خرید بک لینک

فصل دوم: رهبر قیام

پیرامون انقلاب وقیام حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) تاکنون مطالبی را بازگو کرده ایم. در این فصل، خصوصیات جسمی، اخلاقی وکرامات آن حضرت را با استفاده از روایات، مورد بحث قرار می دهیم.
الف) خصوصیات جسمی
١. سن وچهره
عمران پسر حصین می گوید: به رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) گفتم: این مرد (مهدی) را برایم توصیف کن وشمّه ای از حالات او را بیان فرما. پیامبر (صلّی الله علیه وآله) فرمود: «او از فرزندان من است؛ اندامش چونان مردان بنی اسرائیل سخت وستبر است؛ به هنگام سختی وگرفتاری امّت من قیام می کند؛ رنگ چهره اش به عرب ها شباهت دارد؛ قیافه اش چون مرد چهل ساله می نماید؛ صورتش چون پاره ماه می درخشد؛ زمین را پر از عدل وداد می کند؛ آن گاه که آکنده از ظلم وستم شود. بیست سال زمام امور را در دست دارد وهمه شهرهای کفر، چون قسطنطنیه، روم و... را می گشاید...».
امام حسن مجتبی (علیه السلام) می فرماید: «... خداوند عمر حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) را در روزگار غیبت طولانی می گرداند. پس از آن با قدرت بی پایانش او را از چهره جوانی کم تر از چهل ساله ظاهر می کند».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «زمانی که حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) ظهور می کند، مردم او را انکار می کنند وکسی بر او درنگ نمی کند؛ جز آنان که خداوند در عالم ذر از آنان پیمان گرفته است. آن حضرت در چهره جوانی کامل وموفّق - معتدل - ظاهر می شود».
امیر مؤمنان می فرماید: «هنگامی که مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) قیام می کند، سن او بین سی تا چهل سال خواهد بود».
مروی می گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: نشانه وعلامت قائم شما به هنگام قیام وظهور چیست؟ امام فرمود: «نشانه اش این که سن حضرت زیاد است؛ ولی از نظر چهره جوان می نماید؛ به گونه ای که اگر کسی به او نظر کند، می پندارد او در سن چهل سالگی یا کم تر است. نشانه دیگرش این که گذشت روزگار او را پیر نمی کند تا زمانی که اجلش فرارسد».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «به طور حتم، ولی خدا صد وبیست سال همانند ابراهیم خلیل عمر خواهد کرد وبه چهره ورخسار جوانی کامل وسی ساله ظاهر خواهد شد».
مرحوم مجلسی می گوید: شاید مراد مدت حکومت وسلطنت حضرت باشد یا این که عمر حضرتش به همان مقدار بوده است؛ امّا خداوند آن را طولانی کرده است.
مراد از کلمه موفّق، معتدل بودن اعضاست وکنایه از این که در سنین متوسط ویا آخر سنین جوانی است.
درباره سن حضرت به هنگام ظهور، اقوال دیگری نیز هست. ارطات می گوید:
حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) شصت ساله است. ابu200dن حمّاد می گوید: حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) هیجده ساله است.
٢. مشخصات بدنی
ابو بصیر می گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: از پدر شما شنیده ام که امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه) سینه ای گشاده وکتف هایی باز وعریض دارد. حضرت فرمود: «ای ابا محمد! پدرم زره پیامبر (صلّی الله علیه وآله) را پوشید؛ ولی برایش بلند بود؛ به طوری که بر زمین می رسید. من نیز آن را پوشیدم؛ ولی بر قامتم بلند بود؛ ولی آن زره بر قامت حضرت قائم چنان مناسب واندازه است که بر بدن رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) اندازه بود وقسمت پایین آن زره کوتاه است؛ به طوری که هر بیننده گمان می کند اطراف آن را گره زده اند».
ریان پسر صلت می گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: «من امام وصاحب امر هستم؛ ولی نه آن صاحب امری که زمین را از عدل وداد پر می کند؛ آن گاه که از ستم وبیداد پر شده باشد. چگونه می توانم صاحب آن امر باشم، درحالی که ناتوانی جسمی مرا می بینی؟ حضرت قائم کسی است که وقتی ظهور می کند، در سن پیران است؛ ولی به نظر جوان می آید. اندامی قوی وتنومند دارد؛ به طوری که اگر دست را به سوی بزرگ ترین درخت دراز کند، آن را از ریشه بیرون می آورد واگر میان کوه ها فریاد برآورد، صخره ها می شکند واز جا کنده می شود. عصای موسی وانگشتر سلیمان همراه اوست».
