خرید بک لینک

این فیلم یک فیلم با ژانر آخرالزمانی و براساس اعتقادات اونجلیستی و ترکیبی از مسحیت و یهودیت صهیونیسم و با نمادهای شیطانی ساخته و پرداخت شده است بطوریکه در جایی قدرت بی نظیر شیطان را به رخ تماشگر میرساند.

قطعا ساده انگاری است که فیلمهای آخرالزمانی هالیود را بدون مطالعه و پیش زمینه ای از تحریفات تورات و انچیل در نظر گرفت و یقینا این فیلمها هدفمند و برای بیان تغییر نگرشهای واقعی تمام ادیان و انحراف این ذهن ها از واقعیت الهی و سوق دادن به سمت نگاههای شیطانی به آخرالزمان است و در تمام این فیلمها به نوعی دجالفسفیانی،شیطان،ضد مسیح و...همه زیرکانه به نمایش گذاشته شده اند و سعی اول انها تخریف و تحریف اسلام و مسیحیت و یهودیت واقعی است .

پایه اعتقاد نوین تعدادی از مسیحیان و یهودیان صهیونیسم در قرن نوزدهم و تحت تاثیر نگرش ویژه به کتاب مقدس ( عهده قدیم و جدید ) شکل گرفت. براساس اعتقادات آنها ،تاریخ بشریت به هفت عصر (دوره ) تقسیم می شود. به گفته آنان در حال حاضر جهان درحال پشت سر گذاشتن دوره ششم حیات تاریخی خود و آماده شدن برای ورود به عصر هفتم که همان ظهور مسیح است می باشد.

بر اساس پیش گویی های آنان در عصری که ما زندگی می کنیم ، فجایع بی سابقه و حوادث بسیاری اتفاق می افتد که در نهایت به آخرین جنگ سرنوشت ساز یا همان آرما گدون منتهی می شود. در این جنگ مسیح دشمنان خود را از بین برده و سلطنت هزار ساله خود را برپا می کند . به همین دلیل به پیروان این عقیده " هزاره گرا" گفته می شود . اکثر طرفداران این مکتب که بالغ بر 12 میلیون نفر هستند در آمریکا مستقر می باشند . عده ای از آنها کرسی های کنگره و پست های مختلف سطوح گوناگون را در دولت کنونی آمریکا در اختیار دارند.

مسیحیان صهیونیست عقیده دارند که براساس پیش گویی ها اشغال عراق پیش زمینه وقایع قبل از ظهور مسیح بدست آنان اعتقاد راسخی به پیش گویی های مطرح شده در کتاب " مکاشفات یوحنا" ( عهد جدید ) دارند. علیرغم متن بسیار مبهم و نمادین این پیش گویی ها در کتاب مقدس ، فصل های مربوط به عراق روشن تر آمده است. در کتاب مقدس عراق بانام " بابل" معرفی شده است. با وجود اینکه در طول تاریخ ، عراق بارها مورد هجوم بیگانگان غربی قرار گرفته است ، مسیحیان صهیونیست عقیده دارند که تصرف عراق توسط آمریکا با ظهور مجدد مسیح مرتبط است و طرح تقسیم عراق به سه ناحیه ، احتمالا با عبارت " و شهر بزرگ به سه قسم منقسم گشت..." منطبق است . این گروه لشگری از کشیشان صهیونیست را به عراق فرستاده اند تا مردم عراق را متقاعد کنند تصرف کشورشان ، امر محتوم الهی بوده است و در پیش گویی های کتاب مقدس به صراحت به آن اشاره شده و آنها باید آن را بپذیرند.

