خرید بک لینک

در بسیاری از روایات طلوع خورشید از مغرب قبل از ظهور اشاره دارد :

و این نکته که پس از این طلوع درب توبه بسته خواهد شد و ایمان افراد سودی به حالشان نخواهد داشت (ابنحنبل، بیتا: ج4، 239 - 240؛ نسائی، 1411: ج6، 344؛ ابن ماجة القزوینی، بیتا: ج2، 1353؛ بیهقی، بیتا: ج1، 281 - 282؛ ترمذی، 1403: ج5، 205 - 206؛ هیثمی، 1408: ج10، 198؛ صنعانی، بیتا: ج1، 204 _ 206؛ طبرانی، 1406: ج8، 56 _ 57، ج10، 206؛ مروزی، 1414: 398) و در یک روایت فرصت توبه را به ظهور امام مهدی محدود میکند (صدوق، 1405: 18) و این میتواند مؤید نظریه نمادین بودن باشد با این توضیح که مراد از طلوع و پایان فرصت توبه همان ظهور است.

ولی در جای دیگری در روایت فرصت توبه محدود به مرگ حجت الهی و خالی شدن زمین از حجت شده است (برقی، 1370: ج1، 236) و این با طلوع واقعی خورشید در آستانه قیامت سازگاری دارد.


در بسیاری از روایات مربوط به طلوع خورشید از مغرب بهویژه در روایات تفسیری این موضوع، به پذیرفته نشدن توبه و فایده نداشتن ایمان پس از طلوع تصریح شده است. بر فرض نمادین بودن طلوع خورشید از مغرب و حمل بر ظهور امام مهدی، عدم قبولی توبه و بیفایده بودن ایمان پس این طلوع چه توجیهی دارد؟

آیه فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنا بِما کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْکافِرُونَ (غافر: 85) بیان میکند که عدم نفع ایمان در هنگامه دیدن عذاب الهی یک سنت خداوندی است و شکی نیست که ظهور امام مهدی از پس پرده غیبت، سرآغاز بأس الهی و عذاب برای کافران خواهد بود و مطابق سنت خداوند ایمان تا قبل از آمدن عذاب سودمند است و پس از مشاهده عذاب نفعی نخواهد داشت و در عصر ظهور وضوح حق به درجه عالی میرسد و غیب مشهود خواهد شد و در آن هنگام توبه کافران و معاندان قبول نخواهد شد.

امام صادق در تفسیر آیه یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ میفرماید:آیات خداوند، امامان هستند و آیهای که مردم منتظرش هستند، امام مهدی است که وقتی ظاهر شود ایمان افرادی که سابقه اعتقادی نسبت به مهدویت ندارند به حال آنها سودمند نخواهد بود اگر چه به امامان دیگر معتقد باشند. (صدوق، 1405: 18)

با فرض نمادین بودن طلوع خورشید از مغرب، مراد از خورشید امام مهدی است همانگونه که استعمال این واژه در مورد پیامبر و ائمة و بهویژه ولی عصر در سایر روایات به چشم میخورد و منظور از طلوع، ظهور آن حضرت است. اما معنای طلوع از مغرب چیست؟

در روایات طلوع خورشید از مغرب دو گونه تعبیر وجود دارد «من المغرب» و «من مغربها» و کلمه دوم نسبت به واژه قبل پر تکرارتر است، با توجه به واژه من المغرب و الف و لام عهد احتمال دارد منظور از طلوع خورشید از مغرب ظهور امام مهدی از شهر مکه باشد زیرا مکه در سمت غرب جزیرة العرب است (تبریزیان، 1383: 395) و اما با در نظر گرفتن تعبیر «من مغربها» و مرجع ضمیر که خورشید است ممکن است از طلوع خورشید از مغرب، ظهور آن حضرت از پس پرده غیبتش اراده شده باشد.

دلایل واقعی بودن طلوع خورشید از مغرب

الف) بیان مطالبی پیرامون خورشید آسمان در روایات طلوع

در روایات مربوط به طلوع خورشید از مغرب نکات و ریز موضوعاتی است که بر طلوع واقعی خورشید از مغرب قابل تطبیق است؛ چگونگی طلوع، وضعیت ظاهری خورشید در زمان طلوع، اجازه گرفتن خورشید و ماه در طلوع و عدم صدور فرمان در شب طلوع خورشید از مغرب، بیان چگونگی بسته شدن درب توبه بعد از طلوع و رابطه طلوع خورشید از مغرب با طلوع فجر، در روایات طلوع به چشم میخورد.