ب) کمالات اخلاقی
حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) مانند پیشوایان معصوم دیگر دارای کمالات اخلاقی ویژه ای است. از آن جا که معصومین (علیهم السلام) انسان های کاملی هستند واز هر جهت اسوه والگوی بشریت هستند، اخلاق نیکو را نیز در بالاترین حد دارا می باشند.
حضرت رضا (علیه السلام) می فرماید: «مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) داناترین، بردبارترین وپرهیزگارترین مردمان است. او از همه انسان ها بخشنده تر، شجاع تر وعابدتر است».
١. ترس از خدا
کعب می گوید: خشوع وترس حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) در برابر خداوند، مانند خشوع عقاب در برابر دو بالش است. شاید مقصود کعب این باشد که هرچند عقاب پرنده ای قدرتمند است، امّا این نیرو بستگی تمام به میزان یاری بال هایش دارد؛ اگر بال ها لحظه ای او را یاری نکنند، از آسمان به زمین سقوط می کند. حضرت مهدی نیز هرچند قدرتمندترین رهبران الهی است، ولی این قدرت از ذات حق تعالی است. اگر خداوند، لحظه ای حضرتش را یاری نکند، توان ادامه فعّالیت را ندارد. ازاین رو، حضرتش در برابر ذات الهی، کمال خشوع وخضوع وترس را دارد.
طبق نقل ابن طاووس خشوع حضرت در برابر خداوند به خشوع دو طرف انتهای نیزه تشبیه شده است. سرعت عمل ودقت نشانه گیری در کار نیزه بستگی به دو سر آن که همانند دوبال هستند، دارد واگر یک سرش کج باشد، نیزه به خطا می رود.
شاید منظور این است که قدرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) از خداوند است وبستگی تمام به یاری حق دارد. ضمن این که این روایت از معصوم نیست بلکه سخن کعب الاحبار است.
٢. زهد
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «چرا در ظهور حضرت مهدی تعجیل می کنید؟ خدا می داند که پوشاک او سخت وخشن، خوراکش نان جو وحکومتش، حکومت شمشیر است ومرگ در سایه شمشیر».
عثمان بن حمّاد می گوید: در مجلس امام صادق (علیه السلام) حاضر بودم که شخصی به حضرتش عرض کرد: علی بن ابی طالب لباسی سخت می پوشید که ارزش آن چهار درهم بود؛ امّا شما لباس ارزشمندی بر تن دارید! حضرت در پاسخ فرمود: «علی (علیه السلام) در زمانی آن لباس را می پوشید که مورد انکار واعتراض قرار نمی گرفت. بهترین لباس هر زمان، لباس مردم آن دوران است. هنگامی که قائم ما قیام کند، نظیر لباس علی (علیه السلام) را می پوشد واز سیاست وخط مشی آن حضرت پیروی می کند».
ج) لباس
در روایات از لباس مخصوصی برای حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) به هنگام ظهور یاد شده است؛ گاهی از پیراهن رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) سخن گفته شده وگاه از پیراهن یوسف (علیه السلام) به عنوان لباس حضرت به هنگام ظهور نام برده شده است.
یعقوب پسر شعیب می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «آیا نمی خواهی پیراهنی را که حضرت قائم به هنگام ظهور، بر تن دارد به تو نشان دهم؟» عرض کردم: البته مایلم آن را ببینم. حضرت، صندوقچه ای را خواست وآن را گشود واز آن پیراهن کرباسی بیرون آورد وآن را باز کرد ودر گوشه آستین چپ آن لکه خونی بود.
امام (علیه السلام) فرمود: «این پیراهن پیامبر (صلّی الله علیه وآله) است ودر روزی که چهار دندان پیشین حضرت را (در جنگ احد) شکستند، آن را بر تن داشت وحضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) درحالی که این پیراهن را بر تن دارد، قیام می کند. من آن خون را بوسیدم وبر دیده خود نهادم. آن گاه حضرت لباس را پیچیده وبرداشت».