در فیلم " ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه" 8 دقیقه بعد از آغاز فیلم " پپین" با نگاه کردن به " گوی آتشین" که گندالف آن را به پارچه می پیچید تا چشمی به آن نیفتد، آینده را می بیند و از تصرف شهر در آینده مطلع می شود و آن را به گندالف بازگو می کند. این رازی است که گندالف از مدت ها قبل بر وقع آن آگاه است . همان رازی که مسحیان صهیونیست سعی در ترویجش دارند. در این فیلم "گندالف" قدرت اساطیری بینش الهام یافته دارد و کسی است که باید زیر نظرش حلقه به مذاب انداخته شود و پادشاهی اراگون اعاده شود ، موجودی نمایانده می شود که از ازل تا ابد جهان را آگاه است و تولد و نوجوانی و جوانی نداشته همیشه سپید موی دانا و توانا بوده است و در آخر فیلم هم همچون ناظری بی طرف از چشم ها پنهان می شود . این ویژگی ها سخن او را برای مخاطب اثر گذار و ماندگار می کند .

در این میان بر اساس عقاید مسیحیان صهیونیست بسیاری از متون کتاب مقدس و ازجمله سرود مذهبی " خرقیال نبی " که در عهد عتقیق آمده است به لزوم تجمع یهودیان در فلسطین و تشکیل حکومت یهودی اشاره می کند. آن ها عقیده دارند که یهودیان باید به سوی فلسطین مهاجرت کنند تا نقش خود را در وقایع ظهور مسیح ایفا نمایند . ابزار سینما می تواند در قالب طرح یک درام زمینه ساز قبول این حرکت جمعی د دهه های آتی باشد .

جماعت مسیحیان صهیونیست شامل ده ها انجمن است که مهمترین آن " سفارت مسیحیت" واقع دراورشلیم ، به شمار می آید. مسیحیان صهیونیست بر اساس مطالب کتاب " سفر پیدایش تورات " تلاش می کنند تاحکومت اسراییل را از نیل تا فرات گسترش دهند. تورات ، سفر پیدایش ، باب پانزدهم ، ردیف 18 : "در آن روز خداوند با ابراهم عهده بست و گفت: این زمین را از نهر مصر تا به نهر اعظم ( یعنی فرات ) به نسل تو بخشیدم ." به همین علت است که مسیحیان صهیونیست پا به پای " ایپک " AipAc ؛ لابی یهودیان آمریکا با فرآیند صلح خاورمیانه به شدت مخالف اند و از دولت اسراییل می خواهند که سرزمینی های اشغالی را یکپارچه سازد.

مسیحیان صهیونیست همچنین به دلیل اعتقاد خود مبنی بر ساخت معبد سلیمان واینکه معبد سلیمان در زیرمسجد الاقصی واقع است سعی در تخریب مسجد الاقصی دارند. براساس اعتقاد آنان ، مسیح پس از ظهور در معبد سلیمان نماز می گذارد، پس مسیحیان باید تا زمان ظهور مسیح مراسم عبادی و قربانی کردن خود را مطابق شریعت موسی در معبد سلیمان تمرین کنند.

آنان جنگ با مسلمانان را حتمی می دانند و صلح را قبل از ظهور مجدد مسیح امکان ناپذیر ارزیابی می کنند. " یت رابرتسون" کشیش مسیحی صهیونیست عقیده دارد: " وضعیت جهان ، نباید به سوی صلح و بهبود حرکت کند، جهان را باید به سمت بدترین شرایط ممکن سوق داد. مسیحییان باید بیاموزند که چگونه موجب تاخیر ظهور مسیح نشوند. بنابراین حتی مسیحیان نباید نگران آسیب های زیست میحطی باشند، زیرا براساس پیش گویی ها، این امر مقدمه ظهور مسیح است ."