1. تبیین چگونگی طلوع و حالت خورشید در زمان طلوع

در برخی روایات آمده است که شب طلوع خورشید از مغرب، به اندازه دو (سیوطى، 1404 : ج 3، 57؛ مجلسى، 1403: ج 55، 208) یا سه شب (الدانی، 1416: ج5، 1108 - 1109؛ سیوطى، 1404 : ج 3، 60، ج 55، 209) طولانی میشود و تنها سالکان شب و کسانی که دارای برنامه قرائت قرآن شبانه هستند متوجه این طولانی شدن خواهند شد و فردای آن شب خورشید از مغرب طلوع میکند (الدانی، 1416: ج5، 1108-1109؛ طبری، 1415: ج 8، 74؛ سیوطى، 1404 : ج 3، 60، ج55، 208- 209).

در روایت دیگر وارد شده است که خورشید از مغرب طلوع میکند و مردم همگی شیون میکنند تا اینکه خورشید به وسط آسمان برسد سپس بعد برمیگردد و از محل طلوعش (مشرق) طلوع میکند (مجلسى، 1403: ج 55، 209).

2. اجازه گرفتن خورشید و ماه در طلوع و عدم صدور فرمان در شب طلوع خورشید از مغرب

در جای دیگر در چگونگی طلوع خورشید میفرماید؛ وقتی خورشید و یا ماه میخواهند طلوع کنند از خداوند اجازه میگیرند و خدا اجازه میدهد و در شب مخصوص، خداوند اذن نمیدهد و فرمان طلوع از مغرب صادر میگردد (بخاری، 1401: ج4، 75، ج8، 176؛ نیشابوری، بیتا: ج1، 96؛ ابنحنبل، بیتا: ج5، 145؛ ترمذی، 1403: ج3، 324 - 325، ج5، 42؛ طبرانی، 1415: ج4، 373 _ 374؛ طبری، 1415: ج 8، 73؛ سیوطى، 1404 : ج 3، 57؛ حاکم نیشابوری، بیتا: ج4، 547 - 548؛ متقی هندی، 1409: ج14، 350؛ مجلسى، 1403: ج 55، 209، 144، 146).
البته علامه مجلسی پس از نقل روایت اجازه گرفتن خورشید و ماه، بسیاری از مطالب آن را قابل حمل بر معنای خلاف ظاهر میداند (مجلسى، 1403: ج 55، 146) . به نظر میرسد فهم امثال این روایات ساده نباشد و بایستی علمش را به اهلش وانهاد.

3. رابطه طلوع خورشید از مغرب با طلوع فجر

در برخی روایات رابطه بین طلوع فجر و طلوع خورشید از مغرب، مطرح میشود و این دسته از اخبار نیز دلیل بر واقعی بودن طلوع خورشید از مغرب خواهند بود.

ابنعباس از پیامبر نقل میکند که طلوع فجر برای امت من باعث آسودگی خاطر از طلوع خورشید از مغرب است (ابو شجاع، 1406: ج،2 458؛ سیوطى، 1401: ج2، 133؛ مناوی، 1415: ج4، 358؛ متقی هندی، 1409: ج14، 349) .

ابیخدیجه میگوید: مردی از امام صادق سؤال کرد و من میشنیدم، گفت من نماز صبح خواندم و هر چه خواستم از ذکر واجب گفتم و میخواستم قبل از طلوع خورشید بخوابم اما این خواب را خوش نداشتم. حضرت فرمود: چرا؟ آن مرد گفت: میترسیدم خورشید از غیر از محل طلوع همیشگیاش طلوع کند. حضرت در جواب فرمود: این که غیر قابل فهم نیست؛ نگاه کن از هر جانب که فجر بدمد خورشید نیز از همان جهت طلوع خواهد کرد و هنگامی که ذکر واجبت را گفته باشی بدون نگرانی بخواب. (طوسی، 1363: ج1، 351؛ طوسی، 1365: ج2، 321؛ فیض کاشانى، 1406: ج 26، 544 - 545؛ مجلسى، 1403: ج52، 268)

در کتاب بحار الانوار این روایت را در زمره روایات امام صادق در ملاحم آورده (مجلسى، 1403: ج52، 268) و مرحوم فیض نیز در شرح آن کلام مفصلی در مورد طلوع خورشید از مغرب ذکر کرده است (فیض کاشانى، 1406: ج 26، 544) ؛ اما احتمال دارد که نگرانی راوی از تشخیص طلوع فجر صادق و اشتباه در وقت نماز صبح باشد و ارتباطی با بحث طلوع از مغرب نداشته باشد؛ خصوصاً اینکه در این روایت لفظ طلوع خورشید از مغرب نیست، بلکه طلوع خورشید از غیر محل طلوعش است با در نظر گرفتن این احتمال این روایت قابل استناد نخواهد بود.