مفضل بن عمر می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «می دانی پیراهن یوسف چه بود؟» گفتم: خیر، فرمود: «چون برای ابراهیم (علیه السلام) آتش افروختند، جبرئیل برای او پیراهنی آورد وبر تن او پوشاند تا گرما وسرما به او آسیب نرساند وچون وفات او فرا رسید، آن را در جلد دعایی نهاد وبه بازوی فرزندش اسحاق آویخت. او نیز آن را به یعقوب داد. آن گاه که یوسف متولد شد، یعقوب آن را در بازوی یوسف قرار داد. بر یوسف نیز حوادثی گذشت تا این که عزیز مصر شد. چون یوسف آن را در آن جا از جلد بیرون آورد، یعقوب (علیه السلام) بوی آن را شنید واین سخن خداوند در قرآن است که در حکایت یوسف از قول یعقوب می فرماید: «ومن بوی یوسف را استشمام می کنم، اگر مرا به خطا نسبت ندهید» وآن همان پیراهنی است که از بهشت فرود آمده است».
عرض کردم: قربانت گردم؛ آن پیراهن به دست چه کسی رسیده است؟ فرمود: «به دست اهل آن است؛ پیراهن همراه قائم ماست؛ آن گاه که ظهور کند». سپس فرمود: «هر پیامبری که دانش یا چیز دیگری را به ارث برده است، همه آنها به محمد (صلّی الله علیه وآله) رسیده است».
د) اسلحه
رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) به علی (علیه السلام) فرمود: «هنگامی که قائم ما قیام می کند وزمانی که مأموریت ظهورش فرامی رسد، شمشیری همراه دارد که به وی ندا می دهد: ای ولی خدا! قیام کن ودشمنان خود را بکش».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) به هنگام ظهور، پیراهن پیامبر (صلّی الله علیه وآله) را که در جنگ احد پوشیده بود وعمامه وزره آن حضرت را که بر قامت او آراسته است، می پوشد وذو الفقار (شمشیر) پیامبر (صلّی الله علیه وآله) را در دست می گیرد وشمشیر می کشد ودر مدّت هشت ماه از کشته بی دینان، پشته ها می سازد».
جابر جعفی می گوید، امام باقر (علیه السلام) فرمود: «امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) از مکه بین رکن ومقام به همراه وزیر وسی صد واندی (سیزده) نفر از یارانش ظهور می کند؛ درحالی که عهد ودستور العمل پیامبر (صلّی الله علیه وآله) وپرچم واسلحه آن حضرت با اوست. آن گاه نداکننده ای از آسمان مکه به نام وولایت حضرتش ندا می دهد؛ به طوری که تمامی اهل زمین آن نام را می شنوند واسم حضرت، اسم پیامبر (صلّی الله علیه وآله) است».
هu200d) چهره شناسی امام
یکی از ویژگی های امام معصوم وحضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) این است که شخصیت درونی انسان ها را از چهره شان می شناسد وافراد صالح را از ناصالح تشخیص می دهد ومفسدان را با همان شناخت به سزای اعمالشان می رساند.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که حضرت قائم، قیام می کند، احدی نمی ماند، مگر آن که حضرت او را می شناسد: که فردی صالح ونیک است یا منحرف وفاسد».
نیز می فرماید: «هنگامی که قائم ما قیام کند، دشمنان ما را از چهره های شان می شناسد.
آن گاه آنان را از پیشانی (سر) وپاهای شان می گیرد (ودستگیر می کند) وخود با یارانش، آنان را با شمشیر به قتل می رسانند».
هم چنین می فرماید: «هنگامی که قائم آل محمد (صلّی الله علیه وآله) قیام کند، دوستانش را به کمک قدرت تشخیصی که دارد، از دشمنانش می شناسد».
معاویه دهنی می گوید: امام صادق (علیه السلام) درباره آیه ای که مجرمین از چهره های شان شناخته می شوند، آن گاه از سر وقدم های شان گرفته می شوند، فرمود: «ای معاویه! دیگران درباره آن چه می گویند؟» عرض کردم: می پندارند که خداوند، روز قیامت، گناهکاران را از قیافه شان می شناسند واز موهای جلوی سر وپاهای شان می گیرند وآنان را در آتش می اندازد. امام فرمود: «خداوند چه نیازی دارد که مجرمان را از چهره شان بشناسد وحال آن که آنان را آفریده است». عرض کردم: پس معنای آیه چیست؟ فرمود: «هنگامی که حضرت قائم قیام کند، خداوند به او علم سیماشناسی عطا می کند وحضرت دستور می دهد، کافران را از سر وپا گرفته وبا شمشیر ضربات سختی بر آنان بزنند».