نکات مهم در مورد این بخش از داستان عبارتند از:

30

نکرومنسر (سائورون)، موجودی است که ابتدا در شرق عالم، نمایان می شود و سعی می کند با جمع آوری نیرو قدرت خود را در دنیا گسترش دهد و سرزمین میانه را تصاحب کند. در این زمان، اتحاد نیروی های خیر، او را شکست داده و موجب می شوند تا او مدتی از دید عموم ناپدید شود (به نظر می رسید که او نابود شده است). سال ها بعد او دوباره پدیدار می شود و انجمن محافظت از سرزمین میانه او را شکست داده و باعث می شوند یکبار دیگر او ناپدید شود!
سال ها بعد، دوباره او قدرتمندتر از گذشته بازمی گردد و سعی می کند تا سرزمین میانه را از آن خود کند و در نبردی سرنوشت ساز و نهایی نابود می شود.
نکرومنسر سه بار در جهان حضور دارد. بار اول، پس از شکست، غیبتی کوتاه دارد و دوباره بازمی گردد. سپس دوباره شکست خورده و اینبار به غیبتی طولانی می رود. در نهایت دوباره بازگشته و با قدرتی بسیار زیاد، نیروهای زیادی را جذب خود کرده و برای نبرد نهایی آماده می شود.

41

منطقه نبرد هم سرزمین میانه نام برده می شود. در واقع می توان با کنار هم گذاشتن کدهای موجود در این داستان، به ماهیت اصلی آن و شخصیت سائورون پی برد. ظاهراً این شخصیت تمثیلی از امام عصر (عج) است که با دو غیبت صغری و کبری، در نهایت خود را برای نبرد نهایی آماده می کند. در روایات، منطقه ظهور حضرت و شروع قیام وی در خاورمیانه ذکر شده که در این داستان خاور میانه به سرزمین میانه تغییر نام داده است.

43

از دیگر شاخصه های مهم سائورون در داستان، چشم بزرگی است که همه جهان را زیر نظر دارد. حال این موضوع را با این حدیث و آیات شریفی که در مورد حضرت ولی عصر (عج) وجود دارد، مقایسه کنید تا متوجه اصل موضوع شوید:
از آیات قرآن و احادیث پیامبر و امامان علیهم السلام استفاده می شود که وجود مقدس امام زمان (عج) بر اعمال انسان ها نظارت دارد. اعمال آنان را می بیند و کارهای آنان به حضورش عرضه می شود. بدین جهت به حضرت ولی عصر علیه السلام "عین الله" گفته می شود. یعنی دیدگاه پروردگار جهان.

25

البته سایر ائمه علیهم السلام هم عین الله هستند. هر امامی در زمان خویش شاهد اعمال پیروانش بوده و وجود این مقام (این آگاهی گسترده) بر امام استفاده ندارد. قرآن کریم درباره حضرت عیسی علیه السلام می فرماید:
- انبتکم بما تأکلون و ماتدّخرون فی بیوتکم (سوره آل عمران، آیه 49)
"به آنچه می خورید و در خانه های خود ذخیره می کنید به شما خبر می دهم."
و این نشان دهنده مقام شهود پیامبران و پیشوایان الهی است. بر این اساس، امام زمان عجل الله تعلی فرجه الشریف عین الله شاهد بر باطن و ظاهر اعمال ما است.
در ادامه داستان هابیت، سرانجام نیروهای سائورون (اورک های تحت رهبری وی) در نزدیکی تنها کوه با دورف های وارث کوه و متحدانشان وارد جنگ شده و پس از یک درگیری سخت و خونبار، با کشته شدن تورین و آزوگ به دست یکدیگر، جنگ به پایان می رسد.
البته ماجرای حلقه یگانه و سرنوشت نهایی سائورون در سری ارباب حلقه ها روایت می شود و در آنجا شاهد تکمیل اطلاعات در این مورد هستیم.
سری ارباب حلقه ها با این مقدمه آغاز می شود:
همه چیز با ساختن حلقه ها شروع شد.

37

3 حلقه برای الف ها که از همه اقوام دانا تر بودند.

31

۷ حلقه به اربابان دورف که ذهنی هشیارتر داشتند.