ب) فهم علما و حدیثشناسان

برخی منابع روایی و یا شرح حدیث در ضمن بیان روایات طلوع از مغرب به واقعی بودن آن تصریح کردهاند.

مرحوم فیض کاشانی طلوع خورشید از مغرب واقعی دانسته و آنرا کنایه از آغاز تغییرات کیهانی در آستانه قیامت میداند (فیض کاشانى، 1406: ج 15، 61) و مرحوم مجلسی نیز این کلام را نقل کرده و بر آن صحه میگذارد (مجلسى، 1403: ج 75، 167).

ج) زمان طلوع پس از فرود آمدن مسیح (ع)

منابع روایی شیعه و سنی نزول حضرت عیسی بن مریم را پس از ظهور امام مهدی پیروزی بر دشمنان و فتح بیت المقدس بیان کردهاند و احادیث نماز جماعت در بیت المقدس که امامت آنرا امام زمان عهده دار است و عیسی بن مریم پس از فرود آمدن از آسمان به ایشان اقتدا میکند نیز مؤید این معنا خواهد بود. بنابر این نمیتوان طلوعی را که به گفته برخی روایات پس از مسیح رخ خواهد داد، نماد ظهور امام مهدی دانست.

در روایت ارطاة بن منذر، پیامبر پس از بیان فتنههای آخر الزمان میفرماید: سپس مسیح است و پس از آن طلوع خورشید از مغرب. (مروزی، 1414: 29؛ متقی هندی، 1409: ج11، 163 - 164)

در روایت عبد الله بن مسعود از پیامبر آمده است: پس از نزول عیسی بن مریم و کشته شدن دجال به دست وی، زندگی ادامه دارد تا طلوع خورشید از مغرب. (مروزی، 1414: 354 و 397؛ ابنطاووس، 1416: 203)

حذیفة بن یمان از پیامبر نقل میکند: دجال و نزول عیسی از اولین نشانهها هستند و در آخر طلوع خورشید از مغرب خواهد بود. (طبری، 1415: ج17، 115؛ متقی هندی، 1409: ج14، 259 - 260)

د) طلوع، پایان عمر دنیا و پس از قبض روح خلایق

طلوع خورشید از مغرب اگر نماد ظهور امام مهدی باشد، نه تنها پایان دنیا و هنگامه شروع قیامت نیست، بلکه سرآغاز زندگی طیبه بشر است و مطابق روایات شیعه این حکومت الهی سالیان طولانی ادامه خواهد داشت (نک: ورمزیار، 1392). بنابر این روایاتی که طلوع خورشید از مغرب را بسیار نزدیک به قیامت میدانند، میتوانند قرینه بر واقعی بودن طلوع باشند.

در روایت ابن عباس از پیامبر بیان میشود که از زمان طلوع از مغرب اگر مردی یک کره اسب را برای سواری پرورش بدهد موفق به سوار شدن بر آن نخواهد شد (مروزی، 1414: 397؛ ابنحجر، بیتا: ج11، 306؛ طبری، 1403: ج1، 51؛ سیوطى، 1404 : ج 3، 61) و این خبر حاکی از کمی فرصت بین طلوع تا قیامت است.

در روایت انس از پیامبر نقل شده است: صبح روز طلوع خورشید از مغرب عدهای از این امت به صورت میمون و خوک خواهند شد. دفاتر و اقلام ثبت اعمال بسته و خشک خواهند شد و در اعمال نیک و بد چیزی اضافه و کم نخواهد شد. (سیوطى، 1404 : ج 3، 59)

مطالب ذکر شده در این خبر همگی تصویری از شروع قیامت کبراست.

