خرید بک لینک

فصل ششم: شیوه رفتار امام (علیه السلام) با دشمنان

پس از قرن ها انتظار وتحمّل رنج، سرانجام روزگار ستم وتاریکی ها به سر آمده، پرتو خورشید سعادت، نمایان می گردد وشخصیت بزرگی که با یاری الهی، بنای زدودن آثار ستم وجور را دارد، ظهور می کند. آن حضرت، دست به اصلاحات گسترده ودگرگونی های بنیادی در دو بعد معنوی ومادی می زند وجامعه بشری را چنان سامان می بخشد که خشنودی خداوند را در پی داشته باشد.
در این میان، اگر اشخاص، احزاب وگروه هایی بخواهند با ایجاد مشکلات، مانع این قیام عظیم شوند یا با اخلالگری حرکت قیام او را کند نمایند، دشمنان سرسخت بشریت ودین الهی محسوب می شوند وکیفر آنان جز نابودی به دست قدرتمند حضرت مهدی نخواهد بود.
افراد اخلالگر در انقلاب امام، کسانی هستند که دستشان به خون بشریت آلوده است یا انسان های بی تفاوتی هستند که در برابر جنایات تجاوزگران، سکوت پیشه کرده، ولی در برابر حضرت، پرچم مخالفت برمی دارند ویا کج فهمانی هستند که درک خود را بر سخن حضرت برتری می دهند. طبیعی است که باید آنان با قاطعیت تمام سرکوب شوند تا جامعه بشری برای همیشه از شرّ آنان مصون بماند. ازاین رو، روش وسیاست حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) با آنان بسیار قاطعانه وبدون اغماض است.
در این فصل به بررسی دو مطلب اساسی که از روایات فهمیده می شود، می پردازیم:
الف) قاطعیت امام (علیه السلام) در رویارویی با دشمنان
آن چه در این قسمت موردنظر است، این که حضرت در برخورد با دشمنان، از یک نوع مجازات استفاده نمی کند؛ بلکه برخی از آنان را در جنگ نابود می سازد وحتی فراریان وزخمیان آنان را نیز تعقیب می کند. گروهی را اعدام نموده، خانه های شان را ویران می کند وگروهی را تبعید می نماید ودست برخی را قطع می کند.
١. جنگ وکشتار
زراره از امام صادق (علیه السلام) پرسید: آیا روش وسیاست حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) همانند روش پیامبر (صلّی الله علیه وآله) خواهد بود؟ امام (علیه السلام) فرمود: «هرگز، هرگز؛ ای زراره! او سیاست پیامبر (صلّی الله علیه وآله) (در برخورد با دشمنان) را در پیش نمی گیرد. پیامبر (صلّی الله علیه وآله) با ملایمت ونرمی ومهربانی رفتار می کرد تا دل ها را به دست آورد ومردم با آن حضرت الفت گیرند؛ ولی حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه)، سیاست قتل را در پیش می گیرد وطبق دستوری که دارد، رفتار می کند وتوبه کسی را نمی پذیرد. پس وای بر کسی که با او مخالفت کند».
حسن بن هارون می گوید: در محضر امام صادق (علیه السلام) بودم. معلّی بن خنیس از حضرت پرسید: آیا هنگامی که حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) ظهور کند، برخلاف روش امیر مؤمنان (علیه السلام) در برخورد با مخالفان رفتار می کند؟ امام (علیه السلام) فرمود: «آری؛ علی (علیه السلام) ملایمت ونرمش را در پیش گرفت؛ چون می دانست پس از او دشمنان بر یاران وشیعیانش چیرگی پیدا می کنند؛ ولی سیاست حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) قهر وغلبه وبه اسارت گرفتن آنان است؛ زیرا می داند که پس از او کسی بر شیعیان تسلّط نخواهد یافت.
حضرت رضا (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که قائم ما ظهور کند، جز خون ریختن (وکشتن دشمنان) وعرق کردن (در اثر جنگ وتلاش زیاد) وخوابیدن بر زین اسب ها (به سبب پیکارهای فراوان) نخواهد بود».
مفضل می گوید: امام صادق (علیه السلام) یادی از حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) به میان آورد. من عرض کردم: امیدوارم که برنامه وحکومت حضرت به آسانی برقرار شود.
