خرید بک لینک

فصل چهارم: جنگ های حضرت

از آن جا که هدف از قیام حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) برپایی حکومت الهی در سراسر جهان ونابودی ستم وستمگر در جهان است، طبعا حضرت برای دستیابی به این هدف، با دشواری ها وموانعی روبه رو خواهد شد که باید با انجام عملیات نظامی آن موانع را از سر راه بردارد وکشورها را یکی پس از دیگری بگشاید تا بر شرق وغرب جهان چیره گردد وحکومت عدل الهی را در زمین پی ریزد. در این فصل روایاتی دراین باره را به نظر شما می رسانیم.
الف) پاداش مجاهدان وشهیدان
چون هدف از جنگ ها در زمان حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) نابودی مفسدان وستمگران برای تشکیل حکومت اسلامی در جهان می باشد، شرکت در جنگ در رکاب حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) نیز از پاداشی چندبرابر برخوردار است؛ به گونه ای که اگر رزمنده ای یک نفر از دشمن را نابود سازد، پاداش بیست ویا بیست وپنج شهید را دارد. اگر خود به فیض شهادت دست یابد، پاداش بیست وپنج شهید نصیب او می گردد. هم چنین جانبازان وزخمیان آن افزون بر مقامات معنوی از ارزش ویژه ای در دولت امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه) برخوردارند وخانواده شهیدان نیز ارزش ویژه ای دارند.
امام باقر (علیه السلام) خطاب به شیعیان می فرماید: «اگر شما چنان باشید که ما سفارش کرده ایم واز امر ما سرپیچی نکنید، اگر در آن حال کسی از شما پیش از ظهور قائم ما بمیرد، شهید خواهد بود واگر حضرت را درک کند ودر رکاب او به شهادت برسد، پاداش دو شهید را دارد واگر یکی از دشمنان ما را بکشد، پاداش بیست شهید را خواهد داشت».
در این روایت، ارزش نابودی دشمن را به مراتب از شهید شدن بالاتر می داند؛ زیرا کشتن دشمنان، خشنودی خدا، آسایش بندگان وعزّت اسلام را در پی دارد؛ ولی رسیدن به فیض شهادت، شهید را به کمال می رساند. ازاین رو، رزمندگان در جبهه باید بیش تر در اندیشه دشمن باشند، تا به شهادت رسیدن.
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «شهادت در رکاب امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه) پاداش دو شهید را دارد».
در کافی چنین آمده است: «رزمنده امام، اگر دشمن ما را بکشد، پاداش بیست شهید را دارد وکسی که همراه قائم ما به شهادت برسد، پاداش بیست وپنج شهید برای اوست».
امیر مؤمنان (علیه السلام) درباره شیوه رفتار امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه) با شهیدان وخانواده آنان می فرماید:
«(حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) پس از عملیات) روانه کوفه می شود ودر آن جا اقامت می گزیند... وهیچ شهیدی نمی ماند مگر آن که حضرت بدهی او را می پردازد وبرای خانواده اش حقوق ومستمری قرار می دهد».
این روایت نمایانگر رسیدگی حضرت به خانواده شهیدان است.
ب) تجهیزات جنگی
به طور قطع نوع سلاحی که حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) در نبردها به کار می گیرد با دیگر سلاح های آن روزگار تفاوت اساسی دارد وواژه سیف که در روایات آمده است، شاید کنایه از اسلحه است نه این که مراد خصوص شمشیر باشد؛ زیرا اسلحه امام به گونه ای است که با به کارگیری آن دیوارهای شهر فرومی ریزد یا شهر پودر شده، تبدیل به دود می گردد ودشمن با یک ضربه، همانند نمک آب شده، چون سرب ذوب می گردد.
طبق روایتی، سلاح سربازان حضرت از آهن است؛ ولی چنان است که اگر بر کوه فرود آید، آن را به دو نیم می کند.
شاید دشمن نیز از اسلحه آتش زا استفاده کند؛ زیرا که امام (علیه السلام) لباسی را می پوشد که ضدّ گرماست وآن لباسی است که جبرئیل (علیه السلام) آن را از آسمان برای ابراهیم (علیه السلام) آورد تا از آتش نمرود رهایی یابد وآن لباس در اختیار حضرت بقیة الله است واگر چنین نبود - یعنی اسلحه وصنعت پیشرفته در اختیار دشمن نبود - شاید ضرورتی برای پوشیدن آن لباس وجود نمی داشت. هرچند که شاید جنبه اعجاز آن منظور باشد.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که قائم ما قیام کند، شمشیرهای نبرد فرود می آید، شمشیرهایی که بر هرکدام، نام ونام پدر یک رزمنده نوشته شده است».
