بازی میکنند و البته فروش هزاران میلیارد دلاری سلاح و صد البته اجناس بنجل و از رده خارج خودشان به این کشورها ،در این منطقه رونق خوبی برای آنها خواهد بود و بر عکس این تصور که جنگ در خاورمیانه به ضررر همه کشورهای دنیا و خصوصا پیشرفته است، بایستی گفت اصلا این تصور درست نیست اولا موقعیت اقتصادی ،نظامی ، فرهنگی و سیاسی این کشورها کاملا از هم پاشیده خواهد شد و در ثانی کشورهای قدرتمند این منطقه را آنگونه که می خواهند پاکسازی می نمایند و از همه مهمتر باورها و عقاید انها را زیر ورو می نمایند و دین نوین جهانی را جایگزین آن می نمایند.
نکته مهم این است که کشورهای غربی و روسیه سالها است که در کشورهای جهان سوم جنگها ی داخلی یا منطقه ای را به راه می اندازند و از این گذر به نو نوایی رسیده اند ،قراموش نکنید ثروت انگلستان و اسپانیا و روسیه و غیره تماما از استثمار کشورهای جهان سوم بوده و به پشتوانه همان ثروت آنان امروز در این جایگاه قرارگرفته اند از کشف آمریکا و تا چپاوول بومیان آن توسط اروپاییها تا قتل و عام و به بردگی کشیدن مردم مظلوم آفریقا و....
امروز روسیه و امریکا هر دو منافع خود را در ونزوئلا بشدت در خطر می بینند (حتی اروپا)نه مردم و نه دموکراسی و نه حقوق بشر برای هیچکدام مهم نیست مهم اینست بزرگترین کشور جهان با ذخیره نفتی اگر از دست هر کدامشان بروند واویلایی است وگرنه همین کشورهای قدرتمند می بایست تا الان آفریقا و فقر و گرسنگی ،حقوق بشر و ...آنرا باید حل و فصل میکردند،ته آفریقا در آمریکای لاتین یا آسیا و ...اینگونه نیست نه موضوع فقط ثروت این کشورها است هر جا منافعشان ذره ای در خطر باشد وببینند که این گاوهای شیرده هفتاد من دیگر خوب شیر نمی دهند سریع وارد عمل میشوند .
این جنگهای خاورمیانه نه برای شرف و عزت بلکه جنگ گلادیاتورهاست فقط بایستی بکشی تا زنده بمانی و تماشاچیان آن کشورهای قدرتمندمثل روسیه ،چین،آلمان ،فرانسه،انگلیس و آمریکا هستند که از این جنگ نهایت لذت را میبرند و در انتها منافع حاصله از بلیط را بین خود تقسیم میکنند .
اما اینکه اتفاقهای امروز خصوصا در خاورمیانه پایه و اساس جریان آخرالزمان خواهد بود قطعا همینگونه است و در آن شکی نیست یادمان باشد این موضوع به مثابه یک سریال تلویزیونی دنباله دار است که همه ماجراهای آن سریال فقط در قسمت آخرش مشخص و روشن میگرددو مابقی تصورات ما در طول سریال حدس و گمانی بیش نیست .پس اتفاقات امروز قابل رد شدن نیست ولی ماندن در آنهم جایز نیست بلکه عاقل هوشمندانه و با حس مسئولیت انسانی و اخلاقی نظاره میکند و با دقت موضوع را پیگیری می نماید.
برابر تمام احادیث و روایات و سایر آنچه در ادیان الهی بدست آمده جنگ اصلی و همه ماجرا و داستان به خاورمیانه ختم میشود و این رویارویی اگر بر اساس اهداف الهی باشد که اکنون نیست و در زمان خودش اینگونه خواهد شد خیلی ارزشمند است و قطعا مومنان و موحدین ابراهیمی بی صبرانه برای آنروز و آن زمان و ساعت لحظه شماری میکنند و جان خود را برای آن مهم حفظ کرده اند تا در آن وقت تقدیم نمایند .
ولی تا انوقت بدانیم چه می گویم چه میکنیم و کجا می خواهیم برویم .
هل یجب معرفة علائم الظهور، لیعلم به عند وقوعه، و یعرف المحقّ من المبطل، و یمیز بین الخبیث و الطیّب؟ الظاهر هو وجوبها؛ حذرا عن الوقوع فی الضلالة، و دفعا للضرر المحتمل.
آیا شناخت و معرفت نشانه های ظهور، واجب است؟ تا اینکه هنگام وقوع نشانه ها، علم و آگاهی به آن حاصل شود و بین حق و باطل، تمییز و تشخیص قائب شوند؟ آری. ظاهر بر وجوب یادگیری و تعلیم نشانه های ظهور است تا اینکه در ضلالت و گمراهی عصر غیبت، دچار نشویم. علاوه براین، دفع ضرر احتمالی ناشی از عدم شناخت نشانه های ظهور، واجب است.
بدین سان، پیشوایان معصوم، برای ظهور امام مهدی، نشانه های فراوانی را بیان فرموده اند و از طرح و ذکر آنها، اهدافی داشته اند و محال است در کلمات معصومین، حرف لغو و بی هدفی، وجود داشته باشد.
"حوادث قبل از خروج سفیانی"، از کتاب الغیبۀ نعمانی به نقل از امام علی و امام باقر، چنین خواهد بود:
1. اختلاف و جنگ بین دو پرچم و دو تفکر در منطقه شام و سوریه (اختلف الرمحان بالشام)
2. صوت با پیروزی در پایتخت منطقه شام، دمشق (یجیئکم صوت من ناحیۀ دمشق بالفتح) و رجفۀ با رحمت برای مؤمنین و عذاب برای کافرین در سوریه (رجفۀ تکون بالشام یهلک فیها اکثر من مائۀ الف، یجعلها الله رحمۀ للمومنین و عذابا للکافرین)
3. ورود ادوات نظامی پیشرفته به سوریه (اصحاب البراذین الشهب المحذوفۀ)
4. ورود پرچم های ....... از غرب سوریه به این کشور (الرایات الصفر تقبل من المغرب حتی تحل بالشام)
5. خسف و زلزله دمشق در محور جابیه- حرستا (تخسف قریۀ من قری الشام تسمی الجابیۀ)
6. بخشی های از مسجد اموی دمشق، فرو می ریزد (تسقط طائفۀ من مسجد دمشق الایمن)
7. ادعای انفصال .... از حاکمیت منطقه شام و سوریه (مارقۀ تمرق من ناحیۀ الترک)
8. حمله ترک ها به مناطق ..... سوریه (سیقبل اخوان الترک حتی ینزلوا الجزیرۀ)
9. بعد از این حوادث، منطقه شام و سوریه، واقعا تخریب می شود (اول ارض تخرب، ارض الشام)
10. غربی ها هرچند در این بین، خود از اختلاف و اضطراب و چه بسا جنگ جهانی، رنج می برند (هرج الروم)
11. غربی ها در دفاع از یهودیان، وارد رمله، میناء اشدود در فلسطین، می شوند (و ستقبل مارقۀ الروم حتی ینزلوا الرملۀ)
برچسب:
نویسنده: یوسف یوسفی