حضرت فرمود: «خیر؛ چنان نمی شود مگر آن که سختی های بسیاری را ببینید».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «علی (علیه السلام) فرمود: برای من روا بود که فراریان را به قتل برسانم وزخمیان را بکشم؛ ولی دست به این کار نزدم؛ برای این که اگر شیعیان قیام کردند، زخمیانشان را به قتل نرسانند؛ ولی برای حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) جایز ورواست وزمینه وجود دارد که فراریان را به قتل برساند وزخمیان را نابود گرداند».
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «اگر مردم می دانستند که حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) چه برنامه ای دارد وچه کارهایی انجام می دهد، اکثر آنان آرزو می کردند که هرگز آن حضرت را نبینند؛ زیرا حضرت کشتار زیادی می کند وبه یقین اوّلین کشتار را در قبیله قریش خواهد داشت.
پس از قریش نخواهد گرفت جز شمشیر وبه آنان نخواهد داد مگر شمشیر.
حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) کار را به جایی می رساند که بسیاری از مردم می گویند. این شخص از آل محمد (صلّی الله علیه وآله) نیست واگر از اهل بیت پیامبر (صلّی الله علیه وآله) بود، رحم می کرد».
نیز آن حضرت می فرماید: «حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) با برنامه ای نو، سنّتی جدید وقضاوتی تازه قیام می کند. بر عرب ها روزگار بسیار سختی خواهد بود وشایسته شأن وموقعیت او جز کشتن دشمنان نیست».
٢. اعدام وتبعید
عبد الله مغیره می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هنگامی که قائم آل محمد (صلّی الله علیه وآله) ظهور کند، پانصد نفر از قریش را ایستاده اعدام می کند. سپس پانصد نفر دیگر را به همین گونه اعدام می نماید واین کار شش بار تکرار می شود». عبد الله می پرسد: آیا تعدادشان به این اندازه می رسد؟ حضرت فرمود: «آری؛ خودشان ودوستانشان».
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) قیام کند، بر یک یک ناصبیان، ایمان را عرضه می کند، اگر به حقیقت، آن را بپذیرند، آنان را رها می سازد وگرنه هرکس که ایمان را نپذیرفت، گردنش را می زند یا از او جزیه می گیرد - چنان که امروز از اهل ذمّه می گیرند - واو را به روستاها وآبادی های دور تبعید می کند».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که قائم ما ظهور کند، دشمنان ما را از چهره های شان تشخیص می دهد. آن گاه آنان را از سر وپاهای شان می گیرد وبا شمشیر به آنان می زند (وآنان را نابود می کند)».
٣. قطع دست
هروی می گوید: از امام رضا (علیه السلام) پرسیدم: حضرت قائم پیش از هر کاری به چه چیز خواهد پرداخت؟ حضرت فرمود: «در آغاز به سراغ بنی شیبه می رود ودست های آنان را قطع می کند؛ چون آنان دزدان خانه خدایند».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که قائم ما قیام کند، بنی شیبه را دستگیر کرده، دست های شان را قطع می کند وآنان را در میان مردم می گرداند واعلام می کند که اینان دزدان خانه خدا هستند».
نیز می فرماید: «نخستین رویارویی، برخورد حضرت با بنی شیبه است. دست های آنان را قطع می کند وبر کعبه می آویزد واز سوی حضرت اعلام می شود که اینان دزدان خانه خدایند».
شیبه، در فتح مکه مسلمان گشت وپیامبر (صلّی الله علیه وآله) او را کلیددار خانه کعبه کرد وطایفه بنی شیبه تا مدّت ها کلیددار وپرده دار خانه خدا بودند.
مرحوم مامقانی می گوید: بنی شیبه از دزدان خانه خدایند وإن شاء الله دست های شان به این جرم، قطع می شود وبر دیوار کعبه آویزان می گردد.
البته روایات شیوه برخورد حضرت با مخالفان را به تفصیل در سلسله درس هایمان در مرکز تخصصی مهدویت مطرح کردیم ومورد تحقیق وبحث قرار دادیم وتوسط یکی از دانش پژوهان تقریر ودر مجله تخصصی انتظار به چاپ رسیده است.
ب) برخورد با گروه های مختلف
هنگامی که حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) قیام می کند، با گروه ها ودسته های گوناگونی برخورد خواهد کرد. برخی از آنان قوم ونژاد خاصی هستند، گروهی پیرو ادیان دیگری غیر از اسلامند وگروهی هرچند به ظاهر مسلمانند، ولی منافقانه رفتار می کنند ویا از مقدس نماهای کج فهمی هستند که با حضرت مخالفت می نمایند ویا پیرو فرقه های باطل می باشند. امام (علیه السلام) با هریک ستیز خاصی دارد که با نقل روایاتی آن را بازگو می کنیم:
١. قوم عرب
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «آن گاه که قائم ما قیام کند، بین او وعرب وقریش راهی جز شمشیر (وجنگ نظامی) نخواهد بود».