حضرت صادق (علیه السلام) درباره گروهی از یاران مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) می فرماید: «یاران مهدی (علیه السلام) شمشیرهایی از آهن دارند؛ ولی جنس آن غیر از آهن است. اگر یکی از آنان با شمشیر خود بر کوهی ضربه زند، آن را دونیم می کند. حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) با آن سپاهیان وتجهیزات به جنگ هند، دیلم، کردها، رومیان، بربر، فارس وبین جابرسا وجابلقا می رود».
وسایل دفاعی نیروهای مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) به گونه ای است که اسلحه دشمن بر آنان کارگر نیست. امام صادق (علیه السلام) دراین باره می فرماید: «یاران مهدی (علیه السلام) اگر با سپاهیانی که بین شرق وغرب را فراگرفته اند، درگیر شوند، آنان را در لحظه ای نابود می کنند وهرگز سلاح دشمن در آنان تأثیر نمی کند».
ج) جهان گشایی امام برای نجات بشر
درباره عملیات نظامی حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) وگشودن شهرها وکشورها، روایات بر دوگونه است: بعضی روایات سخن از گشودن شرق وغرب، جنوب وقبله وسرانجام همه جهان به میان آورده است وبرخی روایات دیگر، به گشودن سرزمین های معینی از جهان اشاره دارد.
جای شک وتردید نیست که حضرت همه جهان را تحت سیطره وحکومت خود می آورد؛ ولی این که چرا از بعضی شهرها نام برده شده است، شاید به لحاظ اهمیتی باشد که آن شهرها در آن روزگار پیدا خواهند کرد. این اهمیت برای این است که آنها از قدرت های آن روزگار به حساب می آیند وسرزمین هایی از جهان را تحت نفوذ خود دارند یا آن سرزمین ها منطقه پهناوری هستند که بخش بزرگی از جمعیت را در خود جای داده اند ویا این که قبله آمال پیروان یکی از مذاهب وادیان می باشند؛ به طوری که اگر آن شهر سقوط کند، همه پیروان آن آیین تسلیم می شوند یا به سبب اهمیت نظامی واستراتژیکی آن است؛ به طوری که با سقوط آن، عملیات دشمن مختل شده، زمینه برای تهاجم نیروهای حضرت فراهم می گردد.
برگزیدن شهر مکه به عنوان نقطه آغاز قیام، سپس برگزیدن عراق وکوفه به عنوان مرکزیت سیاسی - نظامی حکومت وحرکت به سوی شام وگشودن بیت المقدس، شاید تأییدی بر این سخن باشد؛ زیرا امروزه اهمیت سیاسی، مذهبی ونظامی این سه سرزمین بر کسی پوشیده نیست.
دسته اوّل از روایات درباره تسلّط حضرت بر سراسر جهان است که برخی عبارتند از:
حضرت رضا (علیه السلام) از پدرانش نقل می کند که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) فرمود: «وقتی مرا به معراج بردند... عرض کردم: پروردگارا! آیا اینان (امامان) پس از من جانشینان من خواهند بود؟ ندا آمد: ای محمد! آری، اینان دوستان وبرگزیدگان وحجّت های من پس از تو بر بندگانم می باشند وجانشینان وبهترین بندگانم پس از تو خواهند بود. به عزّت وجلالم سوگند، دین وآیینم را به وسیله آنان به افراد بشر غالب می سازم وکلمه الله را به وسیله آنان برتری می بخشم وبه وسیله آخرین آنان، زمین را از وجود سرکشان وگنهکاران پاک می کنم وفرمانروایی شرق وغرب را به او می دهم».
در تفسیر آیه شریفه اَلَّذِینَ إِنْ مَکنّاهُمْ فِی اَلْأَرْضِ أَقامُوا اَلصَّلاةَ وآتَوُا اَلزَّکاةَ؛ آنان که اگر در زمین حاکمشان گردانیم، نماز را به پا می دارند وزکات می دهند). امام باقر (علیه السلام) فرمود: «این آیه مربوط به آل محمد (صلّی الله علیه وآله) وآخرین امامان است. خداوند شرق وغرب زمین را در اختیار ونفوذ حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) ویارانش قرار می دهد».
رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) می فرماید: «مهدی از فرزندان من است وبه دست او خداوند شرق وغرب زمین را می گشاید».
رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) می فرماید: «هنگامی که حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) ظهور کند، خداوند دین را به جایگاه اصلی اش بازمی گرداند وپیروزی های درخشانی برای او وبه دست او انجام می دهد. در آن روزگار کسی بر روی زمین نمی ماند، مگر آن که مسلمان باشد وکلمه لا إله إلاّ الله را بر زبان داشته باشد».
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «حضرت قائم از ماست وگسترش فرمانروایی آن حضرت شرق وغرب را فرامی گیرد».
نیز می فرماید: «هنگام قیام حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه)، خداوند اسلام را بر همه ادیان پیروز می کند».
از پیامبر (صلّی الله علیه وآله) نقل شده است: «حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه)، لشکریانش را به سراسر زمین گسیل می دارد».
رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) می فرماید: «اگر از زندگانی وپایان دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد،... خداوند مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) را می فرستد وبه وسیله او، عظمت را به دین بازمی گرداند وپیروزی های درخشانی برای او وبه دست او انجام می دهد. در آن روزگار کسی بر کره خاکی نیست جز آن که ذکر لا إله إلا الله بر زبان دارد».
جابر بن عبد الله انصاری می گوید: رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) می فرمود: «ذو القرنین، بنده ای شایسته بود که خداوند، او را بر بندگانش حجّت قرار داد. وی قوم خود را به سوی خدا دعوت کرد وبه تقوا دستور داد؛ ولی آنان بر سرش ضربه ای زدند واو مدّتی از آنان پنهان شد؛ به طوری که آنان گمان بردند که مرده است. پس از مدّتی نزد قومش بازگشت؛ ولی باز بر سمت دیگر سرش ضربه ای زدند.
در میان شما شخصی است که به سنّت رفتار می کند. خدای عزّ وجلّ، برای ذو القرنین در زمین اقتداری فراهم آورد واز هرچیز، وسیله ای برای او قرار داد واو را به شرق وغرب جهان رساند. خداوند متعال، رفتار وروش او را پیرامون امام غائب (علیه السلام) - که از فرزندان من است - جاری می کند واو را به شرق وغرب زمین می رساند وهیچ آبگاه ومنزلی در کوه وبیابان باقی نمی ماند که ذو القرنین بر آن گام نهاده باشد، جز آن که او گام می نهد. خداوند برای او گنج ها ومعادن زمین را آشکار می سازد وبا ایجاد ترس در دل دشمن، او را یاری می دهد وزمین را به وسیله او پر از عدل وداد می کند؛ چنان که قبل از قیام پر از جور وستم شده است».
دسته دیگری از روایات به گشودن شهرهای مخصوصی اشاره دارد که به گفتن چند روایت در این زمینه بسنده می کنیم:
امیر مؤمنان (علیه السلام) درباره حرکت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) به سوی شام می فرماید: «به دستور حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه)، امکانات حمل ونقل لشکریان فراهم می شود. پس از این فرمان، چهارصد کشتی ساخته می شود ودر کنار ساحل عکا پهلو می گیرند. از سویی، کشور روم با صد صلیب - که همراه هر صلیب ده هزار نفر نیرو است - بیرون می آیند وبا نیزه ها (وسلاح) خود طرسوس را می گشایند. حضرت با سپاهیانش به آن جا می رسند واز آنان به قدری می کشند که آب فرات تغییر رنگ می دهد وساحل از اجساد آنان، بوی تعفّن می گیرد. (با شنیدن این خبر) کسانی که در کشور روم مانده اند، به انطاکیه می گریزند».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که حضرت قائم قیام کند... لشکری به قسطنطنیه می فرستد. چون آنان به خلیج برسند، جمله ای بر روی پاهای خود می نویسند واز روی آب می گذرند».
رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) می فرماید: «اگر از دنیا جز یک روز نماند، به طور حتم، خداوند مردی از عترت مرا می فرستد که همنام من است وپیشانی او می درخشد، او قسطنطنیه وجبل دیلم را می گشاید».