39

۹ حلقه به انسان ها که فانی و محکوم به مرگ بودند.
اما همه فریب خورده بودند. چون سائورون حیله گر در آتش کوه نابودی برای خود حلقه دیگری ساخت و تمام تاریکی خود را درون این حلقه قرار داد.
تمام سرزمین های آزاد در اثر قدرت حلقه از بین می رفتند، اما بعضی ها مقاومت نشان دادند.

فلسفه این اعداد چیست؟
در مورد ماهیت و علت انتخاب این اعداد تا به حال، حدس هایی زده شده که می توان به عنوان نمونه به مهمترین آن ها اشاره کرد:
می دانید که در نمادشناسی کابالا عدد 10 عدد خداوند نام نهاده شده است. همچنین در نمادشناسی اعداد فرد را اعداد ناقص و همراهی آن ها با عدد 1 را نمادی از تکامل معرفی می کنند.

16

در این داستان به هر سه گروه الف، دورف و انسان تعداد حلقه هایی که داده می شود، اعداد فرد هستند. می دانید که رقم یکان اعداد اول بزرگتر از ۱۰ فقط ممکن است ارقام ۱، ۳، ۷، و ۹ باشد. پس برای کمال رسیدن هر یک از این گروه ها لازم است تا عدد یک (یک عضو) به عنوان رهبر به آن ها افزوده شود تا این تکامل صورت گیرد. پس با اضافه شدن سائورون (صاحب تک حلقه) به الف ها آن ها به کمال می رسند. همچنین دورف ها با سائورون گروه 8 نفره ای ایجاد می کنند و تکامل آن ها در گرو این موضوع است. در مورد انسان ها هم اوضاع به همین منوال است، با این تفاوت که افزودن شدن سائورون به جمع آن ها، عدد 10 پدید می آید که نمادی از تکامل مطلق و خداوند است. این تکامل که انسان را به مقام خداوندی می رساند، اشاره ای بارز به موضوع اومانیست دارد. در داستان هم شاهد هستیم که تنها گروهی که بعدها با سائورون همپیمان می شوند و به او می پیوندند، همین 9 پادشاه انسان (نازگول ها) هستند. شاید به این تعبیر که سائورون و انسان ها سودای خدایی در زمین را دارند!
حدس و گمان درمورد مرجع اصلی داستان
اما سوال مهمی که در اینجا مطرح می شود، این است که داستان حلقه ها از کجا نشأت گرفته است؟ آیا این داستان ساخته و پرداخته ذهن تالکین بوده یا وی تحت تأثیر ماجرایی، داستان خود را خلق کرده است؟

38

ریچارد واگنر، موسیقیدان آلمانی در یکی از معروفترین اوپراهایش داستانی به نام حلقه نیبلانگ (Nibelung) را روایت می کند که شباهت بسیار زیادی به داستان هابیت و ارباب حلقه دارد.
این اپرا مشهورترین اثر واگنر است که داستان آن درباره حلقه جادویی است که کوتوله ای به نام "البریش" آن را از طلایی که از رود راین دزدیده، ساخته و هر کسی صاحب آن شود در واقع تمام قدرت جهان را در اختیار خود خواهد داشت.
واگنر شیفته دنیای افسانه ها و اسطوره ها بود و علاقه اش را در این اپرا به خوبی نشان داد، چون در طول چهار اپرایی که در این داستان اجرا می شود، پای همه افسانه ها و اسطوره ها به میان می آید و حلقه به چیزی برای مبارزه خدایان، عفریت ها، غول ها و قهرمانان تبدیل می شود.
اسامی چهار پرده این اوپرا عبارتند از:
- طلای راین
- والکوره
- زیگفرید
- غروب خدایان
نیبلانگها در افسانههای ژرمنی، نژادی از موجودات بسیار کوتاه قامت هستند که در جهان زیرین، به نام سرزمین مه سکونت دارند و به سبب نام شاهشان که نیبلانگ است، به این نام خوانده شدهاند و گنجی بزرگ در زیر زمین دارند.
زیگفرید پس از کشتن شاه آنها و پیروزی بر کوتولهای به نام آلبریش، این گنج را به چنگ میآورد. پس از آن گنجداران، یعنی نخست زیگفرید و جنگاورانش و سپس بورگوندها، نام نیبلانگها را برای خود برمیگزینند.