و) کرامات
در آخر الزمان هرچند مردم برای روی کار آمدن دولتی قدرتمند ودر عین حال پشتیبان ستمدیدگان، لحظه شماری می کنند، ولی به بسیاری از دولت هایی که روی کار می آیند، خوش بین نیستند وسخن هر حزب وگروهی را نمی پذیرند واصولا کسی را قادر نمی دانند که بتواند نظم را به جامعه جهانی بازگرداند ودنیای پرآشوب را سامان بخشد.
ازاین رو، مدّعی بازگشت نظم به جامعه وگسترش امنیت در جهان، باید دارای توانی فوق توان دیگر انسان ها باشد واثبات این مطلب نیاز به نشان دادن کرامات وکارهای خارق العاده دارد وشاید برای این است که حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) در آغاز ظهور، دست به یک سلسله کرامات ومعجزات می زند؛ به پرنده در حال پرواز اشاره می کند واو فورا فرود می آید ودر دست حضرت قرار می گیرد. چوب خشک را در زمین بایر فرومی برد وآن چوب بی درنگ سبز می شود وشاخ وبرگ می دهد.
با این کارها به مردم ثابت می شود که سروکار آنان با شخصیتی است که آسمان وزمین به امر خداوند در اختیار وتحت فرمان اوست. این کرامات نویدی برای مردمی است که سال ها وبلکه قرن ها خود را زیر فشار وقهر آسمان وزمین می دیدند. مردمی که از بالای سر، مورد تهاجم هواپیماها وموشک ها قرار گرفته، میلیون ها قربانی داده اند وقدرتی را نمی یافتند که مانع آن همه تجاوزات گردد؛ ولی اینک خود را در برابر شخصیتی می بینند که آسمان وزمین وآن چه در آنهاست در اختیار اویند.
مردمی که تا دیروز، چنان در قحطی به سر می بردند که حتی برای تهیه نیازهای اوّلیه زندگی، رنج ها ومشکلاتی را متحمّل می شدند ودر اثر خشکسالی وکمبود زراعت، در محاصره اقتصادی شدیدی قرار گرفته بودند، امروز در برابر شخصیتی قرار گرفته اند که با اشاره ای زمین را سبز وخرّم می کند وآب وباران را جاری می سازد.
مردمی که دچار بیماری های بی درمان شده اند، با کسی روبه رو می شوند که حتی بیماری های غیر قابل درمان را نیز علاج می کند ومردگان را زندگی می بخشد. این ها معجزات وکراماتی هستند که حکایت از توانایی، صداقت وحق بودن گفته های این رهبر آسمانی دارد. کوتاه سخن آن که جهانیان باور می کنند که این نویددهنده با هیچ یک از مدّعیان پیشین شباهتی ندارد واو همان رهایی بخش واقعی وذخیره الهی ومهدی موعود است.
کرامات مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) گاهی برای رزمندگانش روی می دهد که بر ایمانشان می افزاید واعتقادشان را استوارتر می گرداند وگاه برای دشمنان ویا تردیدکنندگان است که سبب ایمان واعتقاد آنان به حضرت می شود.
اینک به بخشی از آن معجزات وکرامات اشاره می کنیم:
١. سخن گفتن پرنده
امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: «حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) در مسیر حرکت خود به یکی از سادات حسنی که دوازده هزار نفر رزمنده را به همراه دارد، برخورد می کند؛ حسنی در مقام احتجاج برمی آید وخود را سزاوارتر به رهبری می داند. حضرت در پاسخ او می گوید: «من مهدی هستم». حسنی می پرسد: آیا دلیل ونشانه ای داری تا با تو بیعت کنم؟ حضرت به پرنده ای که در آسمان در حال پرواز است، اشاره می کند وآن پرنده فرود می آید ودر دستان حضرت قرار می گیرد. آن گاه به قدرت خداوند لب به سخن می گشاید وبر امامت حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) گواهی می دهد.
برای اطمینان بیشتر سید حسنی، امام (علیه السلام) چوب خشکی را به زمین فرومی برد؛ آن چوب سبز می شود وشاخ وبرگ می دهد. بار دیگر، پاره سنگی را از زمین برمی دارد وبا یک فشار آن را خرد کرده، همانند خمیر نرم می کند.
سید حسنی با دیدن آن کرامات به حضرت ایمان می آورد. خود وهمه نیروهایش تسلیم امام (علیه السلام) می شوند وحضرت او را به عنوان فرمانده نیروی خط مقدّم می گمارد».