حذیفه می گوید: «قسطنطنیه، دیلم وطبرستان گشوده نمی شود، مگر به دست مردی از بنی هاشم».
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که حضرت قائم قیام کند، قسطنطنیه، چین(۴۰۶) وکوه های دیلم را گشوده، مدّت هفت سال فرمانروایی می کند».
امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: «حضرت مهدی ویارانش حرکت می کنند تا این که وارد قسطنطنیه می شوند وبه جایی که پادشاه روم سکونت دارد می روند وسه گنج را از آن جا بیرون می آورند؛ گنجی از جواهرات، گنجی از طلا، وگنجی از نقره، آن گاه حضرت اموال وغنیمت ها را بین لشکریان تقسیم می کند».
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «حضرت قائم، سه پرچم را برای (عملیات در) سه نقطه آماده می سازد؛ پرچمی را به قسطنطنیه گسیل می دارد وخداوند آن جا را برای او می گشاید؛ پرچم دیگری را برای چین می فرستد وآن جا نیز برای حضرت گشوده می گردد وپرچم سوم را برای کوه های دیلم می فرستند وآن جا به تصرف نیروهایش درمی آید».
حذیفه می گوید: بلنجر وکوه های دیلم گشوده نمی گردد، مگر به دست مردی از آل محمد (صلّی الله علیه وآله).
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «... سپس حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) با هزار کشتی از شهر قاطع به سوی شهر قدس شریف رهسپار می شود واز عکا، صور، غزّه وعسقلان وارد سرزمین فلسطین می گردد، اموال وغنیمت ها را بیرون می آورد. سپس حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) وارد قدس شریف شده، در آن جا فرود می آید وهمان جا اقامت می گزیند تا زمانی که دجّال ظاهر شود».
ابو حمزه ثمالی می گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که فرمود: «هنگامی که قائم آل محمد (صلّی الله علیه وآله) ظهور می کند، به همراه او شمشیری است که آن را از نیام می کشد وخداوند به دست او سرزمین های روم، چین، ترک، دیلم، سند، هند، کابل، شام، وخزر را می گشاید».
ابن حجر می نویسد:... اوّلین پرچمی را که حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) برای جنگ می بندد، به ترک روانه می کند.
شاید منظور از سیف مخترط که در روایت ثمالی آمده است، کنایه از سلاح خاصی باشد که در دسترس حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) قرار می گیرد؛ زیرا برای گشودن همه سرزمین ها - که نیاز به توان تهاجمی فوق العاده ای دارد - سلاحی مناسب لازم است که برتر از همه سلاح ها باشد؛ به ویژه اگر بگوییم که آن حضرت فعّالیت های گوناگونی را از طریق عادّی انجام می دهند.
درباره گشودن هند، کعب می گوید: فرمانروایی که در بیت المقدس می باشد، سپاهی را به هند گسیل می دارد وآن جا را می گشاید. آن گاه آن سپاه، وارد خاک هند می شوند وگنج های آن جا را برای فرمانروای بیت المقدس می فرستند واو نیز آن جا را تزیین می کند وپادشاهان هند را به صورت اسیر نزد او می آورند. شرق وغرب زمین برای آنان گشوده می شود ونیروها در هند حضور خواهند داشت تا هنگامی که دجّال خروج کند.
حذیفه می گوید: پیامبر (صلّی الله علیه وآله) فرمود: «طاهر فرزند اسماء با بنی اسرائیل جنگید وآنان را به اسارت گرفت وبیت المقدس را به آتش کشید ومقدار هزار وهفت صد (یا نه صد) کشتی طلا وجواهرات را از آن جا به شهر رومیه آورد. به طور حتم، حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) آنها را از آن شهر بیرون برده، به بیت المقدس بازمی گرداند».
هرچند قیام حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) از مکه آغاز می شود، ولی سرزمین حجاز را پس از ظهور می گشاید. امام باقر (علیه السلام) دراین باره می فرماید: «حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) در مکه ظاهر می شود وخداوند، سرزمین حجاز را می گشاید وحضرت هرکس از بنی هاشم را که در زندان است، آزاد می سازد».
امیر مؤمنان (علیه السلام) درباره گشودن خراسان می فرماید: «حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) به حرکت خود ادامه می دهد تا این که خراسان را می گشاید وپس از آن دوباره به شهر مدینه بازمی گردد».