حذیفة بن اسید به نقل از پیامبر میگوید: بادی که خداوند به وسیله آن جان مؤمنان را میگیرد میوزد و سپس خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد. (هیثمی، 1408: ج8 ، 9؛ طبرانی، 1406: ج3، 175؛ حاکم نیشابوری، بیتا: ج3، 594؛ متقی هندی، 1409: ج14، 349)

هـ) پایان یافتن فرصت توبه و فایده نداشتن ایمان پس از طلوع خورشید از مغرب و مرگ حجت الهی

در بسیاری از روایات طلوع خورشید از مغرب به این نکته اشاره شده است که پس از این طلوع درب توبه بسته خواهد شد و ایمان افراد سودی به حالشان نخواهد داشت (ابنحنبل، بیتا: ج4، 239 _ 240؛ نسائی، 1411: ج6، 344؛ ابن ماجة القزوینی، بیتا: ج2، 1353؛ بیهقی، بیتا: ج1، 281 _ 282؛ ترمذی، 1403: ج5، 205 _ 206؛ هیثمی، 1408: ج10، 198؛ صنعانی، بیتا: ج1، 204 _ 206؛ طبرانی، 1406: ج8، 56 _ 57، ج10، 206؛ مروزی، 1414: 398؛ حاکم نیشابوری، بیتا: ج4، 261؛ سیوطى، 1404 : ج 3، 59؛ متقی هندی، 1409: ج2، 22، ج4، 211، 221، 222، 261) در حالی که در روایت عبد الله بن سلیمان عامری از امام صادق بیان شده که در زمین همواره حجتی از خدا هست که حلال و حرام خدا را بشناسد و به راه خدا دعوت کند و تنها چهل روز قبل از قیامت زمین خالی از حجت خواهد شد و هنگامی که حجت از میان مردم برداشته شود درب توبه بسته شده و ایمان افراد فایدهای به حالشان نخواهد داشت (برقی، 1370: ج1، 236). شاید بتوان از این روایت برداشت کرد که طلوع خورشید از مغرب مقارن با مرگ حجت الهی است و این با نمادین بودن طلوع برای ظهور سازگاری ندارد.

پاسخ به یک پرسش

بر فرض واقعی بودن طلوع خورشید از مغرب، چه نیازی به این امر است و چرا خداوند چنین ارادهای نموده است؟

طلوع واقعی خورشید از مغرب، یا به عنوان علامت برای ظهور موعود است و یا نشانه شروع قیامت و یا اینکه دو مرتبه اتفاق میافتد؛ یکی در هنگامه ظهور و دیگری در آغاز قیامت. اگر طلوع علامت برای ظهور امام مهدی باشد، حکمت آن، اثبات حقانیت آن حضرت و توجّه دادن مردم به جانب ایشان است، همانگونه که در سایر علائم این کارکرد هست و یا شاید هم توسط امام مهدی در پاسخ به منکران به عنوان معجزه و کرامت انجام گیرد و اگر در هنگامه قیامت باشد و نظریه عدم امکان طلوع خورشید از مغرب پذیرفته شود، به عنوان شروع قیامت و به هم ریختن نظام هستی است.

در برخی منابع حکمت طلوع خورشید از مغرب را پاسخ به کلام ابراهیم خلیل الرحمن میدانند (ابنجوزى، 1422 : ج 2، 96؛ بغدادى، 1415 : ج 2، 176؛ ثعلبى، 1422: ج 4، 210) که فرمود: خدای من کسی است که خورشید را از مشرق میآورد و اگر تو (نمرود) ادعای خدایی داری آن را از مغرب بیاور (بقره: 258). خداوند نیز قسم خورده که تا قبل از قیامت خورشید را از مغرب بیاورد تا همگان بدانند که او قادر بر این کار است (بلخی، 1423 : ج 1، 21؛ قرطبى، 1364: ج 3، 285؛ قونوى،1422 : ج 5، 408؛ سمرقندى ، بیتا: ج 1، 171) .

نتیجهگیری

با در نظر گرفتن یافتههای تحقیق، جنبه واقعی بودن طلوع خورشید از مغرب به جهت وجود روایات فراوان که اشاره مستقیم به خورشید آسمان دارد و دلایل دیگر که قابل حمل بر معنای نمادین (ظهور) نیست، تقویت میشود و اما نظریه نمادین و سمبلیک بودن طلوع خورشید از مغرب اگر چه مستند روایی ندارد اما با توجه به قرائن و شواهدی که در مسئله است به عنوان یک نظریه قابلیت طرح در مجامع علمی را دارد.
برداشت از سایت ابنا

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: سه شنبه 3 ارديبهشت 1398 ساعت: 13:00

صفحه بندی