نیز آن حضرت درحالی که با دست به گلوی خود اشاره می کرد، فرمود: «میان ما وعرب راهی جز بریدن سرها نمانده است» شاید مراد، زمامداران وفرمانروایان خودسر آنان است ویا مراد پیروان مذهب دیگر اسلامی باشد.
امام صادق (علیه السلام) در زمینه ستیز با قریش می فرماید: «هنگامی که حضرت قیام کند... قریش را هدف قرار می دهد. از آنان نمی ستاند جز شمشیر وبه آنان نمی دهد جز شمشیر».
شاید مراد از «از قریش نمی گیرد مگر شمشیر» این باشد که قریش از حضرت فرمانبرداری نمی کنند ودر اخلالگری وایجاد مشکلات می کوشند وبه طور مستقیم وغیر مستقیم سبب پیکار وجنگ با حضرت می شوند وحضرت نیز جز اسلحه، روش دیگری را مناسب نمی بیند. چنانچه در روایتی آمده: پس از آن که اهل مکه با امام بیعت کردند حضرت نماینده ای از طرف خود منصوب می کند. وبه طرف مدینه روانه می شود؛ ولی در راه اطلاع می یابد که آن نماینده را به قتل رسانده اند، لذا دوباره به مکه بازمی گردد وفقط جنگجویان را به قتل می رساند.
در حدیث دیگری حضرت پیامی به مکه توسط نماینده خود می فرستد. چون آن نماینده پیام را می خواند بر او حمله ور می شود واو را در بین رکن ومقام ذبح می کنند.
در این جا حضرت به یاران خود می فرماید من به شما گفتم: اهل مکه ما را نمی خواهند.
٢. اهل کتاب
عبد الله بن بکیر از امام کاظم (علیه السلام) درباره تفسیر آیه ولَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی اَلسَّماواتِ واَلْأَرْضِ طَوْعاً وکرْهاً؛ هر آن که در آسمان وزمین است چه از روی اختیار یا اجبار مطیع فرمان خداست) سؤال کرد.
امام فرمود: «این آیه درباره قائم (عجّل الله تعالی فرجه) فرود آمده است؛ هنگامی که علیه یهود، نصارا، صابئیان، مادی گرایان وبرگشتگان از اسلام وکافران در شرق وغرب کره زمین قیام می کند واسلام را به آنان پیشنهاد می نماید. هرکس از روی میل پذیرفت، دستور می دهد که نماز بخواند وزکات بدهد وبرطبق آن چه فرد مسلمان مأمور به انجام آن است، رفتار نماید وهرکس مسلمان نشود، گردنش را می زند تا آن که در شرق وغرب جهان، یک کافر برجای نماند».
عبد الله بن بکیر پرسید: قربانت گردم، در روی زمین مردم بسیاری هستند؛ چگونه حضرت می تواند همه آنان را مسلمان کند یا گردن بزند؟
امام کاظم (علیه السلام) فرمود: «وقتی خداوند چیزی را اراده کند، چیز اندک را بسیار وبسیار اندک می گرداند».
شهر بن حوشب می گوید: حجاج به من گفت: ای شهر! در قرآن آیه ای است که مرا خسته کرده است (ومعنای آن را نمی فهمم). گفتم: کدام آیه؟ گفت: آن جا که خداوند می فرماید: وإِنْ مِنْ أَهْلِ اَلْکتابِ إِلاّ لَیؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ؛ هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر آن که قبل از مرگش ایمان می آورد) ومکرر اتفاق افتاده است که فردی نصرانی یا یهودی را پیش من می آورند وگردنش را می زنم وآن گاه به لب هایش خیره می شوم، ولی حرکتی نمی کند تا این که نفس او قطع می شود.
شهر بن حوشب می گوید: به او گفتم: معنای آیه، این نیست که تو پنداشتی؛ بلکه مراد این است که وقتی پیش از قیامت، عیسی بن مریم از آسمان فرود آید وبه حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) اقتدا کند، در آن هنگام هیچ یهودی ونصرانی نمی ماند، مگر آن که پیش از مرگ به او ایمان می آورد.
حجاج پرسید: این تفسیر را از کجا فراگرفته ای وچه کسی آن را به تو آموخته است؟ گفتم: این تفسیر را امام باقر (علیه السلام) فرمود. حجاج گفت: از چشمه ای زلال به دست آورده ای.
رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) می فرماید: «قیامت برپا نمی شود، مگر آن که با یهود بجنگید. آن گاه یهودیان (شکست خورده) می گریزند وپشت سنگ ها پنهان می شوند؛ ولی سنگ فریاد می زند: ای مسلمان! ای بنده خدا! این یهودی پشت من پنهان شده است».
رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) می فرماید: «... یهودیانی که با دجّال هستند، می گریزند وپنهان می شوند؛ ولی درختان وسنگ ها فریاد برمی آورند: ای روح الله! این یهودی است.
حضرت نیز آنان را می کشد وکسی را برجای نمی گذارد».
البته از روایات دیگری فهمیده می شود که ستیز ورویارویی حضرت با اهل کتاب همیشه یکسان نبوده، بلکه در مواردی با دریافت جزیه به آنان اجازه می دهد به دین خودشان برجای بمانند وبا گروهی به بحث ومناظره بپردازد وآنان را با این روش به اسلام دعوت می کند وممکن است بگوییم در آغاز قیام با آنان به بحث می پردازد وبا کسانی که حق را پنهان سازند، می جنگد.
ابو بصیر می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) تا پایان زندگانی در مسجد سهله (کوفه) خواهد ماند؟ فرمود: «آری». پرسیدم: اهل ذمّه، در نظرش چگونه خواهند بود؟ فرمود: «با آنان از راه مسالمت آمیز وارد می شود؛ هم چنان که پیامبر (صلّی الله علیه وآله) رفتار می کرد. آنان در حال خواری جزیه می پردازند».
ابن اثیر می گوید: در آن روزگار هیچ اهل ذمّه ای نمی ماند که جزیه بپردازد.
ابن شوذب می گوید: بدین علّت به حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) مهدی می گویند که به سوی یکی از کوه های شام هدایت می شود ودر آن جا اسفار تورات را خارج می سازد وبا آن با یهودیان به بحث ومناظره می پردازد وگروهی از آنان به دست حضرت اسلام می آورند».
٣. فرقه های باطل ومنحرف
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «وای به حال مرجئه! فردا هنگامی که قائم ما قیام کند. به چه کسی پناه خواهند برد؟» راوی گفت: می گویند، در آن هنگام که ما وشما در برابر عدالت یکسان خواهیم بود؟ فرمود: «هریک از آنان توبه کند، خدا از او می گذرد واگر در درون خود نفاق ودورویی داشته باشد، خداوند جز او کسی را تبعید وآواره نمی کند واگر چیزی از آن نفاق را آشکار سازد، خداوند خونش را خواهد ریخت». سپس فرمود:
«سوگند به آن که جانم در دست اوست، هم چنان که قصاب، گوسفندش را سر می برد، آنان را خواهد کشت وبا دست به گردن مبارکش اشاره کرد».
راوی گفت: می گویند که اگر حضرت ظهور کند، همه کارها وفعّالیت ها به نفع حضرت خواهد بود وایشان خونی نمی ریزد. امام (علیه السلام) فرمود: «خیر؛ به خدا سوگند (این چنین نخواهد شد) تا این که ما وشما خون آنان را بریزیم وعرق را از خویش پاک کنیم» وبا دست مبارک به پیشانی اشاره کرد.
امیر مؤمنان (علیه السلام) پس از شکست خوارج به هنگام گذشتن از کشتگان آنان فرمود:
«آن کس شما را به کشتن داد که شما را فریفت».
پرسیده شد: او کیست؟ فرمود: «شیطان ونفس های پلید» اصحاب گفتند: خداوند، ریشه آنان را تا پایان دنیا قطع کرد.
حضرت پاسخ داد: «خیر؛ سوگند به آن که جانم در دست اوست، آنان در صلب های مردان ورحم زنان خواهند بود وپی درپی خروج خواهند کرد تا آن که به سرکردگی شخصی به نام اشمط بین رودهای دجله وفرات خروج کنند. در آن روزگار مردی از اهل بیت ما به جنگ او می رود واو را به هلاکت می رساند واز آن پس هیچ قیامی از خوارج تا روز قیامت نخواهد بود».
نیز آن حضرت درباره فرقه بتریه می فرماید: «هنگامی که حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) قیام کند، به سوی کوفه رهسپار می شود. در آن جا تعداد ده هزار نفر - که آنان را بتریه می نامند، درحالی که سلاح بر دوش گرفته اند - جلو حضرت را می گیرند ومی گویند: از همان جا که آمده ای، بازگرد؛ زیرا ما به فرزندان فاطمه نیازی نداریم. حضرت شمشیر می کشد وهمگی را از دم تیغ می گذراند».