26

در سری ارباب حلقه ها تمام تمرکز داستان به بازگشت سائورون و تلاش وی برای بازپس گیری حلقه قدرت معطوف است و به طبع تلاش های گروه خیر برای نابودی حلقه را نیز شامل می شود.
قهرمان این سری از داستان ها، همچنان یک هابیت است. فرودو بگینز فردی است که از طرف شورای ریوندل مأمور می شود تا حلقه را به موردور ببرد و آن را در آتش کوه نابودی بیندازد.
در این سفر ۸ نفر او را همراهی می کنند:

14

سم وایز گمجی، مری، پیپین، گاندالف خاکستری، آراگورن، برومیر، لگولاس و گیملی.
آن ها سفری پر مخاطره را آغاز می کنند و در این راه گاندالف در مبارزه ای علیه یکی از شرورترین موجودات تاریکی (بالروگ) جان خود را از دست می دهد. سپس نوبت به برومیر می رسد که برای محافظت از فرودو جان خود را تقدیم کند.

نکته ای مهم درمورد ساحران و نقش آن ها در داستان:
برای درک نقش ساحران در این سری از داستان ها، ابتدا لازم است تا کمی با ماهیت دنیای خلق شده توسط تالکین آشنا شویم:
در واقع ساحران را می توان پیامبران والار در سرزمین میانه دانست. والار بزرگترین و قدرتمندترین آینور بودند که چشم انداز ایلوواتار را شاهد بودند و بنابر این به ائا هبوط کردند تا چشم انداز را عینیت بخشیده و آردا را خلق نمایند.

آینور چیست؟
آینور روحهایی جاودانند که قبل از خلقت در جهانهای افسانهای تالکین می زیستند. این نژاد، اولین موجودات خلق شده فکر ارو ایلوواتار هستند.

با کمی دقت، می توان به راحتی متوجه این موضوع شد که دنیای توصیفی تالکین تا چه حد وامدار اساطیر یونانی است و چه مقدار از آن ها تأثیر گرفته است. اما مهم تر از این مسئله، حضور 5 ساحر در این دنیای اسطیری است که از قضا نقش بسیار پررنگی در سرنوشت داستان دارند.

09

سارومان سفید، گاندالف خاکستری، راداگاست قهوه ای، آلاتار آبی و بالاندوی آبی! پنج جادوگری هستند که طبق داستان در میان جبهه حق و باطل انجام وظیفه می کنند!
سارومان به عنوان بزرگ این فرقه در ابتدا با جبهه خیر بود، اما وسوسه قدرت و ترس از شکست، او را به نیروهای تاریکی ملحق کرد.
سپس گاندالف خاکستری که تا آخرین لحظه در جبهه خیر می جنگید در اثر حادثه ای ارتقاء درجه پیدا کرد و به گاندالف سفید تغییر ماهیت داد و به عنوان پیش قراول و الهام بخش در نبرد نهایی در کنار با آراگورن با سائورون مبارزه کرد.
راداگاست هم ساحری عاشق طبیعت بود که در خدمت جبهه خیر بود و به آن ها یاری می رساند.
اما از سرنوشت دو ساحر دیگر اطلاعات چندانی در دست نیست و نقش آن ها تا حدی در این داستان ها مبهم است.
حال زمان آن رسیده تا کمی هم در مورد نمادگرایی این ساحران بحث کنیم (لازم به ذکر است که این نمادگرایی بیشتر در فیلم های این سه گانه قابل مشاهده هستند تا داستان)
به نظر می رسد که آن ها نمادی از 5 پیامبر بزرگ یهود باشند!