آن حضرت درباره گشودن ارمینیه به دست حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) می فرماید:
«حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) به حرکت خود ادامه می دهد تا این که به ارمینیه می رسد. چون مردم آن سرزمین او را می بینند، یکی از راهبان دانشمند را برای مذاکره، خدمت حضرت می فرستند. راهب به امام (علیه السلام) می گوید: آیا مهدی تو هستی؟ حضرت می فرماید: آری، منم؛ آن که نامم در انجیل آمده است وبشارت داده شده که در آخر زمان، ظهور می کنم.
او پرسش هایی را مطرح می کند وامام (علیه السلام) پاسخ می دهد.
راهب مسیحی، اسلام می آورد؛ ولی ساکنان ارمینیه، سرپیچی وتمرّد می کنند.
پس از آن سپاهیان حضرت وارد شهر می شوند وپانصد هزار نفر از نیروهای مسیحی را نابود می سازند وخداوند با قدرت بی پایانش شهر آنان را بین آسمان وزمین معلّق می کند؛ به طوری که پادشاه واطرافیانش که در بیرون شهر مستقر شده اند، شهر را در وسط آسمان وزمین آویزان می بینند.
پادشاه ارمینیه از ترس می گریزد وبه اطرافیانش نیز دستور می دهد به پناهگاهی پناه برند. در بین راه، شیری راه را بر آنان می بندد وآنان هراسان، سلاح ها واموالی را که به همراه دارند، می اندازند وسربازان حضرت که در تعقیب آنان می باشند، اموال را می گیرند وبین خود تقسیم می کنند؛ به طوری که به هریک، صد هزار دینار می رسد».
بخش دیگری از جهان گشایی های حضرت در شهرهای زنج است. حضرت امیر (علیه السلام) دراین باره می فرماید: «حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) به پیشروی خود ادامه می دهد تا این که به شهر زنج کبری می رسد. در آن شهر هزار بازار است ودر هریک از بازارها، هزار مغازه وجود دارد وحضرت آن شهر را می گشاید. حضرت پس از گشودن آن جا، عازم شهری به نام قاطع - که به صورت جزیره وبر روی دریاست - می شود». البته در سند این روایت وخود روایت بحث است.
حضرت باقر (علیه السلام) درباره اعزام لشکریان مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) به سراسر جهان می فرماید: «گویا حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) را می بینم که سربازانش را به سراسر جهان گسیل می دارد».
نیز آن حضرت می فرماید: «حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) لشکریان خود را برای گرفتن بیعت، به سراسر جهان می فرستد وستم وستمگر را نابود می کند وشهرهای گشوده شده، برای او تثبیت می گردد وخداوند به دست مبارکش، قسطنطنیه را می گشاید».
د) سرکوبی شورش ها
پس از ظهور حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) وگشودن شهرها وکشورهای گوناگون، برخی از شهرها وقبایل به رویارویی با حضرت می پردازند که به وسیله لشکریان امام (علیه السلام) سرکوب می شوند وگروهی کج اندیش، سخن حضرت را در برخی مسائل نمی پذیرند وبه سرکشی علیه حضرت دست می زنند که دوباره به وسیله لشکریان حضرت سرکوب می گردند. به روایاتی در این زمینه توجّه کنید:
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «سیزده شهر وطایفه هستند که مردم آن با حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) به نبرد می پردازند وحضرت با آنان می جنگد. آنان عبارتند از: مردم مکه، مدینه، شام، بنی امیه، بصره، دمنسیان، کردها، واعراب قبایل: بنی ضبّه، غنی، باهله، ازد وسرزمین ری».
امام باقر (علیه السلام) درباره پرخاش گروهی به سخنان مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) می فرماید: «وقتی حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) پاره ای از احکام را بیان می دارد ودرباره برخی از سنّت ها سخن می گوید، گروهی به عنوان اعتراض وقیام علیه حضرت، از مسجد بیرون می روند.
حضرت به یارانش دستور تعقیب آنان را صادر می کند. سپاه حضرت، در محله تمارین بر آنان دست می یابند وآنان را اسیر کرده، نزد حضرت می آورند. امام (علیه السلام) دستور می دهد که همگی را سر ببرند واین آخرین شورش وحرکتی است که علیه حضرت رخ می دهد».