۴. مقدس نماها
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «... حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) به سوی کوفه رهسپار می شود. در آن جا شانزده هزار نفر از بتریه مجهز به سلاح در برابر حضرت می ایستند؛ آنان قاریان قرآن ودانشمندان دینی هستند که پیشانی های آنان از عبادت زیاد پینه بسته، چهره های شان در اثر شب زنده داری زرد شده است ونفاق سراپای شان را پوشانده است. آنان یک صدا فریاد برمی آورند: ای فرزند فاطمه! از همان راه که آمده ای بازگرد، زیرا به تو نیازی نداریم.
حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) در پشت شهر نجف، از ظهر روز دوشنه تا شامگاه بر آنان شمشیر می کشد وهمه را از دم تیغ می گذراند. در این نبرد از یاران حضرت حتی یک نفر زخمی نمی شود».
ابو حمزه ثمالی می گوید: امام باقر (علیه السلام) می فرمود: «مشکلاتی که صاحب این امر، هنگام ظهور، از مردم می بیند، به اندازه مشکلات پیامبر (صلّی الله علیه وآله) یا بیش تر از آن است».
فضیل می گوید، امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هنگامی که قائم ما قیام کند، بیش از آن چه پیامبر (صلّی الله علیه وآله) از جاهلان دوران جاهلیت ناراحتی دید، از جاهلان رنج وناراحتی خواهد دید».
پرسیدم: چگونه وچرا؟ فرمود: «پیامبر (صلّی الله علیه وآله) در روزگاری مبعوث شد که مردم سنگ وچوب وبت های تراشیده شده را می پرستیدند، ولی قائم ما در روزگاری قیام می کند که با قرآن علیه حضرت احتجاج می کنند وآیات را علیه آن حضرت تأویل می نمایند».
نیز آن حضرت می فرماید: «حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) آن قدر از انسان ها می کشد تا ساق پا را خون فرا می گیرد. شخصی از فرزندان پدرش به حضرت اعتراض شدید می کند ومی گوید: مردم را از خود دور می کنی؛ هم چنان که گوسفندان را رم می دهند! آیا این روش، طبق دستور رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) است؟
یکی از یاران حضرت از جای برمی خیزد ومی گوید: سکوت می کنی یا گردنت را بزنم!؟ حضرت عهد وپیمانی را که از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) همراه دارد، بیرون می آورد وارائه می کند».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) قیام کند، گروهی از دین وولایت خارج می شوند؛ در صورتی که پنداشته می شد که آنان از پیروان حضرت می باشند. نیز افرادی ولایت حضرت را می پذیرند؛ در صورتی که مانند آفتاب پرستان وماه پرستان بودند».
۵. ناصبی ها
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) قیام کند، همه ناصبیان ودشمنان اهل بیت را بر آن حضرت عرضه می کنند. اگر به اسلام - که همان ولایت اهل بیت است - اقرار کردند، آنان را رها می کند وگرنه به قتل می رسند، یا آنان را به پرداخت جزیه - هم چنان که اهل ذمّه می پردازند - ملزم می کند».
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) قیام کند، بر یک یک ناصبیان ایمان را عرضه می کند؛ اگر پذیرفتند، آنان را رها می سازد وگرنه گردنشان را می زند، یا از آنان جزیه می گیرد. چنان که امروز از اهل ذمّه جزیه می گیرند وآنان را از شهرها به روستاها (وکشتزارها) تبعید می کنند».
مرحوم مجلسی می گوید: شاید این حکم مربوط به آغاز قیام باشد؛ زیرا ظاهر روایات این است که از آنان جز ایمان پذیرفته نمی شود واگر نپذیرند، کشته می شوند.
ابو بصیر می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: رفتار امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) با ناصبی ها وکسانی که با شما دشمنی دارند، چگونه خواهد بود؟ فرمود: «ای ابا محمد! در دولت وحکومت ما، مخالفان بهره ای نخواهند داشت. خداوند برای ما خون های شان را در آن هنگام حلال خواهد کرد؛ ولی امروز خونشان بر ما وشما حرام است. پس کسی تو را فریب ندهد وبدان روزگاری که قائم ما قیام کرد، حضرت برای خدا ورسولش وبرای ما انتقام خواهد گرفت».