05

راداگاست را می توان نمادی از حضرت سلیمان نبی (ع) دانست که قادر به تکلم با حیوانات بود و هچون او که هدهدی به عنوان مشاور و دیدبان خود داشت، راداگاست هم پرنده ای با همین جایگاه در اختیار دارد.

33

گاندالف را می توان نمادی از حضرت موسی (ع) دانست. پیامبری که هدایت قوم بنی اسرائیل را بر عهده داشت و در این راه با فرعون به مبارزه برخاست. هدایت دورف ها توسط وی و درگیری او با سائورون می تواند نمادی از این موضوع باشد.

29

در مورد ماهیت سارومان هم حدس و گمان های زیادی وجود دارد. مثلاً برخی او را نماد داود نبی (ع) می دانند و پادشاهی وی را با تلاش سارومان برای کسب قدرت و حکومت یکی می کنند. عده ای هم او را مطابق با هارون نبی (ع) می دانند و یکی شدن درجه گاندالف با وی را هم دلیلی بر این مدعا می گیرند. البته همه این نظریات در حد حدس و گمان است و نوع پرداخت پیتر جکسون در فیلم به مقوله ساحران موجب بروز چنین طرز تفکری در میان مردم شده است.

27

در ادامه داستان، فرودو خودش را به کوه نابودی می رساند و پس از درگیری با گالوم، حلقه را نابود می کند. با نابودی حلقه قدرت سائورون هم از بین رفت و توسط آراگورن از پای درآمد. در پایان داستان هم، آراگورن فاتح، تاجگذاری نمود و رسماً خود را پادشاه نامید...
البته تعداد نمادهای موجود در این سری داستان ها (خصوصاً فیلم ها) بسیار زیاد است و پرداختن به همه آن ها خارج از حوصله این مقاله است. در این متن، سعی شد تا به بخشی از مهمترین نمادها پرداخته شود و تا حد بضاعت از آن ها رمزگشایی شود. امیدوارم که بتواند در درک بهتر تفکرات پشت پرده داستان هایی که ظاهری اساطیری و افسانه ای دارند و به نظر صرفا برای سرگرمی تولید شده اند، کمک کند.


طبق گفته های خود تالکین، دورف ها در این داستان نمادی از قوم یهود و بنی اسرائیل هستند. آن ها در ابتدا صاحب جلال و شکوه بسیار بودند و نزد همه اقوام محترم شمرده می شدند، اما به مرور این قوم رو به انحطاط گذاشت و ثروت اندوزی به بلایی خانمانسوز در میان آن ها تبدیل شد. سپس آن ها به مخالفت با فرامین خداوند یکتا برخاستند و به این واسطه، مورد لعن خداوند قرار گرفتند و ضمن از دست دادن احترام، جایگاه و ثروت، از سرزمینشان هم آواره شدند.

03

دورف های درون فیلم هم از چنین روندی پیروی می کنند. البته پیتر جکسون صحنه مهاجرت و آوارگی یهودیان را بنا به دیدگاه خود و با توجه به جو تبلیغاتی و مظلومنمایی یهود در این فیلم بازسازی نموده و در کتاب این صحنه بدین شکل توصیف نشده است.
اژدهای اسماگ هم نمایی از ویرانی و شری است که یهود به واسطه نافرمانی به آن مبتلا شد. نام اسماگ از فعل آلمانی Smugen به معنای "چپاندن درون یک سوراخ" مشتق شده و به تسخیر سرزمین دورف ها توسط وی اشاره دارد. ردپای اژدهای سرخ را می توان در بخش مکاشفات یوحنا در کتاب انجیل هم پیدا کرد:

17

در باب 12 می خوانیم:
- اژدهای سرخu202fرنگ و بزرگی را دیدم که هفت سر و ده شاخ داشت و بر هر یکی از سرهایش نیمu202fتاجی قرار داشت، و با دُم خود ثلث ستارگان آسمان را جمع کرد و آن ها را بر زمین ریخت. اژدها در برابر آن زنی که نزدیک بود بزاید، ایستاد تا همین که نوزادش به دنیا بیاید، آن را ببلعد. آن زن پسری به دنیا آورد که قرار بود با عصایی آهنین بر همۀ ملت ها حکومت کند. اما کودک او به سوی خدا و تخت او ربوده شد و آن زن به بیابان، به جایی که خدا برایش آماده کرده بود، گریخت تا در آنجا به مدت یک هزار و دو صد و شصت روز نگهداری شود.
در آسمان جنگی برپا شد. میکائیل و فرشتگانش با اژدها و فرشتگان او جنگیدند. اژدها شکست خورد و دیگر در آسمان جایی برای او و فرشتگانش نبود. پس آن اژدهای بزرگ از آسمان به زیر انداخته شد، آن مار قدیمی که کلیۀ دنیا را گمراه میu202fکند و نامش ابلیس و شیطان است، با فرشتگانش به زمین افگنده شدند.
آنگاه صدایی بلند در آسمان شنیدم که میu202fگفت:
اکنون نجات و قدرت و پادشاهی خدای ما رسیده و مسیح او قدرت را به دست گرفته و کسی که مدعی برادران ما بود و شب و روز آن ها را در برابر خدای ما متهم میu202fساخت، از آسمان بیرون رانده شده است. این برادران ما با خون بره و با شهادتی که به زبان میu202fآورند بر او غالب شدهu202fاند، زیرا آنu202fها حاضرند جانu202fهای خود را فدا کرده، بمیرند. پس ای آسمانu202fها و همۀ ساکنان آنu202fها خوشی کنید. اما وای بر شما، ای زمین و ای بحر، زیرا ابلیس به سوی شما آمده و از اینکه میu202fداند مهلت زیادی ندارد، بسیار خشمگین است.
همین که اژدها فهمید که به زمین انداخته شده است، به دنبال زنی که کودک ذکوری به دنیا آورد، رفت. اما به آن زن دو بال عقاب بزرگ داده شد تا به سوی مکانی که در بیابان برایش آماده شده بود، پرواز کند و مدت سه و نیم سال در آنجا دور از دسترس مار نگهداری شود.

11

مار به دنبال آن زن سیلابی از دهان خود بیرون آورد تا با جریان آن او را بشوید و ببرد. اما زمین به کمک او آمده دهان خود را باز کرد و سیلابی را که اژدها از دهان خود جاری ساخته بود فرو برد. از این رو اژدها نسبت به آن زن خشمگین شد و رفت تا با بقیۀ فرزندان او که احکام خدا را نگاه میu202fدارند و به عیسی شهادت میu202fدهند، بجنگد و اژدها در کنار بحر به انتظار ایستاد...
بدین ترتیب می توان اژدهای سرخ را نمادی از شیطان و فریب قوم یهود و دیوانگی پادشاه دورف ها را حاصل وسوسه های پنهان اژدها و یا میل به دنیاپرستی یهود دانست (در بخشی از فیلم از این بیماری به بیماری اژها هم تعبیر می شود و صدای اژدها همچون یک منادی پنهان شروع به وسوسه تورین می کند.)

13

سپس داستان به چند سال بعد پرش می کند و ماجرای تلاش تورین (Thorin)، پسر تارین (Thráin)، نوه ترور برای بازپس گیری تاج و تخت قصب شده توسط اژدها را شرح می دهد. طبق نقشه گاندالف خاکستری (Gandalf the Grey) تورین به همراه 12 دورف دیگر در خانه بیلبو بگینز (Bilbo Baggins) گرد هم جمع می شوند تا در مورد چگونگی شروع سفر و چالش های پیش رو با یکدیگر مشورت کنند.
سرانجام پس از رایزنی های مختلف، گروه 13 نفری دورف ها به همراه بیلبو عازم سفری سخت و خطرناک می شوند.
نسخه دوم و کامل فیلم

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1398 ساعت: 13:00

صفحه بندی