٢. جوشش آب وآذوقه از زمین
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که امام (علیه السلام) در شهر مکه ظهور می کند وقصد حرکت به کوفه را دارد، به نیروهایش اعلام می کند که کسی آب وغذا وتوشه راه با خود برندارد.
حضرت (علیه السلام) سنگ موسی (علیه السلام) را که به وسیله آن دوازده چشمه آب زلال از زمین جوشاند، همراه دارد. در مسیر راه هرجا توقف می کنند، آن سنگ را نصب می کند واز زمین چشمه های آب می جوشد. هرکس گرسنه باشد با نوشیدن آن سیر می گردد وهرکس تشنه باشد، سیراب می شود.
تهیه آذوقه وآب بین راه سپاهیان به همین ترتیب است تا هنگامی که به شهر نجف برسند؛ در آن جا با نصب آن سنگ، برای همیشه از زمین آب وشیر می جوشد که گرسنه وتشنه ای را سیر می کند».
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که حضرت قائم (علیه السلام) ظهور می کند، پرچم پیامبر (صلّی الله علیه وآله) وانگشتر سلیمان وسنگ وعصای موسی همراه او خواهد بود. پس به امر حضرت در بین سپاهیان اعلام می شود که کسی زاد وتوشه برای خود وعلوفه برای چهارپایان برندارد. برخی از همراهان می گویند: او می خواهد ما را به هلاکت بیندازد ومرکب های مان را از گرسنگی وتشنگی نابود کند. اصحاب با حضرت حرکت می کنند. به اوّلین جایی که می رسند، حضرت سنگ را بر زمین می کوبد وآب وغذا برای نیروها وعلوفه برای حیوانات بیرون می آید واز آن استفاده می کنند تا به شهر نجف می رسند».
٣. طی الارض ونداشتن سایه
امام رضا (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) ظهور می کند، زمین از نور خداوند روشن می شود وزمین زیر پای حضرت مهدی به سرعت حرکت می کند (واو باسرعت، مسیرها را می پیماید) واوست که سایه نخواهد داشت».
۴. وسیله انتقال
امام باقر (علیه السلام) به شخصی به نام سوره فرمود: «ذو القرنین مخیر گردید که یکی از دو ابر سخت ورام را برگزیند. او ابر رام برگزید وابر سخت برای حضرت صاحب (علیه السلام) ذخیره شد».
سوره پرسید: ابر سخت چیست؟ حضرت فرمود: «ابرهایی که در آن رعد وبرق وآذرخش وصاعقه باشد. هرگاه ابری چنین بود، صاحب شما بر آن سوار است. بی شک او سوار بر ابر می شود وبا آن به سوی آسمان بالا می رود وآسمان ها وزمین های هفت گانه را می پیماید؛ همان زمین هایی که پنج عدد آن مسکونی ودوتای دیگر ویران است».
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «خداوند، ذو القرنین را در انتخاب بین دو ابر سخت ورام مخیر کرد. او ابر رام را برگزید وآن ابری است که در آن رعد وبرق وجود نداشت واگر ابر سخت را برمی گزید، اجازه استفاده از آن را نداشت؛ زیرا خداوند، ابر سخت را برای حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه) ذخیره کرده است».
۵. کندی حرکت زمان
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «چون امام زمان (علیه السلام) ظهور کند، به سوی کوفه حرکت می نماید.
در آن جا هفت سال حکومت می کند که هرسال آن برابر ده سال از سالیان شماست. پس از آن، خداوند هرچه اراده کند، انجام می دهد». گفته شد چگونه سال ها طولانی می شود؟ امام فرمود: «خداوند به منظومه (وفرشته اداره کننده آن) دستور می دهد که از سرعت خود بکاهد. ازاین رو، روزها وسال ها طولانی می شود».
گفته شد: می گویند اگر کم ترین تغییری در حرکت آنها پدید آید، آنها به هم می ریزند وفاسد می شوند. امام فرمود: «این سخن افراد مادّی گرا وکافر به خداست؛ ولی مسلمانان (که عقیده به خداوند گرداننده آنها دارند) چنین سخنی را نمی توانند بگویند».
۶. قدرت تکبیر
کعب درباره گشودن شهر قسطنطنیه به دست مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) می گوید: حضرت، پرچم را به زمین فرومی برد وبه سوی آب می رود تا برای نماز صبح وضو بگیرد؛ آب از حضرت دور می شود. امام (علیه السلام) پرچم را برمی دارد وبه دنبال آب حرکت می کند تا آن که از آن ناحیه می گذرد. آن گاه پرچم را در زمین فرومی برد وسپاهیان را فرامی خواند ومی فرماید:
«ای مردم! خداوند دریا را برای شما شکافت؛ هم چنان که آن را برای بنی اسرائیل شکافت». پس سپاهیان از دریا می گذرند وروبه روی شهر قسطنطنیه قرار می گیرند.