۶. منافقان
در تفسیر آیه لَوْ تَزَیلُوا لَعَذَّبْنَا اَلَّذِینَ کفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِیماً؛ اگر شما عناصر کفر وایمان از یک دیگر جدا می گشتید، همانا آنان که کافرند را به عذاب دردناک معذّب می ساختیم، امام صادق (علیه السلام) فرمود: «خداوند، در صلب کافران ومنافقان، امانت هایی از مؤمنان دارد. حضرت قائم ما ظهور نمی کند، مگر آن که آن امانت ها را خداوند از صلب آنان بیرون آورد (وآن مؤمنان متولد شوند). پس از آن، حضرت کافران ومنافقان را به قتل می رساند».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) قیام کند، نیازی ندارد که از شما درخواست یاری کند ونسبت به بسیاری از شما منافقان، حدّ خدا را جاری می کند».
امام حسین (علیه السلام) به فرزندش امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: «سوگند به خدا که خون من از جوشش بازنمی ایستد تا این که خداوند، مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) را برانگیزد. آن حضرت به انتقام خون من از منافقان فاسق وکافر، هفتاد هزار نفر را می کشد».
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «چون حضرت قائم قیام کند... به کوفه می آید ودر آن جا همه منافقان را (که به امامت حضرت عقیده ندارند) به قتل می رساند وکاخ های آنان را ویران می کند وبا جنگجویان آنان می جنگد وآن قدر از آنان می کشد تا خداوند خشنود گردد».
٧. شیطان
وهب بن جمیع می گوید: از حضرت صادق (علیه السلام) پرسیدم: این که خداوند به شیطان فرمود: فَإِنَّک مِنَ اَلْمُنْظَرِینَ* إِلی یوْمِ اَلْوَقْتِ اَلْمَعْلُومِ؛ (خداوند فرمود): آری، به تو (شیطان) مهلت داده خواهد شد تا به وقت معین وروز معلوم)، این وقت معلوم چه زمانی خواهد بود؟ فرمود: «آیا پنداشته ای این روز، روز قیامت است؟ خداوند تا روز قیام قائم ما، به شیطان مهلت داده است. وقتی خداوند او را مبعوث می کند (واجازه قیام می دهد)، حضرت به مسجد کوفه می رود. در آن هنگام شیطان درحالی که با زانوان خود راه می رود، به آن جا می آید ومی گوید: ای وای بر من از امروز!
حضرت مهدی پیشانی او را می گیرد وگردنش را می زند وآن هنگام، روز وقت معلوم است که مهلت شیطان به پایان می رسد». [عن وهب بن جمیع، قال: سألت أبا عبد الله (علیه السلام) عن قول إبلیس رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلی یوْمِ یبْعَثُونَ* قالَ فَإِنَّک مِنَ اَلْمُنْظَرِینَ* إِلی یوْمِ اَلْوَقْتِ اَلْمَعْلُومِ. قال له وهب: - جعلت فداک - أی یوم هو؟ قال: «یا وهب أتحسب أنّه یوم یبعث الله فیه الناس؟ إنّ الله أنظره إلی یوم یبعث فیه قائمنا، فإذا بعث الله قائمنا کان فی مسجد الکوفة، وجاء إبلیس حتی یجثو بین یدیه علی رکبتیه فیقول: یا ویله من هذا الیوم، فیأخذ بناصیته فیضرب عنقه، فذلک الیوم هو الوقت المعلوم». عیاشی، تفسیر، ج ٢، ص ٢۴٣؛ اثبات الهداة، ج ٣، ص ۵۵١؛ تفسیر صافی، ج ١، ص ٩٠۶؛ تفسیر برهان، ج ٢، ص ٣۴٣؛ بحار الأنوار، ج ۶٠، ص ٢۵۴. علاّمه سید محمد حسین طباطبائی، روایت دیگری را به همین مضمون از تفسیر قمی آورده، در دنباله آن می فرماید: روایات وارد شده از اهل بیت (علیهم السلام) در تفسیر اکثر آیات قیامت که گاهی آیات را به ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) وگاهی به رجعت وگاهی به قیامت تفسیر می کند، شاید بدین لحاظ است که این سه روز در ظاهر شدن حقایق شریکند؛ هرچند از حیث شدت وضعف باهم اختلاف دارند؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج ١٢، ص ١٨۴؛ الرجعة فی احادیث الفریقین. البته این مضمون را از استادم، وحید خراسانی نیز شنیدم].


برداشت از کتاب جناب آقای طبسی نشانه هایی از دولت موعود

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:00

صفحه بندی