درباره شورش در رمیله وسرکوبی آن، فرزند ابی یعفور می گوید: به حضور امام صادق (علیه السلام) آمدم، درحالی که گروهی از یارانش نیز در خدمت ایشان بودند. حضرت، به من فرمود: «آیا قرآن خوانده ای؟» عرض کردم: آری؛ ولی به همین قرائت متعارف.
فرمود: «مقصود من هم، همین قرائت بود». گفتم: منظور از این پرسش چیست؟ فرمود:
«حضرت موسی مطالبی را برای قوم خود گفت، ولی آنان تاب وتوان آن را نداشتند وعلیه حضرت - در مصر - قیام کردند؛ موسی (علیه السلام) نیز با آنان جنگید وآنان را به قتل رساند.
حضرت عیسی (علیه السلام) نیز مطالبی را برای قوم خود بازگو کرد وآنان نیز تحمّل نکرده، علیه او - در شهر تکریت - دست به شورش زدند. عیسی (علیه السلام) نیز به رویارویی با آنان برخاست ونابودشان کرد. این است معنای سخن خداوند که می فرماید:
فَآمَنَتْ طائِفَةٌ مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ وکفَرَتْ طائِفَةٌ فَأَیدْنَا اَلَّذِینَ آمَنُوا عَلی عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظاهِرِینَ(۴۳۸)؛ طایفه ای از بنی اسرائیل ایمان آوردند وطایفه دیگر کافر شدند وما ایمان آورندگان را نصرت دادیم وبر دشمنانشان پیروز کردیم.
حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) نیز هنگامی که ظهور کند، سخنانی برای شما می گوید که تاب وتوان پذیرش آن را نخواهید داشت. ازاین رو، علیه حضرت در شهر رمیله قیام می کنید وبا او می جنگید. حضرت نیز به رویارویی با شما می پردازد وشما را به قتل می رساند واین شورش آخرین قیام علیه حضرت است».
هu200d) پایان جنگ ها
با پی ریزی نظام الهی وحکومت جهانی امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه) وفروپاشی قدرت های شیطانی، شعله های جنگ فرو می نشیند ودیگر قدرتی نمی ماند که بتواند با ارتش مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) به رویارویی برخیزد. ازاین رو، ساز وبرگ نظامی در بازارها بدون تقاضا می ماند ودر نتیجه ارزان وبی خریدار می شود.
علی (علیه السلام) می فرماید: «... وجنگ ها نیز به پایان می رسد».
کعب می گوید: روزها به پایان نمی رسد تا این که مردی از قریش، در بیت المقدس فرود می آید... وجنگ ها نیز به پایان می رسد».
رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) در خطبه ای درباره دجّال وکشته شدنش فرمود: «پس از آن بهای یک اسب، چند درهم (پول نقره) خواهد بود».
ابن مسعود می گوید: از نشانه های قیامت این است که زن واسب گران می شود؛ سپس ارزان می گردد وتا روز قیامت نرخ آن گران نمی شود.
شاید مقصود از گرانی زن پیش از ظهور امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه) کنایه از این باشد که در اثر نامساعد بودن اوضاع اقتصادی، اداره ونگه داری یک زن وتشکیل خانواده بسیار مشکل می شود؛ چنان که در اثر کثرت جنگ ها ونیاز به مرکب، تهیه اسب (وتجهیزات جنگی) دشوار وگران می شود؛ ولی با پایان جنگ ها - پس از قیام حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) - جنگ افزارها ارزان می شود ودر اثر بهبود وضع اقتصادی، دشواری های ازدواج وزندگی از بین می رود وگویا زن ارزان می شود.
زمخشری نقل می کند: یکی از نشانه های قیام - مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) - این است که از شمشیرها، به جای داس استفاده می کنند».
چون در آن روزگار دیگر جنگی نیست؛ در نتیجه از صنایع وابزاری که در خدمت جنگ قرار داشت، برای پیشرفت کشاورزی بهره برداری می کنند.
پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله) در این زمینه می فرماید: «... نرخ گاو بالا می رود ونرخ اسب ناچیز می شود».
شاید این روایت نیز همین گونه تفسیر شود؛ زیرا از گاو در کشاورزی استفاده می شود وگوشت وشیر آن قابل مصرف است؛ ولی از اسب بیش تر به عنوان ابزار جنگی بهره برداری می کرده اند.

برداشت از کتاب جناب آقای طبسی نشانه هایی از دولت موعود

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:00

صفحه بندی