سپاهیان ندای تکبیر سرمی دهند ودیوارهای شهر به لرزه درمی آید.
بار دیگر تکبیر می گویند ودوباره دیوارها می لرزد. بار سوم که صدا به تکبیر بلند می کنند، دیوارهایی که میان دوازده برج مراقبت هستند، فرومی ریزند.
رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) می فرماید: «... حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) جلوی قسطنطنیه فرود می آید. در آن روزگار، آن دژ، هفت دیوار دارد. حضرت هفت تکبیر می گوید ودیوارها فرومی ریزد وبا کشتن تعداد بسیاری از رومیان، آن جا به تصرف حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) درمی آید وگروهی نیز به اسلام رومی آورند».
امیر مؤمنان (علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «... سپس حضرت مهدی ویارانش به حرکت خود ادامه می دهند وبر هیچ دژی از دژهای رومیان نمی گذرند، مگر آن که با گفتن «لا إله إلاّ الله» دیوارهای آن فرومی ریزد تا آن که در نزدیکی شهر قسطنطنیه فرود می آیند.
در آن جا چند تکبیر می گویند وناگهان خلیجی که در مجاورت آن شهر است، خشک می شود وآب هایش در زمین فرومی رود ودیوارهای شهر نیز فرو می ریزد.
از آن جا به سوی شهر رومیه حرکت می کنند وچون به آن جا می رسند، مسلمانان سه تکبیر می گویند وشهر چون رمل وشن نرم - که در برابر تندبادها قرار گرفته باشد - از هم می پاشد».
نیز آن حضرت می فرماید: «... مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) به پیشروی خود ادامه می دهد تا این که به یکی از شهرهای مشرف به دریا می رسد. لشکریان حضرت تکبیر سر می دهند ودر پی آن دیوارهای شهر از هم گسیخته شده، فرومی ریزند».
٧. عبور از آب
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «پدرم فرمود: هنگامی که حضرت قائم قیام کند... سپاهیانی را به شهر قسطنطنیه می فرستد. آن گاه که به خلیج برسند، جمله ای بر روی پاهای خود می نویسند واز روی آب می گذرند. رومیان چون این معجزه وعظمت را می بینند، به یک دیگر می گویند: وقتی سپاهیان امام زمان این چنین باشند، خود حضرت چگونه خواهد بود! ازاین رو، درها را بر روی آنان می گشایند وسپاهیان حضرت وارد شهر شده، در آن جا فرمانروایی می کنند».
٨. شفای بیماران
امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: «... حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) پرچم ها را به اهتزاز درمی آورد ومعجزات خود را آشکار می کند وبه اذن خداوند چیزهایی را از نیستی به وجود می آورد.
بیماران دچار پیسی وخوره را شفا می دهد ومردگان را زنده، وزندگان را می میراند».
٩. عصای موسی در دست
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «عصای موسی متعلّق به آدم بوده است که به شعیب (پیامبر) رسیده وپس از او به موسی بن عمران داده شده است. آن عصا نزد ماست وبه تازگی که من آن را دیدم، هنوز سبز بود؛ مانند روزی که از درخت جدایش کردند. چون از آن عصا سؤال شود، سخن می گوید وآن برای قائم ما آماده است وآن چه موسی با آن کرد، حضرت قائم نیز با آن انجام می دهد وهرچه بدان عصا دستور داده شود، انجام می دهد وهرجا افکنده شود، جادوها را می بلعد».
١٠. ندای ابر
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «... حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه) در آخر الزمان ظهور می کند. بر سر آن حضرت ابری در حرکت است وهرجا برود، آن ابر نیز می رود تا حضرت را از تابش خورشید حفظ کند وبا صدایی رسا وآشکار، ندا می دهد، این مهدی است».
سرانجام طبق فرموده امام صادق (علیه السلام): «هیچ معجزه ای از معجزات پیامبران واوصیا نمی ماند، مگر آن که خداوند عزّ وجلّ آن را به دست قائم ما انجام می دهد تا حجّت بر دشمنان تمام گردد».

برداشت از کتاب جناب اقای طبسی

برچسب: نویسنده: یوسف یوسفی تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:00

صفحه بندی